پندهای پیغمبر اکرم به ابوذر – پند اول


2018-03-30 13.19.40ای ابوذر خدا را چنان ستایش کن که گویا او را می بینی، زیرا که اگر تو اورا نمی بینی ...

خشونت پلیس آمریکا


police-thumbضرب و شتم زن دست بند زده شده توسط پلیس فدرال آمریکا با دوربین های مدار بسته به تصویر کشیده ...

دعا پيش از تكبير نماز


doa-namaz-girl-دعا-نماز-روايت شده از صفوان جمّال كه ديدم حضرت صادق عليه السلام رو به قبله كرد پيش از تكبير و گفت ...

دعا هنگام برخاستن براى نماز برای همجواری با رسول


namaz-نمازاز حضرت صادق عليه السلام منقول است كه حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام فرمود هر كه بگويد اين دعا را ...

ادعیه امامان به هنگام خروج از خانه


at the door-روبروی در ورودیاز حضرت صادق عليه السلام منقول است كه آدمى هرگاه خواست از منزل خود بيرون رود بگويد سه مرتبه در وقتى ...

دعا هنگام بيدار شدن در شب


sleeping-خواباز حضرت  امام صادق عليه السلام مروى است كه فرمود هرگاه يكى از شما برخواست در شب از خواب بگويد: سُبْحانَ ...

دعا به جهت بيدار شدن براى نماز شب


doa-namaz-girl-دعا-نماز-از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه حضرت رسول صلى الله عليه و آله فرمود كسى كه بخواهد برخيزد ...

از آثار و برکات صلوات بر محمد و آل محمد


hazrate-mohammadیکی از سنت های اصیل و ارزشمند الله، صلوات بر پیامبر وآل او(صلی الله علیه و اله)است . صلوات بهترین ...

مراقبات ادعیه و اعمال برای افزایش حافظه به سفارش بزرگان


memory-حافظه- پس از نماز صبح و نماز عشاء هفت مرتبه دعای ذیل را بخواند و به مدت سه یا هفت ...

در خبر از آثار خواندن زیارت عاشورا


ashora-tumbدر خبر از آثار خواندن زیارت عاشورا امام صادق علیه‌السلام :زیارت امام حسین علیه‌السلام را فرو نگذار که خدا عمرت را ...

برای ظهور سرورمان امام زمان (عج) چقدر آماده ایم؟


Imam-mahdi-امام-زمان-امام-مهدیعنوان : برای ظهور سرورمان امام زمان (عج) چقدر آماده ایم؟ گردآورنده:  سارا پارسا ایمیل:  s_parsa_1986@yahoo.com سخن گردآورنده : پژوهش حاضر با هدف ...

ادعیه و تعویض در هنگام خواب


sleeping-خواباول از حضرت صادق عليه السلام مروى است كه كسى كه بگويد سه مرتبه در وقتى كه در خوابگاه خود ...

دعاى مخزون هنگام صبح و شام از امام صادق ع


toloe khorshid thumb- sunrise thumbاز حضرت صادق عليه السلام منقول است كه به داود رِقّى فرمود كه ترك مكن اين دعا را سه مرتبه ...

دعای امام باقر ع در وقت طلوع فجر


toloe khorshid thumb- sunrise thumbاز حضرت امام محمّد باقرعليه السلام روايت است كه هركس بگويد در وقت طلوع فجر: لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَحْدَهُ لا ...

ادعیه امامان در هنگام داخل شدن در صبح و شام


toloe khorshid thumb- sunrise thumbاول از حضرت صادق عليه السلام روايت است كه حضرت علىّ بن الحسين عليه السلام چون داخل صبح مى شد ...

عنوان : برای ظهور سرورمان امام زمان (عج) چقدر آماده ایم؟

گردآورنده:  سارا پارسا

ایمیل:  s_parsa_1986@yahoo.com

سخن گردآورنده : پژوهش حاضر با هدف بالابردن اطلاعات و آشنایی بیشتر مردم عزیز و دل پاک این جامعه شیعی و برادران اهل سنت ما با امام زمان (عج) و فتنه های آخرالزمان صورت گرفته است.

تنها راه رهایی از فتنه ها و گرداب های آخرالزمان یاری جستن از اهل بیت (ع) و توسل به آقا امام زمان ارواحنا فداه است. از مواردی که معصومین (ع) در زمان غیبت، به ما مردم منتظر، امر فرموده اند : پایداری بر دین، وفای به ولی فقیه و علمای دین، تقوا و ترک گناه، توبه، احیای امر به معروف و نهی از منکر و دعای بسیار برای فرج آخرین ذخیره الهی آقا صاحب الزمان (عج) می باشد.

شناخت امام زمان (عج)

شناخت امام زمان علیه‌السلام واجب است‌.

الف) دلیل عقلى‌:

همه علت‌ها و فلسفه‌هایى که براى ضرورت و لزوم وجود پیامبر گفته‌اند، براى ضرورت وجود جانشین و وصى پیغمبر نیز صادق است. بنابراین پس از وفات آن حضرت لازم است تا مردم به جانشین پیغمبر در شئون مختلف زندگى خود مراجعه کنند، همان‌گونه که به پیغمبر مراجعه مى‌کردند.

پس بر خداوند لازم است که او را نصب فرماید و بر مردم نیز واجب است آن امام را بشناسند؛ زیرا که پیروى کردن بدون معرفت و شناخت امکان ندارد.

سوال:  پیامبر اکرم‌صلى الله علیه وآله از جانب خداوند قواعد و احکامى را که مردم در امور معاش و شیون زندگى مادى و جنبه‌هاى اخروى و امور مربوط به معاد نیاز داشتند براى مردم بیان نمود، دیگر چه نیازى به وجود امام‌علیه السلام است؟

جواب : پیغمبرصلى الله علیه وآله قواعد را به طور «کلى» بیان فرموده و دستورات دین را به مقدار مورد نیاز عموم در «آن زمان» تشریح کرده است، و این مطلب با مراجعه به احادیث پیغمبر اکرم‌صلى الله علیه وآله روشن مى‌گردد.

بنابراین احتیاج مردم با آن مقدار از بیان برطرف نشده، بلکه پاره‌اى‌از مسایل حتى بر علما و دانشمندان بزرگ پوشیده مى‌ماند – تا چه رسد به دیگران – پس افراد بشر از وجود امام و پیشواى معصوم بى‌نیاز نبوده و ناگزیر هستند تا به او مراجعه کنند و مطالب مورد نیاز خویش را از او بیاموزند.

تردیدى نیست که پیغمبر اکرم‌صلى الله علیه وآله تمام احکام و علوم را به وصى خود سپرده که پس از ایشان، رهبرى مردم را – از طرف خداوند – به عهده داشته باشند، و هر امامى به امام بعد از خودش سپرده تا اینکه نوبت به امام زمان ما – عجل الله فرجه الشریف – رسیده است.

علاوه بر این، اگر فرض کنیم تمام علما و دانشمندان به تمام احکام عمل کنند، باز هم وجود ایشان ما را از وجود امام بى‌نیاز نمى‌سازد، زیرا که آنان از سهو و اشتباه معصوم نیستند. پس در هر زمان به وجود شخص معصومى که از خطا و اشتباه محفوظ باشد نیاز هست، تا مرجع و پناه مردم بوده، حقایق احکام را برایشان بیان فرماید. و آن شخص معصوم هیچ کس جز امام نیست.

سوال : نبودن امام با بودنش در حالى که از دیدگان مردم پنهان و غایب باشد چه فرق مى‌کند؟

جواب:  اولا : مانع ظهور و آشکار بودن امام‌علیه السلام، ناشى از خود مردم است، وغیبت آن حضرت دلیل نمى‌شود بر اینکه احتیاجى به وجود آن حضرت نیست، بلکه بر مردم واجب است که موانع ظهور را برطرف سازند تا از نور مقدسش بهره‌مند شوند و از انواع علوم و معارفش استفاده کنند.

ثانیا : غیبت آن حضرت در همه زمان‌ها و از همه انسان‌هاى مومن نیست، بلکه براى بسیارى از بزرگان مومنین اتفاق افتاده است که به خدمت حضرتش شرفیاب شده و به محضر مقدسش راه یافته‌اند. جریانات آنان در کتاب‌هاى علماى بزرگوار ما ضبط است، و بیان آنها فعلا از بحث ما خارج است.

ثالثا : منافع وجود مبارک آن حضرت منحصر در بیان علوم نیست، بلکه همه‌آنچه از مبدا و سرچشمه فیض الهى به مخلوقات مى‌رسد، از برکات وجود او مى‌باشد که در بخش دیگر این موضوع را بیان خواهیم کرد.

ب) دلیل نقلى‌:

روایات بسیارى – که در حد تواتر است – در این باره وارد شده که ما به خاطر رعایت اختصار به ذکر قسمتى از آنها اکتفا مى‌کنیم:

1. امام صادق علیه السلام درباره آیه مبارکه «ولله‌ الاسْم‌آء الحسْنى فادْعوه بها »؛ و براى خداوند نیکوترین نام‌ها است، پس او را با آنها بخوانید. فرمود: “به خدا قسم، ما آن اسماء حسنى (نیکوترین نام‌ها) هستیم که خداوند هیچ عملى را از بندگان نمى‌پذیرد، مگر با شناخت و معرفت ما”.

پیغمبر اکرم‌صلى الله علیه وآله تمام احکام و علوم را به وصى خود سپرده که پس از ایشان، رهبرى مردم را – از طرف خداوند – به عهده داشته باشند، و هر امامى به امام بعد از خودش سپرده تا اینکه نوبت به امام زمان ما – عجل الله فرجه الشریف – رسیده است.

2. امام باقر علیه السلام فرمود: ” قله و بلندى مقام و کلید آن و راه اشیاء و رضایت پروردگار اطاعت از امام است. اگر شخصى شب‌ها به عبادت برخیزد و روزها را روزه بدارد و تمام مالش را صدقه دهد و همه سال‌هاى عمرش حج خانه کعبه را انجام دهد، اما ولایت ولى خدا را نشناسد تا از او پیروى کند و تمام اعمالش با راهنمایى او انجام پذیرد، براى او حق ثواب نزد خداوند نیست و او از اهل ایمان نمى‌باشد”.

3. حارث بن مغیره گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم : آیا پیامبر صلى الله علیه وآله فرموده: “هرکس بمیرد و امام زمانش را نشناسد به مرگ جاهلیت مرده است ؟! “

فرمود: آرى. عرضه داشتم: این کدام جاهلیت است، آیا جاهلیت مطلق یا جاهلیت کسى که امامش را نشناخته؟ فرمود: “جاهلیت کفر و نفاق و ضلال”.

4. امام صادق علیه السلام از پیامبر اکرم‌صلى الله علیه وآله روایت کرده که فرمود: ” هرکس منکر قایم از فرزندانم شود، مرا انکار کرده است”.

البته اخبار بسیار دیگرى از ائمه اطهار علیهم السلام در این باب آمده است.

اما منظور از معرفت و شناخت:

اولا: شناختن شخص امام با اسم و نسب او است.

ثانیا: شناخت صفات و خصوصیات او که با آنها از دیگران امتیاز مى‌یابد.

راه شناخت حضرت مهدى (عج)

براى شناخت حضرت مهدى (عج) و ويژگى هاى شخصى و كيفيت غيبت و ظهور او هيچ وسيله اى بهتر از آيات شريفه قرآن كريم و روايات معصومين (عليهم السلام) نيست. با اينكه در اين زمينه و با اتكاى به همين آيات و روايات، بيش از هزار كتاب و رساله نوشته شده است بازهم به طور يقين مى توان گفت كه در تمامى آنها، جز بخش كوچكى از معارف مربوط به اين آخرين ذخيره الهى، تبيين نشده است. زيرا ابعاد وجودى او را ـ همچنان كه در باره اميرالمؤمنين (عليه السلام)فرموده اند ـ كسى جز خدا و پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) به تمام و كمال نشناسد. و باز كلام خدا و پيامبر (ص) و اهل بيت (ع) را هركسى به درستى فهم نتواند كرد.

علاوه بر اين، خاصيت دوران غيبت است كه نمى توان مطمئن بود كه همه فرمايشات آنان به ما رسيده باشد.

با اين همه، آنچه در پى مى آيد تنها مرورى بر پاره اى عناوين و ذكر نمونه هايى در هر باب است. بسان بر گرفتن قطره هايى از دريايى بى كرانه، كه گفته اند:

آب دريا را اگر نتوان كشيد      هم به قدر تشنگى بايد چشيد

شناخت كوتاه از حضرت مهدى(عج)

نام: م ح مّ د.

پدر: امام حسن عسگرى(ع)

مادر: نرجس.

القاب: حجت ، خاتم ، صاحب الزّمان ، قائم ، منتظَر ، و از همه مشهورتر مهدى.

ظاهر: چون ستاره درخشان نورانى ، و داراى خالى سياه بر گونه راست .

زاد روز: شب نيمه شعبان 255 ، هنگام طلوع فجر.

زادگاه: شهر سامراء.

غيبت صغرى: از سنّ پنج سالگى به مدّت 69 سال.

نمايندگان: چهار نفر از شخصيّت هاى شيعه به نامهاى:

1. ابو عمرو ، عثمان بن سعيد بن عمرو عمرى اسدى ، وكيل و نماينده پيشين امام هادى و امام عسگرى عليهما السّلام.

2. فرزند او ، ابو جعفر ، محمد بن عثمان بن سعيد ، در گذشته 304.

3. أبوالقاسم ، حسين بن روح بن ابى بحر نوبختى ، در گذشته 326.

4. ابوالحسن على بن محمد سمرى ، در گذشته 329.

محل اقامت نامبردگان بغداد ، و كليّه امور شيعيان و خواسته ها و نامه هاى آنان به وسيله اين چهار نفر انجام و ردّ و بدل مى شد و آرامگاه آنان نيز در بغداد مشهور است.

غيبت كبرى: با در گذشت چهارمين نماينده و سفير آن حضرت از سال 329 آغاز گرديد و تا به هنگام فرمان الهى مبنى بر اجازه ظهور و قيام آن بزرگوار ، همچنان ادامه خواهد داشت.

هنگام ظهور: آنگاه كه منادى حقّ از جانب آسمان ندا دهد : حقّ با آل محمّد است. نام مهدى بر سر زبان ها افتد، مردم دلباخته او شوند و از كسى جز او سخن نگويند.

محل ظهور: مكّه معظّمه.

محل بيعت ( تعهّد مردم در پيروى از امام ) : مسجدالحرام ، ميان ركن و مقام.

نشانى : فرشته اى از بالاى سر او فرياد مى زند : اين مهدى است ، او را پيروى كنيد.

يادگار أنبياء : انگشتر سليمان در انگشت او ، عصاى موسى در دستش ، و بطور خلاصه آنچه خوبان همه دارند او تنها دارد.

ياران : سيصد و سيزده نفر ( به عدد اصحاب بدر ) ، افرادى باشند كه هسته مركزى زمامدارى او را تشكيل دهند و در حقيقت كارگردانان اصلى قيام مهدى(عج) ، و كارگزاران درجه اوّل انقلاب جهانى اسلام خواهند بود كه از اطراف جهان به دور حضرتش گرد آيند.

روش حكومتى : بر اساس قرآن و سيره پيامبر(ص) و امامت اميرمؤمنان(ع).

شعاع و دامنه حكومت : سراسر جهان را فرا گيرد و زمين را از عدل و داد پر كند در حالى كه از جور و ستم پر شده باشد.

مركز حكومت : مسجد كوفه ، ــ  مركز خلافت و حكومت جدّ بزرگوارش على(ع) ــ .

چگونگى پيروزى بر دشمنان : همانند پيروزى جدّ عالى مقامش پيامبر اكـرم(ص) بر كافران و مشركـان ، خداوند او را با گـروه هاى منظّم هزاران نفرى از فرشتگان كه از آسمان فرود می آيند و كه داراى نشان مخصوص بودند مدد می هد و نيز در جبهه هاى جنگ ياريش می كند ، آنچنان كه مؤمنان را در حال شكست در بدر و ديگر جبهه هاى فراوان و روز تاريخى حنين يارى و پيروز فرمود و در جنگ احزاب ، رعب و وحشت در دل كفار و مشركان فرو ريخت.

مدت زمامدارى : روايات كه ـ اكثراً مربوط به اهل تسنّن است ـ در اين باره با اختلاف سخن گفته ، امّا به عقيده شيعه خدا آگاه است.

وزير و معاون : عيسى(ع) از آسمان فرود آيد و به عنوان وزير با حضرتش همكارى نمايد.

بركات حكومت و رهبرى او : درهاى خير و بركت از آسمان به روى مردم گشوده شود، عمرها به درازا كشد، مردم همه در رفاه و بى نيازى بسر برند، شهرها همه بر اثر آبادانى و سرسبزى به هم پيوسته گردند ، آنچنان كه مسافران را به برداشتن توشه نيازى نخواهد بود، و اگر زنى يا زنانى تنها از مشرق به مغرب روند كسى را با آنها كارى نباشد.

 اسامى، اوصاف و القاب حضرت مهدى (عج)

 مرحوم ثقة الاسلام نورى در بيان اسماء شريفه امام عصر (عليه السلام)، با استناد به آيات و روايات و كتب آسمانى پيشين و تعبيرات راويان و تاريخ نگاران تعداد يكصد و هشتاد و دو اسم و لقب براى حضرت مهدى (عليه السلام) ذكر مى كند و مدّعى است كه در اين مقام، از استنباط هاى شخصى و استحسان هاى غير قطعى خوددارى نموده است كه در غير اين صورت چندين برابر اين اسماء و القاب، قابل استخراج از كتب مختلفه بود. كه از آن جمله است:

م ح مّ د، احمد، عبداللّه، محمود، مهدى، برهان، حجّت، حامد، خلف صالح، داعى، شريد صاحب، غائب، قائم، منتظر و… .

كنيه هاى آن حضرت عبارتند از:

ابوالقاسم (هم كنيه پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم))، ابوعبداللّه، اباصالح كه مرحوم نورى ابو ابراهيم، ابوالحسن و ابوتراب را نيز از كنيه هاى ايشان شمرده است.

در اينجا به ذكر پاره اى عناوين و صفات كه در ضمن زيارت هاى مختلفه و ادعيه مربوط به حضرت مهدى (عليه السلام) مورد تصريح قرار گرفته است اشاره داريم، با اين اميد كه دقّت و تأمّلى در آنها، ما را با شئونات مختلفه آن بزرگوار آشنا ساخته و مقاماتى را كه غالباً از لسان معصومين(عليهم السلام) در ضمن اين دعاها و زيارتها براى امام دوازدهم (عليه السلام) بر شمرده شده براى مان روشن تر سازد.

قابل ذكر اينكه تمام اين عناوين و اوصاف بطور خاص در مورد حضرت مهدى(عليه السلام) وارد گرديده، اگرچه بسيارى از آنها در مورد ساير امامان بزرگوار اسلام (عليهم السلام) نيز مى تواند مصداق داشته باشد.

ديگر اينكه، آنچه ذكر مى شود نه به ادّعاى اسم يا لقب آن حضرت، بلكه به عنوان بهره ورى از تعابير موجود در نصوص زيارت و دعاست، اعم از اينكه واژه اى مفرد يا جمله اى توصيفى باشد.

بقيّة اللّه : باقيمانده خدا در زمين.

خليفة اللّه : جانشين خدا در ميان خلايق.

وجه اللّه : مظهر جمال وجلال خدا، سمت و سوى الهى كه اولياى حق رو به او دارند.

باب اللّه : دروازه همه معارف الهى، درى كه خدا جويان براى ورود به ساحت قدس الهى، قصدش مى كنند.

داعى اللّه : دعوت كننده الهى، فرا خواننده مردم به سوى خدا، منادى راستين هدايت الى اللّه.

سبيل اللّه : راه خدا، كه هركس سلوكش را جز در راستاى آن قرار دهد سر انجامى جز هلاكت نخواهد داشت.

ولى اللّه : سر سپرده به ولايت خدا و حامل ولايت الهى، دوست خدا.

حجة اللّه : حجّت خدا، برهان پروردگار، آن كس كه براى هدايتِ در دنيا، و حسابِ در آخرت به او احتجاج مى كنند.

نور اللّه : نور خاموشى ناپذير خدا، ظاهر كننده همه معارف و حقايق توحيدى، مايه هدايت رهجويان.

عين اللّه : ديده بيدار خدا در ميان خلق، ديدبان هستى، چشم خدا در مراقبت كردار بندگان.

سلالة النّبوّة : فرزند نبوّت، باقيمانده نسل پيامبران.

خاتم الاوصياء : پايان بخش سلسله امامت، آخرين جانشين پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم).

علم الهدى : پرچم هدايت، رايت هميشه افراشته در راه اللّه، نشان مسير حقيقت.

سفينة النّجاة : كشتى نجات، وسيله رهايى از غرقاب ضلالت، سفينه رستگارى.

عين الحيوة : چشمه زندگى، منبع حيات حقيقى.

القائم المنتظر : قيام كننده مورد انتظار، انقلابى بى نظيرى كه همه صالحان چشم انتظار قيام جهانى اويند.

العدل المشتهر : عدالت مشهور، تحقق بخش عدالت موعود.

السيف الشاهر : شمشير كشيده حق، شمشير از نيام بر آمده در اقامه عدل و داد.

القمر الزّاهر : ماه درخشان، ماهتاب دلفروز شبهاى سياه فتنه و جور.

شمس الظلاّم : خورشيد آسمان هستى ظلمت گرفتگان، مهر تابنده در ظلمات زمين.

ربيع الأنام : بهار مردمان، سر فصل شكوفايى انسان، فصل اعتدال خلايق.

نضرة الأيّام : طراوت روزگار، شادابى زمان، سرّ سرسبزى دوباره تاريخ.

الدين المأثور : تجسّم دين، تجسيد آيين بر جاى مانده از آثار پيامبران، خودِ دين، كيان آيين، روح مذهب.

الكتاب المسطور : قرآن مجسّم، كتاب نوشته شده با قلم تكوين، معجزه پيامبر در هيئت بشرى.

صاحب الأمر : دارنده ولايت امر الهى، صاحب فرمان و اختياردار شريعت.

صاحب الزمان : اختيار دارِ زمانه، فرمانده كل هستى به اذن حق.

مطهّر الأرض : تطهير كننده زمين كه مسجد خداست، از بين برنده پليدى و ناپاكى از بسيط خاك.

ناشر العدل : برپا دارنده عدالت، بر افرازنده پرچم عدل و داد در سراسر گيتى.

مهدى الامم : هدايتگر همه امّت ها، راه يافته راهنماى همه طوايف بشريت.

جامع الكَلِم : گردآورنده همه كلمه ها بر اساس كلمه توحيد، وحدت بخش همه صفها.

ناصر حق اللّه : ياريگر حقِ خدا، ياورِ حقيقت.

دليل ارادة اللّه : راهنماى مردم به سوى مقاصد الهى، راه بلد و راهبر انسانها در راستاى اراده خداوند.

الثائر بأمر اللّه : قيام كننده به دستور الهى، بر انگيخته به فرمان پروردگار، شورنده بر غير خدا به امر خدا.

محيى المؤمنين : احياگر مؤمنان، حياتبخش دلهاى اهل ايمان.

مبير الكافرين : نابود كننده كافران، درهم شكننده كاخ كفر، هلاك كننده كفار.

معزّ المؤمنين : عزّت بخش مؤمنان، ارزش دهنده اهل ايمان.

مذلّ الكافرين : خوار كننده كافران، درهم شكننده جبروتِ كفر پيشگان.

منجى المستضعفين : نجات دهنده مستضعفان، رهايى بخش استضعاف كشيدگان.

سيف اللّه الّذى لاينبو : شمشير قهر خدا كه كندى نپذيرد.

ميثاق اللّه الّذى أخذه : پيمان بندگى خدا كه از بندگان گرفته شده.

مدار الدهر : مدار روزگار، محور گردونه وجود، مركز پيدايش زمان.

ناموس العصر : نگهدارنده زمان، كيان هستى دوران.

كلمة اللّه التامه : كلمه تامّه خداوند، حجّت بالغه الهى.

تالى كتاب اللّه : تلاوت كننده كتاب خدا، قارى آيات كريمه قرآن.

وعداللّه الّذى ضمنه : وعده ضمانت شده خدا، پيمان تخلّف ناپذير الهى.

رحمة اللّه الواسعة : رحمت بى پايان خدا، لطف و رحمت بى كرانه پروردگار رحمت گسترده حق.

حافظ اسرار رب العالمين : نگهبان اسرار پروردگار، حافظ رازهاى ربوبى.

معدن العلوم النبويّه : گنجينه دانش هاى پيامبرى ـ خزانه معارف نبوى.

نظام الدين : نظام بخش دين.

يعسوب المتقين : پيشواى متقين.

معزّ الاولياء : عزت بخش ياران.

مذلّ الأعداء : خوار كننده دشمنان.

وارث الانبياء : ميراث بر پيامبران.

نور ابصار الورى : نور ديدگان خلايق.

الوتر الموتور : خونخواه شهيدان.

كاشف البلوى : بر طرف كننده بلاها.

المعد لقطع دابر الظلمه : مهيّا شده براى ريشه كن كردن ظالمان.

المنتظر لاقامة الأمت و العوج : مورد انتظار براى از بين بردن كژيها و نادرستى ها.

المترجى لازالة الجور و العدوان : مورد آرزو براى بر طرف كردن ستم و تجاوز.

المدّخّر لتجديد الفرائض و السنن : ذخيره شده براى تجديد واجبات و سنن الهى.

المؤمّل لاِحياء الكتاب وحدوده : مورد اميد براى زنده ساختن دوباره قرآن و حدود آن.

جامع الكلمة على التقوى : گرد آورنده مردم بر اساس تقوى.

السبب المتصل بين الأرض و السماء : واسطه بين آسمان و زمين، كانال رحمت حق بر خلق.

صاحب يوم الفتح و ناشرراية الهدى : صاحب روز پيروزى و بر افرازنده پرچم هدايت.

مؤلف شمل الصلاح و الرضا : الفت دهنده دلها بر اساس رضايت و درستكارى.

الطالب بدم المقتول بكربلا : خونخواه شهيد كربلا.

المنصور على من اعتدى عليه وافترى : يارى شده عليه دشمنان وافترا زنندگان.

المضطرّ الّذى يجاب اذا دعى : پريشان و درمانده اى كه چون دعا كند دعايش مستجاب شود.

برخى ويژگى هاى ظاهرى حضرت

1. شبيه پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم):

حضرت مهدى (عليه السلام) سيمايى چون سيماى پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) دارد، در رفتار و گفتار و سيرت نيز شبيه و همانند اوست.

اميرالمؤمنين (عليه السلام) روزى به امام حسين (عليه السلام) نظر افكنده به اصحاب خود فرمودند:

«در آينده خداوند از نسل او مردى را پديد مى آورد كه همنام پيامبر شماست و در ويژگيهاى ظاهرى و سجاياى اخلاقى به او شباهت دارد.»

2.  زيبا و خوش صورت:

زيبايى اگر به اعتدال و تناسب اعضاى چهره، يا به گيرايى نگاه و نورانيّت صورت و جذّابيّت آن باشد، همگى در وجود نازنين يادگار پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) به وديعت نهاده شده است.

3. گشاده پيشانى:

پيشانى بلند و گشاده اش بر هيبت و وقار چهره زيبايش مى افزايد، و چنان نورى بر چهره و جبين او پيداست كه سياهى موهاى سر و محاسن شريفش را تحت الشعاع قرار مى دهد.

4. ميانه قامت:

قامتى نه دراز و بى اندازه و نه كوتاه بر زمين چسبيده دارد، بلكه اندامش معتدل و ميانه است.

5. داراى دو خال مخصوص:

خالى بر چهره دارد كه برگونه راستش همچون دانه مُشكى ميان سفيدى صورتش مى درخشد و خالى ديگر بين دو كتفش متمايل به جانب چپ بدن دارد.

در باره شمايل ظاهرى امام زمان(عليه السلام) پاره اى صفات ديگر از مجموعه روايات وارده در اين باب مى توان بدست آورد:

*     آن حضرت رنگى سپيد، كه آميختگى مختصرى با رنگ سرخ دارد.

*    از بيدارى شب ها، چهره اش به زردى مى گرايد.

*     چشمانش سياه و ابروانش بهم پيوسته است و در وسط بينى او بر آمدگى كمى پيداست.

*     ميان دندان هايش گشاده و گوشت صورتش كم است.

*     ميان دو كتفش عريض است و شكم و ساق او به اميرالمؤمنين(عليه السلام)شباهت دارد.

*     در وصف او وارد شده:

«المهدىّ طاووس اهل الجنّة. وجهه كالقمر الدّرى عليه جلابيب النور».

«حضرت مهدى(عليه السلام) طاووس اهل بهشت است، چهره اش مانند ماه درخشنده است و گويا جامه هايى از نور بر تن دارد.»

«اللّهم ارنى الطّلعة الرّشيدة والغرّة الحميدة واكحل ناظرى بنظرة منّى اليه».

«بار خدايا ! آن جمال بارشادت و پيشانى نورانى ستايش شده را، به من بنمايان، و چشمم را به نگاهى به او، سرمه كن».

 داستان ولادت حضرت مهدی (عج)

وهم صدق در کمال الدين از استادش ابن وليد قمی و او از محمد بن عطا از حسين بن رزق الله از موسی بن محمد بن القاسم بن حمزه بن الامام موسی بن جعفر (عليه السلام) و او از حکيمه خاتون دختر امام محمد تقی (عليه السلام)  روايت نموده که گفت: امام حسن عسکری (عليه السلام) مرا خواست و فرمود: عمه امشب نيمه شعبان است نزد ما افطار کن که خداوند در اين شب فرخنده کسی را بوجود می آورد که حجت او بر روی زمين می باشد. عرض کردم: مادر اين نوزاد مبارک کيست؟ فرمود: نرجس. گفتم فدايت گردم اثری از حاملگی در نرجس خاتون نيست. فرمود همين است که مي گویم. سپس به خانه حضرت در آمدم و سلام کرده نشستم.

نرجس خاتون آمد کفش از پای من در آورد و گفت: ای بانوی من شب بخير گفتم: بانوی من و خاندان ما توئی. گفت: نه! من کجا و اين مقام بزرگ؟ گفتم: دختر جان امشب خداوند پسری به تو موهبت مي کند که سرور دو جهان خواهد بود. چون اين سخن را شنيد با کمال حجب و حيا نشست.

سپس نماز شام را خواندم و افطار کرده و خوابيدم سحرگاه برای اداء نماز شب برخاستم. بعد از نماز ديدم نرجس خوابيده و از  وضع حمل او خبری نيست، پس از تعقيب نماز دوباره خوابيدم و بعد از لحظه ای با اضطراب بيدار شدم ديدم نرجس خوابيده است. در آن حال درباره وعده امام ترديد کردم که ناگهان حضرت از جائيکه تشريف داشتند با صدای بلند مرا صدا زده فرمودند: عمه تعجب مکن که وقت نزديک است.

چون صدای امام را شنيدم شروع بخواندن سوره «الم سجده» و «يس» نمودم در اين وقت نرجس با حال مضطرب از خواب برخواست، من به وی نزديک شدم و نام خدا را بر زبان جاری کردم و پرسيدم: آيا احساس چيزی ميکنی؟ گفت: آری. گفتم: ناراحت مباش و دل قوی بدار، اين همان مژده است که به تو دادم، سپس هر دو به خواب رفتيم.

اندکی بعد برخاستم ديدم بچه متولد شده و روی زمين با اعضاء هفتگانه خدا را سجده مي کند آن پاره ماه را در آغوش گرفتم. ديدم بعکس نوزادان ديگر، از آلايش ولادت پاک و پاکيزه است.

در اين هنگام امام حسن عسگری (عليه السلام) صدا زد: عمه جان فرزندم را نزد من بياور چون او را نزد پدر بزرگوارش بردم، امام دست زير ران ها و پشت بچه گرفت و پاهای او را به سينه مبارک چسبانيد و زبان در دهانش گردانيد و دست بر چشم و گوش او  کشيد و فرمود: فرزندم با من حرف بزن. آن مولود مسعود گفت: «اشهد ان لااله الاالله و حده لا شريک له و اشهد ان محمداً رسول الله» آنگاه بر امير المومنين و ائمه طاهرين عليهم السلام درود فرستاد و چون به نام پدرش رسيد ديدگان گشود و سلام کرد. امام فرمود: عمه جان او را نزد مادرش ببر تا به او نيز سلام کند و باز نزد من برگردان. چون او را نزد مادرش بردم سلام کرد، مادر نيز جواب سلامش را داد. سپس او را پيش امام حسن عسکری (عليه السلام) برگردانيدم.

حضرت فرمود: عمه روز هفتم ولادتش نيز بچه را نزد من بياور. صبح روز نيمه شعبان که به خدمت امام رسيدم سلام کردم، روپوش از روی او برداشتم ولی بچه را نديدم عرض کردم: فدايت گردم بچه چه شد؟ فرمود عمه جان او را به کسی سپردم که مادر موسی فرزند خود را به او سپرد.

چون روز هفتم به حضور امام شرفياب شدم فرمود: عمه فرزندم را بياور. او را در قنداقه پيچيده نزد حضرت بردم، امام مانند بار اول فرزند دلبندش را نوازش فرمود و زبان مبارک آنچنان در دهان او مي نهاد که گوئی شير و عسل به او ميخوراند. سپس فرمود: ای فرزند با من سخن بگو! گفت : اَشهَدُ اَن  لااِلهَ اِلاالله آنگاه بر پيغمبر خاتم (صلی الله عليه واله) و امير المو منين (عليه السلام) و يک يک ائمه تا پدر بزرگوارش درود فرستاد و سپس اين آيه شريفه را تلاوت نمود:

وَ نُريدُ اَن نَمُنَّ عَلَی الَّذينَ استُضعِفُوا فیِ الاَرضِ وَ نَجعَلَهُم اَئِمَّهً وَ نَجعَلَهُمُ الوارِثينَ وَ نُمَکِّنَ لَهُم فیِ الاَرضِ وَ نُریَ فِرعَونَ وَ هامانَ وَ جُنُودَ هُما مِنهُم ما کانُوا يَحذَرُونَ( سورة قصص آيه 4)

يعنی اراده کرده ايم که منت بنهيم بر آنان که در زمين زبون گشتند و آنها را پيشوايان و وارثان زمين قرار دهيم و آنها را در زمين جای دهيم و به فرعون و هامان و لشکريان آنان نشان دهيم آنچه را که آنها از آن مي ترسند.

موسی بن جعفر راوی اين حديث مي گويد: اين روايت را از عقبه خادم امام حسن عسکری (عليه السلام)  پرسيدم و او نيز گفته حکيمه را تصديق کرد.

در کتاب کمال الدين از معلی بن محمد روايت نموده که گفت: از امام حسن عسکری (عليه السلام)  نقل شده که چون زبيری به قتل رسيد حضرت فرمود : اينست پاداش کسي که نظر رحمت حق را نسبت به اوليائش دروغ دانست و گفته بود مرا خواهد کشت و فرزندی نخواهم داشت که جانشين من باشد. ولی او ديد که خود کشته گشت و خداوند فرزندی بنام (م ح م د) به من موهبت کرد در سال 256 هجری. اين روايت در غيبت شيخ طوسی هم آمده است.

امام زمان (عج) در احادیث و روایات معصومین (ع)

رسول الله (ص) : إن على بن ابيطالب (عليه السلام) امام امتى و خليفتى عليها من بعدى و من ولده القائم المنتظر الذى يملاء الله به الارض عدلا و قسطاً كما ملئت  ظلماً و جورًا

على بن ابيطالب (عليه السلام) پس از من پيشواى امت من و جانشين من بر آنان است و از جمله فرزندان اوست آن قائم منتظر كه خداى به واسطه او زمين را از عدل و داد پر مى كند، كه از ظلم و جور لبريز شده باشد.  ( فرائد السمطين ج 2 ص 335 و 336 ، ح 589 ، اكمال الدين ، ص 227 و 228 ، ح 7، اعلام الورى ج 2  ، ص 227 )

رسول الله (ص) : طوبى للصابرين فى غيبته، طوبى للمقيمين على محبته.

خوشا به حال صبر كنندگان در ايام غيبتش، خوشا به حال پايداران بر دوستى و محبتش. ( ينابيع الموده، ج 3، ص 285، ح 2; كفايت الاثر، ص 60; بحارالانوار، ج 52، ص 143، ح 60 )

رسول الله (ص) : والذى بعثنى بالحق بشيراً لولم يبق من الدنيا الا يوم واحد، لطول الله ذلك اليوم حتى يخرج فيه ولدى المهدى، فينزل روح الله عيسى بن مريم فيصلى خلفه، وتشرق الارض بنور ربها، ويبلغ سلطانه المشرق والمغرب

سوگند به آن كسى كه مرا به حق براى بشارت (به رحمت خويش) مبعوث فرموده، اگر جز يك روز از عمر عالم باقى نماند، هرآينه خداوند آن روز را آن چنان طولانى سازد تا در آن روز فرزندم مهدى از پرده غيبت خارج گردد، سپس روح الله عيسى بن مريم نازل گردد و پشت سر او نماز گذارد، و زمين به نور پروردگارش (از ظلمتهاى ظلم و تاريكيهاى فساد و جهل) به روشنائى گرآيد، و قدرت و حكومت او تا شرق و غرب عالم گسترش يابد. ( اكمال الدين، ص 163. )

على بن ابيطالب (ع) : لا تخلو الارض من قائم بحجة (اما) ظاهر مشهور، أو  خاف مغمور، لئلا تبطل حجج الله و بيناته

زمين از برپا دارنده حجت تهى نباشد، چه او آشكار باشد و مشهور و چه مخفى و پنهان، و اين از آن روست كه حجتها و بينات الهى باطل نشود. (ينابيع المودة، ج 1 ، ص 89، ح 34 ،  اكمال الدين، ص 291 ، ح 2، نهج البلاغه ، ج 4 ، ص 37  خطبه 147 )

على بن ابيطالب (ع) : ويذهب الشر و يبقى الخير و يزرع الانسان مداً و تخرج له سبعة امداد كما قال الله تعالى، و يذهب الزّنا و شرب الخمر، و يذهب الرّبا، و يقبل الناس على العبادات، و الشرع والديانة، والصلاة فى الجماعات، و تطول الاعمار، و تؤدى الامانات و تحمل الاشجار، و تتضاعف البركات، و تهلك الاشرار و تقى الاخيار ولايبقى من يبغض اهل البيت(عليهم السلام)

شرّ از جهان رخت بربندد و خير و نيكى بجاى ماند و انسان يك مدّ بذر كشت نمايد و هفت مدّ برايش محصول دهد چنانچه خداى تعالى فرموده است. زنا و شراب و ربا از بين برود، و مردم به عبادت و ديانت و نماز جماعت روى آورند، عمرها طولانى، امانتها به صاحبانشان مسترد، درختان بارور، خيرات و بركات مضاعف گردد. اشرار از ميان بروند و نيكان باقى مانند و از دشمنان اهل بيت(عليهم السلام)كسى باقى نماند. (عقد الدرر به نقل از منتخب الاثر، ص 474 )

از امام حسن (ع) : إذا خرج ذاك التاسع من ولد أخى الحسين ابن سيدة الإماء يطيل الله عمره فى غيبته ثم يظهره بقدرته فى صورة شاب ابن دون اربعين سنة ذلك ليعلم أن الله على كل شىء قدير

امام حسن مجتبى در ضمن يك حديث طولانى مى فرمايد: خداوند تبارك و تعالى، نهمين فرزند از فرزندان برادرم حسين فرزند فاطمه (عليها السلام) را در دوران غيبتش عمر طولانى عنايت فرمايد سپس به قدرت خويش به صورت جوانى كمتر از چهل سال ظاهر مى شود و اين براى آن است كه مردم بدانند كه خداوند بر همه چيز قدرت دارد. ( بحار الانوار ج 51 ص 132، ح 1؛ اكمال الدين ، ص315 و 316 ، ح 2 ؛ كفاية الاثر، ص 225 و 226 ، الاحتجاج ، ج 2 ص 9 و 10 )

امام حسین (ع) : منا اثنا عشر مهدياً اولهم اميرالمؤمنين على بن ابيطالب و آخر هم التاسع من ولدى و هو الامام القائم بالحق يحيى الله به الارض بعد موتها و يظهر به دين الحق على الدين كله ولو كره المشركون

 له غيبتة يرتد فيها اقوام و يثبت على الدين فيها آخرون فيؤذون و يقال لهم متى هذاالوعد ان كنتم صادقين أما ان الصابر فى غيبته على الاذى و التكذيب بمنزلة المجاهد بالسيف بين يدى رسول الله صلى الله عليه و آله

امام حسين (عليه السلام) فرمود: دوازده مهدى از ما هستند اول آنها اميرالمؤمنين على بن ابيطالب (عليه السلام) و آخر آنها نهمين پسر من كه قيام بر حق خواهد نمود و زمين را پس از مرگ آن زنده خواهد كرد، اوست كه دين حق را بر ساير اديان غلبه خواهد داد اگر چه مشركان كراهت داشته باشند.

براى حضرت مهدى (عليه السلام) غيبتى است كه عده اى در آن مدت گرفتار شك و ترديد مى شوند ولى عده اى ديگر ثابت قدم و پابرجا خواهد ماند. و بعضى به اين گروه مقاوم مى گويند كه پس كى وعده الهى محقق مى شود، اگر راست مى گوييد؟ به تحقيق كسى كه بر اذيت و تكذيب دشمنان در عصر غيبت آن گرامى صبر كند، همانند مجاهد مسلحى است كه در كنار رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) با دشمنان اسلام جنگيده است. ( بحار الانوار ج 36، ص 385، ح 6 ؛ اكمال الدين، ص 317 ، ح 3؛  كفاية الاثر ص 232؛ مقتضب الاثر، ص 23؛ اعلام الورى ج 2، ص 194 )

امام سجاد (ع) : من ثبت على ولايتنا فى غيبة قائمنا، اعطاه الله أجر الف شهيد مثل شهداء بدر و احد

هر كه در دوران غيبت قائم ما، بر ولايت ما ثابت قدم باشد، خداوند پاداش هزار شهيد مانند شهداى بدر و احد را به او عطا مى فرمايد. (كشف الغمه، ج 3، ص 312. )

امام باقر (ع) : وتؤتون الحكمة فى زمانه حتى ان المراة لتقضى فى بيتها بكتاب الله تعالى و سنة رسول الله صلى الله عليه و آله

علم و حكمت به همه شما در زمان مردى از خاندان ما آموخته شود، بطورى كه حتى زن در خانه اش بر طبق كتاب خدا و سنت رسول الله (صلى الله عليه وآله وسلم) قضاوت نمايد. ( بحارالانوار، ج 52، ص 352 )

امام صادق (ع) در تأويل آيه شريفه «امن يجيب المضطر اذا دعاه و يكشف السوء و يجعلكم خلفاء الارض (سوره نمل آيه 62) فرمودند: نزلت فى القائم من آل محمد عليهم السلام هو والله المضطر اذا صلى فى المقام ركعتين و دعاالله فأجابه و يكشف السوء و يجعله خليفة فى الارض

اين آيه درباره امام قائم (عليه السلام) نازل شده و او به خدا سوگند همان مضطرى است كه وقتى در مقام (كنار كعبه) دو ركعت نماز مى خواند و بعد از خدا طلب مى كند و پروردگار هم دعايش را مستجاب نموده و كشف سو مى نمايد و او را خليفه و رهبر روى زمين قرار خواهد داد. (تفسير قمي ، ج 2 ، ص 129،  بحار الانوار ج 51،  ص 48، ح 11 )

امام صادق (ع) : من اقر بالائمة من آبائى و ولدى وجحد المهدى من ولدى كان كمن اقر بجميع الانبياء و جحد محمداً صلى الله عليه و آله نبوته

هر كه به امامان از نياكان و فرزندانم معتقد باشد و مهدى از فرزندانم را انكار كند، همانند كسى است كه به همگى پيامبران معتقد باشد و محمد (صلى الله عليه وآله وسلم) را انكار كند.

اكمال الدين، ص 338 ، ح 12 ؛ بحار الانوار، ج 51 ، ص 145، ح 10؛  كشف الغمة ج 3، ص 330 ؛ اعلام الوري، ج 2 ص 234

امام صادق (ع) : من سرّه أن يكون من أصحاب القائم، فلينتظر وليعمل بالورع و محاسن الاخلاق و هو منتظر فان مات و قام القائم بعده، كان له من الاجر مثل اجر من أدركه، فجدوا و انتظروا هنيئاً لكم ايتها العصابة المرحومة

هر كه دوست دارد از ياران قائم باشد بايد انتظار كشد و از گناه پرهيز كند و بر اخلاقى نيكو باشد در حالى كه منتظر است. پس اگر چنين كسى پيش از قيام قائم درگذرد، او را پاداشى باشد مثل پاداش كسى كه قائم را درك كرده باشد. پس كوشش كنيد و انتظار كشيده كه گوارايتان باد اى گروه مورد رحمت.( غيبت نعماني ، ص 200 ح 16 ؛ اثبات الهداة، ج 3 ص  536  ، ح 488 ؛ بحار الانوار ، ج 52، ص 140، ح 50 )

امام صادق (ع) : المنتظر للثانى عشر كالشاهر سيفه بين يدى رسول الله صلى الله عليه و آله يذب عنه

كسى كه منتظر امام دوازدهم است مانند كسى است كه در كنار رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) و براى دفاع از آن حضرت شمشير مى زند. ( غيبت نعمانى، ص 41.)

امام كاظم (ع) : يا بنى إذا فقد الخامس من ولد السابع من الائمه فالله الله فى أديانكم، فانه لابد لصاحب هذا الامر من غيبة يغيبها حتى يرجع عن هذاالامر من كان يقول به، يا بنى إنما هى محنة من الله امتحن بها خلقه…

فرزندم! چون پنجمين امام از فرزندان هفتمين امام ناپديد شود، از خداى درباره دينتان بترسيد، زيرا كه صاحب اين امر را گريزى از غيبت نيست، غيبتى كه روى گردان شود از اين آئين، بسيارى از كسانى كه به آن معتقد باشند، فرزندم! آن غيبت آزمونى الهى است كه خداى، مردمان را به آن بيازمايد. ( غيبت طوسي ص 166؛ اعلام الورى ج 2 ، ص 239، كافي ، ج 1 ، ص 336، ح 2؛ اكمال الدين، ص 359 و 360، ح 1 ؛ كفاية الاثر ، ص 268 و 269 ؛ دلائل الامامة ص 534 ، ح 516؛ غيبت نعماني، ص 154 ج 11 )

امام رضا (ع) : كم من حرى مومنة و كم من مؤمن متأسف حيران حزين عند فقدان الماء المعين

چه بسيار زنان و مردان مؤمنى كه به وقت فقدان ماء معين (مهدى (عليه السلام)) متأسف، تشنه و محزونند.( عيون اخبار الرضا (ع) ج 1 ص 9 و 10، ح 14؛ غيبت نعماني، ص 180، ح 4 ؛خرائج، ج 3 ، ص 1168، ح 65؛ بحار الانوار، ج 51 ، ص 152، ح2  )

 ماء معين اشاره به آيه سوره ملك دارد … ” فمن ياتيكم بماء معين” كه به گواهى امام صادق (عليه السلام) منظور از ماء در اين آيه حضرت مهدى (عليه السلام) است.

امام جواد (ع) : افضل اعمال شيعتنا انتظار الفرج

برترين اعمال شيعيانمان، انتظار فرج است. ( غيبت نعمانى، ص 180)

امام هادی (ع) : لولا من يبقى بعد غيبة قائمكم من العلماء الداعين اليه، والدّالين عليه، والذّابين عن دينه بحُجج الله، والمنقذين للضعفاء من عبادالله من شباك ابليس ومردته، لما بقى احد الا ارتد عن دين الله. ولكنهم يمسكون ازمة قلوب ضعفاء الشيعة كما يمسك صاحب السفينة سكانها، اولئك هم الافضلون عندالله عزوجل

اگر نه اين بود كه پس از غيبت قائم آل محمد، برخى از علما وجود دارند كه به سوى او دعوت مى كنند و مردم را به حضرتش سوق مى دهند و از دينش با استدلالهاى الهى حمايت مى كنند و ضعيفان از بندگان خدا را از افتادن در دام ابليس و يارانش، رهايى مى بخشند، پس به تحقيق هيچ كس نمى ماند جز اينكه از دين خدا بر مى گشت. ولى آن عالمان زمان قلوب ضعفاى شيعه را مى گيرند همانگونه كه ناخداى كشتى، سكّان و فرمان كشتى را مى گيرد و پس آنها نزد خداى عزوجل از همه برترند. ( بحارالانوار، ج 51، ص 156. )

شيخ طوسى (ره) مى نويسد: روزى حدود چهل تن از شيعيان حضور امام حسن عسكرى (عليه السلام) شرفياب شدند و از حضرتش تقاضا كردند كه حجت پس از خويش را به آنان معرفى كند. ناگاه پسرى ديدند همچون پاره ماه، كه شبيه ترين مردمان به ابومحمد (عليه السلام) بود، آن گاه حضرتش فرمودند:

هذا إمامكم من بعدى و خليفتى عليكم،  أطيعوه و لاتتفرقوا من بعدى فتهلكوا فى أديانكم، ألا وانكم لاترونه من بعد يومكم هذا حتى يتم له عمر…

اين، پس از من امام شماست و جانشين من است بر شما، او را اطاعت كنيد و پس از من پراكنده نشويد، كه دينتان تباه مى شود و به هلاكت مى افتيد، بدانيد كه پس از امروز او را نخواهيد ديد تا اينكه عمرى از او سپرى گردد. (غيبت شيخ طوسي، ص 357، ح 319؛ مدينة المعاجز، ج 7، ص 611 ؛ اكمال الدين ، ص 435، ح 2؛ ينابيع المودة، ج 3، ص 323، ح 2؛ بحارالانوار، ج 51، ص 346 و 347، ح 1 )

حضرت حجة بن الحسن (عج) : انا غير مهملين لمراعاتكم ولا ناسين لذكر كم و لولا ذلك، لنزل بكم اللاواء  و اصطلمكم الاعداء

ما در رسيدگى به شما كوتاهى نكنيم و ياد شما را از خاطر نبريم، و اگر چنين بود سختى شديد بر شما وارد مى شد و دشمنان شما را ريشه كن مى ساختند. ( الاحتجاج، ج 2، ص 323، مزار شيخ مفيد، ص 8; خرائج، ج 2، ص 902; تهذيب الاحكام، ج 1، ص 38; بحارالانوار، ج 53، ص 175، ح 7. )

حضرت حجة بن الحسن (عج) : فليعمل كل امرء منكم ما يقرب به من محبتنا

پس هر يك از شما بايد به جا آورد، آنچه را كه به سبب آن به محبت ما نزديك مى شود. ( بحارالانوار، ج 53، ص 176 )

حضرت حجة بن الحسن (عج) : وَأَمَّا الْحَوادِثُ الْواقِعَةُ فَارْجِعُوا فيها إِلى رُواةِ حَديثِنا، فَإِنَّهُمْ حُجَّتي عَلَيْكُمْ وَأَنَا حُجَّةُ اللّه.

و اما در مورد مسائل و حوادث جديدى كه براى شما پيدا مى شود، به كسانى كه احاديث ما را روايت مى كنند رجوع كنيد. (به كسانى كه سخنان ما خاندان رسالت را براى شما مى گويند مراجعه كنيدو نه به كسانى كه از خودشان در مى آورند.) و اين دسته حجّت من بر شمايند و من حجّت خدا بر همه شما هستم.»

حضرت حجة بن الحسن (عج) : أَنَا بَقِيَّةُّ اللّهِ في أَرْضِهِ وَالْمُنْتَقِمُ مِنْ أَعْدائِهِ، أَنَا خاتَمُ الْأوْصِياءِ وَبي يَرْفَعُ اللّهُ الْبلاءَ عَنْ أَهْلي وَشيعَتي.

من باقيمانده خدا در زمين او و انتقام گيرنده از دشمنان او هستم  ،  من پايان بخش سلسله جانشينان پيامبرم و بسبب من است كه خداوند بلاها را از خاندان و شيعيان من درو مىنمايد ( الامام المهدي(عليه‏السلام)، بيروت، مؤسسة الوفاء، ص  543 – 542نقلاً عن الزام الناصب، ج  1ص   352 _ 353 )

حضرت حجة بن الحسن (عج) : وَنَحْنُ نَعْهَدُ إلَيْكَ أَيُّهَا الْوَليُّ الْمُخْلِصُ الْمُجاهِدُ فِينا الظّالِمِينَ أَيَّدَكَ اللّهُ بِنَصْرِهِ الّذي أَيَّدَ بِهِ السَّلَفَ مِنْ أَوْلِيائِنَا الصّالِحِينَ: أَنّهُ مَنِ اتَّقى رَبّهُ مِنْ إخْوانِكَ فِي الدِّينِ، وَأَخْرَجَ مِمّا عَلَيْهِ إِلى مُسْتحقِّيهِ، كان آمِناً مِنَ الْفِتْنَةِ الْمُبْطِلَةِ، وَمِحَنِها الْمُظْلِمَةِ الْمُضِلَّةِ ومَنْ بَخِلَ مِنْهُمْ بِما اَعادَهُ اللّهُ مِنْ نِعْمَتِهِ عَلى مَنْ أمَرَهُ بِصِلَتِهِ، فَإنّهُ يَكُونُ خاسِراً بِذلِكَ لأُوْلاهُ و اخريه.

ما با شما عهد مى كنيم كه هركسى از برادران دينى شما (شيعيان) كه تقوى را سرمايه خويش قرار دهد از فتنه هاى گمراه كننده ظلمت خيز در امان خواهد بود  و اگر كسى بر خلاف وظيفه رفتار كرده، از آنچه بايد عمل كند بخل ورزد، مسلماً خسران و زيان دو جهان نصيبش خواهد شد. (الاحتجاج، ج 2ص  499 بحار الانوار، ج 53ص  177 (م. خ)، (نقلاً عن الاحتجاج).

سیره عملی امام زمان(علیه السلام) در عصر ظهور

پس از ارائه آنچه كه به اختصار در شرح احوالات امام زمان ـ علیه السّلام ـ آوردیم، مناسب می‌دانیم به عنوان حُسْن ختام این مجموعه، بخشی از روایاتی را كه درباره‌ سیرت امام زمان ـ علیه السّلام ـ پس از ظهور است نقل كنیم. در این باره، آنچه را كه استاد محمد رضا حكیمی در كتاب پر ارج “خورشید مغرب” آورده است عیناً نقل كرده و علاوه بر محتوای این كتاب روایات، از قلم ادیبانه استاد نیز بهره می‌گیریم:

الف) سیرت دینی

مهدی ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ در برابر خداوند و جلال خداوند، فروتن است، ‌همچون عقاب، به هنگامی كه بال خویش فرو گشاید و سر به زیر انداخته، از اوج آسمان فرو د آید. مهدی، در برابر جلال خداوند اینسان خاشع و فروتن است. خدا و عظمت خدا، در وجود او متجلی است، و همه‌ هستی او را در خود فرو برده است. [1]

مهدی ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ عادل است و خجسته و پاكیزه. او ذرّه‌ای از حق را فرو نگذارد. خداوند دین اسلام را به دست او عزیز گرداند … مهدی، همواره بیم خداوند را به دل دارد، و به مقام تقرّبی كه نزد خدا دارد مغرور نشود. او به دنیا دل نبدد، و سنگی روی سنگ نگذارد. در حكومت او، به احدی بدی نرسد، مگر آنجا كه حدّ خدایی جاری گردد. [2]

ب) سیرت خلقی

مهدی ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ صاحب حشمت و سكینه و وقار است. مهدی جامه‌هایی درشتناك پوشد، و نان جو خورد. علم و حلم مهدی از همه‌ مردمان بیشتر است. مهدی، همنام پیامبر است (محمد)، و خُلق او، خُلق محمدی است. [3]

مهدی ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ در جهان، با مشعل فروزان هدایت سیر كند، و چونان صالحان بزیَد. [4]

ج) سیرت عملی

به هنگام رستاخیزِ مهدی ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ آنچه هست، دوستی و یگانگی است، تا آنجا كه هر كس هر چه نیاز دارد، از آن  دیگری بردارد، بی‌هیچ ممانعتی [5]

در زمان مهدی، مؤمنان در معاملات از یكدیگر سود نگیرند.[6] كینه‌ها از دل‌ها بیرون رود، و همه جا را آسایش و امنیت فرا گیرد. [7]

مهدی، بخشنده است، ‌و بی‌دریغ، مال و خواسته، به این و آن دهد. نسبت به عمّال و كارگزاران و مأموران دولت خویش بسیار سخت‌گیر باشد، و با ناتوانان و مستمندان، بسیار دل رحم و مهربان. [8]

علامه المهدیّ، أن یَكُونَ شدیداً عَلَی العُمّال، جَواداً بِالمال، رَحیماً بِالمَساكین. [9]

مهدی ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ در رفتار چنان است كه گویی با دست خود،‌كره و عسل، به دهان مسكینان می‌نهد.[10] مهدی ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ، چونان امیر المؤمنین ـ علیه السّلام ـ زندگی كند، نان خشك بخورد، و با پارسایی بِزیَد. [11]

د) سیرت انقلابی

مهدی ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ حقّ هر حقداری را بگیرد و به او دهد؛ حتی اگر حق كسی زیر دندان دیگری باشد، از زیر دندان انسان متجاوز و غاصب بیرون كشد، و به صاحب حق باز گرداند[12]

چون مهدی قیام كند، جزیه برداشته شود، و غیر مسلمانی نماند. او مردم را با شمشیر به دین خدا دعوت كند، هر كس نپذیرد گردن زند، و هر كس را سركشی كند، خرد سازد. [13]مهدی ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ، وارد شهر كوفه شود، و هر منافق و شك باوری را بكشد، و كاخ‌ها را ویران سازد، و ارتش مستقر در آنجا را از دم تیغ بگذراند. اینچنین، ظَلَمَه و اعوان ظلمه را بی‌دریغ بكشد، تا خدا راضی شود و خشنود گردد [14]

مهدی، مانع الزّكاه [15] را بكشد. زانی مُحْصِن را نیز بدون طلب شاهد رَجْم كند. [16]

زُراره بن أعْیَن گوید: «از امام محمد باقر ـ علیه السّلام ـ پرسید: آیا قائم، با مردمان، مانند پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ رفتار كند؟ فرمود : هیهات، هیهات! پیامبر با ملایمت با مردم رفتار می‌كرد، و می‌كوشید تا محبت مردم را، در راه دین، جلب كند و تألیف قلوب نماید. اما قائم با شمشیر و قتل با مردم روبرو شود. خدا به او اینگونه امر كرده است كه بكشد و توبه‌ای از كسی نپذیرد. وای به حالِ كسی كه با مهدی بر سر ستیز آید. [17]

مهدی، فقط و فقط شمشیر بشناسد؛ او از كسی توبه نپذیرد، و در راه اجرای حكم خدا و استقرار بخشیدن به دین خدا، به سخن كسی گوش ندهد، و نكوهش احدی را نشنود. [18]

هـ) سیرت سیاسی

به هنگام حكومتِ مهدی ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ حكومت جبّاران و مستبكران، و نفوذ سیاسی منافقان و خائنان نابود گردد. [19]

شهر مكه، قبله‌ مسلمین، مركز حركت انقلابی مهدی شود. نخستین افراد قیامِ او، در آن شهر، گرد آیند و در آنجا به او بپیوندند.

مهدی ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ به نفوذ یهود و مسیحیت در جهان خاتمه دهد. از غار اَنطاكیِّه، تابوت سكینه را بیرون آورد، نسخه‌ اصلی تورات و انجیل در آن است. و بدین گونه در میان اهل تورات با تورات، و در میان اهل انجیل با انجیل حكم كند، و آنان را به متابعتِ خویش فرا خواند. برخی به او بگروند. [20]

با دیگران جنگ كند، ‌و هیچ صاحب قدرتی و صاحب مرامی (چه از اهل كتاب و چه از دیگر مسلك‌ها و مرام‌ها) باقی نماند، و دیگر هیچ سیاستی و حكومتی، جز حكومت حقّه‌ اسلامی و سیاست عادله‌ قرآنی، در جهان جریان نیابد. بدین گونه حكومت مهدی،‌شرق و غرب عالم را فرا گیرد. عیسی ـ علیه السّلام ـ از آسمان فرود آید، و پشت سر مهدی ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ نماز گزارد، و فریاد زند كه: «درِ بیت المقدس را باز كنید!» در را باز كنند. در این میان، دَجّال با هفتاد هزار یهودی مسلح پدیدار شود… و چون عیسی آهنگ كشتن دجال كند، دجال بگریزد. عیسی بگوید: من تو را با یك ضربت بكشم و چنین شود. او را بگیرد و بكشد. یهودیان در گوشه و كنار، ‌و در پناه هر سنگ و درخت و جانور و چیز دیگری پنهان شوند. اما همه چیز به سخن آید و بانگ بردارد: ای بنده‌ مسلمان خدا، اینجا یك یهودی است بیا و او را بكش. [21]

و این چنین جهان از وجود یهودی پاك گردد. آری، چون مهدی ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ قیام كند، زمینی نماند، مگر این كه در آنجا گلبانگ محمدی: «أشهَدُ أن لا إله إلاّ الله، وَ أشهَدُ أنَّ مَحَمَّداً رَسولُ الله» بلند گردد. [22]

و) سیرت تربیتی

در زمان حكومت مهدی ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ به همه‌ مردم، حكمت و علم بیاموزند، تا آنجا كه زنان در خانه‌ها، با كتاب خدا و سُنّتِ پیامبر، ‌قضاوت كنند.[23] در آن روزگار قدرت عقلی توده‌ها تمركز یابد. مهدی، به تأیید الهی، خردهای مردمان را به كمال رساند، و در دل همگان فرزانگی پدید آورد.[24] در روزگار ظهور دولت مهدی، عیب و آفت از شیعه برطرف گردد، و دل‌های آنان چون پاره‌های پولاد شود. یك مرد، ‌به نیرو، چون چهل مرد باشد. و حكومت و سروری روی زمین به دست آنان افتد. [25]

ز) سیرت اجتماعی

چون مهدی ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ درآید ـ پس از سختی‌ها كه افتد، و جنگ‌ها كه رَوَد ـ ظلم و ستم را براندازد، و سراسر زمین را از عدل و داد بپا كند. هیچ جای در زمین باقی نماند، مگر این كه از بركت عدل و احسان او فیض برد و زنده شود، حتی جانواران و گیاهان نیز از این بركت و عدالت و داد و نكویی بهره‌مند گردند. [26] و همه‌ مردم، در زمان مهدی، توانگر و بی‌نیاز شوند. [27]

عدالت مهدی چنان باشد، كه بر هیچ كس، در هیچ چیز، به هیچ گونه، ستمی نرود. نخستین نشانه‌ عدل او آن است كه سخنگویان حكومت او، در مكه، فریاد زنند: «هر كس نماز فریضه‌ خویش را، در كنار حَجَر الأسود و محل طواف، خوانده است، اكنون می‌خواهد نماز نافله بخواند، به كناری رود، تا حق كسی پایمال نگردد، و هر كس می‌خواهد نماز فریضه بخواند، بیاید و بخواند.» [28]

ح) سیرت مالی

همه‌ اموال جهان، در نزد مهدی ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ گرد آید، آنچه در دل زمین است و آنچه بر روی زمین. آنگاه مهدی به مردمان بگوید: “بیایید! و این اموال را بگیرید! اینها همان چیزهایی است كه برای به دست آوردن آنها، قطع رَحِم كردید و خویشان خود را رنجاندید، خون‌هایی به ناحق ریختید، و مرتكب گناهان شدید. بیایید و بگیرید                             !”

پس دست به عطا گشاید، چنان كه تا آن روز كسی آنچنان بخشش اموال نكرده باشد.                                                       [29]

در زمان مهدی ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ زمین محصول بسیار دهد، و مال و خواسته همی خرمن شود. هر كس نزد مهدی آید و گوید: «به من مالی ده!»، مهدی بی‌درنگ بگوید: «بگیر». [30]

مهدی ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ اموال را، به صورت مساوی، میان همگان تقسیم كند. [31] و كسی را بر كسی امتیاز ندهد. [32]

ط) سیرت اصلاحی

مهدی ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ فریادرسی است، كه خداوند او را بفرستد، تا به فریاد مردم عالم برسد. در روزگار او، همگان، به رفاه و آسایش و وفور نعمتی بی‌مانند دست یابند، حتی چهارپایان فراوان گردند، و یا دیگر جانواران، خوش و آسوده باشند. زمین گیاهان بسیار رویاند. آب نهرها فراوان شود. گنج‌ها و دفینه‌های زمین و دیگر معادن استخراج گردد.[33] در زمان مهدی،‌آتش فتنه‌ها و آشوب‌ها بیفسرد، رسم ستم و شبیخون و غارتگری برافتد، و جنگ‌ها از میان برود.  [34] مهدی ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف-  مردم جهان را، ‌از آشوبی بزرگ و همه‌گیر و سردرگُم نجات بخشد. [35] در جهان، جای ویرانی نماند، مگر آن كه مهدی ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ  آنجا را آباد سازد. [36]

یاران قائم به سراسر جهان پا نهند و همه جا قدرت را در دست گیرند. همه كس و همه چیز مطیع آنان شوند، حتی درندگان صحرا و مرغان شكاری، ‌همه و همه، رضا و خشنودی آنان را بطلبند. شادی و شادمانی یافتن به این پیام آوردنِ دین و صلاح و عدالت، تا بدانجاست كه قطعه‌ای از زمین بر قطعه‌ای دیگر مباهات كند كه یكی از یاران مهدی بر آنجا پا نهاده است.[37] هر یك از یاران قائم، به نیرو، چون چهل مرد باشد، و دل آنان، مانندِ پاره‌های پولاد. اگر كوه‌هایی از آهن بر سر راه آنان پیدا شود، آنها را بشكافند. یاران قائم، شمشیرهای خویش را بر زمین ننهند، ‌تا این كه خدای عزوجل راضی شود «لایَكُفُّونَ سُیُوفَهُم، حَتّی یَرْضَی اللهُ عزَّوَجلَّ.» [38] آری، هنگامی كه جهان را فتنه و آشوب آكنده سازد، و همه جا را غارتگری و فساد و ستم بپوشد، خداوند مصلح بزرگ را بفرستد، تا دژهای ضلالت و گمراهی را از هم فرو پاشد، و فروغ توحید و انسانیت و عدالت را، در دل‌های تاریك و سنگ شده، بتاباند.[39] و سرانجام، درباره‌ سیرت اصلاحی مهدی ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ به سخنان علی ـ علیه السّلام ـ می‌رسیم، در «نهج البلاغه»: شهادت پدر، در حق پسر: «چون مهدی درآید، هوا پرستی را به خدا پرستی باز گرداند، پس از آن كه خدا پرستی را به هوا پرستی باز گردانده باشند. رأی‌ها و نظرها و افكار را به قرآن باز گرداند. پس از آن كه قرآن را به رأی‌ها و نظرها و افكار خود باز گردانده باشند… او عُمّال و كارگزاران را مؤاخذه كند. زمین آنچه را در اعماق خویش دارد برای وی بیرون دهد، ‌و همه‌ امكانات و بركات خویش را در اختیار او گذارد. آنگاه است كه مهدی به شما نشان دهد كه سیرت عدل كدام است، و زنده كردنِ كتاب و سُنّت چیست؟».[40]

ی) سیرت قضایی

در قضاوت‌ها و احكام مهدی، و در حكومت وی، سر سوزنی ظلم و بیداد بر كسی نرود، و رنجی بر دلی ننشیند. [41]

مهدی ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ بر طبق احكام خالص دینی (بدون توجه به آراء و افكار دیگران و فُقها و علمای مذاهب)، ‌حكم و حكومت كند.  [42]

مهدی، ‌میزان عدل را، در میان مردم نهد، و بدین گونه هیچ كس نتواند به د یگری ستمی كند. [43]

مهدی،‌ قضاوتی جدید آورد[44]  مهدی، به حكم داود و آلِ داود حكم كند، و از مردم بَیّنه و شاهد نطلبد.

شیخ مفید، می‌گوید: «چون قائمِ آلِ محمد ـ علیه السّلام ـ قیام كند، ‌مانندِ حضرت داود ـ علیه السّلام ـ یعنی بر حسب باطن، ‌قضاوت كند، ‌و بی‌هیچ نیازی به شاهد حكم دهد. خداوند حكم را به او الهام كند، و او بر طبق الهام الهی حكم كند. مهدی، نقشه‌های پنهانی هر گروه را بداند و به آنان آن نقشه‌ها را بگوید. مهدی، دوست و دشمنِ خود را، با نگاه، بشناسد.» [45]

 

وظایف منتظران

1. معرفت و شناخت امام زمان (عج)

2. محبت به ایشان :

یاد حضرت

دعا براى سلامتى و ظهور حضرت

صدقه دادن براى سلامتى حضرت

تقدم خواست او بر خواست خود

تلاش در کسب رضایت ایشان با اعمال و رفتار و گفتار

تجدید بیعت

اظهار ناراحتى از فراق

3. اطاعت

4. تأسى از صفات ایشان مانند :

تقوا

عبادت

سخت کوشى و جهاد

زهد

عدالت

سخاوت

موضع گیرى در برابر بدعت ها

نصیحت و خیرخواهى

صبر و بردبارى

5. تهذیب نفس وآراستن خود به اخلاق نیکو : چنانکه در روایتى که نعمانى به سند خود از امام صادق (ع)، نقل مى کند آمده است :

“هر کس دوست مى دارد از یاران حضرت قائم (ع)  باشد باید که منتظر باشد و در این حال به پرهیزکارى و اخلاق نیکو رفتار نماید، در حالیکه منتظر باشد ، پس چنانچه بمیرد و پس از مردنش قائم (ع) ، بپاخیزد، پاداش او همچون پاداش کسى خواهد بود که آن حضرت را درك کرده است، پس کوشش کنید و در انتظار بمانید ، گوارا باد شما را اى گروه مشمول رحمت خداوند.”

6. دفاع و حمایت از حرکتهایى که در جهت اهداف حضرت باشد مثل انقلاب اسلامى ایران

7. تکریم و بزرگداشت نام و یاد حضرت توسط :

قرار دادن موقوفات

برقرارى مجالس بزرگداشت مذهبی (جشن ها، دعاى ندبه، …)

شرکت در مجالس بزرگداشت مذهبی

8. نهادهای حکومتی می توانند از طرق زیر مؤثر واقع شوند :

بسط فرهنگ مهدویت در ایران و جهان

تئوریزه کردن فرهنگ مهدویت :  از آن جایى که امروزه تئوریهاى مختلفى در مورد پایان تاریخ مطرح است و تنور بحث “جهانى شدن” داغ مى باشد، بایستى حکومت جهانى امام زمان (عج) را با عنوان بهترین تئورى و کارآمدترین گزینه براى پایان تاریخ به جهانیان معرفى کرد.

ارائه الگوهاى مناسب از حکومت دینى به جهانیان، تا اینکه در پرتو آن، جامعه جهانى به حکومت مهدوى علاقه مند شده و مهیاى آن گردد.

فراهم ساختن زمینه هاى مردمى براى ظهور حضرت

شناسایى اهداف حکومت جهانى (مانند : عدالت، بسط معنویت، امنیت، رفاه،… ) و تلاش در بدست آوردن راهکارهاى مناسب براى نزدیک شدن به آن اهداف.

نیروسازى

9.دعا براي فرج امام زمان(عج)  : وظیفه و تکلیفی است که در عصر غیبت در روایات بسیاري بر آن تأکید شده است. پیامبر اکرم(ص) و ائمه هدي(ع) بر چنین دعایی امر فرموده اند، حضرت ولی عصر(عج) نیز نه تنها شیعیان خود را به دعا کردن براي تعجیل فرج فرمان داده، بلکه کثرت دعا را از آنان خواسته اند.) أکثروا الدعا بتعجیل الفرج، شیخ صدوق، اکمال الدین واتمام النعمه، ج 2،ص 485) . در برخی روایات، دعا براي فرج وسیله اي براي نجات از هلاکت به شمار آمده است. امام حسن عسکري(ع) می فرماید: به خدا، فرزندم مهدي را غیبتی است که در آن هیچ کس از هلاکت نجات نمی یابد، مگر کسی که خداي ( عزوجل) او را بر اعتقاد نسبت به امامتش ثابت قدم بدارد و او را در دعا براي تعجیل فرجش توفیق عنایت فرماید ( شیخ صدوق، اکمال الدین و اتمام النعمه، ج 2،ص 384)

10. رعایت مراتب ادب نسبت به اسماء شریف آن حضرت یا محبت خاص داشتن نسبت به ایشان

11. محبوب ساختن آن عزیز در نزد مردم و انتظار فرج و ظهور ایشان و اظهار شوق براي دیدار آن حضرت و ذکر فضایل و مناقب ایشان در میان مردم و اندوه در فراق آن بزرگوار و یا مداومت در خواندن دعاهاي خاص.

12. صرف اموال در راه هاي مورد رضایت امام زمان(عج)

13. تلاش در جهت سالم سازي فضاي اجتماعی : منتظران امام زمان (عج) کسانی هستند که نسبت به مسائل اطراف خود، بی تفاوت نیستند و هر اتفاقی در عرصه هاي اجتماعی، آنها را به واکنش وامی دارد، واکنشی که به نسبت اتفاق گاه مثبت و گاه منفی است. این وظیفه در تعالیم دینی ما تحت عنوان امر به معروف و نهی از منکر شناخته می شود.

14. کسب آمادگى هاى فکرى و فرهنگى و نظامى براى یارى امام زمان (عج) : چرا که آن حضرت پس از قیام به یارانى نیاز دارند که حداقل در یکى از عرصه ها بتواند مفید واقع گردد.

15. توبه از گناهان

16. اطاعت و پیروى از نایبان امام زمان (عج) : همان طور که مى دانیم در زمان غیبت امام زمان (عج) مردم موظفند در تمام کارها و حوادث، به توصیه ائمه اطهار(علیهم السلام) به ویژه امام زمان (عج) به فقهاى جامع الشرایط که نواب عام آن حضرت هستند مراجعه کنند و به احکامى که آن ها طبق موازین شرعى صادر مى کنند، عمل نمایند.

17. توسل به امام زمان (عج) و زیارت آن حضرت با زیارت ها و دعاهایى که در کتب ادعیه مانند مفاتیح الجنان آمده و از آن جمله موارد ذیل است :

 الف) دعاى عهد که هر روز بعد از نماز صبح خوانده مى شود: اللهم رب النور العظیم و رب الکرسى الرفیع …

ب) دعاى اللهم عرفنى نفسک فانک لم ان لم تعرفنى نفسک…  که در عصر روز جمعه خوانده مى شود.

ج) دعایی که براى برآورده شدن حاجات ذکر شده است و با این عبارت شروع مى شود : الهى عظم البلاء و برح الخفاء

 د) دعا براى سلامتى امام زمان (عج) :  اللهم کن لولیک الحجۀ ابن الحسن…

 ه) دعاى حضرت مهدى (عج) که با این عبارت آغاز مى شود : اللهم ارزقنا توفیق الطاعۀ و بعد المصیبته …

و) زیارت آل یاسین.

جهت توضیح بیشتر به کتاب هاى” وظیفۀ الانام” و “شیوه هاى یارى قائم آل محمد علیه السلام” مراجعه شود.

برخی نشانه های آخرالزمان

روایت اول:

حذیفه گوید دیدم رسول خداپرده کعبه را گرفته و به شدت گریه می کند. عرض کردم یارسول الله ! چه چیزی شما را به گریه درآورده. فرمودند : ای حذیفه دنیا از بین رفته یا مثل تو اینکه تو در دنیا نبودی. عرض کردم یا رسول الله پدر ومادرم به فدایت آیا علائمی است که دال بر وقوع چنین وضعی در دنیا باشد؟ فرمودند : آری ای حذیفه ! مطالبی را که می گویم به قلبت بسپار و با چشمت ببین و با انگشتت بشمار :  (آنگاه جضرت علائم آخرالزمان را بیان می کند)

وقتی که امت من نماز را ضایع می کنند،

از شهوت پیروی می کنند،

خیانت در میان آنها زیاد می شود،

وامانت وامانت داری کم می شود،

ومشروبات الکلی بنوشند،

وامنیت از راههای زمینی و هوایی برداشته شود،

و مردم همدیگر را سب و لعن کنند،

وخانواده ها در دامن فساد سقوط کنند (مانند بی حجابی،رقاصی،قمار، ..)،

افراد جامعه نسبت به هم بدبین شوند،

درختکاری زیاد شود و محصولات اندک شود،

قیمت اجناس به طور سرسام آور بالا رود،

عمل شنیع لواط در میان مردم زیاد شود،

عمل خلاف، پسندیده شود،

ناسزا و فحش را به پدر ومادر وسیله سرگرمی قرار دهند،

آشکارا ربا بخورند،

افراد نادان زمام اموررا بدست گیرند،

افراد از کاروخلق خویش تعریف کنند،

زشتی دروغ از بین رود محبت نسبت به هم کم و صله رحم از دلهای مردم از بین رود،

جامه نازک بپوشند،

رحم از دلها برداشته شود،

فساد جنبه عمومی پیدا کند،

ملت بیت المال را وسیله شخصی خود بدانند،

مسکرات را با تغیر نام حلال بشمرند،

از اسلام چیزی جز نام آن نماند،

مساجد آباد ولی خالی از تقواست.

روایت دوم:

جابر بن عبدالله انصاری از حضرت رسول نقل می کنند که فرمودند: از علائم آخرالزمان این است:

زکات دادن متروک گردد،

سخن معمولی شما دروغ و غیبت شود، میوه و نقل مجالس شما غیبت،

و آنچه بدست می آورید حرام،

و بزرگان به کوچکان رحم نکنند وکوچکان احترام بزرگان را حفظ نکنند،

مرد از همسر خود اطاعت کند،

درباره همسایه جفا کنند،

با ارحام قطع ارتباط کنند،

حیای کوچکان کم،

ساختمان ها بلند شود،

مرد پدرش را لعن کند،

برادارن نسبت به هم حسادت بورزند،

خیانت در میان شرکا زیاد، وفا کم،

و پرده حیا از زنان برداشته شود،

بندگان مومن خدا و مومنین در جامعه ذلیل و منافقین در میان مردم عزیز باشد،

و قرآن را به صورت غنا خوانند،

مردها به مردها و زنان به زنان اکتفا کنند (همجنس گرایی)

سازها و آواز در میان آنها رواج می یابد و در مجامع خودشان از آن استفاده می کنند و کسی آنها را نهی نمی کنند بلکه تشویق می کنند با اینکه یکی از گناهان کبیره است که کبیره بودن آنها بر آنها پوشیده نیست پس وای بر آنها از جزا دهنده روز رستاخیز و شفاعت من به آنها نخواهد رسید و کسی که به اعمال آنها راضی باشد و آنان را از این عمل نهی نکنند در روز قیامت پشیمان شود ومن از او بیزارم،

و مردانی بر مرکب سوار شوند که زنهای آنها شبیه مردانند زن های ایشان اگرچه لباس پوشیده اند اما برهنه اند موهایشان مانند کوهان شتران خراسانی ست پس آنها را لعنت کنید که ایشان لعنت شوندگانند واعلام کنید که نمازشان پذیرفته شود.

روایت سوم از حضرت علی (ع)

رشوه خواری در میان مردم رواج یابد،

دین را به دنیا بفروشند، نابخردان را بر کارها بگمارند،

زنان را در مسائل اجتماعی و شخصی طرف مشورت خود قرارا دهند، زنان با مردانشان به جهت حرص دنیا در کار تجارت شرکت کنند،

هنرپیشه های آوازه خوان تربیت کنند،

زن ها بر مرکب سوار شوند،

از لحاظ لباس و قیافه زنان شبیه مردان و مردان شبیه زنان شوند و در آن زمان شراب های مست کننده را با تغییر نام مصرف کنند،

و مردان لباس حریر بپوشند و جوانان سر برهنه راه روند و صورت های خود را صاف و صیقلی کنند و موها را از بیخ بزنند و گردنبند های طلا بپوشند و لباس تنگ بپوشند و جامه نازک بپوشند به طوری که زیر لباسشان معلوم باشد و…

روایت چهارم از امام جعفر صادق (ع)

وقتی دیدی علناً شراب خمر شود و افرادی که از خداوند نمی ترسند مجلس شراب را رواج دهند،

و دیدی کسی که مردم را به امر به معروف و نهی از منکر دعوت کند، در بین مردم ذلیل شود،

و دیدی فعل حرام را حلال وحلال را حرام بدانند،

ودیدی که اهل ایمان در مقابل منکرات جز با قلبشان توان انکار ندارند،

و دیدی زن ها بر مردان غلبه شوند و برخلاف رضای شوهرانشان عمل کند و مردانشان را از لحاظ زندگی اداره کنند،

ودیدی گناه در میان اجتماع آشکار شود و مردم هم آنها را می بییند ولی جرأت بر منع ندارند،

و دیدی غیبت را سخنی دلچسب می دانند،

ودیدی مردم طرفدار کسی هستند که قدرت دست اوست،

و دیدی به کسانی که امر به معروف و نهی از منکر می کنند می گویند به تو مربوط نیست،

و دیدی در میان مردم و محافل عمومی تنها نسبت به اغنیا و ثروتمندا ن احترام شود،

و دیدی که فرزندان احترام پدر و مادر را به جا نمی آوررند و آنها را حقیر می شمارند و بدترین حالت را والدین دارند در نزد فرزندانشان،

و دیدی که مؤذن برای اذان و نماز گزار برای نماز پول طلب کنند،

و دیدی منبریان خود به حرف هایشان عمل نمی کنند،

و شنیدن آواز برای مردم سهل اما شنیدن آیات قران سنگین باشد و …

منابع :

کتاب نشانه های آخر الزمان ، محمد جواد مهری، انتشارات آیین دانش

کتاب مهدی منتظر تألیف آیت الله محمد جواد خراسانی، موسسه انتشارات یلاهوت

 کانون بسیج جامعه پزشکی شبکه بهداشت و درمان شهرستان خدابنده، مرداد 1389

پی نوشت:

[1] . المهدی الموعود…، ج1، ص280 و 300.

[2] . همان.

[3] . همان، ج1، ص281ـ282 و 266 و 300.

[4] . همان.

[5] . الاختصاص، ص24.

[6] . وسائل الشیعه، ابواب تجارت.

[7] . بحارالانوار، ج10.

[8] . المهدی الموعود…، ج1، ص277ـ276.

[9] . همان.

[10] . همان، ج1، ص297.

[11] . الغیبه، نعمانی؛ بحارالانوار، ج52، ص359.

[12] . المهدی الموعود…، ج1، ص279، 282، 283.

[13] . همان.

[14] . الارشاد؛ بحارالانوار، ج52، ص338.

[15] . كسانی كه زكات را پرداخت نمی‌كنند.

[16] . كمال الدین؛ بحارالانوار، ج52، ص325.

[17] . الغیبه، نعمانی؛ بحارالانوار، ج52، ص355.

[18] . همان.

[19] . المهدی الموعود، ج1، ص252.

[20] . همان، ج1، ص254ـ255.

[21] . همان، ج2، ص5 و 7.

[22] . تفسیر عیاشی، بحار الانوار، ج52، ص340.

[23] . بحارالانوار، ج52، ص352.

[24] . اصول كافی، ج1، كتاب العقل، حدیث 21.

[25] . خصال صدوق؛ خرائج راوندی؛ بحارالانوار، ج52، ص317، 335.

[26] . بحارالانوار، ج10. در این باره روایات بسیار است و معروف.

[27] . بحارالانوار، ج51، ص146.

[28] . الكافی، ‌ج4، ص427.

[29] . علل الشرایع صدوق، بحارالانوار، ج51، ص29.

[30] . كشف الغمّه اربلی؛ كفایه الطالب كنجی شافعی؛ بحارالانوار،‌ج51،‌ص88.

[31] . فصل سیزدهم كتاب خورشید مغرب،‌عنوان تساوی در اموال نیز ملاحظه كنید.

[32] . المهدی الموعود، ج1، ص264، 275، 277، 285، 287، 288، 311، 318؛ و ج2، ص11.

[33] . همان.

[34] . همان.

[35] . همان.

[36] . همان.

[37] . كمال الدین؛ بحارالانوار، ج52، ص327.

[38] . همان.

[39] . المهدی الموعود…، ج1، ص310.

[40] . نهج البلاغه، چاپ فیض الاسلام، ص424ـ425.

[41] . المهدی الموعود…، ج1، ص280، 283ـ284.

[42] . همان.

[43] . همان.

[44] . الغیبه، نعمانی، ‌بحارالانوار، ج52، ص349 و 354.

[45] . الارشاد، ص365ـ366

مطالب مرتبط :

نظرات

  • ارسال شده در 05 Jun 2014

    Log In