خشونت پلیس آمریکا


police-thumbضرب و شتم زن دست بند زده شده توسط پلیس فدرال آمریکا با دوربین های مدار بسته به تصویر کشیده ...

دعا پيش از تكبير نماز


doa-namaz-girl-دعا-نماز-روايت شده از صفوان جمّال كه ديدم حضرت صادق عليه السلام رو به قبله كرد پيش از تكبير و گفت ...

دعا هنگام برخاستن براى نماز برای همجواری با رسول


namaz-نمازاز حضرت صادق عليه السلام منقول است كه حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام فرمود هر كه بگويد اين دعا را ...

ادعیه امامان به هنگام خروج از خانه


at the door-روبروی در ورودیاز حضرت صادق عليه السلام منقول است كه آدمى هرگاه خواست از منزل خود بيرون رود بگويد سه مرتبه در وقتى ...

دعا هنگام بيدار شدن در شب


sleeping-خواباز حضرت  امام صادق عليه السلام مروى است كه فرمود هرگاه يكى از شما برخواست در شب از خواب بگويد: سُبْحانَ ...

دعا به جهت بيدار شدن براى نماز شب


doa-namaz-girl-دعا-نماز-از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه حضرت رسول صلى الله عليه و آله فرمود كسى كه بخواهد برخيزد ...

از آثار و برکات صلوات بر محمد و آل محمد


hazrate-mohammadیکی از سنت های اصیل و ارزشمند الله، صلوات بر پیامبر وآل او(صلی الله علیه و اله)است . صلوات بهترین ...

مراقبات ادعیه و اعمال برای افزایش حافظه به سفارش بزرگان


memory-حافظه- پس از نماز صبح و نماز عشاء هفت مرتبه دعای ذیل را بخواند و به مدت سه یا هفت ...

در خبر از آثار خواندن زیارت عاشورا


ashora-tumbدر خبر از آثار خواندن زیارت عاشورا امام صادق علیه‌السلام :زیارت امام حسین علیه‌السلام را فرو نگذار که خدا عمرت را ...

برای ظهور سرورمان امام زمان (عج) چقدر آماده ایم؟


Imam-mahdi-امام-زمان-امام-مهدیعنوان : برای ظهور سرورمان امام زمان (عج) چقدر آماده ایم؟ گردآورنده:  سارا پارسا ایمیل:  s_parsa_1986@yahoo.com سخن گردآورنده : پژوهش حاضر با هدف ...

ادعیه و تعویض در هنگام خواب


sleeping-خواباول از حضرت صادق عليه السلام مروى است كه كسى كه بگويد سه مرتبه در وقتى كه در خوابگاه خود ...

دعاى مخزون هنگام صبح و شام از امام صادق ع


toloe khorshid thumb- sunrise thumbاز حضرت صادق عليه السلام منقول است كه به داود رِقّى فرمود كه ترك مكن اين دعا را سه مرتبه ...

دعای امام باقر ع در وقت طلوع فجر


toloe khorshid thumb- sunrise thumbاز حضرت امام محمّد باقرعليه السلام روايت است كه هركس بگويد در وقت طلوع فجر: لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَحْدَهُ لا ...

ادعیه امامان در هنگام داخل شدن در صبح و شام


toloe khorshid thumb- sunrise thumbاول از حضرت صادق عليه السلام روايت است كه حضرت علىّ بن الحسين عليه السلام چون داخل صبح مى شد ...

کتاب نماز چیست از آثار سید محمد حسین بهشتی


Beheshti-بهشتی-thumbنماز چیست سید محمد حسین بهشتی نيايش و پرستش در آن لحظه كه آدمى به كمال و شكوه بى نهايت آفريدگار جهان مى ...

 مستحبّ است در چهار عيد يعنى عيد فطر و قربان و غدير و روز جمعه بخوانند و آن دعا اين است :

اَلْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمينَ وَصَلَّى اللَّهُ عَلى سَيِّدِنا مُحَمَّدٍ نَبِيِّهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ تَسْليماً اَللّهُمَّ لَكَ

ستايش خاص خدا پروردگار جهانيان است و درود خدا بر آقاى ما محمد پيامبرش و بر آل او و سلام كاملى بر ايشان باد خدايا از آن تو است

الْحَمْدُ عَلى ما جَرى بِهِ قَضآئُكَ فى اَوْلِياَّئِكَ الَّذينَ اسْتَخْلَصْتَهُمْ لِنَفْسِكَ وَدينِكَ اِذِ اخْتَرْتَ لَهُمْ جَزيلَ ما عِنْدَكَ مِنَ النَّعيمِ الْمُقيمِ

ستايش بر آنچه جارى شد بدان قضا و قدر تو درباره بندگان مقربت آنانكه خالص گردانيدى آنان را براى خود و دين خود چون انتخاب كردى براى آنها آن نعمت شايان و پايدارى كه نزد تو است

الَّذى لا زَوالَ لَهُ وَلاَ اضْمِحْلالَ بَعْدَ اَنْ شَرَطْتَ عَلَيْهِمُ الزُّهْدَ فى دَرَجاتِ هذِهِ الدُّنْيَا الدَّنِيَّةِ وَزُخْرُفِها وَزِبْرِجِها فَشَرَطُوا لَكَ ذلِكَ

آن نعمتى كه زوال و نابودى برايش نيست ، (و اين ) پس از آنى (بود كه ) با آنها شرط كردى تا كناره گيرند از درجات (و رياستهاى ) اين دنياى پست و از زيب و زيورش و آنها نيز اين شرط تو را پذيرفتند

وَعَلِمْتَ مِنْهُمُ الْوَفاَّءَ بِهِ فَقَبِلْتَهُمْ وَقَرَّبْتَهُمْ وَقَدَّمْتَ لَهُمُ الذِّكْرَ الْعَلِىَّ وَالثَّناَّءَ الْجَلِىَّ وَاَهْبَطْتَ عَلَيْهِمْ مَلا ئِكَتَكَ وَكَرَّمْتَهُمْ بِوَحْيِكَ

و تو نيز وفاى آنان را به اين شرط دانستى و پذيرفتيشان و مقرب درگاهشان كردى و مقرر داشتى از پيش براى ايشان نامى بلند و ثنائى آشكار و فرو فرستادى برايشان فرشتگانت را و گرامى داشتى آنان را به وحى خود

وَرَفَدْتَهُمْ بِعِلْمِكَ وَجَعَلْتَهُمُ الذَّريعَةَ اِلَيْكَ وَالْوَسيلَةَ اِلى رِضْوانِكَ فَبَعْضٌ اَسْكَنْتَهُ جَنَّتَكَ اِلى اَنْ اَخْرَجْتَهُ مِنْها وَبَعْضٌ حَمَلْتَهُ فى

و ياريشان كردى به علم خود و قرارشان دادى واسطه درگاهت و وسيله اى بسوى خوشنوديت پس برخى را در بهشت جا دادى تا آنگاه كه از آنجا بيرونش آوردى و برخى را در كشتى خود سوار كردى

فُلْكِكَ وَنَجَّيْتَهُ وَمَنْ آمَنَ مَعَهُ مِنَ الْهَلَكَةِ بِرَحْمَتِكَ وَبَعْضٌ اتَّخَذْتَهُ لِنَفْسِكَ خَليلاً وَسَئَلَكَ لِسانَ صِدْقٍ فِى الاْخِرينَ فَاَجَبْتَهُ وَجَعَلْتَ

و او و همراهانش را كه ايمان آورده بودند به مهر خود از هلاكت نجات دادى و برخى را براى خود خليل گرفتى و او از تو درخواست كرد نام نيك را در امتهاى آينده و تو اجابت كردى و نام او را

ذلِكَ عَلِيّاً وَبَعْضٌ كَلَّمْتَهُ مِنْ شَجَرَةٍ تَكْليماً وَجَعَلْتَ لَهُ مِنْ اَخيهِ رِدْءاً وَوَزيراً وَبَعْضٌ اَوْلَدْتَهُ مِنْ غَيْرِ اَبٍ وَآتَيْتَهُ الْبَيِّناتِ وَاَيَّدْتَهُ

بلند گرداندى و با برخى از ميان درخت بطور مخصوصى سخن گفتى و براى او برادرش را ياور و وزير گردانيدى و برخى را بدون پدر بوجود آوردى و نشانه هاى آشكارى به او دادى

بِرُوحِ الْقُدُسِ وَكُلُّ شَرَعْتَ لَهُ شَريعَةً وَنَهَجْتَ لَهُ مِنْهاجاً وَتَخَيَّرْتَ لَهُ اَوْصِياَّءَ مُسْتَحْفِظاً بَعْدَ مُسْتَحْفِظٍ مِنْ مُدَّةٍ اِلى مُدَّةٍ اِقامَةً لِدينِكَ

و به روح القدس (جبرئيل ) يارى فرمودى و براى همه آنها دين و قانونى مقرر داشتى و برايش طريقه و برنامه اى قرار دادى و اوصيائى براى او انتخاب كردى تا يكى پس از ديگرى نگهبان باشد از زمانى تا زمانى تا برپا ماند دين تو

وَحُجَّةً عَلى عِبادِكَ وَلِئَلاّ يَزُولَ الْحَقُّ عَنْ مَقَرِّهِ وَيَغْلِبَ الْباطِلُ عَلى اَهْلِهِ وَلا يَقُولَ اَحَدٌ لَوْلا اَرْسَلْتَ اِلَيْنا رَسُولاً مُنْذِراً وَاَقَمْتَ لَنا

و حجتى باشند بر بندگانت و تا زائل نگردد (دين ) حق از جاى خود و تا پيروز نگردد باطل بر اهل حق و كسى نگويد چرا نفرستادى بسوى ما پيامبرى كه ما را بترساند و چرا بپا نداشتى

عَلَماً هادِياً فَنَتَّبِعَ آياتِكَ مِنْ قَبْلِ اَنْ نَذِلَّ وَنَخْزى اِلى اَنِ انْتَهَيْتَ بِالاَمْرِ اِلى حَبيبِكَ وَنَجيبِكَ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ فَكانَ كَمَا

پرچمى راهنما تا پيروى كنيم از آيات تو پيش ازآنكه خوار و رسوا گرديم تا اينكه رساندى كار را بدست حبيب خود و برگزيده ات (حضرت ) محمد صلى اللّه عليه و آله و او چنان بود كه او را

انْتَجَبْتَهُ سَيِّدَ مَنْخَلَقْتَهُ وَصَفْوَةَ مَنِ اصْطَفَيْتَهُ وَاَفْضَلَ مَنِ اجْتَبَيْتَهُ وَاَكْرَمَ مَنِ اعْتَمَدْتَهُ قَدَّمْتَهُ عَلى اَنْبِياَّئِكَ وَبَعَثْتَهُ اِلَى الثَّقَلَيْنِ مِنْ

برگزيدى بزرگ آفريدگانت و برگزيده برگزيدگانت و برترين انتخاب شدگانت و گرامى ترين معتمدين تو بود و او را بر پيمبرانت مقدم داشتى و بسوى جن و انس از

عِبادِكَ وَاَوْطَاْتَهُ مَشارِقَكَ وَمَغارِبَكَ وَسَخَّرْتَ لَهُ الْبُراقَ وَعَرَجْتَ بِرُوْحِهِ [بِهِ] اِلى سَماَّئِكَ وَاَوْدَعْتَهُ عِلْمَ ما كانَ وَما يَكُونُ اِلَى انْقِضاَّءِ

بندگانت مبعوث فرمودى و مشرقها و مغربهاى عالم را زير پايش گذاردى و براق را مسخر او گرداندى و به آسمان خود او را بالا بردى و علم گذشته و آينده را تا هنگام پايان

خَلْقِكَ ثُمَّ نَصَرْتَهُ بِالرُّعْبِ وَحَفَفْتَهُ بِجَبْرَئيلَ وَميكاَّئيلَ وَالْمُسَوِّمينَ مِنْ مَلا ئِكَتِكَ وَوَعَدْتَهُ اَنْ تُظْهِرَ دينَهُ عَلَى الدّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ

آفرينش به اوسپردى آنگاه او را بوسيله ترس و رعب (در دل دشمنش ) يارى كردى و گرداگردش جبرئيل و ميكائيل و فرشتگان نشاندارت را واداشتى و به او وعده دادى كه دينش را بر همه دينها پيروز گردانى اگرچه مشركان

الْمُشْرِكُونَ وَذلِكَ بَعْدَ اَنْ بَوَّئْتَهُ مُبَوَّءَ صِدْقٍ مِنْ اَهْلِهِ وَجَعَلْتَ لَهُ وَلَهُمْ اَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنّاسِ لَلَّذى بِبَكَّةَ مُبارَكاً وَهُدىً لِلْعالَمينَ

خوش نداشته باشند، و اين جريان پس از آنى بود كه جايگيرش كردى در جايگاه راستى از خاندانش (يعنى آنان را براى حفظ دينش معين كردى ) و قرار دادى براى او و خاندانش نخستين خانه اى را كه براى مردم بنا شد كه مكه است و مايه بركت و موجب راهنمايى

فيهِ آياتٌ بَيِّناتٌ مَقامُ اِبْراهيمَ وَمَنْ دَخَلَهُ كانَ آمِناً وَقُلْتَ اِنَّما يُريدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ اَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهيراً ثُمَّ جَعَلْتَ

جهانيان است و درآن نشانه هاى آشكارى است چون مقام ابراهيم و هر كه در آن درآيد ايمن است ، و فرمودى : ((جز اين نيست كه خدا اراده فرموده تا دور كند از شما خاندان پليدى را و بخوبى شما را پاك گرداند)) آنگاه

اَجْرَ مُحَمَّدٍ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَآلِهِ مَوَدَّتَهُمْ فى كِتابِكَ فَقُلْتَ قُلْ لا اَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ اَجْراً اِلا الْمَوَدَّةَ فِى الْقُرْبى وَقُلْتَ ما سَئَلْتُكُمْ مِنْ اَجْرٍ

مزد محمد را كه درودهاى تو بر او و آلش باد دركتاب خود دوستى و مودت ايشان قراردادى و فرمودى: “بگو من از شما براى رسالت مزدى نخواهم جز دوستى خويشانم” و فرمودى: “آنچه مزد از شما خواستم

فَهُوَلَكُمْ وَقُلْتَ ما اَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ اَجْرٍ اِلاّ مَنْشاَّءَ اَنْ يَتَّخِذَ اِلى رَبِّهِ سَبيلاً فَكانُوا هُمُ السَّبيلَ اِلَيْكَ وَالْمَسْلَكَ اِلى رِضْوانِكَ فَلَمَّا

آن هم بسود شما است ” و فرمودى : “من از شما براى رسالت مزدى نخواهم مگر كسى كه بخواهد بسوى پروردگار خويش راهى پيش گيرد” و اينها بودند آن راه بسوى تو و طريقه سلوك بسوى خوشنوديت و چون

انْقَضَتْ اَيّامُهُ اَقامَ وَلِيَّهُ عَلِىَّ بْنَ اَبيطالِبٍ صَلَواتُكَ عَلَيْهِما وَآلِهِما هادِياً اِذْ كانَ هُوَ الْمُنْذِرَ وَلِكُلِّ قَوْمٍ هادٍ فَقالَ وَالْمَلاُ اَمامَهُ

روزگار آن حضرت سپرى شد برگماشت على بن ابيطالب را كه درودهاى تو بر هر دوى آنها و بر آلشان باد براى راهنمائى زيرا كه آن جناب بيم دهنده و راهنماى هر ملتى بود، و در همين باره در برابر مردمى

مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِىُّ مَوْلاهُ اَللّهُمَّ والِ مَنْ والاهُ وَعادِ مَنْ عاداهُ وَانْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَاخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ وَقالَ مَنْ كُنْتُ اَنَا نَبِيَّهُ فَعَلِىُّ

كه نزدش حاضربودند فرمود: هر كه من مولا و سرپرست اويم على مولا و سرپرست او است خدايا دوست دار هر كه دوستش دارد و دشمن دار هر كه دشمنش باشد و يارى كن هر كه ياريش كند و خوار كن هر كه دست از ياريش بردارد، و فرمود: هر كه من پيامبر او هستم على

اَميرُهُ وَقالَ اَنَا وَعَلِىُّ مِنْ شَجَرَةٍ واحِدَةٍ وَسائِرُالنّاسِ مِنْ شَجَرٍ شَتّى وَاَحَلَّهُ مَحَلَّ هارُونَ مِنْ مُوسى فَقال لَهُ اَنْتَ مِنّى بِمَنْزِلَةِ

امير و فرمانرواى او است ، و فرمود: من و على هر دو از يك درخت هستيم و ساير مردم از درختهاى متفرقى هستند، و رتبه او را نسبت به خود چون رتبه هارون نسبت به موسى قرار داد و بدو فرمود: مقام تو

هارُونَ مِنْ مُوسى اِلاّ اَنَّهُ لا نَبِىَّ بَعْدى وَزَوَّجَهُ ابْنَتَهُ سَيِّدَةَ نِساَّءِ الْعالَمينَ وَاَحَلَّ لَهُ مِنْ مَسْجِدِهِ ما حَلَّ لَهُ وَسَدَّ الاَبْوابَ اِلاّ بابَهُ ثُمَّ

در پيش من مانند مقام هارون است از موسى جز اينكه پيامبرى پس از من نيست و تزويج كرد به او دخترش بانوى زنان جهانيان را وحلال كرد براى او از مسجدش آنچه براى خود او حلال بود، و ببست درهاى مسجد را جزدرخانه على را، سپس

اَوْدَعَهُ عِلْمَهُ وَحِكْمَتَهُ فَقالَ اَنَا مَدينَةُ الْعِلْمِ وَعَلِىُّ بابُها فَمَنْ اَرادَ الْمَدينَةَ وَالْحِكْمَةَ فَلْيَاْتِها مِنْ بابِها ثُمَّ قالَ اَنْتَ اَخى وَوَصِيّى

علم و حكمت خود را به او سپرد و فرمود: من شهر علمم و على دَرِ آن شهر است پس هر كه خواهد بدين شهر درآيد و حكمت خواهد بايد از دَرِ آن درآيد، سپس فرمود: توئى برادر من و وصى من

وَوارِثى لَحْمُكَ مِنْ لَحْمى وَدَمُكَ مِنْ دَمى وَسِلْمُكَ سِلْمى وَحَرْبُكَ حَرْبى وَالاْيمانُ مُخالِطٌ لَحْمَكَ وَدَمَكَ كَما خالَطَ لَحْمى

و وارث من گوشتت از گوشت من و خونت از خون من است صلح تو صلح من و جنگ تو جنگ من است و ايمان با گوشت و خون تو آميخته شده چنانچه با گوشت

وَدَمى وَاَنْتَ غَداً عَلَى الْحَوْضِ خَليفَتى وَاَنْتَ تَقْضى دَيْنى وَتُنْجِزُ عِداتى وَشيعَتُكَ عَلى مَنابِرَ مِنْ نُورٍ مُبْيَضَّةً وُجُوهُهُمْ حَوْلى

و خون من آميخته و تو در فرداى محشر بر سر حوض (كوثر) جانشين منى و تو مى پردازى قرض مرا و وفا مى كنى به وعده هاى من و شيعيانت بر منبرهائى از نور با روهاى (نورانى و) سفيد در بهشت اطراف

فِى الْجَنَّةِ وَهُمْ جيرانى وَلَوْلا اَنْتَ يا عَلِىُّ لَمْ يُعْرَفِ الْمُؤْمِنُونَ بَعْدى وَكانَ بَعْدَهُ هُدىً مِنَ الضَّلالِ وَنُوراً مِنَ الْعَمى وَحَبْلَ اللَّهِ

منند و آنها همسايگان منند و اگر تو نبودى اى على مؤ منان پس از من شناخته نمى شدند، و آن جناب پس از رسول خدا راهنماى گمراهى و روشنائى از كورى جهالت و رشته محكم خدا

الْمَتينَ وَصِراطَهُ الْمُسْتَقيمَ لا يُسْبَقُ بِقَرابَةٍ فى رَحِمٍ وَلا بِسابِقَةٍ فى دينٍ وَلا يُلْحَقُ فى مَنْقَبَةٍ مِنْ مَناقِبِهِ يَحْذُو حَذْوَ الرَّسُولِ صَلَّى اللَّهُ

و راه راست او بود، كسى پيشى نگرفت بر او در نزديكى خويشاوندى به رسول خدا و نه از نظر سابقه در دين و نه كسى توانست در يكى از منقبتها به او برسد، همانند رسول خدا بود كه درود خدا

عَلَيْهِما وَآلِهِما وَيُقاتِلُ عَلَى التَّاْويلِ وَلا تَاْخُذُهُ فِى اللَّهِ لَوْمَةُ لا ئِمٍ قَدْ وَتَرَ فيهِ صَناديدَ الْعَرَبِ وَقَتَلَ اَبْطالَهُمْ وَناوَشَ ذُؤْبانَهُمْ فَاَوْدَعَ

بر هر دوى ايشان باد و او بود كه بر طبق تاءويل و باطن قرآن مى جنگيد و درباره خدا باكى از سرزنش ملامت كنندگان نداشت در راه خدا خون بزرگان عرب را به خاك ريخت و دلاورانشان را بكشت و با گرگانشان در افتاد و همين سبب شد

قُلُوبَهُمْ اَحْقاداً بَدْرِيَّةً وَخَيْبَرِيَّةً وَحُنَيْنِيَّةً وَغَيْرَهُنَّ فَاَضَبَّتْ عَلى عَداوَتِهِ وَاَكَبَّتْ عَلى مُنابَذَتِهِ حَتّى قَتَلَ النّاكِثينَ وَالْقاسِطينَ

در دلهاى ايشان كينه ها بگذارد كينه هاى جنگ بدر و خيبر و حنين و غير آنها پس دشمنى او را به دل گرفتند و به جنگ و مخالفت با او برخاستند تا كشتار كرد با پيمان شكنان (طلحه و زبير و همراهان ) و زورگويان

وَالْمارِقينَ وَلَمّا قَضى نَحْبَهُ وَقَتَلَهُ اَشْقَى الاْخِرينَ يَتْبَعُ اَشْقَى الاَوَّلينَ لَمْ يُمْتَثَلْ اَمْرُرَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ فِى الْهادينَ

(معاويه و همدستانش ) و از دين بيرون رفتگان (اصحاب نهروان ) و چون درگذشت و شقى ترين مردم پسينيان كه پيروى كرد از شقى ترين پيشينيان او را كشت امتثال نشد از دستور رسول خدا صلى اللّه عليه و آله كه در باره راهنمايان دين

بَعْدَ الْهادينَ وَالاُمَّةُ مُصِرَّةٌ عَلى مَقْتِهِ مُجْتَمِعَةٌ عَلى قَطيعَةِ رَحِمِهِ وَاِقْصاَّءِ وُلْدِهِ اِلا الْقَليلَ مِمَّنْ وَفى لِرِعايَةِ الْحَقِّ فيهِمْ فَقُتِلَ مَنْ قُتِلَ

يكى پس از ديگرى فرموده بود و امت پافشارى بر دشمنى آن حضرت كردند و گرد آمدند براى قطع رحم او و تبعيد كردن (و آواره ساختن ) فرزندانش جز اندكى از كسانى كه وفا كردند در رعايت كردن حق در ايشان و در نتيجه جمعى كشته

وَسُبِىَ مَنْ سُبِىَ وَاُقْصِىَ مَنْ اُقْصِىَ وَجَرَى الْقَضاَّءُ لَهُمْ بِمايُرْجى لَهُ حُسْنُ الْمَثُوبَةِ اِذْ كانَتِ الاَرْضُ لِلّهِ يُورِثُها مَنْ يَشاَّءُ مِنْ عِبادِهِ

و گروهى اسير و دسته اى از وطن آواره گشتند و قلم تقدير و قضا طورى بر ايشان جارى شد كه اميد پاداش نيك در آن مى رود زيرا (كره ) زمين از خدا است و به هر كه از بندگانش كه بخواهد آن را ارث دهد

وَالْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقينَ وَسُبْحانَ رَبِّنا اِنْ كانَ وَعْدُ رَبِّنا لَمَفْعُولاً وَلَنْ يُخْلِفَ اللَّهُ وَعْدَهُ وَهُوَ الْعَزيزُ الْحَكيمُ فَعَلَى الاَطائِبِ مِنْ اَهْلِ بَيْتِ

و بدو واگذارد و سرانجام از آنِ پرهيزكاران است و منزه است پروردگار ما كه حتماً وعده پروردگارمان انجام شدنى است و خدا خلف وعده نمى كند و او است نيرومند فرزانه پس بر پاكيزگان از خاندان

مُحَمَّدٍ وَعَلِي صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِما وَآلِهِما فَلْيَبْكِ الْباكُونَ وَاِيّاهُمْ فَلْيَنْدُبِ النّادِبُونَ وَلِمِثْلِهِمْ فَلْتَذْرَفِ الدُّمُوعُ وَلْيَصْرُخِ الصّارِخُونَ

محمد و على درود خدا بر هر دو ايشان و آلشان باد بايد گريه كنندگان بگريند و بر آنها بايد زارى كنندگان زارى كنند و براى امثال آنها بايد اشكها روان گردد و فرياد زنندگان فرياد زنند

وَيَضِجُّ الضّاَّجُّونَ وَيَعِجَّ الْعاَّجُّوَن اَيْنَ الْحَسَنُ اَيْنَ الْحُسَيْنُ اَيْنَ اَبْناَّءُ الْحُسَيْنِ صالِحٌ بَعْدَ صالِحٍ وَصادِقٌ بَعْدَ صادِقٍ اَيْنَ السَّبيلُ

و شيون كنندگان شيون كنند و خروش كنندگان خروش سر دهند كجاست حسن ؟ و كجاست حسين ؟ و كجايند فرزندان حسين ؟ شايسته اى پس از شايسته ديگر و راستگوئى پس از راستگوى ديگر كجاست آن راه حق

بَعْدَ السَّبيلِ اَيْنَ الْخِيَرَةُ بَعْدَ الْخِيَرَةِ اَيْنَ الشُّمُوسُ الطّالِعَةُ اَيْنَ الاَقْمارُ الْمُنيرَةُ اَيْنَ الاَنْجُمُ الزّاهِرَةُ اَيْنَ اَعْلامُ الدّينِ وَقَواعِدُ الْعِلْمِ

پس از راه ديگر؟ كجايند برگزيدگان (خدائى ) هر يك پس از ديگرى ؟ كجايند خورشيدهاى تابان ؟ كجايند ماههاى نور افشان ؟ كجايند اختران فروزان ؟ كجايند بزرگان دين و پايه هاى دانش ؟

اَيْنَ بَقِيَّةُ اللَّهِ الَّتى لا تَخْلوُ مِنَ الْعِتْرَةِ الْهادِيَةِ اَيْنَ الْمُعَدُّ لِقَطْعِ دابِرِ الظَّلَمَةِ اَيْنَ الْمُنْتَظَرُ لاِقامَةِ الامْتِ وَاْلعِوَجِ اَيْنَ الْمُرْتَجى

كجا است بجامانده خدا كه بيرون از خاندان عترت راهنما(ى رسول خدا) نيست ؟ كجاست آنكه آماده شده براى ريشه كن ساختن ستمگران ؟ كجاست آنكه چشم براهش هستند براى راست كردن نادرستيها و كجيها؟ كجاست

لاِزالَةِ الْجَوْرِ وَالْعُدْوانِ اَيْنَ الْمُدَّخَرُ لِتَجْديدِ الْفَراَّئِضِ وَالسُّنَنِ اَيْنَ الْمُتَخَيَّرُ لاِعادَةِ الْمِلَّةِ وَالشَّريعَةِ اَيْنَ الْمُؤَمَّلُ لاِحْياَّءِ الْكِتابِ

آن مايه اميد براى از بين بردن ستم و تجاوز؟ كجاست آنكه ذخيره شده براى نو كردن فريضه ها و سنتهاى دين ؟ كجاست آن كس كه انتخاب گشته براى برگرداندن كيش و آئين ؟ كجاست آنكه آرزويش داريم براى زنده كردن قرآن

وَحُدُودِهِ اَيْنَ مُحْيى مَعالِمِ الدّينِ وَاَهْلِهِ اَيْنَ قاصِمُ شَوْكَةِ الْمُعْتَدينَ اَيْنَ هادِمُ اَبْنِيَةِ الشِّرْكِ وَالنِّفاقِ اَيْنَ مُبيدُ اَهْلِ الْفُسُوقِ وَالْعِصْيانِ

و حدود آن ؟ كجاست زنده كننده آثار دين و اهل دين ؟ كجاست درهم شكننده شوكت زورگويان ؟ كجاست ويران كننده بناهاى شرك و دو روئى ؟ كجاست نابود كننده اهل فسق و گناه

وَالطُّغْيانِ اَيْنَ حاصِدُ فُرُوعِ الْغَىِّ وَالشِّقاقِ اَيْنَ طامِسُ آثارِ الزَّيْغِ وَالاَهْواَّءِ اَيْنَ قاطِعُ حَباَّئِلِ الْكِذْبِ وَالاِفْتِرآءِ اَيْنَ مُبيدُ الْعُتاةِ

و طغيان ؟ كجاست آنكه شاخه هاى گمراهى و اختلاف را ببرد؟ كجاست محو كننده آثار كجروى و هوا و هوسها؟ كجاست پاره كننده دامهاى دروغ و بهتان ؟ كجاست نابود كننده سركشان

وَالْمَرَدَةِ اَيْنَ مُسْتَاْصِلُ اَهْلِ الْعِنادِ وَالتَّضْليلِ وَالاِلْحادِ اَيْنَ مُعِزُّ الاَوْلِياَّءِ وَمُذِلُّ الاَ عْداَّءِ اَيْنَ جامِعُ الْكَلِمَةِ عَلَى التَّقْوى اَيْنَ بابُ اللَّهِ

و متمردان ؟ كجاست ريشه كن كننده ستيزه جويان و گمراهان و بى دينان ؟ كجاست عزت بخش دوستان و خوار كننده دشمنان ؟ كجاست گردآورنده سخنان بر پرهيزكارى ؟ كجاست آن درگاه خداوند

الَّذى مِنْهُ يُؤْتى اَيْنَ وَجْهُ اللَّهِ الَّذى اِلَيْهِ يَتَوَجَّهُ الاَوْلِياَّءُ اَيْنَ السَّبَبُ الْمُتَّصِلُ بَيْنَ الاَرْضِ وَالسَّماَّءِ اَيْنَ صاحِبُ يَوْمِ الْفَتْحِ وَناشِرُ رايَةِ

كه از آنجا بسوى خدا روند؟ كجاست آن آئينه خدائى كه بسويش توجه كنند اولياء؟ كجاست آن سبب خدائى كه پيوست است ميان زمين و آسمان ؟ كجاست آن فرمانرواى روز فتح و پيروزى و برافرازنده پرچم

الْهُدى اَيْنَ مُؤَلِّفُ شَمْلِ الصَّلاحِ وَالرِّضا اَيْنَ الطّالِبُ بِذُحُولِ الاَنْبِياَّءِ وَاَبْناَّءِ الاَنْبِياَّءِ اَيْنَ الطّالِبُ بِدَمِ الْمَقْتُولِ بِكَرْبَلاءَ اَيْنَ

هدايت و راهنمائى ؟ كجاست گردآورنده شايستگى و خوشنودى (حق )؟ كجاست خواهنده خون پيمبران و فرزندان پيمبران ؟ كجاست خواهنده خون كشته كربلا؟ كجاست آن

الْمَنْصُورُ عَلى مَنِ اعْتَدى عَلَيْهِ وَافْتَرى اَيْنَ الْمُضْطَرُّ الَّذى يُجابُ اِذا دَعى اَيْنَ صَدْرُ الْخَلائِقِ ذُوالْبِرِّ وَالتَّقْوى اَيْنَ ابْنُ النَّبِىِّ

يارى شده و پيروزمند بر كسانى كه بر او ستم كردند و دروغ بستند؟ كجاست آن درمانده اى كه چون دعا كند به اجابت رسد كجاست صدر مخلوقات عالم آن نيكوكار با تقوى ؟ كجاست فرزند پيامبر

الْمُصْطَفى وَابْنُ عَلِي الْمُرْتَضى وَابْنُ خَديجَةَ الْغَرّاَّءِ وَابْنُ فاطِمَةَ الْكُبْرى بِاَبى اَنْتَ وَاُمّى وَنَفْسى لَكَالْ وِقاَّءُ وَالْحِمى يَا بْنَ السّادَةِ

برگزيده و فرزند على مرتضى و فرزند خديجه روشن سيما و فرزند فاطمه كبرى ؟ پدر و مادرم بفدايت و خودم بلاگردان و سپر پيش روى تو باشم اى فرزند بزرگان

الْمُقَرَّبينَ يَا بْنَ النُّجَباَّءِ الاَكْرَمينَ يَا بْنَ الْهُداةِ الْمَهْدِيّينَ يَا بْنَ الْخِيَرَةِ الْمُهَذَّبينَ يَا بْنَ الْغَطارِفَةِ الاَنْجَبينَ يَا بْنَ الاَطاَّئِبِ

مقرب درگاه حق اى فرزند نجيبان گرامى اى فرزند راهنمايان راه يافته اى فرزند نيكان پاكيزه اى فرزند گراميان برگزيده اى فرزند پاكان

الْمُطَهَّرينَ يَا بْنَ الْخَضارِمَةِ الْمُنْتَجَبينَ يَا بْنَ الْقَماقِمَةِ الاَكْرَمينَ يَا بْنَ الْبُدُورِ الْمُنيرَةِ يَا بْنَ السُّرُجِ الْمُضَّيئَةِ يَا بْنَ الشُّهُبِ الثّاقِبَةِ يَا

پاكيزه اى فرزند جوانمردان پرجود برگزيده اى فرزند درياهاى بخشش و عطاى گرامى اى فرزند ماههاى نور افشان اى فرزند چراغهاى تابان اى فرزند ستارگان فروزان اى

بْنَ الاَنْجُمِ الزّاهِرَةِ يَا بْنَ السُّبُلِ الْواضِحَةِ يَا بْنَ الاَعْلامِ الّلائِحَةِ يَا بْنَ الْعُلُومِ الْكامِلَةِ يَا بْنَ السُّنَنِ الْمَشْهُورَةِ يَا بْنَ الْمَعالِمِ الْمَاءثُورَةِ

فرزند اختران درخشان اى فرزند راههاى روشن اى فرزند نشانه هاى آشكار اى فرزند دانشهاى كامل اى فرزند آئينهاى معروف و مشهور اى فرزند آثار و معالم رسيده (از خدا و انبياء)

يَا بْنَ الْمُعْجِزاتِ الْمَوْجُودَةِ يَا بْنَ الدَّلاَّئِلِ الْمَشْهُودَةِ يَا بْنَ الصِّراطِ الْمُسْتَقيمِ يَا بْنَ النَّبَاءِ الْعَظيمِ يَا بْنَ مَنْ هُوَ فى اُمِّ الْكِتابِ

اى فرزند معجزات موجود اى فرزند دليلهاى آشكار اى فرزند راه مستقيم اى فرزند آن خبر بسيار بزرگ اى فرزند كسى كه در دفتر اصلى

لَدَى اللَّهِ عَلِىُّ حَكيمٌ يَا بْنَ الاْياتِ وَالْبَيِّناتِ يَا بْنَ الدَّلاَّئِلِ الظّاهِراتِ يَا بْنَ الْبَراهينِ الْواضِحاتِ الْباهِراتِ يَا بْنَ الْحُجَجِ

نزد خدا ((على )) (والا) و فرزانه است اى فرزند آيات و نشانه هاى آشكار اى فرزند دليلهاى هويدا اى فرزند برهانهاى نمايان روشن اى فرزند حجتهاى

الْبالِغاتِ يَا بْنَ النِّعَمِ السّابِغاتِ يَا بْنَ طه وَالْمُحْكَماتِ يَا بْنَ يسَّ وَالذّارِياتِ يَا بْنَ الطُّورِ وَالْعادِياتِ يَا بْنَ مَنْ دَنى فَتَدَلّى فَكانَ

رسا اى فرزند نعمتهاى شايان و فراوان اى فرزند طه و آيات محكم قرآن اى فرزند سوره يس و ذاريات اى فرزند سوره طور والعاديات اى فرزند كسى كه (در شب معراج ) نزديك شد و نزديك تر شد

قابَ قَوْسَيْنِ اَوْ اَدْنى دُنُوّاً وَاقْتِراباً مِنَ الْعَلِىِّ الاَعْلى لَيْتَ شِعْرى اَيْنَ اسْتَقَرَّتْ بِكَ النَّوى بَلْ اَىُّ اَرْضٍ تُقِلُّكَ اَوْ ثَرى اَبِرَضْوى اَوْ

به فاصله دو كمان يا نزديكتر، در نزديكى و قرب نسبت به خداى والاى اعلى ، اى كاش مى دانستم در چه جائى منزل گرفته اى و چه سرزمين و مكانى تو را بر خود نگهداشته آيا در كوه رضوائى يا

غَيْرِها اَمْ ذى طُوى عَزيزٌ عَلَىَّ اَنْ اَرَى الْخَلْقَ وَلا تُرى وَلا اَسْمَعُ لَكَ حَسيساً وَلا نَجْوى عَزيزٌ عَلَىَّ اَنْ تُحيطَ بِكَ دُونِىَ الْبَلْوى وَلا

غير آن يا در ذى طوى ، گران است بر من كه مردم را ببينم ولى تو ديده نشوى و نشنوم از تو صدا و نه رازى ، گران است بر من كه بى من بر تو تنها بلا احاطه كند، و

يَنالُكَ مِنّى ضَجيجٌ وَلا شَكْوى بِنَفْسى اَنْتَ مِنْ مُغَيَّبٍ لَمْ يَخْلُ مِنّا بِنَفْسى اَنْتَ مِنْ نازِحٍ ما نَزَحَ عَنّا بِنَفْسى اَنْتَ اُمْنِيَّةُ شائِقٍ يَتَمَنّى

صداى زارى و شكوه من به تو نرسد، جانم به قربانت اى پنهانى كه از ميان ما بيرون نيستى جانم به قربانت اى دور از نظرى كه از ما دور نيست جانم به قربانت اى آرمان هر مشتاقى كه آزويت كنند

مِنْ مُؤْمِنٍ وَمُؤْمِنَةٍ ذَكَرا فَحَنّا بِنَفْسى اَنْتَ مِنْ عَقيدِ عِزٍّ لايُسامى بِنَفْسى اَنْتَ مِنْ اَثيلِ مَجْدٍ لا يُجارى بِنَفْسى اَنْتَ مِنْ تِلادِ نِعَمٍ لا

از مردان و زنان با ايمانى كه به ياد تو ناله از دل كشند جانم به قربانت اى بسته به عزتى كه كسى برتو برترى نگيرد جانم به قربانت اى مجد و شوكت ريشه دارى كه همطراز ندارد و جانم به قربانت اى نعمت ديرينه اى

تُضاهى بِنَفْسى اَنْتَ مِنْ نَصيفِ شَرَفٍ لا يُساوى اِلى مَتى اَحارُ فيكَ يا مَوْلاىَ وَاِلى مَتى وَاَىَّ خِطابٍ اَصِفُ فيكَ وَاَىَّ نَجْوى

كه شبيه ندارد جانم به قربانت اى قرين شرف و بزرگوارى كه برابر ندارد، تا كى سرگردان تو باشم اى مولاى من ؟ و تا كى و به چه زبانى وصف تو گويم و راز دل كنم

عَزيزٌ عَلَىَّ اَنْ اُجابَ دُونَكَ وَاُناغى عَزيزٌ عَلَىَّ اَنْ اَبْكِيَكَ وَيَخْذُلَكَ الْوَرى عَزيزٌ عَلَىَّ اَنْ يَجْرِىَ عَلَيْكَ دُونَهُمْ ما جَرى هَلْ مِنْ مُعينٍ

گران و ناگوار است بر من كه پاسخ از ديگرى جز تو بشنوم و گفتگو كنم ، گران است بر من كه بر تو بگريم ولى مردم تو راواگذارند، گران است بر من كه بر تو بگذرد آنچه مى گذرد نه بر ديگران ، آيا كمك كارى هست

فَاُطيلَ مَعَهُ الْعَويلَ وَالْبُكاَّءَ هَلْ مِنْ جَزُوعٍ فَاُساعِدَ جَزَعَهُ اِذا خَلا هَلْ قَذِيَتْ عَيْنٌ فَساعَدَتْها عَيْنى عَلَى الْقَذى هَلْ اِلَيْكَ يَا بْنَ اَحْمَدَ

كه با او فرياد و گريه را طولانى كنم آيا بى تابى (چون من ) هست كه چون به خلوت رود در زارى و جزع كمكش كنم آيا چشمى هست كه خار فراق در آن خليده و گريان باشد تا چشم پرخار من نيز ياريش دهد، آيا اى پسر احمد

سَبيلٌ فَتُلْقى هَلْ يَتَّصِلُ يَوْمُنا مِنْكَ بِعِدَةٍ فَنَحْظى مَتى نَرِدُ مَناهِلَكَ الرَّوِيَّةَ فَنَرْوى مَتى نَنْتَقِعُ مِنْ عَذْبِ ماَّئِكَ فَقَدْ طالَ الصَّدى مَتى

بسويت راهى هست تا ديدارت كنم آيا روز جدائى ما به وعده تو پيوست مى شود تا بهره مند گرديم ؟ كى مى شود كه به سرچشمه هاى پرآبت درآئيم و سيراب شويم ، كى مى شود كه سيراب گرديم از آب وصل تو كه تنشگى ما بداراز كشيد كى مى شود

نُغاديكَ وَنُراوِحُكَ فَنُقِرَّ عَيْناً مَتى تَرانا وَنَريكَ وَقَدْ نَشَرْتَ لِواَّءَ النَّصْرِ تُرى اَتَرانا نَحُفُّ بِكَ وَاَنْتَ تَاُمُّ الْمَلاَ وَقَدْ مَلاَتَ الاَرْضَ

كه صبح و شام را با تو بسر بريم و ديده روشن كنيم ، كى مى شود كه تو ما را ببينى و ما تو را بينيم و پرچم نصرتت را برافراشته باشى و مردم آن را مشاهده كنند، آيا مى شود كه ما ببينيم آن روزى كه ما گرداگردت را گرفته و تو رهبر مردم باشى

عَدْلاً وَاَذَقْتَ اَعْداَّئَكَ هَواناً وَعِقاباً وَاَبَرْتَ الْعُتاةَ وَجَحَدَةَ الْحَقِّ وَقَطَعْتَ دابِرَ الْمُتَكَبِّرينَ وَاجْتَثَثْتَ اُصُولَ الظّالِمينَ وَنَحْنُ نَقُولُ

و زمين را پر از عدل و داد كنى و بچشانى به دشمنانت خوارى و كيفر را و نابود كنى سركشان و منكران حق را و بزنى ريشه گردنكشان را و بركنى اساس ستمكاران را و ما بگوئيم :

الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمينَ اَللّهُمَّ اَنْتَ كَشّافُ الكُرَبِ وَالْبَلْوى وَاِلَيْكَ اَسْتَعْدى فَعِنْدَكَ الْعَدْوى وَاَنْتَ رَبُّ الاْخِرَةِ وَالدُّنْيا [الاْوُلى ] فَاَغِثْ يا غِياثَ

ستايش خاص خدا پروردگار جهانيان است خدايا توئى برطرف كننده گرفتاريها و بلا و از تو دادرسى و يارى جويم كه در نزد تو است دادخواهى و يارى و توئى پروردگار آخرت و دنيا پس فرياد رسى كن اى فريادرس

الْمُسْتَغيثينَ عُبَيْدَكَ الْمُبْتَلى وَاَرِهِ سَيِّدَهُ يا شَديدَ الْقُوى وَاَزِلْ عَنْهُ بِهِ الاَسى وَالْجَوى وَبَرِّدْ غَليلَهُ يا مَنْ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى وَمَنْ

درماندگان از بنده خرد گرفتارت ، و بنمايان به او آقايش را اى سخت نيرو و زائل كن به ديدار آن حضرت از او اندوه و سوز دلش را و فرو نشان سوز عطشش را اى كه بر عرش استوارى و اى كه

اِلَيْهِ الرُّجْعى وَالْمُنْتَهى اَللّهُمَّ وَنَحْنُ عَبيدُكَ التّاَّئِقُونَ اِلى وَلِيِّكَ الْمُذَكِّرِ بِكَ وَبِنَبِيِّكَ خَلَقْتَهُ لَنا عِصْمَةً وَمَلاذاً وَاَقَمْتَهُ لَنا قِواماً

بسوى او است بازگشت و سر منزل هر چيز خدايا و مائيم بندگان تو كه شيفته ديدار نماينده ات هستيم آنكه مردم را به ياد تو و به ياد پيامبرت اندازد و تو او را آفريدى كه نگهدار و پشتيبان ما باشد و برپايش داشتى

وَمَعاذاً وَجَعَلْتَهُ لِلْمُؤْمِنينَ مِنّا اِماماً فَبَلِّغْهُ مِنّا تَحِيَّةً وَسَلاماً وَزِدْنابِذلِكَ يارَبِّ اِكْراماً وَاجْعَلْ مُسْتَقَرَّهُ لَنا مُسْتَقَرّاً وَمُقاماً

تا قوام و پناهگاه ما باشد و او را پيشواى مؤ منين از ما گردانى پس برسان به آن جناب از طرف ما تحيت و سلامى و بيفزا بدينوسيله اى پروردگار ما بر كرامت و مقام ما و جايگاه او را جايگاه و اقامتگاه ما قرار ده

وَاَتْمِمْ نِعْمَتَكَ بِتَقْديمِكَ اِيّاهُ اَمامَنا حَتّى تُورِدَنا جَنانَكَ وَمُرافَقَةَ الشُّهَداَّءِ مِنْ خُلَصاَّئِكَ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَصَلِّ

و كامل كن نعمتت را بر ما به مقدم داشتن آن بزرگوار را در پيش روى ما تا ما را به بهشتهاى تو درآورد و به رفاقت (و هم نشينى ) شهيدان از بندگان خالصت برساند خدايا درود فرست بر محمد و آل محمد و درود فرست

عَلى مُحَمَّدٍ جَدِّهِ وَرَسُولِكَ السَّيِّدِالاَكْبَرِ وَعَلى [عَلِي ]اَبيهِ السَّيِّدِ الاَصْغَرِ وَجَدَّتِهِ الصِّدّيقَةِ الْكُبْرى فاطِمَةَ بِنْتِ مُحَمَّدٍ وَعَلى مَنِ اصْطَفَيْتَ

بر محمد جد بزرگوار او و رسول تو آن آقاى بزرگ و بر على پدر بزرگوارش آن آقاى كوچكتر و بر جده اش صديقه كبرى فاطمه دختر محمد و به برگزيدگان نيك رفتار

مِنْ آباَّئِهِ الْبَرَرَةِ وَعَلَيْهِ اَفْضَلَ وَاَكْمَلَ وَاَتَمَّ وَاَدْوَمَ وَاَكْثَرَ وَاَوْفَرَ ما صَلَّيْتَ عَلى اَحَدٍ مِنْ اَصْفِياَّئِكَ وَخِيَرَتِكَ مِنْ خَلْقِكَ وَصَلِّ عَلَيْهِ

از پدران آن حضرت و بر خود آن جناب فزونترين و كاملترين و تمامترين و مدام ترين و بيشترين و فراوانترين درودى كه بفرستى بر يكى از برگزيدگان و نيكان از خلق خود و درود فرست بر آن جناب

صَلوةً لاغايَةَ لِعَدَدِها وَلا نِهايَةَ لِمَدَدِها وَلا نَفادَ لاَمَدِها اَللّهُمَّ وَاَقِمْ بِهِ الْحَقَّ وَاَدْحِضْ بِهِ الْباطِلَ وَاَدِلْ بِهِ اَوْلِياَّئَكَ وَاَذْلِلْ بِهِ

درودى كه شماره اش بى حد و مدتش بى نهايت و تمام نشدنى باشد خدايا حق را بوسيله آن حضرت برپا دار و باطل را بدو نابود گردان و دوستانت را بوسيله اش به دولت رسان و

اَعْداَّئَكَ وَصِلِ اللّهُمَّ بَيْنَنا وَبَيْنَهُ وُصْلَةً تُؤَدّى اِلى مُرافَقَةِ سَلَفِهِ وَاجْعَلْنا مِمَّنْ يَاْخُذُ بِحُجْزَتِهِمْ وَيَمْكُثُ فى ظِلِّهِمْ وَاَعِنّا عَلى تَاْدِيَةِ

دشمنانت را بدست او خوار گردان و پيوند كن خدايا ميان ما و او را به پيوندى كه برساند ما را به رفاقت پدران گذشته او و بگردان ما را از كسانى كه دامن آنها را بگيرند و در سايه لطف آنها بايستند و كمكمان كن بر اداى

حُقُوقِهِ اِلَيْهِ وَالاِجْتِهادِ فى طاعَتِهِ وَاجْتِنابِ مَعْصِيَتِهِ وَامْنُنْ عَلَيْنا بِرِضاهُ وَهَبْ لَنا رَأْفَتَهُ وَرَحْمَتَهُ وَدُعاَّئَهُ وَخَيْرَهُ ما نَنالُ بِهِ سَعَةً مِنْ

حقوق آن حضرت و سعى و كوشش در فرمانبرداريش و دورى از نافرمانيش و منت نه بر ما به خوشنوديش و ببخش بر ما راءفت و مهربانى و دعا و خير آن حضرت را بدان حد كه برسيم بدانوسيله

رَحْمَتِكَ وَ فَوْزاً عِنْدَكَ وَاجْعَلْ صَلوتَنا بِهِ مَقبُولَةً وَذُنُوبَنا بِهِ مَغْفُورَةً وَدُعاَّئَنا بِهِ مُسْتَجاباً وَاجْعَلْ اَرْزاقَنا بِهِ مَبْسُوطَةً وَهُمُومَنا

به رحمت وسيع تو و به كاميابى از نزد تو و بگردان نمازهاى ما را بوسيله او پذيرفته و گناهانمان را آمرزيده و دعاهايمان را مستجاب شده و قرار ده روزيهاى ما را بدان حضرت گسترده و اندوههاى ما را بوسيله اش

بِهِ مَكْفِيَّةً وَحَواَّئِجَنابِهِ مَقْضِيَّةً وَاَقْبِلْ اِلَيْنا بِوَجْهِكَ الْكَريمِ وَاقْبَلْ تَقَرُّبَنا اِلَيْكَ وَانْظُرْ اِلَيْنا نَظْرَةً رَحيمَةً نَسْتَكْمِلُ بِهَا الْكَرامَةَ عِنْدَكَ

برطرف شده و حاجتهايمان را روا شده و رو كن بسوى ما (پروردگارا) بدان روى بزرگوارت و بپذير تقرب جوئى ما را بدرگاهت و بنگر بسوى ما به نگاهى مهربانانه تا بدانوسيله بتوانيم مقام خود را در پيش تو به كمال

ثُمَّ لا تَصْرِفْها عَنّا بِجُودِكَ وَاسْقِنا مِنْ حَوْضِ جَدِّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ بِكَاْسِهِ وَبِيَدِهِ رَيّاً رَوِيّاً هَنيئاً ساَّئِغاً لا ظَمَاَ بَعْدَهُ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ

رسانيم ، و ديگر آن مقام را از ما بازنگردان به جود خودت و سيرابمان كن از حوض جدش كه درود خدا بر او و آلش باد از جام او و بدست آن جناب و سير و سيراب و گوارا و خوش كه تنشگى پس از آن نباشد اى مهربانترين مهربانان

پس نماز زيارت بجا مى آورى و دعا مى كنى به آنچه خواهى كه به اجابت خواهد رسيد ان شاء اللَّه

نظرات

  • ramadan mobarak
  • ارسال شده در 27 Oct 2013

    Log In