خشونت پلیس آمریکا


police-thumbضرب و شتم زن دست بند زده شده توسط پلیس فدرال آمریکا با دوربین های مدار بسته به تصویر کشیده ...

دعا پيش از تكبير نماز


doa-namaz-girl-دعا-نماز-روايت شده از صفوان جمّال كه ديدم حضرت صادق عليه السلام رو به قبله كرد پيش از تكبير و گفت ...

دعا هنگام برخاستن براى نماز برای همجواری با رسول


namaz-نمازاز حضرت صادق عليه السلام منقول است كه حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام فرمود هر كه بگويد اين دعا را ...

ادعیه امامان به هنگام خروج از خانه


at the door-روبروی در ورودیاز حضرت صادق عليه السلام منقول است كه آدمى هرگاه خواست از منزل خود بيرون رود بگويد سه مرتبه در وقتى ...

دعا هنگام بيدار شدن در شب


sleeping-خواباز حضرت  امام صادق عليه السلام مروى است كه فرمود هرگاه يكى از شما برخواست در شب از خواب بگويد: سُبْحانَ ...

دعا به جهت بيدار شدن براى نماز شب


doa-namaz-girl-دعا-نماز-از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه حضرت رسول صلى الله عليه و آله فرمود كسى كه بخواهد برخيزد ...

از آثار و برکات صلوات بر محمد و آل محمد


hazrate-mohammadیکی از سنت های اصیل و ارزشمند الله، صلوات بر پیامبر وآل او(صلی الله علیه و اله)است . صلوات بهترین ...

مراقبات ادعیه و اعمال برای افزایش حافظه به سفارش بزرگان


memory-حافظه- پس از نماز صبح و نماز عشاء هفت مرتبه دعای ذیل را بخواند و به مدت سه یا هفت ...

در خبر از آثار خواندن زیارت عاشورا


ashora-tumbدر خبر از آثار خواندن زیارت عاشورا امام صادق علیه‌السلام :زیارت امام حسین علیه‌السلام را فرو نگذار که خدا عمرت را ...

برای ظهور سرورمان امام زمان (عج) چقدر آماده ایم؟


Imam-mahdi-امام-زمان-امام-مهدیعنوان : برای ظهور سرورمان امام زمان (عج) چقدر آماده ایم؟ گردآورنده:  سارا پارسا ایمیل:  s_parsa_1986@yahoo.com سخن گردآورنده : پژوهش حاضر با هدف ...

ادعیه و تعویض در هنگام خواب


sleeping-خواباول از حضرت صادق عليه السلام مروى است كه كسى كه بگويد سه مرتبه در وقتى كه در خوابگاه خود ...

دعاى مخزون هنگام صبح و شام از امام صادق ع


toloe khorshid thumb- sunrise thumbاز حضرت صادق عليه السلام منقول است كه به داود رِقّى فرمود كه ترك مكن اين دعا را سه مرتبه ...

دعای امام باقر ع در وقت طلوع فجر


toloe khorshid thumb- sunrise thumbاز حضرت امام محمّد باقرعليه السلام روايت است كه هركس بگويد در وقت طلوع فجر: لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَحْدَهُ لا ...

ادعیه امامان در هنگام داخل شدن در صبح و شام


toloe khorshid thumb- sunrise thumbاول از حضرت صادق عليه السلام روايت است كه حضرت علىّ بن الحسين عليه السلام چون داخل صبح مى شد ...

کتاب نماز چیست از آثار سید محمد حسین بهشتی


Beheshti-بهشتی-thumbنماز چیست سید محمد حسین بهشتی نيايش و پرستش در آن لحظه كه آدمى به كمال و شكوه بى نهايت آفريدگار جهان مى ...

  اين دعائيست رفيع الشاءن عظيم المنزلة و چون موسى هادى عبّاسى قصد قتل حضرت كاظم عليه السلام نمود آن حضرت اين دعا را خواند جدّش پيغمبر صَلَّى اللَّهِ عَلِيهِ وَاله را در خواب ديد كه به او فرمود حقّ تعالى هلاك خواهد كرد دشمن تو را و اين دعا در مهج الدّعوات سيّد بن طاوُس نيز نقل شده و ما بين نسخه كفعمى و سيد اختلافست و ما موافق بلد الا مين كفعمى نقل نموديم و آن دعا اين است

اِلهى كَمْ مِنْ عَدُوٍّ انْتَضى عَلَىَّ سَيفَ عَداوَتِهِ وَشَحَذَ لى ظُبَةَ مِدْيَتِهِ وَاَرْهَفَ لى شَباحَدِّهِ وَدافَ لى قَواتِلَ سمُوُمِهِ وَسَدَّدَ اِلَىَّ

معبودا چه بسيار دشمنى كه شمشير دشمنى بروى من كشيد و لبه كاردش را برايم تيز كرد و دم برنده اش را برايم آماده كرد و زهرهاى كشنده اش را برايم آميخته و نشان گرفت بسوى من

صَوائِبَ سِهامِهِ وَلَمْ تَنَمْ عَنّى عَيْنُ حِراسَتِهِ وَاَضْمَرَ اَنْ يَسُومَنِى الْمَكْروْهَ وَيُجَرِّعَنى ذُعافَ مَرارَتِهِ نَظَرْتَ اِلى ضَعْفى عَنِ احتِمالِ

تيرهاى نشانگيرش را و چشمش در مراقبت من به خواب نرفت و در دل گرفت كه به من آزارى رساند و جرعه هاى تلخ زهر خود را به گلويم بريزد در اين حال تو به ناتوانى من نگريستى كه طاقت تحمل

الْفَوادِحِ وَعَجْزى عَنِ الاِنْتِصارِ مِمَّنْ قَصَدَنى بِمُحارَبَتِهِ وَوَحْدَتى فى كَثيرٍ مِمَّنْ ناوانى واَرْصَدَ لى فيما لَمْ اُعْمِلْ فِكْرى فى

ناگوار را ندارم و عجز مرا در استمداد براى كسى كه به قصد جنگ با من برخاسته ديدى و تنهايى مرا در مقابل انبوه دشمنانى كه قصد آزار مرا كرده و سرِ راهم كمين كرده اند و فكر من در

الاِ رْصادِ لَهُمْ بِمِثْلِهِ فَاَيَّدْتَنى بِقُوَّتِكَ وَشَدَدْتَ اَزْرى بِنُصْرَتِكَ وفَلَلْتَ لى حَدَّهُ وَخَذَلْتَهُ بَعْدَ جَمْعِ عَديدِهِ وَحَشْدِهِ واَعْلَيْتَ كَعْبى

خلاصى از آنها به جايى نمى رسد مشاهده كردى پس مرا به نيروى خود كمك دادى و بوسيله يارى خود پشتم را محكم بستى وتيغ برنده دشمن را بر من كند كردى و او را پس از زحماتى كه در جمع آورى نفرات و وسايل نابودى من كشيده بود خوار كردى

عَلَيْهِ وَوَجَّهْتَ ما سَدَّدَ اِلَىَّ مِنْ مَكائِدِهِ اِلَيْهِ وَرَدَدْتَهُ عَلَيْهِ وَلَمْ يَشْفِ غَليلَهُ وَلَمْ تَبْرُدْ حَزازاتُ غَيْظِهِ وَقَدْ عَضَّ عَلَىَّ اَنامِلَهُ وَاَدْبَرَ

و مرا بر او توفق دادى و شرِّ آن نقشه هاى شومى كه براى من كشيده بود به خودش برگرداندى و عطش او را در نابودى من فرو ننشاندى و دلش را در اين باره خنك نكردى و در حالى كه از سوز خشمش بر من انگشت به دندان مى گزيد پشت كرده و

مُوَلِّياً قَدْ اَخْفَقَتْ سَراياهُ فَلَكَ الْحَمْدُ يا رَبِّ مِنْ مُقْتَدِرٍ لا يُغْلَبُ وَذى اَناةٍ لا يَعْجَلُ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَاجْعَلْنى لِنَعْماَّئِكَ

فراركرد و تجهيزات جنگى ونفرات او درهم شكست پس ستايش براى تو سزاست پروردگاراكه نيرومندى هستى شكست ناپذير و بردبارى هستى كه شتاب نخواهى كرد درود فرست بر محمد و آل محمد و مرا از سپاسگزاران نعمتهاى خود

مِنَ الشّاكِرينَ وَلاِلاَّئِكَ مِنَ الذّ اكِرينَ اِلهى وَكَمْ مِنْ باغٍ بَغانى بِمَكايِدِهِ وَنَصَبَ لى اَشْراكَ مَصايِدِهِ وَوَكَّلَ بى تَفَقُّدَ رِعايَتِهِ

و از يادكنندگان بخششهاى خويش قرار ده معبودا و چه بسيار ستم پيشه اى كه با نقشه شومش به من ستم كرد و براى شكار كردنم دامها نهاد و مرا دقيقا زير نظر گرفت

واَضبَاءَ اِلَىَّ اِضْباَّءَ السَّبُعِ لِطَريدَتِهِ انْتِظاراً لاِنْتِهازِ فُرْصَتِهِ وَهُوَ يُظْهِرُ بَشاشَةَ الْمَلَقِ وَيَبْسُطُ لى وَجْهاً غَيْرَ طَلِقٍ فَلَمّا رَاَيْتَ دَغَلَ

و مانند درنده اى كه براى شكار گريخته خود كمين مى كند به كمين من نشست تا فرصتى بدست آرد با اينكه درصورت ظاهر خودرا از روى تملق بشّاش نشان مى داد و روى گشاده بى حقيقتى به من مى نمود، و هنگامى كه تواى خدا نادرستى

سَريرَتِهِ وَقُبْحَ مَا انْطَوى عَلَيْهِ لِشَريكِهِ فى مِلَّتِهِ واَصْبَحَ مُجْلِباً لى فى بَغْيِهِ اَرْكَسْتَهُ لاُمِّ رَاْسِهِ واَتَيْتَ بُنْيانَهُ مِنْ اَساسِهِ فَصَرَعْتَهُ فى

باطن او را ديدى و زشتى نيتش را براى هم كيشش مشاهده فرمودى و ديدى كه چگونه مرا بسوى ستم خود مى كشد اورا به مغز به زمين زدى و ريشه اش را از بيخ و بن بركندى و او را در همان چاهى كه براى من كنده بود درافكندى و در

زُبْيَتِهِ وَرَدَّيْتَهُ فى مَهْوى حُفْرَتِهِ وَجَعَلْتَ خَدَّهُ طَبَقاً لِتُرابِ رِجْلِهِ وَشَغَلْتَهُ فى بَدَنِهِ وَرِزْقِهِ وَرَمَيْتَهُ بِحَجَرِهِ وَخَنَقْتَهُ بِوَتَرِهِ وَذَكَّيْتَهُ

گودالى كه به دست خود حفر كرده بود سرنگونش كردى و گونه اش را مطابق خاك پايش كردى و او را سرگرم تن و روزى خودش كردى و به سنگ خودش او را زدى و بازه كمان خودش جانش بگرفتى و بوسيله سرنيزه هاى خودش او راهلاك

بِمَشاقِصِهِ وَكَبَبْتَهُ لِمَنْخَرِهِ وَرَدَدْتَ كَيْدَهُ فى نَحْرِهِ وَرَبَقْتَهُ بِنَدامَتِهِ وَفَسَاْتَهُ بِحَسْرَتِهِ فَاسْتَخْذَاءَ وَتَضاَّئَلَ بَعْدَ نَخْوَتِهِ وانْقَمَعَ بَعْدَ

ساختى و برو درافكندى و مكر وحيله اش را به خودش برگرداندى و در بند پشيمانى گرفتارش كردى و پشتش را در زير بار حسرت خم كردى تا آنكه پس از همه نخوت و تكبر خوار گشته به زانو درآمد و پس از

اْستِطالَتِهِ ذَليلاً مَاْسُوراً فى رِبْقِ حِبالَتِهِ الَّتى كانَ يُؤَمِّلُ اَنْ يَرانى فيها يَوْمَ سَطْوَتِهِ وَقَدْ كِدْتُ يا رَبِّ لَوْ لا رَحْمَتُكَ اَنْ يَحُلَّ بى ما

گردنكشى با خوارى مخصوصى ريشه كن شد و در بند دام خود كه در روز تسلطش آرزو داشت مرا در آن بيند گرفتار شد و اى پروردگار من اگر رحمت تو نبود چيزى نمانده بود كه به همان بلايى كه او دچار شده

حَلَّ بِساحَتِهِ فَلَكَ الْحَمْدُ يا رَبِّ مِنْ مُقْتَدِرٍ لا يُغْلَبُ وَذى اَناةٍ لايَعْجَلُ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَاجْعَلنى لِنَعْماَّئِكَ مِنَ

من دچار گردم پس ستايش خاص تو است اى پروردگار من كه نيرومندى هستى شكست ناپذير و بردبارى هستى كه شتاب نمى كنى درود فرست بر محمد و آل محمد و مرا از

الشّاكِرينَ ولاِلاَّئِكَ مِنَ الذّ اكِرينَ اِلهى وَكَمْ مِنْ ح اسِدٍ شَرِقَ بِحَسْرَتِهِ وَعَدُوٍّ شَجِىَ بِغَيْظِهِ وَسَلَقَنى بِحَدِّ لِسانِهِ وَوَخَزَنى بِمُوقِ

سپاسگزاران نعمتهايت قرار ده و از يادكنندگان عطاهايت بدار خدايا چه بسيار حسودى كه حسرت در گلويش گير كرده و دشمنى كه خشم او در گلويش شكسته و با زبان تيزش مرا آزرده و

عَيْنِهِ وَجَعَلَنى غَرَضاً لِمراميهِ وَقَلَّدَنى خِلالاً لَمْ تَزَلْ فِيهِ نادَيْتُكَ يا رَبِّ مُسْتَجيراً بِكَ واثِقاً بِسُرْعَةِ اِجابَتِكَ مُتَوَكِّلاً عَلى ما لَمْ اَزَلْ

نگاه خشمگين خود را از گوشه چشم همچون تيرى بر بدنم فرو كرده و مرا هدف تيرهاى خود قرار داده و كارهايى را به گردنم انداخت كه من اى پروردگارم پيوسته در اين باره از روى پناه خواهى تو را خواندم به خاطر اطمينانى كه بسرعت اجابت توداشتم

اَتَعَرَّفُهُ مِنْ حُسْنِ دِفاعِكَ عالِماً اَنَّهُ لا يُضْطَهَدُ مَنْ اَوى اِلى ظِلِّ كَنَفِكَ وَلَنْ تَقْرَعَ الْحَوادِثُ مَنْ لَجَاَ اِلى مَعْقِلِ الاِنْتِصارِ بِكَ

و بر سابقه خوبى كه هميشه در دفاع كردنت داشتم توكل نمودم و مى دانستم كه هركس در سايه حمايت تو ماءوى گيرد مورد ستم و ظلم كسى واقع نگردد و آنكس كه به قلعه كمك خواهى تو پناه برد حوادث كوبنده روزگار

فَحَصَّنْتَنى مِنْ باْسِهِ بِقُدْرَتِكَ فَلَكَ الْحْمدُ يا رَبِّ مِنْ مُقْتَدِرٍ لا يُغْلَبُ وَذى اَناةٍ لا يَعْجَلُ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ واجْعَلْنى

براو كارگر نشود و تو اى خدا بوسيله نيرويت مرا از آزار او در پناه گرفتى پس از آن تو است ستايش اى پروردگار من كه نيرومندى هستى شكست ناپذير و بردبارى هستى بدون شتاب درود فرست بر محمد و آل محمد و مرا از سپاسگزاران

لِنَعْماَّئِكَ مِنَ الشّاكِرينَ وَلاِلاَّئِكَ مِنَ الذّ اكِرينَ اِلهى وَكَمْ مِنْ سَحايِبِ مَكْرُوهٍ جَلَّيْتَها وسَماَّءِ نِعْمَةٍ مَطَرْتَها وَجَداوِلِ كَرامَةٍ

نعمتهايت و از يادكنندگان عطاهايت قرار ده خدايا و چه بسا ابرهايى از گرفتارى (كه بسويم در حركت بود) و تو پراكنده شان كردى و چه بسا آسمان نعمتى كه بر من فرو باريدى و نهرهاى بزرگوارى كه

اَجْرَيْتَها واَعْيُنِ اَحْداثٍ طَمَسْتَها وناشِيَةِ رَحْمَةٍ نَشَرْتَهَا وَجُنَّةِ عافِيَةٍ اَلْبَسْتَها وَغَوامِرِ كُرُباتٍ كَشَفْتَها واُمُورٍ جارِيَةٍ قَدَّرْتَها لَمْ

روان كردى و چشمه هاى جوشان حوادثى كه رويش را پوشاندى و لكه هاى كوچكى از ابر رحمتت كه آن را پهن كردى و زره هاى تندرستى كه بر بدنم پوشاندى و گردابهايى از اندوه كه برطرف كردى و امور جاريه ديگرى كه مقدر كردى و تو هرگاه

تُعْجِزْكَ اِذْ طَلَبْتَها وَلَمْ تَمْتَنِعْ مِنْكَ اِذْ اَرَدْتَهَا فَلَكَ الْحَمْدُ يا رَبِّ مِنْ مُقْتَدِرٍ لا يُغْلَبُ وَذى اَناةٍ لا يَعْجَلُ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ

خواستيشان ازطلب آنها درنماندى و هرگاه آنها را اراده فرمودى قدرت برامتناع نداشتند پس تورا است ستايش اى پروردگارمن اى نيرومند شكست ناپذير و بردبار بى شتاب درود فرست بر محمد وآل محمد

وَاْجَعْلنى لِنَعْماَّئِكَ مِنَ الشّاكِرينَ وَلاِلاَّئِكَ مِنَ الذّ اكِرينَ اِلهى وكَمْ مِنْ ظَنٍّ حَسَنٍ حَقَّقْتَ وَمِنْ كَسْرِ اِمْلاقٍ جَبَرْتَ وَمِنْ مَسْكَنَةٍ

و قرار ده مرا از سپاسگزاران نعمتهايت و از يادكنندگان عطاهايت خدايا وچه بسا خوش گمانى مرا كه صورت عمل دادى و چه بسيار شكستهاى بى چيزى مرا كه جبران كردى و نداريهاى

فادِحَةٍ حَوَّلْتَ وَمِنْ صَرْعَةٍ مُهْلِكَةٍ نَعَشْتَ وَمِنْ مَشَقَّةٍ اَرَحْتَ لاتُسْئَلُ عَمّا تَفْعَلُ وَهُمْ يُسْئَلُونَ وَلا يَنْقُصُكَ ما اَنْفَقْتَ وَلَقَدْ سُئِلْتَ

سخت و كمرشكن را كه از من گرداندى و سقوطهاى نابودكننده اى كه بلندم كردى و چه سختيها كه مبدل به راحتى كردى بازخواست نشوى ازآنچه مى كنى ولى ديگران بازخواست شوند وهرچه خرج كنى چيزى ازتو كاسته نگردد و چون از تو بخواهند

فَاَعْطَيْتَ وَلَمْ تُسْئَلْ فاَبْتَدَاْتَ وَاسْتُميحَ بابُ فَضْلِكَ فَما اَكْدَيْتَ اَبَيْتَ اِلاّ اِنْعاماً وَاْمِتناناً واِلاّ تَطَوُّلاً يا رَبِّ وَاِحْساناً واَبَيْتُ

مى دهى و اگر هم نخواهند تو بى سابقه خواستن عطا مى كنى و از درگاه فضل تو احسان خواستند و تو دريغ نداشتى ندادى جز ازراه نعمت بخشى وامتنانت وجز ازراه عطابخشى بى پايان خود اى پروردگارمن و احسانت ولى من هم درمقابل نكردم

اِلا اْنتِهاكاً لِحُرُماتِكَ وَاْجْتِراَّءً عَلى مَعاصِيكَ وَتَعَدِّياً لِحُدُودِكَ وَغَفْلَةً عَنْ وَعيدِكَ وَطاعَةً لِعَدُوّى وَعَدُوِّكَ لَمْ يَمْنَعْكَ يا اِلهى

جز پرده درى محرماتت و دليرى بر ارتكاب معاصى و نافرمانيهايت و تجاوز از حدود تو و بى خبرى از تهديد تو و پيروى از دشمن خود و دشمن تو، اى معبود و اى ياور

وناصِرى اِخْلالى بِالشُّكْرِ عَنْ اِتْمامِ اِحْسانِكَ وَلاَ حَجَزَنى ذلِكَ عَنْ اِرْتِكابِ مَساخِطِكَ اَللّهُمَّ وَهذا مَقامُ عَبْدٍ ذَليلٍ اعْتَرَفَ لَكَ

بزرگوار من كوتاهى من درسپاسگزارى تو را از اتمام احسان ونيكى به من بازنداشت واتمام احسان و نيكى تو نيز مانع من از ارتكاب اعمالى كه موجب خشم تو است نشد خدايا اكنون به حال بنده خوارى درآمده ام

بِالتَّوْحيدِ وَاَقَرَّ عَلى نَفْسِهِ بِالتَّقْصيرِ فى اَداَّءِ حَقِّكَ وَشَهِدَ لَكَ بِسُبُوغِ نِعْمَتِكَ عَلَيْهِ وَجَميلِ عادَتِكَ عِنْدَهُ واِحْسانِكَ اِلَيْهِ فَهَبْ لى

كه معترف بيگانگى تو است و به زيان خود اعتراف مى كند كه در اداى حق تو كوتاهى كرده و گواهى دهد كه تو نعمت خود را بر او فروگذار نكردى و از شيوه نيك و احسان خود نسبت به او كوتاهى نكردى پس

يا اِلهى وَسَيِّدِى مِنْ فَضْلِكَ ما اُريدُهُ اِلى رَحْمَتِكَ واَتَّخِذُهُ سُلَّماً اَعْرُجُ فيهِ اِلى مَرْضاتِكَ وَ امَنُ بِهِ مِنْ سَخَطِكَ بِعِزَّتِكَ وَطَوْلِكَ

اى معبود و آقاى من از فضل خويش بدان اندازه به من ببخش كه بتوانم خود را به رحمتت برسانم و آن را نردبانى قرارداده و به وسيله آن بسوى خوشنودى تو بالا روم و بدان سبب از خشم تو ايمن گردم به حق عزت و كرمت

وَبِحَقِّ نَبِيِّكَ مَحَمَّدٍ صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ فَلَكَ الْحَمْدُ يا رَبِّ مِنْ مُقْتَدِرٍ لا يُغْلَبُ وَذى اَناةٍ لا يَعْجَلُ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ

و به حق پيامبرت محمد صلى الله عليه و آله پس ستايش خاص تو است اى پروردگار من كه نيرومندى هستى شكست ناپذير و بردبارى هستى بى شتاب درود فرست بر محمد و آل محمد

وَاجْعَلْنى لِنَعْماَّئِكَ مِنَ الشّاكِرينَ وَلاِلاَّئِكَ مِنَ الذّ اكِرينَ اِلهى وَكَمْ مِنْ عَبْدٍ اَمْسى وَاَصْبَحَ فى كَرْبِ الْمَوْتِ وَحَشْرَجَةِ الصَّدْرِ

و قرارم ده از شكرگذاران نعمتهايت و از يادكنندگان عطايا و مراحمت ، خدايا چه بسا بنده اى كه شب و روزش در سختى مرگ بگذرد و جان به سينه اش رسيده

وَالنَّظَرِ اِلى ما تَقْشَعِرُّ مِنْهُ الجُلُودُ وَتَفْزَعُ لَهُ القُلُوبُ واَنَا فى عافِيَةٍ مِنْ ذلِكَ كُلِّهِ فَلَكَ الْحَمْدُ يا رَبِّ مِنْ مُقْتَدِرٍ لا يُغْلَبُ وَذى اَناةٍ

و بنگرد بدانچه بدنها از هولش بلرزد و دلها بطپد و من در تمام آن مناظر واحوال آسوده و در سلامتى بسر برم پس ستايش خاص تو است اى پروردگار من كه نيرومندى هستى شكست ناپذير و بردبارى هستى

لايَعْجَلُ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَاجْعَلْنى لِنَعماَّئِكَ مِنَ الشّاكِرينَ وَلاِلاَّئِكَ مِنَ الذّ اكِرينَ اِلهى وَكَمْ مِنْ عَبْدٍ اَمْسى

بى شتاب درود فرست بر محمد و آل محمد و قرارم ده از سپاسگزاران نعمتهايت و از يادكنندگان عطاهايت خدايا و چه بسا بنده اى كه بسر برد شب و

وَاَصْبَحَ سَقِيماً مَوْجِعاً فى اَنَّةٍ وَعَويلٍ يَتَقَلَّبُ فى غَمِّهِ لا يَجِدُ مَحيصاً وَلا يُسيغُ طَعاماً وَلا شَراباً وَاَنَا فى صِحَّةٍ مِنَ الْبَدَنِ

روز خود را در بيمارى دردناك و در ناله و فرياد و از اندوه به خود مى پيچد نه راه چاره اى دارد و نه غذا و نوشابه اى براحتى از گلويش پايين رود و من تندرست و از

وَسَلامَةٍ مِنَ الْعَيْشِ كُلُّ ذلِكَ مِنْكَ فَلَكَ الْحَمْدُ يا رَبِّ مِنْ مُقْتَدِرٍ لايُغْلَبُ وَذى اَناةٍ لا يَعْجَلُ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ واجْعَلْنى

سلامتى كامل برخوردار هستم و همه اين نعمتها از تو است پس ستايش خاص تو است اى پروردگار من كه نيرومندى هستى شكست ناپذير و بردبارى هستى بى شتاب درود فرست بر محمد و آل محمد و مرا از سپاسگزاران

لِنَعْماَّئِكَ مِنَ الشّاكِرينَ وَلاِلاَّئِكَ مِنَ الذّ اكِرينَ اِلهى وَكَمْ مِنْ عَبْدٍ اَمْسى وَاَصْبَحَ خآئِفا مَرْعُوبا مُشْفِقا وَجِلا هارِبا طَريدا مُنْجَحِرا

نعمتهايت و از يادكنندگان عطايا و مراحمت قرارم ده خدايا و چه بسا بنده اى كه بسر برد شب و روز خود را در ترس و خوف و هراس و اضطراب از خانه خود گريخته و آواره گشته و از ترس

فى مَضيقٍ وَمَخْبَاَةٍ مِنَ الْمَخابى قَدْ ضاقَتْ عَلَيْهِ الاْرْضُ بِرُحْبِها لايَجِدُ حيلَةً وَلا مَنْجى وَلا مَاْوى وَاَنَا فى اَمْنٍ وَطُمَاْنينَةٍ وَعافِيَةٍ

در بيغوله اى رفته و در خفا گاهى خود را پنهان كرده و زمين بدين پهناورى از هر سو بر او تنگ شده نه راه چاره اى دارد و نه جا و ماءوايى و من در كمال امنيت و آسايش و سلامتى

مِنْ ذلِكَ كُلِّهِ فَلَكَ الْحَمْدُ يا رَبِّ مِنْ مُقْتَدرٍ لا يُغْلَبُ وَذى اَناةٍ لايَعْجَلُ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَاْجعَلْنى لِنَعْماَّئِكَ مِنَ

از اين ناراحتيها بسر برم پس خاص تو است ستايش اى پروردگار من كه نيرومندى هستى شكست ناپذير و بردبارى هستىبى شتاب درود فرست بر محمد و آل محمد و قرارم ده از سپاسگزاران نعمتهايت و از

الشّاكِرينَ وَلاِلاَّئِكَ مِنَ الذّ اكِرينَ اِلهى وَسَيِّدى وَكَمْ مِنْ عَبْدٍ اَمْسى وَاَصْبَحَ مَغْلُولاً مُكَبَّلاً فِى الْحَديدِ بِاَيْدِى الْعُداةِ

يادكنندگان عطايا و مراحمت اى خدا و اى آقاى من چه بسا بنده اى كه شب و روزش در غل و زنجير آهنين بگذرد در حالى كه بدست دشمنانى

لايَرْحَمُونَهُ فَقيداً مِنْ اَهْلِهِ وَوَلَدِهِ مُنْقَطِعاً عَنْ اِخْوانِهِ وَبَلَدهِ يَتَوَقَّعُ كُلَّ ساعَةٍ بِاَىِّ قِتْلَةٍ يُقْتَلُ وَبِاَىِّ مُثْلَةٍ يُمَثَّلُ بِهِ وَاَنَا فى عافِيَةٍ مِنْ

بى رحم گرفتار و دور از زن و فرزند و جداى از برادران و شهر و ديار هر ساعت انتظار مى كشد كه آيا به چه نحوى او را مى كشند و يا به چه طور اعضاى او را مى بُرند و من در عافيت كامل

ذلِكَ كُلِّهِ فَلَكَ الْحَمْدُ يا رَبِّ مِنْ مُقْتَدرٍ لا يُغْلَبُ وَذى اَناةٍ لا يَعْجَلُ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَاجْعَلْنى لِنَعْماَّئِكَ مِنَ الشّاكِرينَ

و دور از تمام اينها بسر برم پس ستايش خاص تو است اى پروردگار نيرومند شكست ناپذير و بردبار بى شتاب درود فرست بر محمد و آل محمد و قرار ده مرا از سپاسگزاران نعمتهايت و از يادكنندگان

وَ لاِلاَّئِكَ مِنَ الذّ اكِرينَ اِلهى وَ كَمْ مِنْ عَبْدٍ اَمْسى وَاَصْبَحَ يُقاسِى الْحَرْبَ وَمُباشَرَةَ الْقِتالِ بِنَفْسِهِ قَدْ غَشِيَتْهُ الاْعْداَّءُ مِنْ كُلِّ جانِبٍ

عطايا و مراحمت خدايا و چه بسا بنده اى كه شب و روزش را در حال جنگ بسر مى برد و خود را آماده پيكار كرده دشمنان با شمشير و نيزه و ساير وسايل جنگى از هر سو احاطه اش كرده اند

بِالسُّيُوفِ وَالرِّماحِ وَآلَةِ الْحَرْبِ يَتَقَعْقَعُ فِى الْحَديدِ قَدْ بَلَغَ مَجْهُودَهُ لا يَعْرِفُ حيلَةً وَ لا يَجِدُ مَهْرَباً قَدْ اُدْنِفَ بِالْجِراحاتِ اَوْ

و او در زير آن همه اسلحه هاى آهنين گم شده و حد اعلاى كوشش خود را براى نجات مى كند ولى راه چاره و گريزى ندارد و زخمهاى گران برداشته يا

مُتَشَحِّطاً بِدَمِهِ تَحْتَ السَّنابِكِ وَالاْرْجُلِ يَتَمَنّى شَرْبَةً مِنْ ماَّءٍ اَوْ نَظْرَةً اِلى اَهْلِهِ وَ وَلَدِهِ لا يَقْدِرُ عَلَيْها وَ اَنَا فى عافِيَةٍ مِنْ ذلِكَ كُلِّهِ

زير سم اسبها و پاها در خون خويش غلطيده آرزوى يك شربت آب يا يك نظر به زن و فرزند خود را دارد ولى هيچ يك برايش ميسر نيست و من از اتمام آنها در عافيت و سلامت بسر برم

فَلَكَ الْحَمْدُ يا رَبِّ مِنْ مُقْتَدِرٍ لا يُغْلَبُ وَذى اَناةٍ لا يَعْجَلُ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَاْجَعَلْنى لِنَعْماَّئِكَ مِنَ الشّاكِرينَ وَلاِلاَّئِكَ

پس ستايش خاص تو است اى پروردگار نيرومند شكست ناپذير و بردبار بى شتاب درود فرست بر محمد و آل محمد و قرار ده مرا از سپاسگزاران نعمتهايت و از يادكنندگان عطاها

مِنَ الذّاكِرينَ اِلهى وَكَمْ مِنْ عَبْدٍ اَمْسى وَاَصْبَحَ فى ظُلُماتِ الْبِحارِ وَعَواصِفِ الرِّياحِ وَالاْهْوالِ وَالاْ مْواجِ يَتَوقَّعُ الغَرَقَ

و بخششهايت خدايا و چه بسا بنده اى كه شب و روز كند در تاريكيهاى درياها و يا تندبادها و هراسها و امواج خروشان دريا كه انتظار غرق

وَالْهَلاكَ لا يَقْدِرُ عَلى حيلَةٍ اَوْ مُبْتَلىً بِصاعِقَةٍ اَوْ هَدْمٍ اَوْ حَرْقٍ اَوْ شَرْقٍ اَوْ خَسْفٍ اَوْ مَسْخٍ اَوْ قَذْفٍ وَاَنَا فى عافِيَةٍ مِنْ ذلِكَ كُلِّهِ فَلَكَ

و هلاكت را مى كشد و راه چاره ندارد يا آن كس كه گرفتار شده به صاعقه يا زير آوار رفتن يا آتش سوزى يا استخوان به گلو گير كردن يا به زمين فرو رفتن يا مسخ يا در پرتگاهى گير كرده ومن از اينها همه آسوده و راحت هستم پس

الْحَمْدُ يا رَبِّ مِنْ مُقْتَدِرٍ لا يُغْلَبُ وَذى اَناةٍ لا يَجْعَلُ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَاجْعَلنى لِنَعْماَّئِكَ مِنَ الشّاكِرينَ وَلاِلاَّئِكَ مِنَ

خاص تو است ستايش اى پروردگار نيرومند شكست ناپذير و بردبار بى شتاب درود فرست بر محمد و آل محمد و قرارم ده از سپاسگزاران نعمتهايت و از يادكنندگان عطاها و

الذّاكِرينَ اِلهى وكَمْ مِنْ عَبْدٍ اَمْسى واَصْبَحَ مُسافِراً شاخِصاً عَنْ اَهْلِهِ وَوَلَدِهِ مُتَحَيِّراً فِى الْمَفاوِزِ تائِهاً مَعَ الْوُحُوشِ وَالْبَهاَّئِمِ

مرحمتهايت خدايا و چه بسا بنده اى كه شب و روزش در مسافرت مى گذرد دور از زن و فرزند حيران در بيابانها در حال سرگردانى با حيوانات وحشى و چهارپا

وَالْهَواَّمِّ وَحِيداً فَريداً لا يَعْرِفُ حيلَةً وَلا يَهْتَدى سَبيلاً اَوْ مُتَاَذِّياً بِبَرْدٍ اَوْ حَرٍّ اَوْ جُوعٍ اَوْ عُرْىٍ اَوْ غَيْرِهِ مِنَ الشَّداَّئِدِ مِمَّا اَنَا مِنْهُ خِلْوٌ

و گزنده تك و تنها زندگى مى كند نه چاره اى به نظرش مى رسد و نه راه به جايى برد يا دچار آزار سرما يا گرما يا گرسنگى يا برهنگى يا ساير سختيها شده كه من از آنها همه آسوده ام

فى عافِيَةٍ مِنْ ذلِكَ كُلِّهِ فَلَكَ الْحَمْدُ يا رَبِّ مِنْ مُقْتَدِرٍ لا يُغْلَبُ وَذى اَناةٍ لا يَعْجَلُ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ واجْعَلْنى لِنَعْمآئِكَ مِنَ

و در تندرستى و آسايش از آنها هستم پس خاص تو است ستايش اى پروردگار نيرومند شكست ناپذير و بردبار بى شتاب درود فرست بر محمد و آل محمد و قرارم ده از سپاسگزاران نعمتهايت و از

الشّاكِرينَ ولاِلاَّئِكَ مِنَ الذّ اكِرينَ اِلهى وَسَيِّدى وكَمْ مِنْ عَبْدٍ اَمْسى وَاَصْبَحَ فَقيراً عاَّئِلاً عارِياً مُمْلِقاً مُخْفِقاً مَهْجُوراً جائِعاً

ياد كنندگان عطايا و مراحمتت اى خدا و اى آقاى من و چه بسا بنده اى كه بسر برد شب و روز خود را در حال فقر و تنگدستى و برهنگى و ياءس و هجران دوستان و گرسنگى و

ظَمْئانَ يَنْتَظِرُ مَنْ يَعُودُ عَلَيْهِ بِفَضْلٍ اَوْ عَبْدٍ وَجيهٍ عِنْدَكَ هُوَ اَوْجَهُ مِنّى عِنْدَكَ وَ اَشدُّ عِبادَةً لَكَ مَغْلُولاً مَقْهُوراً قَدْ حُمِّلَ ثِقْلاً مِنْ تَعَبِ

تشنگى و چشم براه است تا آيا كسى بر او احسانى كند يا (چه بسا) برده و غلام آبرومندى در پيش تو كه از من كه آزادم آبرومندتر و عبادت و طاعتش به درگاه تو بيشتر است و زير زنجير و قدرت ارباب است و بار سنگين بردگى بر دوش

الْعَناَّءِ وَ شِدَّةِ الْعُبُودِيَّةِ وَكُلْفَةِ الرِّقِّ وَثِقْلِ الضَّريبَةِ اَوْ مُبْتَلاً بِبَلاءٍ شَديدٍ لا قِبَلَ لَهُ [بِهِ] اِلاّ بِمَنَّكَ عَلَيْهِ واَنَا الْمَخْدُومُ الْمُنَعَّمُ الْمُعافَى

دارد چه از رنج و تعب و چه سختى كارهاى بردگى و چه مشقت غلام بودن وچه پرداخت وجه سنگين به ارباب خود يا آن شخصى كه به بلاء و سختى دچارگشته و تاب تحمل آن را ندارد جز اينكه تو در رفع آن بر او كمك كنى ولى مرا هم ديگران خدمت كنند

الْمَكَرَّمُ فى عافِيَةٍ مِمّا هُوَ فيهِ فَلَكَ الْحَمْدُ عَلى ذلِكَ كُلِّهِ مِنْ مُقْتَدرٍ لا يُغْلَبُ وَذى اَناةٍ لا يَعْجَلُ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَاْجَعْلنى

وهم نعمت بخشند وهم تندرست وگرامى وازآنچه اوبدان گرفتاراست آسوده ام پس ستايش دربرابر اين همه نعمت خاص تواست كه نيرومندى هستى شكست ناپذير و بردبارى هستى كه شتاب نكند درود فرست بر محمد و آل محمد و قرارم ده

لِنَعْماَّئِكَ مِنَ الشّاكِرينَ وَلاِلاَّئِكَ مِنَ الذّ اكِرينَ  اِلهى وَسَيِّدى وَكَمْ مِنْ عَبْدٍ اَمْسى واَصْبَحَ شَريداً طَريداً حَيرانَ مُتَحَيِّراً جاَّئِعاً

از شكرگزاران نعمتهايت و از يادكنندگان عطايا و مراحمت اى معبود و آقاى من چه بسا بنده اى كه بسر برد شب و روز خود را در حال آوارگى و حيرانى و سرگردانى و گرسنگى

خائِفاً خاسِراً فِى الصَّحارى وَالْبَرارى قَدْ اَحْرَقَهُ الْحَرُّ وَالْبَرْدُ وَهُوَ فى ضَرٍّ مِنَ الْعَيْشِ وَضَنْكٍ مِنَ الْحَيوةِ وَذُلٍّ مِنَ المَقامِ يَنْظُرُ اِلى

ترسان و زيان رسيده در ميان صحراها و بيابانها سرما و گرما او را بى تاب كرده و در وضع فلاكت بار و زندگى سخت و جاى خوار و پستى بسر مى برد و از روى حسرت به

نَفْسِهِ حَسْرَةً لا يَقْدِرُ لَها عَلى ضَرٍّ وَلا نَفْعٍ وَاَنَا خِلْوٌ مِنْ ذلِكَ كُلِّهِ بِجُودِكَ وَكَرَمِكَ فَلا اِلهَ إلاّ اَنْتَ سُبْحانَكَ مِنْ مُقْتَدرٍ لا يُغْلَبُ وَذى

خود مى نگرد و قدرت بر سود و زيان خود ندارد و من به واسطه جود و كرم تو از اينها همه آسوده ام پس معبودى جز تو نيست منزهى تو اى خداى نيرومند شكست ناپذير و

اَناةٍ لا تَعْجَلُ صَلِّعَلى مُحَمَّدٍ وَآلِمُحَمَّدٍ واْجعَلْنى لاَنْعُمِكَ مِنَ الشّاكِرينَ ولاِلاَّئِكَمِنَالذ اكِرينَوَارْحَمْنى بِرَحْمَتِكَ يا اَرْحَمَ الرَّاحِمينَ

بردبار بى شتاب درود فرست بر محمد و آل محمد و قرارم ده از سپاسگزاران نعمتها و يادكنندگان عطاهايت و به رحمت خويش بر من رحم كن اى ارحم الراحمين

اِلهى وَسَيِّدى وَ كَمْ مِنْ عَبْدٍ اَمْسى وَاَصْبَحَ عَليلاً مَريضاً سَقيماً مُدْنِفاً عَلى فُرُشِ العِلَّةِ وَفى لِباسِها يَتَقَلَّبُ يَميناً وشِمالاً لا يَعْرِفُ شَيْئاً

اى خدا و اى آقاى من چه بسا بنده اى كه بسر برد شب و روز خود را در حال دردمندى و بيمارى و ناخوشى كه در بستر بيمارى و جامه ناخوشى افتاده و از شدت ناراحتى به اين پهلو و آن پهلو مى چرخد و چيزى

مِنْ لَذَّةِ الطَّعامِ وَلا مِنْ لَذَّةِ الشَّرابِ يَنْظُرُ اِلى نَفْسِهِ حَسْرَةً لايَسْتَطيعُ لَها ضَرّاً وَلا نَفْعاً وَاَنَا خِلْوٌ مِنْ ذلِكَ كُلِّهِ بِجُودِكَ وَكَرَمِكَ فَلا اِلهَ إلاّ

از لذت نوشيدنى و خوراك نمى فهمد و از روى حسرت به خود مى نگرد و قدرتى بر سود و زيان خود ندارد ولى من به واسطه جود و كرم تو از تمام اينها آسوده ام پس معبودى جز تو نيست

اَنْتَ سُبْحانَكَ مِنْ مُقْتَدرٍ لا يُغْلَبُ وَذى اَناةٍ لا يَعْجَلُ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَاْجعَلْنى لَكَ مِنَ الْعابِدينَ وَلِنعَماَّئِكَ مِنَ

منزهى تو اى خداى نيرومند شكست ناپذير و بردبار بى شتاب درود فرست بر محمد و آل محمد و قرارم ده از زمره پرستش كنندگان خود و از جمله سپاسگزاران نعمتهايت و

الشّاكِرينَ وَلاِلاَّئِكَ مِنَ الذّاكِرينَ وَارْحَمْنى بِرحْمَتِكَ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ مَوْلاىَ وَسَيِّدى وَكَمْ مِنْ عَبْدٍ اَمْسى وَاَصْبَحَ وَقَدْ دَنا

يادكنندگان عطاهايت و به رحمت خود بر من ترحم كن اى مهربانترين مهربانان اى سرور من و اى آقاى من و چه بسا بنده اى كه بسر برد شب و روز خود را در حالى كه

يَوْمَهُ مِنْ حَتْفِهِ واَحْدَقَ بِهِ مَلَكُ الْمَوْتِ فى اَعْوانِهِ يُعالِجُ سَكَراتِ الْمَوْتِ وَحِياضَهُ تَدُورُ عَيْناهُ يَميناً وَشِمالاً يَنْظُرُ اِلى اَحِبّاَّئِهِ

عمرش بسرآمده و فرشته مرگ با اعوان و يارانش دور بستر او را گرفته و او در سختيهاى جان كندن و گردابهاى مرگ غوطه مى خورد چشمانش به راست و چپ مى گردد نگاه به دوستان و

وَاَوِدّاَّئِهِ واَخِلاَّئِهِ قَدْ مُنِعَ مِنَ الكَلامِ وَحُجِبَ عَنِ الخِطابِ يَنْظُرُ اِلى نَفْسِهِ حَسْرَةً لايَسْتَطيعُ لَها ضَرّاً وَلا نَفْعاً وَاَنَا خِلْوٌ مِنْ ذلِكَ كُلِّهِ

رفقا و ياران صميمى خود مى كند و ياراى سخن گفتن ندارد و از گفتار بازمانده از روى حسرت به خود مى نگرد كه هيچ بر سود و زيان خود قادر نيست و من اى خدا به واسطه

بِجُودِكَ وَكَرمِكَ فَلا اِلهَ إلاّ اَنْتَ سُبْحانَكَ مِنْ مُقْتَدِرٍ لا يُغْلَبُ وَذى اَناةٍ لا يَعْجَلُ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ واجْعَلْنى لِنَعْماَّئِكَ مِنَ

جود و كرم تو از اينها همه آسوده ام پس معبودى نيست جز تو منزهى تو اى نيرومند شكست ناپذير و بردبار بى شتاب درود فرست بر محمد و آل محمد و قرارم ده از سپاسگزاران نعمتهايت و از

الشّاكِرينَ وَلاِلاَّئِكَ مِنَ الذّاكِرينَ وَارْحَمْنى بِرَحْمَتِكَ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ مَوْلاىَ وَ سَيِّدى وَ كَمْ مِنْ عَبْدٍ اَمْسى وَ اَصْبَحَ فى مَضائِقِ

يادكنندگان عطاها و بخششهايت و به رحمت خود بر من ترحم كن اى مهربانترين مهربانان اى سرور و آقاى من و چه بسا بنده اى كه بسر برد شب و روز خود را در تنگناهاى

الحُبُوسِ وَالسُّجُونِ وَكُرَبِها وَذُلِّها وَحَديدِها يَتَداوَلُهُ اَعْوانُها وَ زَبانِيَتُها فَلا يَدْرى اَىُّ حالٍ يُفْعَلُ بِهِ وَاَىُّ مُثْلَةٍ يُمَثَّلُ بِهِ فَهُوَ فى

زندانها و محبسها و در ناراحتيها و خوارى و زنجير آهنين زندان گرفتار است و زندانبانها دژخيمان دست بدست اورا بگردانند واو نمى داند به چه سرنوشتى دچار خواهد شد و چه عضوى از او را قطع خواهندكردپس آن

ضُرٍّ مِنَ الْعَيْشِ وَضَنْكٍ مِنَ الْحَيوةِ يَنْظُرُ اِلى نَفْسِهِ حَسْرَةً لايَسْتَطيعُ لَها ضَرّاً وَلا نَفْعاً وَاَنَا خِلْوٌ مِنْ ذلِكَ كُلِّهِ بِجُودِكَ وَكَرَمِكَ

بيچاره در وضع فلاكت بار و زندگى سختى بسر مى برد از روى حسرت به خود مى نگرد كه قادر بر سود و زيان خود نيست و من به واسطه جود و كرم تو از اينها همه آسوده ام

فَلا اِلهَ إلاّ اَنْتَ سُبْحانَكَ مِنْ مُقْتَدِرٍ لا يُغْلَبُ وَذى اَناةٍ لا يَعْجَلُ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَاجْعَلْنى لَكَ مِنَ الْعابِدينَ ولِنَعْماَّئِكَ

پس معبودى جز تو نيست منزهى تو اى نيرومند شكست ناپذير و بردبار بى شتاب درود فرست بر محمد و آل محمد و قرارم ده در زمره پرستش كنندگان خود و شكرگذاران نعمتهايت

مِنَ الشّاكِرينَ وَلاِلاَّئِكَ مِنَ الذّ اكِرينَ وَارْحَمْنى بِرَحْمَتِكَ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ سَيِّدِى وَمَوْلاىَ وَكَمْ مِنْ عَبْدٍ اَمْسى وَاَصْبَحَ قَدِ اسْتَمَرَّ

و از يادكنندگان عطاهايت و به رحمت خويش بر من ترحم كن اى مهربانترين مهربانان اى آقاى من و سرور من و چه بسا بنده اى كه بسر برد شب و روزش را در حالى كه

عَلَيْهِ القَضاَّءُ وَاَحْدَقَ بِهِ الْبَلاَّءُ وَفارَقَ اَوِدّاَئَهُ وَاَحِبّاَئَهُ وَاَخِلاَّئَهُ وَاَمْسى اَسيراً حَقيراً ذَليلاً فى اَيْدِى الْكُفّارِ وَالاْعْداَّءِ يَتَداوَلُونَهُ

به سرنوشت بدى دچار گشته و گرفتارى از چهار طرف او را احاطه كرده و از دوستان و ياران و رفقاى صميمى دور گشته و شبش در حال اسارت و كوچكى و ذلت در دست كفار و دشمنان بسر آيد كه او را دست بدست

يَميناً وَشِمالاً قَدْ حُصِرَ فِى الْمَطاميرِ وَثُقِّلَ بِالْحَديدِ لا يَرى شَيْئاً مِنْ ضِياَّءِ الدُّنْيا وَلا مِنْ رَوْحِها يَنْظُرُ اِلَى نَفْسِهِ حَسْرَةً لا يَسْتَطيعُ

به راست و چپ بگردانند و در سياه چالها زندانى شده و به زنجير و آهن بسته نه از روشنى دنيا ببيند و نه از نسيم جان بخشش بر او بوزد از روى حسرت به خويشتن بنگرد و قادر بر

لَها ضَرّاً وَلا نَفْعاً وَاَنَا خِلْوٌ مِنْ ذلِكَ كُلِّهِ بِجُودِكَ وَكَرَمِكَ فَلا اِلهَ إلاّ اَنْتَ سُبْحانَكَ مِنْ مُقْتَدِرٍ لا يُغْلَبُ وَذى اَناةٍ لا يَعْجَلُ صَلِّ عَلى

سود و زيان خويش نباشد و من به واسطه جود و كرم تو از اينها همه آسوده ام پس معبودى جز تو نيست منزهى تو اى نيرومند شكست ناپذير و بردبار بى شتاب درود فرست بر

مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَاجْعَلْنى لَكَ مِنَ الْعابِدينَ وَلِنَعْماَّئِكَ مِنَ الشّاكِرينَ وَلاِلاَّئِكَ مِنَ الذّاكِرينَ وَارْحَمْنى بِرَحْمَتِكَ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ 

محمد وآل محمد و قرارم ده از پرستش كنندگانت و از سپاسگزاران نعمتهايت و از يادكنندگان عطاهايت و به رحمت خود به من ترحم كن اى مهربانترين مهربانان

اِلهى وَسَيِّدِى وَكَمْ مِنْ عَبْدٍ اَمْسى وَاَصْبَحَ قَدِ اشتاقَ اِلَى الدُّنْيا للِرَّغْبَةِ فيها اِلى اَنْ خاطَرَ بِنَفْسِهِ وَمالِهِ حِرْصاً مِنْهُ عَلَيْها

اى خداى من و آقايم و چه بسا بنده اى كه شام و يا صبح كرده و روى ميلى كه بدنيا دارد مشتاقانه خود و مالش را به خطر انداخته از روى حرصى كه بر آن دارد

قَدْ رَكِبَ الْفُلْكَ وَكُسِرَتْ بِهِ وَهُوَ فى آفاقِ الْبِحارِ وَظُلَمِها يَنْظُرُ اِلى نَفْسِهِ حَسْرَةً لا يَقْدِرُ لَها على ضَرٍّ وَلا نَفْعٍ وَاَنَا خِلْوٌ ذلِكَ كُلِّهِ

سوار بر كشتى شده و كشتى او شكسته و او در كرانه ها و تاريكيهاى دريا از روى حسرت به خود مى نگرد قدرتى بر سود و زيان خود ندارد و من

بِجُوِدكَ وَكَرَمِكَ فَلا اِلهَ إلاّ اَنْتَ سُبْحانَكَ مِنْ مُقْتَدِرٍ لا يُغْلَبُ وَذى اَناةٍ لا يَعْجَلُ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَاجْعَلْنى لَكَ مِنَ

به جود و كرم تو از همه اينها آسوده ام پس معبودى جز تو نيست منزهى تو اى نيرومند شكست ناپذير و بردبار بى شتاب درود فرست بر محمد و آل محمد و قرارم ده از

الْعابِدينَ وَلِنَعْماَّئِكَ مِنَ الشّاكِرينَ وَلاِلاَّئِكَ مِنَ الذّ اكِرينَ وَارْحَمْنى بِرَحْمَتِكَ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ اِلهى وَسَيِّدى وَكَمْ مِنْ

پرستش كنندگانت و از سپاسگزاران نعمتهايت و از ياد كنندگان عطاهايت و به رحمتت به من ترحم كن اى مهربانترين مهربانان اى معبود من و آقايم و چه بسا

عَبْدٍ اَمْسى وَاَصْبَحَ قَدِ اسْتَمَرَّ عَلَيْهِ الْقَضاَّءُ وَاَحْدَقَ بِهِ الْبَلاَّءُ والكُفّارُ والاْعْداءُ وَاَخَذَتْهُ الرِّماحُ وَالسُّيُوفُ وَالسِّهامُ وَجُدِّلَ صَريعاً وَقَدْ

بنده اى كه شب و يا صبح كرده و قضا بر او ادامه يافته و بلا و كفار و دشمنان او را احاطه كرده و نيزه ها و شمشيرها و تيرها دورش را گرفته و برو در

شَرِبَتِ الاْرْضُ مِنْ دَمِهِ واَكَلَتِ السِّباعُ وَالطَّيْرُ مِنْ لَحْمِهِ وَاَنَا خِلْوٌ مِنْ ذلِكَ كُلِّهِ بِجُودِكَ وَكَرَمِكَ لا بِاسْتِحْقاقٍ مِنّى يا لا اِلهَ إ لاّ اَنْتَ

افتاده زمين از خونش رنگين و درندگان و پرندگان گوشتش مى خورند و من به جود و كرم تو از آن آسوده ام نه اينكه مستحق آن باشم اى كه معبودى جز تو نيست

سُبْحانَكَ مِنْ مُقْتَدِرٍ لا يُغْلَبُ وَذى اَناةٍ لا تَعْجَلُ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَاجْعَلْنى لِنَعْماَّئِكَ مِنَ الشّاكِرينَ وَلاِلاَّئِكَ مِنَ الذّاكِرينَ وَارْحَمْنى بِرَحْمَتِكَ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ

منزهى اى نيرومند شكست ناپذير و بردبار بى شتاب درود فرست بر محمد و آل محمد و قرارم ده از سپاسگزاران نعمتهايت و يادكنندگان عطاهايت و به رحمتت به من ترحم كن اى مهربانترين مهربانان

وَعِزَّتِكَ يا كَريمُ لاَطْلُبَنَّ مِمّا لَدَيْكَ وَلاُلِحَّنَّ عَلَيْكَ وَلاَمُدَّنَّ يَدى نَحْوَكَ مَعَ جُرْمِها اِلَيْكَ يا رَبِّ فَبِمَنْ اَعُوذُ وَبِمَنْ اَلُوذُ لا اَحَدَ لى اِلاّاَنْتَ

سوگند به عزت تو اى بزرگوار كه من از آنچه پيش تو است مى خواهم و در اين باره پافشارى دارم و دستم را با اينكه گناهكار است به سويت دراز كنم پروردگارا (اگر به درگاه تو نيايم ) به كه پناه ببرم و به كه روآورم كسى را جز تو ندارم

اَفَتَرُدُّنى وَاَنْتَ مُعَوَّلى وَعَلَيْكَ مُتَّكَلى اَسْئَلُكَ بِاسْمِكَ الَّذى وَضَعْتَهُ عَلَى السَّم اَّءِ فَاْستَقَلَّتْ وَعَلَى الاْرْضِ فَاسْتَقَرَّتْ وَعَلَى

آيا تو هم مرا برانى در صورتى كه تو تكيه گاه منى و توكلم بر تو است از تو خواهم به حق آن نامت كه بر آسمان نهادى و پابرجا شد و بر زمين نهادى و مستقر شد و بر

الْجِبالِ فَرَسَتْ وَعَلَى اللَّيْلِ فَاَظْلَمَ وَعَلَى النَّهارِ فَاسْتَنارَ اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمِّدٍ وَاَنْ تَقْضِىَ لى حَواَّئِجى كُلَّها وَتَغْفِرَ لى

كوهها نهادى استوار شد و بر شب نهادى تاريك شد و بر روز نهادى روشن گرديد كه درود فرستى بر محمد و آل محمد و همه حاجتهاى مرا برآورى و همه گناهانم بيامرزى

ذُنُوبى كُلَّها صَغيرَها وَكَبيرَها وَتُوَسِّعَ عَلَىَّ مِنَ الرِّزْقِ ما تُبَلِّغُنى بِهِ شَرَفَ الدُّنْيا وَالاْخِرَةِ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ مَوْلاىَ بِكَ اسْتَعَنْتُ فَصَلِّ

چه كوچك باشد و چه بزرگ و روزيم را به اندازه اى فراخ گردانى كه به وسيله آن به شرافت دنيا و آخرت برسم اى مهربانترين مهربانان اى سرور من به تو يارى جويم پس درود فرست

عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ واَعِنّى وَبِكَ اسْتَجَرْتُ فَاَجِرْنى واَغْنِنى بِطاعَتِكَ عَنْ طاعَةِ عِبادِكَ وَبِمَسْئَلَتِكَ عَنْ مَسْئَلَةِ خَلْقِكَ وَانْقُلْنى

بر محمد و آل محمد و ياريم ده و به تو پناه آورده ام پس پناهم ده و مرا به وسيله اطاعت خويش از اطاعت بندگانت بى نياز كن و به وسيله درخواست از خود

مِنْ ذُلِّ الْفَقْرِ اِلى عِزِّ الْغِنى وَمِنْ ذُلِّ الْمَعاصى اِلى عِزِّ الطّاعَةِ فَقَدْ فَضَّلْتَنى عَلى كَثيرٍ مِنْ خَلْقِكَ جُوداً مِنْكَ وَكَرَماً لا بِاسْتِحْقاقٍ مِنّى

از درخواست مخلوقت مستغنى ساز و مرا از ذلت ندارى و فقر بسوى عزت دارايى منتقل كن و از خوارى گناهان به شوكت اطاعت ببر زيرا كه تو از روى جود و كرم خويش مرا بر بسيارى از خلق خويش برترى دادى و اين نه به خاطر استحقاق من بود

اِلهى فَلَكَ الْحَمْدُ عَلى ذلِكَ كُلِّهِ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَاجْعَلْنى لِنَعْماَّئِكَ مِنَ الشّاكِرينَ وَلاِلاَّئِكَ مِنَ الذّاكِرينَ پس

خدايا پس ستايش خاص تو است در همه اينها درود فرست بر محمد و آل محمد و قرارم ده از سپاسگزاران نعمتهايت و يادكنندگان عطاهايت

به سجده برو و بگو:

سَجَدَ وَجْهِىَ الذَّليلُ لِوَجْهِكَ الْعَزيزِ الْجَليلِ سَجَدَ وَجْهِىَ البالى اْلفانى لِوَجْهِكَ الدّاَّئِم الْباقى سَجَدَ وَجْهِىَ الْفَقيرُ لِوَجْهِكَ

به خاك افتاد روى خوارم براى روى عزيز و بزرگوارت به خاك افتاد روى كهنه و فانى من در برابر روى جاويدان و هميشگى تو به خاك افتاد روى فقير من براى روى

الْغَنِىِّ الْكَبيرِ سَجَدَ وَجْهى وَسَمْعى وَبَصَرى وَلَحْمى وَدَمى وَجِلْدى وَعَظْمى وَما اَقَلَّتِ الاْرْضُ مِنّى لِلّهِ رَبِّ الْعالَمينَ اَللّهُمَّ

بى نياز بزرگ تو به خاك افتاد رو و گوش و چشم و گوشت و خون و پوست و استخوان و هرچه از من كه روى زمين است براى خدا پروردگار جهانيان خدايا

عُدْ عَلى جَهْلى بِحِلْمِكَ وَعَلى فَقْرى بِغِناكَ وَعَلى ذُلّى بِعِزِّكَ وَسُلْطانِكَ وَعَلى ضَعْفى بِقُوَّتِكَ وَعَلى خَوْفى بِاَمْنِكَ وَعَلى ذُنُوبى

بر نادانى من به بردبارى خويش بازگرد و بر نيازمنديم به بى نيازيت و بر خواريم به عزت و سلطنتت و بر ناتوانيم به توانائيت و بر ترسم به امان بخشيت و بر گناهان

وَخطاياىَ بِعَفْوِكَ وَرَحْمَتِكَ يا رَحْمنُ يا رَحيمُ اَللّهُمَّ اِنّى اَدْرَءُ بِكَ فى نَحْرِ فُلانِ بْنِ فُلان واَعُوُذ بِكَ مِنْ شَرِّهِ فَاكْفِنيهِ بِما كَفَيْتَ بِهِ اَنْبِياَّئَكَ

و خطاهايم به عفو و رحمتت اى بخشاينده اى مهربان خدايا من دفع فلان پسر فلان دشمنم را از تو خواهم و از شر او به تو پناه برم پس شرش را از من دور كن هرطور كه از پيمبران

وَاَوْلِياَّئَكَ مِنْ خَلْقِكَ وَصالِحى عِبادِكَ مِنْ فَراعِنَةِ خَلْقِكَ وَطُغاةِ عُداتِكَ وَشَرِّ جَميعِ خَلْقِكَ بِرَحْمَتِكَ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ اِنَّكَ عَلى كُلِّ شَىْءٍ قَديرٌ وَحَسْبُنَا اللّهُ وَنِعْمَ الْوَكيلُ.

و اولياء خود از خلقت و بندگان شايسته ات شر ياغيان و سركشان را دور كردى و پناه برم به تو از شر همه خلقت به رحمتت اى مهربانترين مهربانان كه تو بر هر چيز توانايى و بس است ما را خدا و نيكو وكيلى خواهد بود.

موضوعات مطلب : تگ های مطلب :

نظرات

  • ramadan mobarak
  • ارسال شده در 09 Sep 2013

    Log In