خشونت پلیس آمریکا


police-thumbضرب و شتم زن دست بند زده شده توسط پلیس فدرال آمریکا با دوربین های مدار بسته به تصویر کشیده ...

دعا پيش از تكبير نماز


doa-namaz-girl-دعا-نماز-روايت شده از صفوان جمّال كه ديدم حضرت صادق عليه السلام رو به قبله كرد پيش از تكبير و گفت ...

دعا هنگام برخاستن براى نماز برای همجواری با رسول


namaz-نمازاز حضرت صادق عليه السلام منقول است كه حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام فرمود هر كه بگويد اين دعا را ...

ادعیه امامان به هنگام خروج از خانه


at the door-روبروی در ورودیاز حضرت صادق عليه السلام منقول است كه آدمى هرگاه خواست از منزل خود بيرون رود بگويد سه مرتبه در وقتى ...

دعا هنگام بيدار شدن در شب


sleeping-خواباز حضرت  امام صادق عليه السلام مروى است كه فرمود هرگاه يكى از شما برخواست در شب از خواب بگويد: سُبْحانَ ...

دعا به جهت بيدار شدن براى نماز شب


doa-namaz-girl-دعا-نماز-از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه حضرت رسول صلى الله عليه و آله فرمود كسى كه بخواهد برخيزد ...

از آثار و برکات صلوات بر محمد و آل محمد


hazrate-mohammadیکی از سنت های اصیل و ارزشمند الله، صلوات بر پیامبر وآل او(صلی الله علیه و اله)است . صلوات بهترین ...

مراقبات ادعیه و اعمال برای افزایش حافظه به سفارش بزرگان


memory-حافظه- پس از نماز صبح و نماز عشاء هفت مرتبه دعای ذیل را بخواند و به مدت سه یا هفت ...

در خبر از آثار خواندن زیارت عاشورا


ashora-tumbدر خبر از آثار خواندن زیارت عاشورا امام صادق علیه‌السلام :زیارت امام حسین علیه‌السلام را فرو نگذار که خدا عمرت را ...

برای ظهور سرورمان امام زمان (عج) چقدر آماده ایم؟


Imam-mahdi-امام-زمان-امام-مهدیعنوان : برای ظهور سرورمان امام زمان (عج) چقدر آماده ایم؟ گردآورنده:  سارا پارسا ایمیل:  s_parsa_1986@yahoo.com سخن گردآورنده : پژوهش حاضر با هدف ...

ادعیه و تعویض در هنگام خواب


sleeping-خواباول از حضرت صادق عليه السلام مروى است كه كسى كه بگويد سه مرتبه در وقتى كه در خوابگاه خود ...

دعاى مخزون هنگام صبح و شام از امام صادق ع


toloe khorshid thumb- sunrise thumbاز حضرت صادق عليه السلام منقول است كه به داود رِقّى فرمود كه ترك مكن اين دعا را سه مرتبه ...

دعای امام باقر ع در وقت طلوع فجر


toloe khorshid thumb- sunrise thumbاز حضرت امام محمّد باقرعليه السلام روايت است كه هركس بگويد در وقت طلوع فجر: لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَحْدَهُ لا ...

ادعیه امامان در هنگام داخل شدن در صبح و شام


toloe khorshid thumb- sunrise thumbاول از حضرت صادق عليه السلام روايت است كه حضرت علىّ بن الحسين عليه السلام چون داخل صبح مى شد ...

کتاب نماز چیست از آثار سید محمد حسین بهشتی


Beheshti-بهشتی-thumbنماز چیست سید محمد حسین بهشتی نيايش و پرستش در آن لحظه كه آدمى به كمال و شكوه بى نهايت آفريدگار جهان مى ...

روايت كرده محمّد بن خالد طيالسى از سيف بن عميره كه گفت بيرون رفتم با صفوان بن مهران و جمعى ديگر ازاصحاب خودمان بسوى نجف بعداز خروج حضرت صادق عليه السلام از حيره به جانب مدينه پس زمانى كه ما فارغ شديم از زيارت يعنى زيارت اميرالمؤ منين عليه السلام گردانيد صفوان صورت خود را به جانب مشهد ابو عبدالله عليه السلام پس گفت از براى ما كه زيارت كنيد حسين عليه السلام را از اين مكان از نزد سر مقدّس اميرالمؤ منين عليه السلام كه از اينجا ايما و اشاره كرد به سلام بر آن حضرت جناب صادق عليه السلام و من در خدمتش بودم سيف گفت پس خواند صفوان همان زيارتى را كه روايت كرده بود علقمة ابن محمّد حضرمى از حضرت باقر عليه السلام در روز عاشوراء آنگاه دو ركعت نماز كرد نزد سر اميرالمؤ منين عليه السلام و وداع گفت بعد از آن نماز اميرالمؤ منين عليه السلام را و اشاره كرد به جانب قبر حسين عليه السلام بسلام در حالتى كه گردانيده بود روى خود را به جانب او و وداع كرد بعد از زيارت او را و از دعاهايى كه بعد از نماز خواند اين بود:

يا اَللَّهُ يا اَللَّهُ يا اَللَّهُ يا مُجيبَ دَعْوَةِ الْمُضْطَرِّينَ يا كاشِفَ كُرَبِ الْمَكْرُوبينَ

اى خدا اى خدا اى خدا اى اجابت كننده دعاى درماندگان اى برطرف كننده گرفتارى گرفتاران

يا غِياثَ الْمُسْتَغيثينَ يا صَريخَ الْمُسْتَصْرِخينَ وَيا مَنْ هُوَ اَقْرَبُ اِلَىَّ مِنْ حَبْلِ الْوَريدِ وَيا مَنْ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَقَلْبِهِ وَيا مَنْ هُوَ

اى فريادرس فريادخواهان اى دادرس دادخواهان و اى كسى كه نزديكتر است به من از رگ گردن و اى كسى كه حائل شود ميان انسان و دلش و اى كه او (از حيث ظهور)

بِالْمَنْظَرِ الاَعْلى وَ بِالاُفُقِ الْمُبينِ وَيا مَنْ هُوَ الرَّحْمنُ الرَّحيمُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى وَيا مَنْ يَعْلَمُ خاَّئِنَةَ الاَعْيُنِ وَما تُخْفِى الصُّدُورُ وَيا

در ديدگاه اعلى و افق آشكارى است اى كه او بخشاينده و مهربان و بر عرش (عظمت و كشور وجود) استيلا دارى و اى كه مى داند خيانت ديدگان و آنچه را سينه ها پنهان كنند و اى

مَنْ لا يَخْفى عَلَيْهِ خافِيَهٌ يا مَنْ لا تَشْتَبِهُ عَلَيْهِ الاَصْواتُ وَيا مَنْ لا تُغَلِّطُهُ الْحاجاتُ وَيا مَنْ لا يُبْرِمُهُ اِلْحاحُ الْمُلِحّينَ يا مُدْرِكَ كُلِّ

كه مخفى نيست بر او امر پوشيده و پنهانى اى كه بر او مشتبه نشود صداها و اى كه او را به غلط و اشتباه نيندازد حاجتها و اى كسى كه او را به ستوه نياورد پافشارى اصرار ورزان اى درك كننده هرچه

فَوْتٍ وَيا جامِعَ كُلِّ شَمْلٍ وَيا بارِئَ النُّفُوسِ بَعْدَ الْمَوْتِ يا مَنْ هُوَ كُلَّ يَوْمٍ فى شَاْنٍ يا قاضِىَ الْحاجاتِ يا مُنَفِّسَ الْكُرُباتِ يا مُعْطِىَ

از دست رود و اى گردآورنده هر پراكنده و اى پديد آرنده نفوس پس از مرگ اى كه او هر روزى در كاريست (يا در هر چيز تجلى و ظهورى دارد) اى برآرنده حاجات اى برطرف كننده گرفتاريها اى دهنده

السُّؤُلاتِ يا وَلِىَّ الرَّغَباتِ يا كافِىَ الْمُهِمّاتِ يا مَنْ يَكْفى مِنْ كُلِّ شَىْءٍ وَلا يَكْفى مِنْهُ شَىْءٌ فِى السَّمواتِ وَالاَرْضِ اَسْئَلُكَ بِحَقِّ

خواسته ها اى دارنده هر چه مورد رغبت و اشتياق است اى كفايت كننده هر مهم اى كه كفايت كند از هر چيز و كفايت نكند از او چيزى در آسمانها و زمين از تو خواهم به حق

مُحَمَّدٍ خاتَمِ النَّبِيّينَ وَعَلِي اَميرِ الْمُؤْمِنينَ وَبِحَقِّ فاطِمَةَ بِنْتِ نَبِيِّكَ وَبِحَقِّ الْحَسَنِ وَالْحُسَيْنِ فَاِنّى بِهِمْ اَتَوَجَّهُ اِلَيْكَ فى مَقامى هذا

محمد خاتم پيمبران و على امير مؤ منان و به حق فاطمه دخت پيامبرت و به حق حسن و حسين كه راستى من بوسيله آنها رو كنم بدرگاهت در اينجائى كه هستم

وَبِهِمْ اَتَوَسَّلُ وَبِهِمْ اَتَشَفَّعُ اِلَيْكَ وَبِحَقِّهِمْ اَسْئَلُكَ وَاُقْسِمُ وَاَعْزِمُ عَلَيْكَ وَبِالشَّاْنِ الَّذى لَهُمْ عِنْدَكَ وَبِالْقَدْرِ الَّذى لَهُمْ عِنْدَكَ وَبِالَّذى

و بدانها توسل جويم و بدانها شفيع گيرم بدرگاهت و به حق ايشان از تو خواهم و سوگند مى خورم و تو را سوگند مى دهم بدان منزلتى كه ايشان در پيش تو دارند و بدان قدر و مرتبه اى كه نزدت دارند و بدانچه آنها را

فَضَّلْتَهُمْ عَلَى الْعالَمينَ وَبِاسْمِكَ الَّذى جَعَلْتَهُ عِنْدَهُمْ وَبِهِ خَصَصْتَهُمْ دُونَ الْعالَمينَ وَبِهِ اَبَنْتَهُمْ وَاَبَنْتَ فَضْلَهُمْ مِنْ فَضْلِ

برترى داد بر جهانيان و بدان نامى كه در نزد ايشان گذاردى و تنها آنان را از ميان جهانيان بدان نام مخصوص داشتى و بوسيله آن آشكارشان كردى و ظاهر كردى برترى ايشان را بر ساير

الْعالَمينَ حَتّى فاقَ فَضْلُهُمْ فَضْلَ الْعالَمينَ جَميعاً اَسْئَلُكَ اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَاَنْ تَكْشِفَ عَنّى غَمّى وَهَمّى وَكَرْبى

جهانيان تا آنجا كه فائق آمد فضيلت ايشان بر فضيلت تمام جهانيان از تو خواهم كه درود فرستى بر محمد و آل محمد و بگشائى از من غصه و اندوه و گرفتاريم را

وَتَكْفِيَنِى الْمُهِمَّ مِنْ اُمُورى وَتَقْضِىَ عَنّى دَيْنى وَ تُجيرَنى مِنَ الْفَقْرِ وَتُجيرَنى مِنَ الْفاقَةِ وَتُغْنِيَنى عَنِ الْمَسْئَلَةِ اِلَى الْمَخْلُوقينَ

و كفايت كنى امور مهمه ام را و بپردازى از من بدهيم را و پناهم دهى از ندارى و پناهم دهى از نيازمندى و گدائى و بى نيازم كنى از درخواست كردن از مخلوق

وَتَكْفِيَنى هَمَّ مَنْ اَخافُ هَمَّهُ وَعُسْرَ مَنْ اَخافُ عُسْرَهُ وَحُزُونَةَ مَنْ اَخافُ حُزُونَتَهُ وَشَرَّ مَنْ اَخافُ شَرَّهُ وَمَكْرَ مَنْ اَخافُ مَكْرَهُ وَبَغْىَ

و كفايت كنى از من اندوه كسى را كه مى ترسم از اندوهش و دشوارى كار كسى كه مى ترسم از دشوارى كارش و ناهموارى كار كسى كه از ناهموارى كارش نگرانم و گزند كسى كه از گزندش ترسانم و مكر و حيله كسى كه از مكرش ترس دارم

مَنْ اَخافُ بَغْيَهُ وَ جَوْرَ مَنْ اَخافُ جَوْرَهُ وَسُلْطانَ مَنْ اَخافُ سُلْطانَهُ وَكَيْدَ مَنْ اَخافُ كَيْدَهُ وَمَقْدُرَةَ مَنْ اَخافُ مَقْدُرَتَهُ عَلَىَّ وَ تَرُدَّ عَنّى

و ستم كسى كه از ستمش بيمناكم و بيدادگرى كسى كه از بيدادگريش واهمه دارم و تسلط آن كس كه از تسلطش مى ترسم و نقشه كشيدن كسى كه از نقشه هاى شومش بيم دارم و قدرت يافتن كسى كه از قدرتش بر خود ترسانم و بازگردان از من

كَيْدَ الْكَيَدَةِ وَمَكْرَ الْمَكَرَةِ اَللّهُمَّ مَنْ اَرادَنى فَاَرِدْهُ وَمَنْ كادَنى فَكِدْهُ وَاصْرِفْ عَنّى كَيْدَهُ وَمَكْرَهُ وَبَاْسَهُ وَاَمانِيَّهُ وَامْنَعْهُ عَنّى كَيْفَ

نقشه هاى شوم بد انديشان و نيرنگ نيرنگ زنان را خدايا هر كه آهنگ مرا دارد تو آهنگ او كن و هر كه دامى سر راهم گذارده تو با او چنان كن و بگردان از من دام و نيرنگ و نيرو و آرزوهايش را و بازش دار از من به هر گونه كه خواهى

شِئْتَ وَاَنّى شِئْتَ اَللّهُمَّ اشْغَلْهُ عَنّى بِفَقْرٍ لا تَجْبُرُهُ وَ بِبَلاَّءٍ لا تَسْتُرُهُ وَبِفاقَةٍ لا تَسُدَّها وَ بِسُقْمٍ لا تُعافيهِ وَذُلٍّ لا تُعِزُّهُ وَبِمَسْكَنَةٍ لا

و هر جا كه خواهى خدايا سرگرمش كن از من به چنان فقر و بيچارگى كه جبرانش نكنى و به بلائى كه مستورش نكنى و به نيازمندى و تهى دستى كه سامانش ندهى و بدردى كه درمانش نكنى و بخوارى و ذلتى كه عزتش ندهى و به چنان بيچارگى

تَجْبُرُها اَللّهُمَّ اضْرِبْ بِالذُّلِّ نَصْبَ عَيْنَيْهِ وَاَدْخِلْ عَلَيْهِ الْفَقْرَ فى مَنْزِلِهِ وَالْعِلَّةَ وَالسُّقْمَ فى بَدَنِهِ حَتّى تَشْغَلَهُ عَنّى بِشُغْلٍ شاغِلٍ لا

كه جبرانش نكنى خدايا وادار خوارى را در برابر چشمش و درآور فقر و ندارى را در خانه اش و بيمارى و درد را در تنش تا سرگرمش كنى از من به سرگرمى مشغول كننده اى كه

فَراغَ لَهُ وَاَنْسِهِ ذِكْرى كَما اَنْسَيْتَهُ ذِكْرَكَ وَخُذْعَنّى بِسَمْعِهِ وَبَصَرِهِ وَلِسانِهِ وَيَدِهِ وَرِجْلِهِ وَقَلْبِهِ وَجَميعِ جَوارِحِهِ وَاَدْخِلْ عَلَيْهِ فى

فراغتى نداشته باشد و مرا از يادش ببر چنانچه (ذكر) خودت را از ياد او بردى و برگير از من گوش و چشم و زبان و دست و پا و دل و تمام اعضا و جوارحش را و گرفتارش كن در

جَميعِ ذلِكَ الْسُّقْمَ وَلا تَشْفِهِ حَتّى تَجْعَلَ ذلِكَ لَهُ شُغْلاً شاغِلاً بِهِ عَنّى وَعَنْ ذِكْرى وَاكْفِنى يا كافِىَ مالا يَكْفى سِواكَ فَاِنَّكَ الْكافى

تمام آنها به درد و بيمارى كه بهبودى نيابد و در نتيجه آن را برايش سرگرمى مشغول كننده اى بگردانى كه ازمن و ازياد من بيرون رود و كفايتم كن اى كسى كه كفايت كنى چيزى را كه جز تو كفايت نكند چون توئى كفايت كننده

لا كافِىَ سِواكَ وَمُفَرِّجٌ لا مُفَرِّجَ سِواكَ وَمُغيثٌ لا مُغيثَ سِواكَ وَجارٌ لا جارَ سِواكَ خابَ مَنْ كانَ جارُهُ سِواكَ وَمُغيثُهُ سِواكَ

وكفايت كننده اى جزتو نيست وگشايش دهنده اى هستى كه جز تو گشايش دهنده اى نيست وفريادرسى هستى كه فريادرسى جزتونيست و پناهى هستى كه پناهى جز تو نيست نوميد گشت كسى كه پناهش جز تو باشد

وَمَفْزَعُهُ اِلى سِواكَ وَمَهْرَبُهُ اِلى سِواكَ وَمَلْجَاءُهُ اِلى غَيْرِكَ وَمَنْجاهُ مِنْ مَخْلُوقٍ غَيْرِكَ فَاَنْتَ ثِقَتى وَرَجاَّئى وَمَفْزَعى وَمَهْرَبى

و فريادرسش غير تو باشد و پناهگاهش جز درگاه تو باشد و گريزگاهش جز به آستان تو باشد و ملجاى غير از تو داشته باشد و نجات خود را از مخلوقى غير از تو خواهد پس توئى محل اعتماد و اميد و پناهگاه و گريزگاه

وَمَلْجَاءى وَمَنْجاىَ فَبِكَ اَسْتَفْتِحُ وَبِكَ اَسْتَنْجِحُ وَبِمُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ اَتَوَجَّهُ اِلَيْكَ وَاَتَوَسَّلُ وَاَتَشَفَّعُ فَاَسْئَلُكَ يا اَللَّهُ يا اَللَّهُ يا اَللَّهُ فَلَكَ

و ملجا و نجات بخش من و به تو گشايش طلبم و به تو رستگارى جويم و بوسيله محمد و آل محمد بدرگاهت رو كنم و توسل جويم و شفيع گيرم پس از تو خواهم اى خدا اى خدا اى خدا از آن تو است

الْحَمْدُ وَلَكَ الشُّكْرُ وَاِلَيْكَ الْمُشْتَكى وَاَنْتَ الْمُسْتَعانُ فَاَسْئَلُكَ يا اَللَّهُ يا اَللَّهُ يا اَللَّهُ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ

ستايش و خاص تو است سپاسگزارى و بدرگاه تو است شكوه و توئى كه بياريت طلبند از تو خواهم اى خدا اى خدا اى خدا به حق محمد و آل محمد كه درود فرستى بر محمد و آل

مُحَمَّدٍ وَاَنْ تَكْشِفَ عَنّى غَمّى وَهَمّى وَكَرْبى فى مَقامى هذا كَما كَشَفْتَ عَنْ نَبِيِّكَ هَمَّهُ وَغَمَّهُ وَ كَرْبَهُ وَكَفَيْتَهُ هَوْلَ عَدُوِّهِ فَاكْشِفْ

محمد و برطرف كنى از من غصه و اندوه و گرفتاريم را در اين جايگاهم چنانچه برطرف كردى از پيامبرت اندوه و غصه و گرفتاريش را و كفايت كردى از او هراس دشمنش را پس برطرف كن

عَنّى كَما كَشَفْتَ عَنْهُ وَفَرِّجْ عَنّى كَما فَرَّجْتَ عَنْهُ وَاكْفِنى كَما كَفَيْتَهُ وَاصْرِفْ عَنّى هَوْلَ ما اَخافُ هَوْلَهُ وَمَؤُنَةَ ما اَخافُ مَؤُنَتَهُ وَهَمَّ ما

از من چنانچه برطرف كردى از او و بگشا از من چنانچه گشودى از او و كفايتم كن چنانچه او را كفايت كردى و بگردان از من هراس آنچه را مى ترسم از هراسش و هزينه آنچه را مى ترسم از هزينه اش و اندوه آنچه را

اَخافُ هَمَّهُ بِلا مَؤُنَةٍ عَلى نَفْسى مِنْ ذلِكَ وَاصْرِفْنى بِقَضآءِ حَوائِجى وَكِفايَةِ ما اَهَمَّنى هَمُّهُ مِنْ اَمْرِ آخِرَتى وَدُنْياىَ يا اَميرَ

مى ترسم از اندوهش بى آنكه زحمتى از اين ناحيه به من برسد و بازم بگردان با حاجات برآورده و كفايت كردن آنچه اندوهش مرا فراگرفته از كار آخرت و دنيايم ، اى امير

الْمُؤْمِنينَ [وَيا اَبا عَبْدِ اللَّهِ] عَلَيْكُما مِنّى سَلامُ اللَّهِ اَبَداً ما بَقيتُ وَبَقِىَ اللَّيْلُ وَالنَّهارُ وَلا جَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنْ زِيارَتِكُما وَلا فَرَّقَ اللَّهُ

مؤ منان [و اى ابا عبداللّه ] بر شما باد از جانب من سلام خدا هميشه تا من زنده ام و شب و روز برجا است و قرار ندهد خداوند اين زيارت مرا آخرين بار از زيارت شما دو بزرگوار و جدا نكند خدا

بَيْنى وَبَيْنَكُما اَللّهُمَّ اَحْيِنى حَيوةَ مُحَمَّدٍ وَذُرِّيَّتِهِ وَاَمِتْنى مَماتَهُمْ وَتَوَفَّنى عَلى مِلَّتِهِمْ وَاحْشُرْنى فى زُمْرَتِهِمْ وَلا تُفَرِّقْ بَيْنى وَبَيْنَهُمْ

ميان من و شما را خدايا زنده ام دار به زندگى محمد و فرزندانش و بميرانم به مرگ ايشان و جانم را بر كيش آنها بگير و در گروه و جرگه آنان محشورم كن و جدائى مينداز ميان من و ايشان

طَرْفَةَ عَيْنٍ اَبَداً فِى الدُّنْيا وَالاْخِرَةِ يا اَميرَ الْمُؤْمِنينَ وَيا اَبا عَبْدِ اللَّهِ اَتَيْتُكُما زاَّئِراً وَمُتَوَسِّلاً اِلَى اللَّهِ رَبّى وَرَبِّكُما وَمُتَوَجِّهاً اِلَيْهِ بِكُما

چشم برهم زدنى هرگز در دنيا و آخرت اى امير مؤ منان و اى اباعبداللّه آمده ام به درگاهتان براى زيارتتان و براى آنكه توسل جويم به درگاه خدا پروردگارم و پروردگار شما دوبزرگوار و روكنم بدرگاه

وَمُسْتَشْفِعاً بِكُما اِلَى اللَّهِ تَعالى فى حاجَتى هذِهِ فَاشْفَعا لى فَاِنَّ لَكُما عِنْدَاللَّهِ الْمَقامَ الْمَحْمُودَ وَالْجاهَ الْوَجيهَ وَالْمَنْزِلَ الرَّفيعَ وَالْوَسيلَةَ اِنّى

او بوسيله شما و شفيع گيرم شما را به نزد خداى تعالى در اين حاجتى كه دارم پس شما دو بزرگوار شفاعت كنيد براى من زيرا شما را در نزد خداوند مقامى است پسنديده و منزلتى است آبرومند و جايگاهى است بلندمرتبه و (مقام ) وسيله از شما

اَنْقَلِبُ عَنْكُما مُنْتَظِراً لِتَنَجُّزِ الْحاجَةِ وَقَضاَّئِها وَنَجاحِها مِنَ اللَّهِ بِشَفاعَتِكُما لى اِلَى اللَّهِ فى ذلِكَ فَلا اَخيبُ وَلا يَكُونُ مُنْقَلَبى مُنْقَلَباً

است ، و من هم اكنون كه از نزد شما بازگردم چشم براه قطعى شدن حاجتم و برآمدنش و به انجام رسيدنش از جانب خدا هستم به شفاعتى كه شما برايم در اين باره به درگاه خدا مى كنيد پس چنان نباشد كه نوميد شوم و بازگشتم بازگشت شخص

خآئِباً خاسِراً بَلْ يَكُونُ مُنْقَلَبى مُنْقَلَباً راجِحاً (راجياً) مُفْلِحاً مُنْجِحاً مُسْتَجاباً بِقَضاَّءِ جَميعِ حَوائِجى وَتَشَفَّعا لى اِلَى اللَّهِ انْقَلَبْتُ عَلى ما

نوميد زيانكارى باشد بلكه بازگشت كسى باشد كه با موفقيت و اميدوارى و رستگارى و كاميابى با حاجتهائى كه تماميش روا شده باز مى گردد و شفاعت كنيد برايم به درگاه خدا، بازگردم بر آنچه

شاَّءَ اللَّهُ وَلا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ مُفَوِّضاً اَمْرى اِلَى اللَّهِ مُلْجِاءً ظَهْرى اِلَى اللَّهِ مُتَوَكِّلاً عَلَى اللَّهِ وَاَقُولُ حَسْبِىَ اللَّهُ وَكَفى سَمِعَ اللَّهُ لِمَنْ دَعى

خدا خواهد و جنبش و نيروئى نيست جز به خدا واگذار كنم كارم را به خدا و پشت و پناه خود را خدا قرار دهم و توكل كنم بر خدا و مى گويم بس است مرا خدا و كافى است براى من ، بشنود خدا (آواز) هر كه او را بخواند

لَيْسَ لى وَراَّءَ اللَّهِ وَوَراَّئَكُمْ يا سادَتى مُنْتَهى ما شاَّءَ رَبّى كانَ وَمالَمْ يَشَاءْ لَمْ يَكُنْ وَلا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ اَسْتَوْدِعُكُمَا اللَّهَ وَلا

اى آقايان بزرگوار براى من جز خدا و شما سرمنزل و پايگاهى نيست آنچه پروردگارم خواسته موجود گشت و آنچه نخواسته موجود نگردد و نيست جنبش و نيروئى جز بخدا، شما دو بزرگوار را به خدا مى سپارم و قرار

جَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى اِلَيْكُما اِنْصَرَفْتُ يا سَيِّدى يا اَميرَ الْمُؤْمِنينَ وَمَوْلاىَ وَاَنْتَ يا اَبا عَبْدِاللَّهِ يا سَيِّدى وَسَلامى عَلَيْكُما

ندهد خداوند اين بار را آخرين بار زيارتم از شما بازگشتم اى آقاى من اى امير مؤ منان و اى سرور من و تو نيز اى ابا عبداللّه اى آقاى من و سلام من بر شما دو آقا

مُتَّصِلٌ مَا اتَّصَلَ اللَّيْلُ وَالنَّهارُ واصِلٌ ذلِكَ اِلَيْكُما غَيْرُ مَحْجُوبٍ عَنْكُما سَلامى اِنْ شاَّءَ اللَّهُ وَاَسْئَلُهُ بِحَقِّكُما اَنْ يَشاَّءَ ذلِكَ وَيَفْعَلَ

پيوسته باد تا پيوسته است شب و روز واصل گردد اين سلام به شما از شما پوشيده نماند سلام من انشاءالله و از خدا خواهم به حق شما دو بزرگوار كه مشيّتش بر اين كار قرار گيرد

فَاِنَّهُ حَميدٌ مَجيدٌ اِنْقَلَبْتُ يا سَيِّدَىَّ عَنْكُما تاَّئِباً حامِداً لِلَّهِ شاكِراً راجِياً لِلاِجابَةِ غَيْرَ آيِسٍ وَلا قانِطٍ ائِباً عاَّئِداً راجِعاً اِلى

و آن را انجام دهد كه براستى او بسى ستوده و بزرگوار است بازگردم اى دو آقاى من از خدمت شما توبه كننده و ستايش كننده خدا و سپاسگزار و اميدوار به اجابت بدون ياءس و نااميدى و به اميد رجوع و بازگشت دوباره براى

زِيارَتِكُما غَيْرَ راغِبٍ عَنْكُما وَلا مِنْ زِيارَتِكُما بَلْ راجِعٌ عاَّئِدٌ اِنْ شاَّءَ اللَّهُ وَلا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ اِلاّ بِاللَّهِ يا سادَتى رَغِبْتُ اِلَيْكُما وَاِلى

زيارت شما بى آنكه اشتياق و رغبتم از شما كاسته شود و يا از زيارت شما (سير شوم ) بلكه بازآيم و مراجعت كنم انشاءاللَّه و جنبش و نيروئى نيست جز به خدا اى آقايان من به زيارت شما و به خودتان اشتياق و ميل ورزيدم

زِيارَتِكُما بَعْدَ اَنْ زَهِدَ فيكُما وَفى زِيارَتِكُما اَهْلُ الدُّنْيا فَلا خَيَّبَنِىَ اللَّهُ ما رَجَوْتُ وَما اَمَّلْتُ فى زِيارَتِكُما اِنَّهُ قَريبٌ مُجيبٌ

پس از آنكه بى ميل بودند به شما و به زيارتتان مردم دنيا پس خدا نوميدم نكند در آنچه بدان اميدوارم و آرزومندم در مورد زيارت شما كه براستى او خدائى است نزديك و اجابت كننده

2 نظر برای “دعاى بعد از نماز زيارت عاشورا، دعای صفوان”
  1. محسن علیزاده says:

    با سلام و خسته نباشید.
    لطفا صوت این دعا رو هم برای دانلود و عستفاده بر روی موبایل بگذارید.
    ممنون و التماس دعا

    Thumb up 1 Thumb down 0

  2. محسن علیزاده says:

    با سلام و خسته نباشید.
    لطفا صوت این دعا رو هم برای دانلود و استفاده روی موبایل بگذارید.
    ممنون التماس دعا

    Thumb up 1 Thumb down 1

نظرات

  • ramadan mobarak
  • ارسال شده در 24 Oct 2013

    Log In