خشونت پلیس آمریکا


police-thumbضرب و شتم زن دست بند زده شده توسط پلیس فدرال آمریکا با دوربین های مدار بسته به تصویر کشیده ...

دعا پيش از تكبير نماز


doa-namaz-girl-دعا-نماز-روايت شده از صفوان جمّال كه ديدم حضرت صادق عليه السلام رو به قبله كرد پيش از تكبير و گفت ...

دعا هنگام برخاستن براى نماز برای همجواری با رسول


namaz-نمازاز حضرت صادق عليه السلام منقول است كه حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام فرمود هر كه بگويد اين دعا را ...

ادعیه امامان به هنگام خروج از خانه


at the door-روبروی در ورودیاز حضرت صادق عليه السلام منقول است كه آدمى هرگاه خواست از منزل خود بيرون رود بگويد سه مرتبه در وقتى ...

دعا هنگام بيدار شدن در شب


sleeping-خواباز حضرت  امام صادق عليه السلام مروى است كه فرمود هرگاه يكى از شما برخواست در شب از خواب بگويد: سُبْحانَ ...

دعا به جهت بيدار شدن براى نماز شب


doa-namaz-girl-دعا-نماز-از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه حضرت رسول صلى الله عليه و آله فرمود كسى كه بخواهد برخيزد ...

از آثار و برکات صلوات بر محمد و آل محمد


hazrate-mohammadیکی از سنت های اصیل و ارزشمند الله، صلوات بر پیامبر وآل او(صلی الله علیه و اله)است . صلوات بهترین ...

مراقبات ادعیه و اعمال برای افزایش حافظه به سفارش بزرگان


memory-حافظه- پس از نماز صبح و نماز عشاء هفت مرتبه دعای ذیل را بخواند و به مدت سه یا هفت ...

در خبر از آثار خواندن زیارت عاشورا


ashora-tumbدر خبر از آثار خواندن زیارت عاشورا امام صادق علیه‌السلام :زیارت امام حسین علیه‌السلام را فرو نگذار که خدا عمرت را ...

برای ظهور سرورمان امام زمان (عج) چقدر آماده ایم؟


Imam-mahdi-امام-زمان-امام-مهدیعنوان : برای ظهور سرورمان امام زمان (عج) چقدر آماده ایم؟ گردآورنده:  سارا پارسا ایمیل:  s_parsa_1986@yahoo.com سخن گردآورنده : پژوهش حاضر با هدف ...

ادعیه و تعویض در هنگام خواب


sleeping-خواباول از حضرت صادق عليه السلام مروى است كه كسى كه بگويد سه مرتبه در وقتى كه در خوابگاه خود ...

دعاى مخزون هنگام صبح و شام از امام صادق ع


toloe khorshid thumb- sunrise thumbاز حضرت صادق عليه السلام منقول است كه به داود رِقّى فرمود كه ترك مكن اين دعا را سه مرتبه ...

دعای امام باقر ع در وقت طلوع فجر


toloe khorshid thumb- sunrise thumbاز حضرت امام محمّد باقرعليه السلام روايت است كه هركس بگويد در وقت طلوع فجر: لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَحْدَهُ لا ...

ادعیه امامان در هنگام داخل شدن در صبح و شام


toloe khorshid thumb- sunrise thumbاول از حضرت صادق عليه السلام روايت است كه حضرت علىّ بن الحسين عليه السلام چون داخل صبح مى شد ...

کتاب نماز چیست از آثار سید محمد حسین بهشتی


Beheshti-بهشتی-thumbنماز چیست سید محمد حسین بهشتی نيايش و پرستش در آن لحظه كه آدمى به كمال و شكوه بى نهايت آفريدگار جهان مى ...

روايت شده از حضرت امام رضا عليه السلام كه به ابن ابى نصر فرمود اى ابن ابى نصر هر جا كه باشى حاضر شو در روز غدير نزد قبر اميرالمؤ منين عليه السلام بدرستى كه حقّ تعالى مى آمرزد در اين روز از مرد مؤ من و زن مؤ منه گناه شصت ساله را و آزاد مى كند از آتش جهنّم دو برابر آنچه آزاد كرده است در ماه رمضان و در شب قدر و شب فطر ((الخبر)) و بدان كه براى اين روز شريف چند زيارت نقل شده .

اوّل: زيارت امين اللَّه كه در زيارت دويّم مطلقه گذشت .

دويّم: زيارتى است كه به سندهاى معتبره از حضرت امام على نقى عليه السلام نقل شده كه زيارت كردند حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام را به آن در روز غدير در سالى كه معتصم آن حضرت را طلبيده بود وكيفيّت آن چنان است كه چون اراده زيارت نمائى بايست بر دَرِ قُبّه منوّره و رخصت طلب نما وشيخ شهيدگفته كه غسل مى كنى وپاكترين جامه هاى خودرامى پوشى واذن دخول مى طلبى مى گوئى ((اَللّهُمَّ اِنّى وَقَفْتُ عَلى بابٍ)) و اين همان اذن دخول اوّل است كه ما در اوّل باب نقل كرديم پس پاى راست را مقدّم دار و داخل شو و برو به نزديك ضريح مقدّس و پشت به قبله در برابر ضريح بايست وبگو:

اَلسَّلامُ عَلى مُحَمَّدٍ رَسُولِ اللَّهِ خاتَمِ النَّبِيّينَ وَسَيِّدِ الْمُرْسَلينَ وَصَفْوَةِ رَبِّ الْعالَمينَ اَمينِ اللَّهِ عَلى وَحْيِهِ

سلام بر محمد رسول خدا خاتم پيمبران و آقاى رسولان و برگزيده پروردگار جهانيان امين خدا بر وحيش

وَعَزآئِمِ اَمْرِهِ وَالْخاتِمِ لِما سَبَقَ وَالْفاتِحِ لِمَا اسْتُقْبِلَ وَالْمُهَيْمِنِ عَلى ذلِكَ كُلِّهِ وَرَحْمَةُ اللَّهِ وَبَرَكاتُهُ وَصَلَواتُهُ وَتَحِيّاتُهُ اَلسَّلامُ عَلى

و فرمانهاى حتمى اش و ختم كننده آنچه از پيش گذشته و گشاينده آنچه پس از او آيد و گواه و نگهبان بر همه آنها و رحمت خدا و بركاتش و درودها و تحياتش و سلام بر

اَنْبِيآءِ اللَّهِ وَرُسُلِهِ وَمَلاَّئِكَتِهِ الْمُقَرَّبينَ وَعِب ادِهِ الصّ الِحينَ اَلسَّلا مُ عَلَيْكَ يا اَميرَ الْمُؤْمِنينَ وَسَيِّدَ الْوَصِيّينَ وَوارِثَ عِلْمِ النَّبِيّينَ وَوَلِىَّ

پيمبران خدا و رسولانش و فرشتگان مقربش و بندگان شايسته اش سلام بر تو اى امير مؤ منان و آقاى اوصياء و وارث دانش پيمبران و ولى

رَبِّ الْعالَمينَ وَمَوْلاىَ وَمَوْلَى الْمُؤْمِنينَ وَرَحْمَةُ اللَّهِ وَبَرَكاتُهُ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا مَوْلاىَ يا اَميرَ الْمُؤْمِنينَ يا اَمينَ اللَّهِ فى اَرْضِهِ

پروردگار جهانيان و سرور من و سرور مؤ منان و رحمت خدا و بركاتش سلام بر تو اى مولاى من اى امير مؤ منان اى امين خدا در زمينش

وَسَفيرَهُ فى خَلْقِهِ وَحُجَّتَهُ الْبالِغَةَ عَلى عِبادِهِ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا دينَ اللَّهِ الْقَويمَ وَصِراطَهُ الْمُسْتَقيمَ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ اَيُّهَا النَّبَاءُ الْعَظيمُ الَّذى

و سفيرش در ميان خلق و حجت رساى او بر بندگانش سلام بر تو اى آئين محكم خدا و راه راستش سلام بر تو اى خبر عظيمى كه مردم

هُمْ فيهِ مُخْتَلِفُونَ وَعَنْهُ يُسْئَلُونَ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا اَميرَ الْمُؤْمِنينَ آمَنْتَ بِاللَّهِ وَهُمْ مُشْرِكُونَ وَصَدَّقْتَ بِالْحَقِّ وَهُمْ مُكَذِّبُونَ

در آن اختلاف كرده و از آن بازخواست شوند سلام بر تو اى امير مؤ منان ايمان آوردى به خدا در آن وقت كه مردم مشرك بودند و تصديق كردى حق را در هنگامى كه آنها تكذيب كردند

وَجاهَدْتَ وَهُمْ مُحْجِمُونَ وَعَبَدْتَ اللَّهَ مُخْلِصاً لَهُ الدّينَ صابِراً مُحْتَسِباً حَتّى اَتيكَ الْيَقينُ اَلا لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الظّالِمينَ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ

و پيكار كردى در آنگاه كه آنان خود را واپس كشيدند و پرستش كردى خدا را مخلصانه در دين و شكيبا و پاداش جو تا آنگاه كه مرگت فرا رسيد اى لعنت خدا بر ستمكاران سلام بر تو

يا سَيِّدَ الْمُسْلِمينَ وَيَعْسُوبَ الْمُؤْمِنينَ وَاِمامَ الْمُتَّقينَ وَقآئِدَ الْغُرِّ الْمُحَجَّلينَ وَرَحْمَةُ اللَّهِ وَبَرَكاتُهُ اَشْهَدُ اَنَّكَ اَخُو رَسُولِ اللَّهِ وَوَصِيُّهُ

اى آقاى مسلمانان و پادشاه مؤ منان و پيشواى پرهيزكاران و مقتداى سفيد رويان و رحمت خدا و بركاتش گواهى دهم كه براستى توئى برادر رسول خدا و وصى او

وَوارِثُ عِلْمِهِ وَاَمينُهُ عَلى شَرْعِهِ وَخَليفَتُهُ فى اُمَّتِهِ وَاَوَّلُ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَصَدَّقَ بِما اُنْزِلَ عَلى نَبِيِّهِ وَاَشْهَدُ اَنَّهُ قَدْ بَلَّغَ عَنِ اللَّهِ ما اَنْزَلَهُ

و وارث دانشش و امين او بر شريعت و احكامش و جانشين او در امتش و نخستين كسى كه ايمان آورد به خدا و تصديق كرد آنچه را بر پيامبرش نازل گشت و گواهى دهم كه او بخوبى رساند آنچه را خدا درباره ات نازل فرموده

فيكَ فَصَدَعَ بِاَمْرِهِ وَاَوْجَبَ عَلى اُمَّتِهِ فَرْضَ طاعَتِكَ وَوِلايَتِكَ وَعَقَدَ عَلَيْهِمُ الْبَيْعَةَ لَكَ وَجَعَلَكَ اَوْلى بِالْمُؤْمِنينَ مِنْ اَنْفُسِهِمْ كَما

بود و دستورش را با صداى بلند به مردم رساند و واجب كرد بر امتش لزوم پيروى تو و ولايتت را و عقد و بيعت تو را براى آنها بست و تو را نسبت به مؤ منان سزاوارتر از خودشان قرار داد

جَعَلَهُ اللَّهُ كَذلِكَ ثُمَّ اَشْهَدَ اللَّهَ تَعالى عَلَيْهِمْ فَقالَ اَ لَسْتُ قَدْ بَلَّغْتُ فَقالُوا اَللّهُمَّ بَلى فَقالَ اَللّهُمَّ اشْهَدْ وَكَفى بِكَ شَهيداً وَحاكِماً بَيْنَ

چنانچه خدا چنان مقرر كرده بود و سپس خداى تعالى را بر اين مطلب گواه گرفت و فرمود: آيا بخوبى نرساندم ؟ گفتند: خدايا چرا. فرمود: بار خدايا گواه باش و كافى است گواه بودن تو و حكمرانيت در ميان

الْعِبادِ فَلَعَنَ اللَّهُ جاحِدَ وِلايَتِكَ بَعْدَ الاِقْرارِ وَناكِثَ عَهْدِكَ بَعْدَ الْميثاقِ وَاَشْهَدُ اَنَّكَ وَفَيْتَ بِعَهْدِ اللَّهِ تَعالى وَاَنَّ اللَّهَ تَعالى مُوفٍ لَكَ

بندگان پس لعنت كند خدا منكر ولايت و فرمانروائى تو را پس از اقرار و شكننده پيمانت را پس از بستن پيمان و گواهى دهم كه تو براستى به عهد خداى تعالى وفا كردى و به حقيقت خداى تعالى وفاكننده است درباره تو

بِعَهْدِهِ وَمَنْ اَوْفى بِما عاهَدَ عَلَيْهُ اللَّهَ فَسَيُؤْتيهِ اَجْراً عَظيماً وَاَشْهَدُ اَنَّكَ اَميرُ الْمُؤْمِنينَ الْحَقُّ الَّذى نَطَقَ بِوِلايَتِكَ التَّنْزيلُ وَاَخَذَ لَكَ

به عهد خويش و هركس وفا كند بدان پيمانى كه با خدا بسته است پس خدا پاداش بزرگى به او خواهد داد و گواهى  دهم كه براستى توئى امير مؤ منان بر حق كه قرآن درباره ولايتت گويا شد و

الْعَهْدَ عَلَى الاُمَّةِ بِذلِكَ الرَّسُولُ وَاَشْهَدُ اَنَّكَ وَعَمَّكَ وَاَخاكَ الَّذينَ تاجَرْتُمُ اللَّهَ بِنُفُوسِكُمْ فَاَنْزَلَ اللَّهُ فيكُمْ اِنَّ اللَّهَ اشْتَرى مِنَ الْمُؤْمِنينَ

رسول خدا از امت خود در اين باره پيمان گرفت و گواهى دهم كه به حقيقت تو و عمويت (حمزه ) و برادرت (جعفر) سودا كرديد با خدا بوسيله جانهاى خود پس خدا درباره تان نازل كرد: ((همانا خدا خريد از مؤ منان

اَنْفُسَهُمْ وَاَمْوالَهُمْ بِاَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ يُقاتِلُونَ فى سَبيلِ اللَّهِ فَيَقْتُلُونَ وَيُقْتَلُونَ وَعْداً عَلَيْهِ حَقّاً فِى التَّوْريةِ وَالاِنْجيلِ وَالْقُرْآنِ وَمَنْ

جانها و مالهاشان را كه (در عوض ) بهشت از آنها باشد كارزار كنند در راه خدا پس بكشند و كشته شوند وعده اى است كه بر او محقق گشته در تورات و انجيل و قرآن و كيست

اَوْفى بِعَهْدِهِ مِنَ اللَّهِ فَاسْتَبْشِروُا بِبِيْعِكُمُ الَّذى بايَعْتُمْ بِهِ وَذلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظيمُ التّآئِبُونَ الْعابِدوُنَ الْحامِدوُنَ السّآئِحُونَ الرّاكِعُونَ

كه وفادارتر باشد به عهد خود از خدا پس شادمان باشيد به معامله خويش كه انجام داديد كه اين كاميابى بزرگى است ، توبه گرانى هستند پرستش كننده و ستايشگر و روزه دار (يا سفر كننده براى طلب علم ) و ركوع كننده

السّاجِدُونَ الاْمِرُونَ بِالْمَعْروُفِ وَالنّاهُونَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَالْحافِظُونَ لِحُدوُدِ اللَّهِ وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنينَ اَشْهَدُ يا اَميرَ الْمُؤْمِنينَ اَنَّ الشّآكَّ فيكَ

و سجده گزار و وادار كننده به معروف و بازدارنده از منكر و نگهبانان حدود خدا و نويد ده به مؤ منان )) گواهى دهم اى امير مؤ منان كه هر كه درباره تو شك و ترديد به خود راه دهد

ما آمَنَ بِالرَّسُولِ الاَمينِ وَاَنَّ الْعادِلَ بِكَ غَيْرَكَ عانِدٌ عَنِ الدّينِ الْقَويمِ الَّذِى ارْتَضاهُ لَنا رَبُّ الْعالَمينَ وَاَكْمَلَهُ بِوِلايَتِكَ يَوْمَ الْغَديرِ

به رسول امين ايمان نياورده و براستى كسى كه عدول كند از تو به ديگرى جز تو معاند است در دين محكم و استوارى كه پسنديده است براى ما پروردگار جهانيان و كامل كرد آن را بوسيله ولايتت در روز غدير

وَاَشْهَدُ اَنَّكَ الْمَعْنِىُّ بِقَوْلِ الْعَزيزِ الرَّحيمِ وَاَنَّ هذا صِراطى مُسْتَقيماً فَاتَّبِعُوهُ وَلا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَّرَقَ بِكُمْ عَنْ سَبيلِهِ ضَلَّ وَاللَّهِ وَاَضَلَّ

و گواهى دهم كه توئى مقصود از گفتار خداى نيرومند مهربان ((و براستى اين است راه راست من پس از آن پيروى كنيد و از راههاى ديگر پيروى نكنيد كه شما را از راه او جدا كند)) گمراه است به خدا و گمراه كرده

مَنِ اتَّبَعَ سِواكَ وَعَنَدَ عَنِ الْحَقِّ مَنْ عاداكَ اَللّهُمَّ سَمِعْنا لاَمْرِكَ وَاَطَعْنا وَاتَّبَعْنا صِراطِكَ الْمُسْتَقيمَ فَاهْدِنا رَبَّنا وَلا تُزِغْ قُلُوبَنا بَعْدَ

هر كس كه پيروى كند جز تو را و عناد ورزيده از حق كسى كه با تو دشمنى كند خدايا ما فرمان تو را شنيديم و اطاعت كرديم و راه راست تو را پيروى كرديم پس ما را هدايت كن پروردگارا و منحرف مكن دلهاى ما را پس از آنكه

اِذْ هَدَيْتَنا اِلى طاعَتِكَ وَاجْعَلْنا مِنَ الشّاكِرينَ لاَنْعُمِكَ وَاَشْهَدُ اَنَّكَ لَمْ تَزَلْ لِلْهَوى مُخالِفاً وَللِتُّقى مُحالِفاً وَعَلى كَظْمِ الْغَيْظِ قادِراً وَعَنِ

به طاعت خود هدايتمان كردى و قرارمان ده از سپاسگزاران نعمتهايت و گواهى دهم كه براستى تو پيوسته با هواى نفس مخالفت كردى و ملازم پرهيزكارى بودى و بر فرونشاندن خشم خويش توانا و از

النّاسِ عافِياً غافِراً وَاِذا عُصِىَ اللَّهُ ساخِطاً وَاِذا اُطيعَ اللَّهُ راضياً وَبِما عَهِدَ اِلَيْكَ عامِلاً راعِياً لِمَا اسْتُحْفِظْتَ حافِظاً لِمَا اسْتُودِعْتَ مُبَلِّغاً

(رفتار جاهلانه مردم ) گذشت كن و آمرزنده بودى و هنگامى كه خدا را معصيت مى كردند خشمناك و چون اطاعت او را مى كردند خوشنود مى گشتى وبدانچه خدا باتو پيمان بسته بود عمل كرده ودرآنچه ماءمور حفظش بودى رعايت داشتى ، نگهدارى كردى آنچه به تو سپرده شده

ما حُمِّلْتَ مُنْتَظِراً ما وُعِدْتَ وَاَشْهَدُ اَنَّكَ مَا اتَّقَيْتَ ضارِعاً وَلا اَمْسَكْتَ عَنْ حَقِّكَ جازِعاً وَلا اَحْجَمْتَ عَنْ مُجاهَدَةِ غاصِبيكَ

بود و رساندى آنچه را به عهده داشتى و چشم براه وعده اى بودى كه به تو داده شده بود و گواهى دهم كه تقيه تو (از دشمنان ) نه از باب زبونى و ناتوانى بود و خوددارى نكردى از گرفتن حق خود بخاطر عجز و بى تابى و كناره گيرى نكردى از پيكار با غاصبين حق خود

ناكِلاً وَلا اَظْهَرْتَ الرِّضى بِخِلافِ ما يُرْضِى اللَّهَ مُداهِناً وَلا وَهَنْتَ لِما اَصابَكَ فى سَبيلِ اللَّهِ وَلا ضَعُفْتَ وَلاَ اسْتَكَنْتَ عَنْ طَلَبِ حَقِّكَ

از جهت سستى و چنان نبود كه بر خلاف ميل خدا براى سازش با دشمن اظهار رضايت كنى و نه اينكه سستى كنى در برابر آنچه در راه خدا به تو رسيد و نه اينكه ناتوان باشى و نه اينكه درمانده شده باشى از مطالبه حق خود

مُراقِباً مَعاذَ اللَّهِ اَنْ تَكُونَ كَذلِكَ بَلْ اِذْ ظُلِمْتَ احْتَسَبْتَ رَبَّكَ وَفَوَّضْتَ اِلَيْهِ اَمْرَكَ وَذَكَّرْتَهُمْ فَمَا ادَّكَروُا وَوَعَظْتَهُمْ فَمَا اتَّعَظُوا

بخاطر ترس از غاصبين حقت ، پناه به خدا كه چنان بوده باشى بلكه چون به تو ستم كردند تو آن را به حساب پروردگارت گذاردى و كارت را به او واگذار كردى و ستمكارانت را پند دادى ولى پند نگرفتند و موعظه شان كردى ولى سودشان نداد

وَخَوَّفْتَهُمُ اللَّهَ فَما تَخَوَّفُوا وَاَشْهَدُ اَنَّكَ يا اَميرَ الْمُؤْمِنينَ جاهَدْتَ فِى اللَّهِ حَقَّ جِهادِهِ حَتّى دَعاكَ اللَّهُ اِلى جِوارِهِ وَقَبَضَكَ اِلَيْهِ بِاخْتِيارِهِ

و از خدا آنها را ترساندى و نترسيدند و گواهى دهم كه تو اى امير مؤ منان جهاد كردى در راه خدا آنطور كه بايد تا اينكه خداوند تو را به جوار خويش دعوت كرد و به اختيار خود جان شريفت را قبض فرمود

وَاَلْزَمَ اَعْدائَكَ الْحُجَّةَ بِقَتْلِهِمْ اِيّاكَ لِتَكُونَ الْحُجَّةُ لَكَ عَلَيْهِمْ مَعَ ما لَكَ مِنَ الْحُجَجِ الْبالِغَةِ عَلى جَميعِ خَلْقِهِ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا اَميرَ

و ملزم كرد حجت را بر دشمنانت به همان كه تو را كشتند تا حجت تو بر آنها تمام باشد با آن همه حجتهاى رساى ديگرى كه بر تمام خلق خدا داشتى سلام بر تو اى امير

الْمُؤْمِنينَ عَبَدْتَ اللَّهَ مُخْلِصاً وَجاهَدْتَ فِى اللَّهِ صابِراً وَجُدْتَ بِنَفْسِكَ مُحْتَسِباً وَعَمِلْتَ بِكِتابِهِ وَاتَّبَعْتَ سُنَّةَ نَبِيِّهِ وَاَقَمْتَ الصَّلوةَ

مؤ منان پرستش كردى خدا را از روى اخلاص و پيكار كردى در راه خدا بردبارانه و بذل جان كردى به حساب خدا و به قرآنش عمل كردى و از روش و سنت پيغمبرش پيروى كردى و نماز را برپاداشتى

وَآتَيْتَ الزَّكوةَ وَاَمَرْتَ بِالْمَعْروُفِ وَنَهَيْتَ عَنِ الْمُنْكَرِ مَا اسْتَطَعْتَ مُبْتَغِياً ما عِنْدَ اللَّهِ راغِباً فيما وَعَدَ اللَّهُ لا تَحْفِلُ بِالنَّوائِبِ وَلا تَهِنُ

و زكات را پرداختى و به معروف امر كردى و از منكر نهى كردى تا توانستى و در اين كار جويا بودى آنچه را نزد خدا است و ميل و رغبت داشتى بدانچه خدا وعده داده بود باكى از پيش آمدهاى ناگوار نداشتى

عِنْدَ الشَّدآئِدِ وَلا تُحْجِمُ عَنْ مُحارِبٍ اَفِكَ مَنْ نَسَبَ غَيْرَ ذلِكَ اِلَيْكَ وَافْتَرى باطِلاً عَلَيْكَ وَاَوْلى لِمَنْ عَنَدَ عَنْكَ لَقَدْ جاهَدْتَ فِى اللَّهِ حَقَّ

و در برابر سختيها سستى نكردى و رو نگرداندى از جنگجويان ، هر كه جز اين به تو نسبت دهد تهمت زده و افتراى دروغى را به باطل بر تو بسته و دشمنت را كمك كرده چه آنكه تو براستى جهادكردى در راه خدا آنطور

الْجِهادِ وَصَبَرْتَ عَلَى الاَذى صَبْرَ احْتِسابٍ وَاَنْتَ اَوَّلُ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَصَلّى لَهُ وَجاهَدَ وَاَبْدى صَفْحَتَهُ فى دارِ الشِّرْكِ وَالاَرْضُ

كه بايد و در برابر آزار دشمنان بردبارى كردى بردبارى پاداش جويانه و تو نخستين كسى بودى كه به خدا ايمان آوردى و براى او نماز خواندى و جهاد كردى و خود را آشكار ساختى در مركز شرك در زمانى كه زمين

مَشْحُونَةٌ ضَلالَةً وَالشَّيْطانُ يُعْبَدُ جَهْرَةً وَاَنْتَ الْقائِلُ لا تَزيدُنى كَثْرَةُ النّاسِ حَوْلى عِزَّةً وَلا تَفَرُّقُهُمْ عَنّى وَحْشَةً وَلَوْ اَسْلَمَنِى

پر بود از گمراهى و شيطان را آشكارا مى پرستيدند و تو بودى كه مى گفتى زيادى مردم در گِرد من به عزت من نيفزايد و پراكنده شدنشان نيز بر ترس من افزوده نكند و اگر همه مردم

النّاسُ جَميعاً لَمْ اَكُنْ مُتَضَرِّعاً اِعْتَصَمْتَ بِاللَّهِ فَعَزَزْتَ وَآثَرْتَ الاْخِرَةَ عَلَى الاُولى فَزَهِدْتَ وَاَيَّدَكَ اللَّهُ وَهَداكَ وَاَخْلَصَكَ

نيز مرا واگذارند به زارى درنيايم به قدرت خدا تكيه كردى و عزيز گشتى و آخرت را بر دنيا برگزيدى و زهد ورزيدى و خدا نيز كمكت كرد و راهنمائيت فرمود و انتخاب كرده

وَاجْتَبيكَ فَما تَناقَضَتْ اَفْعالُكَ وَلاَ اخْتَلَفَتْ اَقْوالُكَ وَلا تَقَلَّبَتْ اَحْوالُكَ وَلاَ ادَّعَيْتَ وَلاَ افْتَرَيْتَ عَلَى اللَّهِ كَذِباً وَلا شَرِهْتَ اِلَى

و برگزيدت ، در كارهاى تو تناقضى نبود و گفتارهايت اختلاف نداشت و حالات تو متغير و دگرگون نگشت و ادعائى بر خلاف حق نداشتى و نه بدروغ بر خدا افتراء بستى و نه آزمند متاع ناقابل

الْحُطامِ وَلا دَنَّسَكَ الاَّْثامُ وَلَمْ تَزَلْ عَلى بَيِّنةٍ مِنْ رَبِّكَ وَيَقينٍ مِنْ اَمْرِكَ تَهْدى اِلَى الْحَقِّ وَاِلى صِراطٍ مُسْتَقيمٍ اَشْهَدُ شَهادَةَ حَقٍّ

دنيا گشتى و نه گناهان تو را آلوده كرد و پيوسته روشت روى برهانى آشكار از پروردگارت بود و در كارت يقين داشتى بسوى حق و به شاهراه راست (مردم را) راهنمائى مى كردى گواهى دهم از روى حقيقت

وَاُقْسِمُ بِاللَّهِ قَسَمَ صِدْقٍ اَنَّ مُحَمَّداً وَآلَهُ صَلَواتُ اللَّهِ عَلَيْهِمْ ساداتُ الْخَلْقِ وَاَنَّكَ مَوْلاىَ وَمَوْلَى الْمُؤْمِنينَ وَاَنَّكَ عَبْدُ اللَّهِ وَوَلِيُّهُ وَاَخُو

و سوگند ياد كنم به خدا براستى كه همانا محمد و آلش صلوات الله عليهم آقايان خلق بودند و تو مولاى من و مولاى مؤ منانى و تو براستى بنده خدا و ولى او و برادر

الرَّسُولِ وَوَصِيُّهُ وَوارِثُهُ وَاَنَّهُ الْقاَّئِلُ لَكَ وَالذَّى بَعَثَنى بِالْحَقِّ ما آمَنَ بى مَنْ كَفَرَ بِكَ وَلا اَقَرَّ بِاللَّهِ مَنْ جَحَدَكَ وَقَدْ ضَلَّ مَنْ صَدَّ عَنْكَ

رسول و وصى و وارثش هستى و او به تو فرمود: سوگند بدانكه مرا به حق برانگيخت ايمان نياورده به من آن كس كه به تو كافر است و اقرار نكرده به خدا كسى كه تو را انكار كند وگمراه است كسى كه مردم را ازتو باز دارد

وَلَمْ يَهْتَدِ اِلَى اللَّهِ وَلا اِلَىَّ مَنْ لا يَهْتَدى بِكَ وَهُوَ قَوْلُ رَبّى عَزَّوَجَلَّ وَاِنّى لَغَفّارٌ لِمَنْ تابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ صالِحاً ثُمَّ اهْتَدى اِلى وِلايَتِكَ

و راه بسوى خدا و بسوى من نيافته آنكس كه بوسيله تو رهبرى نيافته و اين گفتار پروردگار من عزوجل است كه فرمود: (و من آمرزگارم براى آن كس كه توبه كند و ايمان آورده و كار شايسته كند و راه يابد بسوى ولايت تو )

مَوْلاىَ فَضْلُكَ لا يَخْفى وَنُورُكَ لا يُطْفَاءُ وَاَنَّ مَنْ جَحَدَكَ الظَّلُومُ الاَشْقى مَوْلاىَ اَنْتَ الْحُجَّةُ عَلَى الْعِبادِ وَالْهادى اِلَى الرَّشادِ

اى سرور من فضل تو مخفى نيست و نور تو خاموش نگردد و هر كه تو را انكار كند ستمكار و بدبخت است ، مولاى من توئى حجت بر بندگان و راهنماى به راه راست

وَالْعُدَّةُ لِلْمَعادِ مَوْلاىَ لَقَدْ رَفَعَ اللَّهُ فِى الاْوُلى مَنْزِلَتَكَ وَاَعْلى فِى الاْخِرَةِ دَرَجَتَكَ وَبَصَّرَكَ ما عَمِىَ عَلى مَنْ خالَفَكَ وَحالَ بَيْنَكَ

و ذخيره روز معاد مولاى من براستى خداوند مقام تو را در دنيا بلند كرده ، و والا گردانيد درجه ات را در آخرت و بينايت كرد بدانچه پوشيده ماند بر مخالفين تو و آنكس كه حائل شد ميان تو

وَبَيْنَ مَواهِبِ اللَّهِ لَكَ فَلَعَنَ اللَّهُ مُسْتَحِلِّى الْحُرْمَةِ مِنْكَ وَذائِدِى الْحَقِّ عَنْكَ وَاَشْهَدُ اَنَّهُمُ الاَخْسَروُنَ الذَّينَ تَلْفَحُ وُجُوهَهُمُ النّارُ

و ميان بهره هائى كه خدا به تو داده بود پس خدا لعنت كند آنكس كه حرمت تو را حلال پنداشت و حق را از تو گرداند و گواهى دهم كه آنان زيانكارند كه آتش چهره شان را بسوزاند

وَهُمْ فيها كالِحُونَ وَاَشْهَدُ اَنَّكَ ما اَقْدَمْتَ وَلا اَحْجَمْتَ وَلا نَطَقْتَ وَلا اَمْسَكْتَ اِلاّ بِاَمْرٍ مِنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ قُلْتَ وَالَّذى نَفْسى بِيَدِهِ لَقَدْ

و در آنجا زشت منظر باشند و گواهى دهم كه اقدام نكردى و واپس نكشيدى و زبان نگشادى و نه بستى جز به دستور خدا و رسولش ، تو خود فرمودى : ((سوگند بدانكه جانم بدست او است

نَظَرَ اِلَىَّ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ اَضْرِبُ بِالسَّيْفِ قُدْماً فَقالَ يا عَلِىُّ اَنْتَ مِنّى بِمَنْزِلَةِ هارُونَ مِنْ مُوسى اِلاّ اَنَّهُ لا نَبِىَّ بَعدْى

همانا نگريست بسويم رسول خدا صلى اللّه عليه و آله در هنگامى كه پيشقدمانه شمشير مى زدم و به من فرمود: اى على تو از من به منزله هارونى از موسى جز آنكه پيمبرى پس از من نيست

وَاُعْلِمُكَ اَنَّ مَوْتَكَ وَحَيوتَكَ مَعى وَعَلى سُنَّتى فَوَ اللَّهِ ما كَذِبْتُ وَلا كُذِبْتُ وَلا ضَلَلْتُ وَلا ضُلَّ بى وَلا نَسيتُ ما عَهِدَ اِلَىَّ رَبّى وَاِنّى

و تو را آگاه كنم كه مرگ و زندگيت با من و بر روش و طريقه من است و به خدا سوگند دروغ نگويم و دروغ به من نگفته اند و گمراه نشدم و گمراهم نكردند و نه آنكه فراموش كردم آنچه را پروردگارم با من پيمان بسته

لَعَلى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبّى بَيَّنَها لِنَبِيِّهِ وَبَيَّنَهَا النَّبِىُّ لى وَاِنّى لَعَلَى الطَّريقِ الْواضِحِ اَلْفِظُهُ لَفْظاً صَدَقْتَ وَاللَّهِ وَقُلْتَ الْحَقَّ فَلَعَنَ اللَّهُ مَنْ ساواكَ

و براستى من بُرهانى آشكار از پروردگارم دارم كه براى پيامبرش گفته و او هم براى من بيان كرده و من در طريق روشن و واضحى هستم وبطور صريح وفاش آنرامى گويم )) به خدا (اى مولاى من ) راست گفتى وحق گفتى پس خدا لعنت كند آنكس كه تو را

بِمَنْ ناواكَ وَاللَّهُ جَلَّ اسْمُهُ يَقُولُ هَلْ يَسْتَوِى الَّذينَ يَعْلَمُونَ وَالَّذينَ لا يَعْلَمُونَ فَلَعَنَ اللَّهُ مَنْ عَدَلَ بِكَ مَنْ فَرَضَ اللَّهُ عَلَيْهِ

برابر كرد با دشمنانت در صورتى كه آن خدائى كه نامش برجسته است فرمايد: آيا يكسانند كسانى كه مى دانند با كسانى كه نمى دانند)) پس خدا لعنت كند كسى را كه در رديف تو قرار داد آن كس را كه خدا ولايت تو را بر

وِلايَتَكَ وَاَنْتَ وَلِىُّ اللَّهِ وَاَخُو رَسُولِهِ وَالذّآبُّ عَنْ دينِهِ وَالَّذى نَطَقَ الْقُرْآنُ بِتَفْضيلِهِ قالَ اللَّهُ تَعالى وَفَضَّلَ اللَّهُ الْمُجاهِدينَ عَلَى

بر او واجب كرده بود با اينكه تو بودى ولى خدا و برادر رسول او و دفاع كننده از دينش و آنكس كه كه قرآن به برتريش گويا است خداى تعالى فرمايد: ((و برترى داد خدا جهاد كنندگان را بر

الْقاعِدينَ اَجْراً عَظيماً دَرَجاتٍ مِنْهُ وَمَغْفِرَةً وَرَحْمَةً وَكانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحيماً وَقالَ اللَّهُ تَعالى اَجَعَلْتُمْ سِقايَةَ الْحآجِّ وَعِمارَةَ

وانشستگان به پاداشى بزرگ كه مرتبتها و آمرزش و رحمت او است و خدا آمرزنده و مهربان است )) و فرمود خداى تعالى : ((آيا قرار داده ايد آب دادن حاجيان و آباد كردن

الْمَسْجِدِ الْحَرامِ كَمَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوِم الاْخِرِ وَجاهَدَ فى سَبيلِ اللَّهِ لا يَسْتَوُنَ عِنْدَ اللَّهِ وَاللَّهُ لا يَهْدِى الْقَوْمَ الظّالِمينَ الَّذينَ آمَنُوا

مسجد الحرام را مانند آن كس كه ايمان آورده به خدا و روز جزا و در راه خدا جهاد كرده ؟ نزد خدا برابر نيستند و خدا هدايت نمى كند گروه ستمكار را، آنانكه ايمان آورده

وَهاجَروُا وَجاهَدوُا فى سَبيلِ اللَّهِ بِاَمْوالِهِمْ وَاَنْفُسِهِمْ اَعْظَمُ دَرَجَةً عِنْدَ اللَّهِ وَاُولَّئِكَ هُمُ الْفآئِزوُنَ يُبَشِّرُهُمْ رَبُّهُمْ بِرَحْمَةٍ مِنْهُ وَرِضْوانٍ

و هجرت كرده و در راه خدا جهاد كرده اند با مالهايشان و جانهايشان در مرتبت نزد خدا برترند و اينان كامياب شدگانند كه نويدشان دهد پروردگارشان به رحمتى از او و خوشنودى

وَجَنّاتٍ لَهُمْ فيها نَعيمٌ مُقيمٌ خالِدينَ فيها اَبَداً اِنَّ اللَّهَ عِنْدَهُ اَجْرٌ عَظيمٌ اَشْهَدُ اَنَّكَ الْمَخْصُوصُ بِمِدْحَةِ اللَّهِ الْمُخْلِصُ لِطاعَةِ اللَّهِ لَمْ

و بهشتهائى كه در آنجا نعمتهائى دائم دارند و هميشه در آنجا جاويدانند براستى كه خدا نزد وى پاداشى بزرگ است )) گواهى دهم كه به حقيقت توئى مخصوص به مدح خدا و مخلص در طاعت خدا كه

تَبْغِ بِالْهُدى بَدَلاً وَلَمْ تُشْرِكْ بِعِبادَةِ رَبِّكَ اَحَداً وَاَنَّ اللَّهَ تَعالَى اسْتَجابَ لِنَبِيِّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ فيكَ دَعْوَتَهُ ثُمَّ اَمَرَهُ بِاِظْهارِ ما

جايگزينى براى هدايت نجستى و شريك نساختى در پرستش پروردگارت هيچكس را و براستى خداى تعالى اجابت فرمود دعاى پيامبرش صلى اللّه عليه و آله را درباره تو سپس دستورش داد به آشكار كردن آن مقامى را

اَوْلاكَ لاُمَّتِهِ اِعْلاءً لِشَاْنِكَ وَاِعْلاناً لِبُرْهانِكَ وَدَحْضاً لِلاَباطيلِ وَقَطْعاً لِلْمَعاذيرِ فَلَمّا اَشْفَقَ مِنْ فِتْنَةِ الْفاسِقينَ وَاتَّقى فيكَ

كه به تو داده براى امتش تا مرتبه ات را بالا برده و برهانت را اعلان كند و اباطيل را از ميان بردارد و عذر و بهانه اى بجاى نماند و چون بيمناك گشت از آشوب و فتنه فاسقان و بترسيد در مورد تو

الْمُنافِقينَ اَوْحى اِلَيْهِ رَبُّ الْعالَمينَ يا اَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما اُنْزِلَ اِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَاِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ

از منافقان وحى كرد به او پروردگار جهانيان : ((اى پيغمبر برسان آنچه از پروردگارت بر تو نازل شده و اگر نكنى پيام او را نرسانده اى و خدا تو را حفظ مى كند از

النّاسِ فَوَضَعَ عَلى نَفْسِهِ اَوْ زارَ الْمَسيرِ وَنَهَضَ فى رَمْضاءِ الْهَجيرِ فَخَطَبَ وَاَسْمَعَ وَنادى فَاَبْلَغَ ثُمَّ سَئَلَهُمْ اَجْمَعَ فَقالَ هَلْ بَلَّغْتُ فَقالُوا

مردم )) پس او بر خود هموار كرد بارهاى سنگين سفر را و بپاخواست در نيمه روز سوزان آن بيابان و خطبه خواند و بگوش مردم رسانيد و با صداى بلند به آنها رسانيد سپس از همگى آنها پرسيده فرمود: آيا رساندم ؟ گفتند

اللّهُمَّ بَلى فَقالَ اللّهُمَّ اشْهَدْ ثُمَّ قالَ اَ لَسْتُ اَوْلى بِالْمُؤْمِنينَ مِنْ اَنْفُسِهِمْ فَقالُوا بَلى فَاَخَذَ بِيَدِكَ وَقالَ مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَهذا عَلِىُّ

خدايا آرى ، پس فرمود: خدايا گواه باش سپس فرمود: آيا من سزاوارتر به مؤ منين ازخودشان نيستم ؟ گفتند: چرا، پس دست تو را گرفت و فرمود: هر كه من مولاى او هستم پس اين على

مَوْلاهُ اَللّهُمَّ والِ مَنْ والاهُ وَعادِ مَنْ عاداهُ وَانْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَاخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ فَما آمَنَ بِما اَنْزَلَ اللَّهُ فيكَ عَلى نَبِيِّهِ اِلاّ قَليلٌ وَلا

مولاى او است خدايا دوست دار هر كه دوستش دارد و دشمن دار هر كه دشمنش دارد و يارى كن هر كه ياريش كند و خوار كن هر كه دست از ياريش بردارد پس ايمان نياورد بدانچه خدا درباره تو بر پيغمبرش نازل فرمود جز اندكى

زادَ اَكْثَرَهُمْ غَيْرَ تَخْسيرٍ وَلَقَدْ اَنْزَلَ اللَّهُ تَعالى فيكَ مِنْ قَبْلُ وَهُمْ كارِهُونَ يا اَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دينِهِ فَسَوْفَ

و نيفزود بيشترشان را جز زيانكارى و پيش از آن نيز خدا درباره ات نازل فرمود با اينكه آنها خوش نداشتند اين آيه را ((اى كسانى كه ايمان آورده ايد هر كه از شما بازگردد از دين خود پس بزودى

يَاْتِى اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ اَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنينَ اَعِزَّةٍ عَلَى الْكافِرينَ يُجاهِدوُنَ فى سَبيلِ اللَّهِ وَلا يَخافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ ذلِكَ

خدا بياورد گروهى را كه دوستشان دارد و دوستش دارند با مؤ منان افتاده و با كافران سركشند كارزار كنند در راه خدا و از سرزنش ملامت كننده نهراسند اين

فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتيهِ مَنْ يَشآءُ وَاللَّهُ واسِعٌ عَليمٌ اِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذينَ آمَنُوا الَّذينَ يُقيمُونَ الصَّلوةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكوةَ وَهُمْ راكِعُونَ

فضل خدا است كه به هر كه خواهد دهد و خدا وسعت بخش و دانا است ، جز اين نيست كه سرپرست شما خدا و رسول او و كسانى هستند كه ايمان دارند آنانكه بپا دارند نماز را و بدهند زكات را در آن حال كه ركوع مى گزارند

وَمَنْ يَتَوَلَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَالَّذينَ آمَنُوا فَاِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغالِبُونَ رَبَّنا آمَنّا بِما اَنْزَلْتَ وَاتَّبَعْنَا الرَّسُولَ فَاكْتُبْنا مَعَ الشّاهِدينَ رَبَّنا لا

و هر كه دوستى كند با خدا و رسولش و كسانى كه ايمان دارند پس براستى گروه خدا چيره شوندگانند)) پروردگارا ما ايمان آورديم بدانچه نازل فرمودى و پيروى از پيامبرت كرديم پس بنويس ما را با گواهان پروردگارا

تُزِغْ قُلُوبَنا بَعْدَ اِذْ هَدَيْتَنا وَهَبْ لَنا مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً اِنَّكَ اَنْتَ الوَهّابُ اَللّهُمَّ اِنّا نَعْلَمُ اَنَّ هذا هُوَ الْحَقُّ مِنْ عِنْدِكَ فَالْعَنْ مَنْ

منحرف مكن دلهاى ما را پس از آنكه هدايتمان كردى و ببخش به ما از نزد خودت رحمتى كه براستى توئى بخشايشگر، خدايا ما بخوبى مى دانيم كه اين (گفتار) حقى است از نزد تو پس لعنت كن هر كه

عارَضَهُ وَاسْتَكْبَرَ وَكَذَّبَ بِهِ وَكَفَرَ وَسَيَعْلَمُ الَّذينَ ظَلَمُوا اَىَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُونَ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا اَميرَ الْمُؤْمِنينَ وَسَيِّدَ الْوَصِيّينَ وَاَوَّلَ

با او مخالفت كرد و بزرگى ورزيد و او را تكذيب كرده كفر ورزيد و بزودى مى دانند آنانكه ستم كردند به چه سرنوشتى دچار گردند سلام بر تو اى امير مؤ منان و آقاى اوصياء و سرسلسله

العابِدينَ وَاَزْهَدَ الزّاهِدينَ وَرَحْمَةُ اللَّهِ وَبَرَكاتُهُ وَصَلَواتُهُ وَتَحِيّاتُهُ اَنْتَ مُطْعِمُ الطَّعامِ عَلى حُبِّهِ مِسْكيناً وَيَتيماً وَاَسيراً لِوَجْهِ اللَّهِ لا

عبادت كنندگان و زاهدترين زاهدان و رحمت خدا و بركاتش و درودهايش و تحياتش توئى كه خوراندى طعام را با اينكه دوست داشتى بر بينوا و يتيم و اسير براى خاطر خدا

تُريدُ مِنْهُمْ جَزآءً وَلا شُكُوراً وَفيكَ اَنْزَلَ اللَّهُ تَعالى وَيُؤْثِروُنَ عَلى اَنْفُسِهِمْ وَلَوْ كانَ بِهِمْ خَصاصَةٌ وَمَنْ يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَاوُلَّئِكَ هُمُ

و نخواستى از ايشان پاداش و سپاسى و درباره تو خداى تعالى نازل فرمود: ((و مقدم دارند (آنها را) بر خودشان و گرچه خود حاجتمند باشند و هر كه محفوظ ماند از بخل ضمير او پس آنهايند

الْمُفْلِحُونَ وَاَنْتَ الْكاظِمُ لِلْغَيْظِ وَالْعافى عَنِ النّاسِ وَاللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنينَ وَاَنْتَ الصّابِرُ فِى الْبَاْسآءِ وَالضَّرّآءِ وَحينَ الْبَاْسِ وَاَنْتَ

رستگاران )) و توئى كه فرو بردى خشم خود را و گذشتى از مردم و خدا دوست دارد نيكوكاران را و توئى بردبار در تنگدستى و دشوارى و هنگام كارزار و توئى

الْقاسِمُ بِالسَّوِيَّةِ وَالْعادِلُ فِى الرَّعِيَّةِ وَالْعالِمُ بِحُدوُدِ اللَّهِ مِنْ جَميعِ الْبَرِيَّهِ وَاللَّهُ تَعالى اَخْبَرَ عَمّا اَوْلاكَ مِنْ فَضْلِهِ بِقَوْلِهِ اَفَمَنْ كانَ مُؤْمِناً

قسمت كننده به مساوات و عدالت گستر در رعيت و داناى به حدود و احكام خدا از ميان همه مردم و خداى تعالى خبر داد از آن بهره اى كه به تو داده از فضل خود آنجا كه فرموده : (( آيا آنكس كه مؤ من است

كَمَنْ كانَ فاسِقاً لا يَسْتَوُنَ اَمَّا الَّذينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصّالِحاتِ فَلَهُمْ جَنّاتُ الْمَاْوى نُزُلاً بِما كانُوا يَعْمَلُونَ وَاَنْتَ الْمَخْصُوصُ بِعِلْمِ

همانند كسى است كه فاسق است ؟ برابر نيستند اما كسانى كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كرده اند ايشان را است بهشتهاى اقامتگاه كه آماده پذيرائى آنها است به پاداش كارهائى كه مى كردند)) و توئى مخصوص به دانش

التَّنْزيلِ وَحُكْمِ التَّاْويلِ وَنَصِّ الرَّسُولِ وَلَكَ الْمَواقِفُ الْمَشْهُودَةُ وَالْمَقاماتُ الْمَشْهُورَةُ وَالاَيّامُ الْمَذْكُورَةُ يَوْمَ بَدْرٍ وَيَوْمَ الاَحْزابِ

قرآن و حكم تاءويل و تصريح گفتار پيامبر و تو را است آن موقفهاى مشهود و معروف و آن مقامات مشهور و آن روزهاى تاريخى روز (جنگ ) بدر و روز (جنگ ) احزاب

اِذْ زاغَتِ الاَبْصارُ وَبَلَغَتِ الْقُلُوبُ الْحَناجِرَ وَتَظُنُّونَ بِاللَّهِ الْظُّنُونا هُنالِكَ ابْتُلِىَ الْمُؤْمِنُونَ وَزُلْزِلُوا زِلْزالاً شَديداً وَاِذْ يَقُولُ

در آن هنگامى كه چشمها خيره گشت و جانها به گلوها رسيده و گمانهاى گوناگونى به خدا بردند در آن هنگام مؤ منان امتحان شدند و به تزلزل سختى دچار گشتند در آن دم كه مى گفتند

الْمُنافِقُونَ وَالَّذينَ فى قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ ما وَعَدَنَا اللَّهُ وَرَسُولُهُ اِلاّ غُروُراً وَاِذْ قالَتْ طآئِفَةٌ مِنْهُمْ يا اَهْلَ يَثْرِبَ لا مُقامَ لَكُمْ فَارْجِعُوا

منافقان و آنانكه كه در دلهاشان مرضى بود وعده ندادند خدا و رسولش به ما جز فريب . و آن دم كه گروهى از ايشان گفتند اى مردم يثرب جاى ماندن شما نيست بازگرديد و گروهى از

وَيَسْتَاءْذِنُ فَريقٌ مِنْهُمُ النَّبِىَّ يَقُولُونَ اِنَّ بُيُوتَنا عَوْرَةٌ وَما هِىَ بِعَوْرَةٍ اِنْ يُريدوُنَ اِلاّ فِراراً وَقالَ اللَّهُ تَعالى وَلَمّا رَاَى الْمُؤْمِنُونَ

آنها اجازه مى خواستند از پيغمبرشان و مى گفتند خانه هاى ما بى حفاظ است با اينكه خانه هاشان بى حفاظ نبود و جز فرار كردن قصدى نداشتند)) و خداى تعالى فرمود: ((و چون مؤ منان

الاَحْزابَ قالُوا هذا ما وَعَدَنَا اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَصَدَقَ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَما زادَهُمْ اِلاّ ايماناً وَتَسْليماً فَقَتَلْتَ عَمْرَهُمْ وَهَزَمْتَ جَمْعَهُمْ وَرَدَّ اللَّهُ

احزاب را ديدند گفتند اين است آنچه به ما وعده داده خدا و رسولش و نيفزودشان جز ايمان و تسليم )) و تو بودى كه عمرو (پهلوان نامى ) آنها را كشتى و جمع انبوهشان را منهزم ساختى ((و خدا

الَّذينَ كَفَروُا بِغَيْظِهِمْ لَمْ يَنالُوا خَيْراً وَكَفَى اللَّهُ الْمُؤْمِنينَ الْقِتالَ وَكانَ اللَّهُ قَوِيَّاً عَزيزاً وَيَوْمَ اُحُدٍ اِذْ يُصْعِدوُنَ وَلا يَلْوُنَ عَلى اَحَدٍ

كافران را با خشمشان بازگرداند كه غنيمتى نيافتند و خدا كفايت كرد جنگ را از مؤ منان و خدا نيرومند و توانا است )) و در جنگ احد ((هنگامى كه دور مى شدند و به كسى اعتنا نمى كردند

وَالرَّسُولُ يَدْعُوهُمْ فى اُخْريهُمْ وَاَنْتَ تَذُودُ بُهَمَ الْمُشْرِكينَ عَنِ النَّبِىِّ ذاتَ الْيَمينِ وَذاتَ الشِّمالِ حَتّى رَدَّهُمُ اللَّهُ تَعالى عَنْكُما

و پيغمبر از دنبال سرشان آنها را مى خواند)) و تو بودى كه شجاعان سرسخت مشركان را از پيغمبر دفع مى كردى از سمت راست و چپ تا اينكه خداى تعالى آنان را ترسان

خائِفينَ وَنَصَرَ بِكَ الْخاذِلينَ وَيَوْمَ حُنَيْنٍ عَلى ما نَطَقَ بِهِ التَّنْزيلُ اِذْ اَعْجَبَتْكُمْ كَثْرَتُكُمْ فَلَمْ تُغْنِ عَنْكُمْ شَيْئاً وَضاقَتْ عَلَيْكُمُ الاَرْضُ بِما

وخائف از اطراف تو وآن حضرت دفع كرد وبوسيله تو آن لشگر شكست خورده را يارى كرد و در روز حنين چنانچه قرآن بدان گويا باشد: ((آن دم كه بشگفت آورد شما را بسيار بودنتان ولى سودى براى شما نداشت و زمين با همه فراخيش بر شما

رَحُبَتْ ثُمَّ وَلَّيْتُمْ مُدْبِرينَ ثُمَّ اَنْزَلَ اللَّهُ سَكينَتَهُ عَلى رَسُولِهِ وَعَلَى الْمُؤْمِنينَ وَالْمُؤْمِنُونَ اَنْتَ وَمَنْ يَليكَ وَعَمُّكَ الْعَبّاسُ يُنادِى

تنگ شد و سپس رو به فرار گذارديد، آنگاه خدا نازل كرد آرامش خود را بر پيامبرش و بر مؤ منان )) و (مقصود از) مؤ منان تو بودى و همراهان تو، و عمويت عباس فرياد مى زد به

الْمُنْهَزِمينَ يا اَصْحابَ سُورَةِ الْبَقَرَةِ يا اَهْلَ بَيْعَةِ الشَّجَرَةِ حَتَّى اسْتَجابَ لَهُ قَوْمٌ قَدْ كَفَيْتَهُمُ الْمَؤُنَةَ وَتَكَفَّلْتَ دوُنَهُمُ الْمَعُونَةَ فَعادوُا

گريختگان اى ياران سوره بقره ! اى اهل بيعت شجره ! تا بالاخره گروهى پاسخش را دادند و تو خود كفايت رنج آنها را كردى و كفالت كمك آنها را نمودى و چون برگشتند

ايِسينَ مِنَ المَثُوبَةِ راجينَ وَعْدَ اللَّهِ تَعالى بِالتَّوْبَةِ وَذلِكَ قَوْلُ اللَّهِ جَلَّ ذِكْرُهُ ثُمَّ يَتُوبُ اللَّهُ مِنْ بَعْدِ ذلِكَ عَلى مَنْ يَشآءُ وَاَنْتَ حائِزٌ

نااميد از ثواب جهاد بودند و اميدوار به وعده خداى تعالى در توبه بودند و همين است گفتار خداى جل ذكره كه (فرمايد): ((سپس پذيرفت خدا پس از آن توبه كسى را كه مى خواست )) و تو بودى كه حائز گشتى

دَرَجَةَ الصَّبْرِ فائِزٌ بِعَظيمِ الاَجْرِ وَيَوْمَ خَيْبَرَ اِذْ اَظْهَرَ اللَّهُ خَوَرَ الْمُنافِقينَ وَقَطَعَ دابِرَ الْكافِرينَ وَالْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمينَ وَلَقَدْ

درجه صبر را و كامياب شدى به پاداش بزرگ ، و در روز جنگ خيبر كه خدا آشكار ساخت ضعف و سستى منافقان را و بريد دنباله كافران را و ستايش خداى را پروردگار جهانيان ((با اينكه با

كانوا عاهَدوُا اللَّهَ مِنْ قَبْلُ لا يُوَلُّونَ الاَْدْبارَ وَكانَ عَهْدُ اللَّهِ مَسْئُولاً مَوْلاىَ اَنْتَ الْحُجَّةُ الْبالِغَةُ وَالْمَحَجَّةُ الْواضِحَةُ وَالنِّعْمَةُ السّابِغَةُ

خدا پيمان بسته بودند از پيش كه پشت (به دشمن ) نكنند و پيمان خدا بازخواست شدنى است)) مولاى من توئى حجت رسا و طريقه آشكار و نعمت شايان

وَالْبُرْهانُ الْمُنيرُ فَهَنيئَّاً لَكَ بِما اتيكَ اللَّهُ مِنْ فَضْلٍ وَتَبّاً لِشانِئِكَ ذِى الْجَهْلِ شَهِدْتَ مَعَ النَّبِىِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ جَميعَ حُروُبِهِ

و برهان تابناك پس گوارا باد تو را آنچه خدا از فضيلت و برترى به تو داد و نابود باد دشمن بدخواه و نادانت ، تو بودى كه در ركاب پيغمبر صلى اللّه عليه و آله در همه جنگها

وَمَغازيهِ تَحْمِلُ الرّايَةَ اَمامَهُ وَتَضْرِبُ بِالسَّيْفِ قُدّامَهُ ثُمَّ لِحَزْمِكَ الْمَشْهُورِ وَبَصيرَتِكَ فِى الاُمُورِ اَمَّرَكَ فِى الْمَواطِنِ وَلَمْ يَكُنْ

و غزواتش حاضر بودى پرچم جنگ را پيش رويش بدوش مى كشيدى و در برابرش با شمشير مى جنگيدى از آن گذشته بخاطر تدبير و كاردانى مشهور و بينا بودنت در كارها تو را در هر جا به امارت و فرماندهى منصوب مى فرمود و كسى

عَلَيْكَ اَميرٌ وَكَمْ مِنْ اَمْرٍ صَدَّكَ عَنْ اِمْضآءِ عَزْمِكَ فيهِ التُّقى وَاتَّبَعَ غَيْرُكَ فى مِثْلِهِ الْهَوى فَظَنَّ الْجاهِلُونَ اَ نَّكَ عَجَزْتَ عَمّا اِلَيْهِ انْتَهى

بر تو امارت نداشت و چه بسيار كارهائى كه جلوگيرى كرد تو را از انجام آنها پرهيزكاريت ولى پيروى كردند ديگران در مانند آن از هواى نفس و اين سبب شد كه نادانان گمان كنند كه تو ناتوان و درمانده شدى كه كارت بدانجا منتهى شد

ضَلَّ وَاللَّهِ الظّآنُّ لِذلِكَ وَمَا اهْتَدى وَلَقَدْ اَوْضَحْتَ ما اَشْكَلَ مِنْ ذلِكَ لِمَنْ تَوَهَّمَ وَامْتَرى بِقَوْلِكَ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْكَ قَدْ يَرَى الْحُوَّلُ

گمراه گشت به خدا هر كه چنين گمانى كرد و راهبرى نشد و تو بخوبى آشكار كردى و اين اشكال را براى آنكس كه چنين توهم و ترديدى داشت برطرف كردى به گفتارت كه درود خدا بر تو باد كه فرمودى : ((گاهى باشد

الْقُلَّبُ وَجْهَ الْحيلَةِ وَدوُنَها حاجِزٌ مِنْ تَقْوَى اللَّهِ فَيَدَعُها رَاْىَ الْعَيْنِ وَيَنْتَهِزُ فُرْصَتَها مَنْ لا حَريجَةَ لَهُ فِى الدّينِ صَدَقْتَ وَاللّهِ وَخَسِرَ

كه مرد چاره جو و زبردست راه چاره مى بيند ولى در برابرش پرده اى از تقواى خدا است پس دانسته و آشكارا آن را رها مى كند ولى همان فرصت را غنيمت شمارد كسى كه باكى ندارد در كار دين )) به خدا تو راست گفتى و ياوه سرايان

الْمُبْطِلُونَ وَاِذْ ما كَرَكَ النّاكِثانِ فَقالا نُريدُ الْعُمْرَةَ فَقُلْتَ لَهُما لَعَمْرُكُما ما تُريدانِ الْعُمْرَةَ لكِنْ تُريدانِ الْغَدْرَةَ فَاَخَذْتَ الْبَيْعَةَ

زيان كردند و هنگامى كه آن دو پيمان شكن (طلحه و زبير) با تو نيرنگ زدند و گفتند: ما قصد انجام عمره داريم و تو به آن دو فرمودى به جان خودتان سوگند كه شما قصد عمره نداريد بلكه قصد پيمان شكنى داريد و به همين جهت از آن دو بيعت گرفتى

عَلَيْهِما وَجَدَّدْتَ الْميثاقَ فَجَدّا فِى النِّفاقِ فَلَمّا نَبَّهْتَهُما عَلى فِعْلِهِما اَغْفَلا وَعادا وَمَا انْتَفَعا وَكانَ عاقِبَةُ اَمْرِهِما خُسْراً ثُمَّ تَلاهُما اَهْلُ

و پيمانشان را تجديد كردى ولى آن دو نيز در نفاق خود كوشيدند و هنگامى كه تو به كار (ناشايست )شان آگاهى دادى تغافل كردند و به كار خود بازگشته و سودمند نشدند و در نتيجه سرانجام كارشان به زيانكارى گرائيد و پس از غائله آنها

الشّامِ فَسِرْتَ اِلَيْهِمْ بَعْدَ الاِعْذارِ وَهُمْ لا يَدينُونَ دينَ الْحَقِّ وَلا يَتَدَبَّروُنَ الْقُرْآنَ هَمَجٌ رَعاعٌ ضآلّوُنَ وَبِالَّذى اُنْزِلَ عَلى مُحَمَّدٍ

داستان مردم شام پيش آمد كه تو پس از آنكه راه عذر را برايشان بستى بسويشان حركت كردى و آنها بدين حق متدين نگشتند و در قرآن انديشه نمى كردند مردمى بى خرد و بى اراده و گمراه بودند و به آنچه درباره تو بر محمد

فيكَ كافرِوُنَ وَلاَهْلِ الْخِلافِ عَلَيْكَ ناصِروُنَ وَقَدْ اَمَرَ اللّهُ بِاتِّباعِكَ وَنَدَبَ الْمُؤْمِنينَ اِلى نَصْرِكَ وَقالَ عَزَّوَجَلَّ يا اَيُّهَا الَّذينَ

نازل گشته بود كافر بودند و در عوض يار و ياور مخالفين تو بودند در صورتى كه خداوند به پيروى از تو دستور داده بود و مؤ منان را به يارى تو دعوت كرده بود و فرموده بود: ((اى كسانى كه

آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَكُونُوا مَعَ الصّادِقينَ مَوْلاىَ بِكَ ظَهَرَ الْحَقُّ وَقَدْ نَبَذَهُ الْخَلْقُ وَاَوْضَحْتَ السُّنَنَ بَعْدَ الدُّروُسِ وَالطَّمْسِ فَلَكَ سابِقَةُ

ايمان آورديد از خدا بترسيد و با راستگويان باشيد)) سرور من بوسيله تو آشكار شد حق در صورتى كه مردم آن را به يك سو گذاردند و تو واضح كردى روشهاى (انبياء) را پس از كهنگى و نابودى پس تو را است پيشى جستن

الْجِهادِ عَلى تَصْديقِ التَّنْزيلِ وَلَكَ فَضيلَةُ الْجِهادِ عَلى تَحْقيقِ التَّاءْويلِ وَعَدُوُّكَ عَدُوُّ اللَّهِ جاحِدٌ لِرَسُولِ اللَّهِ يَدْعُو باطِلاً وَ يَحْكُمُ

در جهاد براى (يا بر طبق ) تصديق قرآن و براى تو بود فضيلت جهاد براى تحقق دادن (يا بر طبق تحقيق) تاءويل قرآن و دشمن تو و دشمن خدا و منكر رسول خدا بود آنكه به باطل دعوت مى كرد و به ستم حكم مى راند

جائِراً وَ يَتَاَمَّرُ غاصِباً وَ يَدْعُو حِزْبَهُ اِلَى النّارِ وَعَمّارٌ يُجاهِدُ وَ يُنادى بَيْنَ الصَّفَّيْنِ الرَّواحَ الرَّواحَ اِلَى الْجَنَّةِ  وَ لَمَّا اسْتَسْقى

و به غصب و زور حكومت كرده و دار و دسته اش را بسوى دوزخ دعوت مى نمودو در آن حال عمّار جهاد مى كرد و ميان دو صف فرياد مى زد: كوچ كنيد كوچ كنيد بسوى بهشت و چون آب طلبيد و بجاى آب

فَسُقِىَ اللَّبَنَ كَبَّرَ وَقالَ قالَ لى رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ آخِرُ شَرابِكَ مِنَ الدُّنْيا ضَياحٌ مِنْ لَبَنٍ وَتَقْتُلُكَ الْفِئَةُ الْباغِيَةُ فَاعْتَرَضَهُ

شير به او دادند تكبير گفت و اظهار داشت كه رسول خدا صلى اللّه عليه و آله به من فرموده : آخرين نوشيدنى تو از دنيا جرعه اى از شير است و تو را فرقه ستمكار مى كشند پس در آن حال

اَبُو الْعادِيَةِ الْفَزارِى فَقَتَلَهُ فَعَلى اَبِى الْعادِيَةِ لَعْنَةُ اللَّهِ وَلَعْنَةُ مَلاَّئِكَتِهِ وَرُسُلِهِ اَجْمَعينَ وَعَلى مَنْ سَلَّ سَيْفَهُ عَلَيْكَ وَسَلَلْتَ

ابوالعاديه فزارى سر راهش را گرفت و او را كشت پس لعنت خدا و لعنت فرشتگان و رسولانش همگى بر ابوالعادية باد و هم بر آنكس كه شمشير به روى تو كشيد و تو به روى او

سَيْفَكَ عَلَيْهِ يا اَميرَ الْمُؤْمِنينَ مِنَ الْمُشْرِكينَ وَالْمُنافِقينَ اِلى يَوْمِ الدّينِ وَعَلى مَنْ رَضِىَ بِما سائَكَ وَلَمْ يَكْرَهْهُ وَاَغْمَضَ عَيْنَهُ وَلَمْ

شمشير كشيدى اى امير مؤ منان از مشركان و منافقان تا روز قيامت و هم برآنكس كه خوشنود گشت به آنچه بر تو گران بود و ناراحت نشد و ديده برهم نهاد

يُنْكِرْ اَوْ اَعانَ عَلَيْكَ بِيَدٍ اَوْ لِسانٍ اَوْ قَعَدَ عَنْ نَصْرِكَ اَوْ خَذَلَ عَنِ الْجِهادِ مَعَكَ اَوْغَمَطَ فَضْلَكَ وَجَحَدَ حَقَّكَ اَوْعَدَلَ بِكَ مَنْ جَعَلَكَ اللَّهُ

و انكار مى كرد يا بر عليه تو كمك كردند بدست يا زبان يا دست كشيد از يارى تو يا كناره گيرى كرد از جهاد كردن در ركابت يا فضل تو را ناديده گرفت و حقت را انكار كرد يا برابر كرد با تو كسى را كه خدا تو را

اَوْلى بِهِ مِنْ نَفْسِهِ وَصَلَواتُاللَّهِ عَلَيْكَ وَرَحْمَةُاللَّهِ وَبَرَكاتُهُ وَسَلامُهُ وَتَحِيّاتُهُ وَعَلَى الاَئِمَّةِ مِنْ آلِكَ الطّاهِرينَ اِنَّهُ حَميدٌ مَجيدٌ وَالاَمْرُ

به او سزاوارتر از خودش قرار داده بود و درودهاى خدا بر تو و رحمت خدا و بركاتش و سلام و تحياتش و بر امامان از خاندان پاكت كه براستى او ستوده و بزرگوار است و كار

الاَعْجَبُ وَالْخَطْبُ الاَفْظَعُ بَعْدَ جَحْدِكَ حَقَّكَ غَصْبُ الصِّديقَةِ الطّاهِرَةِ الزَّهْرآءِ سَيِّدَةِ النِّسآءِ فَدَكاً وَرَدُّ شَهادَتِكَ وَشَهادَةِ

شگفت انگيزتر و پيش آمد، جانگدازتر پس از انكار حق تو غصب فدك حضرت صديقه طاهره زهرا بانوى زنان بود و هم چنين رد كردن شهادت تو و شهادت

السَّيِّدَيْنِ سُلالَتِكَ وَعِتْرَةِ الْمُصْطَفى صَلَّى اللَّهُ عَلَيْكُمْ وَقَدْ اَعْلَى اللَّهُ تَعالى عَلَى الاُمَّةِ دَرَجَتَكُمْ وَرَفَعَ مَنْزِلَتَكُمْ وَاَبانَ فَضْلَكُمْ وَشَرَّفَكُمْ

دو آقاى از نژادت و عترت پيامبر مصطفى كه درود خدا بر همگيتان باد با اينكه خداى تعالى درجه و مقام شما را بر مردم والا گردانيده و منزلتتان را رفيع و فضل و شرفتان را

عَلَى الْعالَمينَ فَاَذْهَبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ وَطَهَّرَكُمْ تَطْهيراً قالَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ اِنَّ الاِنْسانَ خُلِقَ هَلُوعاً اِذا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزوُعاً وَاِذا مَسَّهُ

بر جهانيان آشكار كرده و پليدى را از شما دور ساخته و بخوبى پاكيزه تان كرده است خداى عزوجل فرموده : ((براستى انسان حريص آفريده شده چون بدى به او برسد بيتابى كند و چون

الْخَيْرُ مَنُوعاً اِلا الْمُصَلّينَ فَاسْتَثْنَى اللَّهُ تَعالى نَبِيَّهُ الْمُصْطَفى وَاَنْتَ يا سَيِّدَ الاَوْصِيآءِ مِنْ جَميعِ الْخَلْقِ فَما اَعْمَهَ مَنْ ظَلَمَكَ عَنِ الْحَقِّ

مالى بدستش رسد دريغ كند مگر نمازگزاران )) پس جدا كرد خداى تعالى پيامبر مصطفى و همچنين تو را اى آقاى اوصياء از همه مردم پس چه اندازه كور است آنكس كه به تو ستم كرد از (پرداخت)  حق

ثُمَّ اَفْرَضُوكَ سَهْمَ ذَوِى الْقُرْبى مَكْراً وَاَحادُوهُ عَنْ اَهْلِهِ جَوْراً فَلَمّا الَ الاَمْرُ اِلَيْكَ اَجْرَيْتَهُمْ عَلى ما اَجْرَيا رَغْبَةً عَنْهُما بِما عِنْدَاللَّهِ لَكَ

ولى از روى مكر و خدعه سهم خويشاوندان پيغمبر را براى تو مقرر داشت در صورتى كه آن را از اهلش بستم دور كردند و چون كار بدست تو افتاد به همان نحو كه آن دو درباره ات رفتار كرده بودند تو هم بخاطر اشتياقمنديت به پاداش خدا

فَاَشْبَهَتْ مِحْنَتُكَ بِهِما مِحَنَ الاَنْبِيآءِ عَلَيْهِمُ السَّلامُ عِنْدَ الْوَحْدَةِ وَعَدَمِ الاَنْصارِ وَاَشْبَهْتَ فِى الْبَياتِ عَلَى الْفِراشِ الذَّبيحَ عَلَيْهِ

و بى اعتنائيت به عمل آن دو به همان نحو رفتار كردى پس شبيه شد گرفتارى تو با آن دو نفر به گرفتارى پيمبران در هنگام تنهائى و بى ياورى و شبيه گشتى در خوابيدن بر بستر (رسول خدا) به (اسمعيل ) ذبيح عليه السلام

السَّلامُ اِذْ اَجَبْتَ كَما اَجابَ وَاَطَعْتَ كَما اَطاعَ اِسْمعيلُ صابِراً مُحْتَسِباً اِذْ قالَ لَهُ يا بُنَىَّ اِنّى اَرى فِى الْمَنامِ اَ نّى اَذْبَحُكَ فَانْظُرْ

چه آنكه تو نيز مانند او پذيرفتى و اطاعت كردى چنانچه اسماعيل اطاعت كرد بردبارانه و پاداش جويانه در آن هنگام كه (ابراهيم ) به او گفت : ((اى پسركم من در خواب ديده ام كه تو را ذبح مى كنم پس بنگر

ماذا تَرى قالَ يا اَبَتِ افْعَلْ ما تُؤْمَرُ سَتَجِدُنى اِنْشآءَ اللَّهُ مِنَ الصّابِرينَ وَكَذلِكَ اَنْتَ لَمّا اَباتَكَ النَّبِىُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَاَمَرَكَ

تا راءى تو چيست گفت اى پدر انجام ده آنچه را ماءمور گشته اى كه مرا انشاءاللّه خواهى يافت از بردباران )) و هم چنين تو هنگامى كه خواباندت پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و به تو دستور داد

اَنْ تَضْجَعَ فى مَرْقَدِهِ واقياً لَهُ بِنَفْسِكَ اَسْرَعْتَ اِلى اِجابَتِهِ مُطيعاً وَلِنَفْسِكَ عَلَى الْقَتْلِ مُوَطِّناً فَشَكَرَ اللَّهُ تَعالى طاعَتَكَ وَاَبانَ عَنْ

كه بيارمى در خوابگاهش و حفظ كنى او را، به جان خود شتافتى به اجابتش فرمانبردارانه و خود را براى كشته شدن آماده كردى و خداى تعالى اين اطاعت تو را سپاسگزارى كرد و پرده از اين

جَميلِ فِعْلِكَ بِقَوْلِهِ جَلَّ ذِكْرُهُ وَمِنَ النّاسِ مَنْ يَشْرى نَفْسَهُ ابْتِغآءَ مَرْضاتِ اللَّهِ ثُمَّ مِحْنَتُكَ يَوْمَ صِفّينَ وَقَدْ رُفِعَتِ الْمَصاحِفُ حيلَةً

كار شايسته و نيكت برداشت به گفتارش جل ذكره كه فرمود: ((و از مردم كسى است كه مى فروشد جانش را براى جستن رضاى خدا)) سپس گرفتارى تو در جنگ صفين در آن هنگام كه قرآن ها را از روى نيرنگ

وَمَكْراً فَاَعْرَضَ الشَّكُّ وَعُزِفَ الْحَقُّ وَاتُّبِعَ الظَّنُّ اَشْبَهَتْ مِحْنَةَ هروُنَ اِذْ اَمَّرَهُ مُوسى عَلى قَوْمِهِ فَتَفَرَّقُوا عَنْهُ وَهروُنُ يُنادى بِهِمْ

و خدعه بر نيزه ها كردند و در نتيجه شك و ترديد پديدار شد و حق به يك سو افتاد وازگمان پيروى كردند (كه اين گرفتارى تو) شبيه بود به گرفتارى هارون هنگامى كه موسى او را بر قوم خود امير كرد و آنها از دورش پراكنده شدند و هارون به آنها فرياد مى زد:

وَيَقُولُ يا قَوْمِ اِنَّما فُتِنْتُمْ بِهِ وَاِنَّ رَبَّكُمُ الرَّحْمنُ فَاتَّبِعُونى وَاَطيعُوا اَمْرى قالُوا لَنْ نَبْرَحَ عَلَيْهِ عاكِفينَ حَتّى يَرْجِعَ اِلَيْنا مُوسى وَكَذلِكَ

((اى مردم فريب خورده ايد شما به گوساله پرستى و همانا پروردگار شما خداى رحمان است مرا پيروى كنيد و مطيع فرمان من باشيد گفتند ما هم چنان پرستش او را مى كنيم تا بازگردد بسوى ما موسى )) و همچنين

اَنْتَ لَمّا رُفِعَتِ الْمَصاحِفُ قُلْتَ يا قَوْمِ اِنَّما فُتِنْتُمْ بِها وَخُدِعْتُمْ فَعَصَوْكَ وَخالَفُوا عَلَيْكَ وَاسْتَدْعَوْا نَصْبَ الْحَكَمَيْنِ فَاَبَيْتَ عَلَيْهِمْ

تو هنگامى كه قرآنها بالاى نيزه رفت فرمودى اى مردم شما به اينها فريب خورده ايد و دچار نيرنگ شده ايد ولى نافرمانى و مخالفت تو را كردند و خواستند تا دو نفر حَكَم معين شود و تو از اين كار خوددارى كردى

وَتَبَرَّاءْتَ اِلَى اللَّهِ مِنْ فِعْلِهِمْ وَفَوَّضْتَهُ اِلَيْهِمْ فَلَمّا اَسْفَرَ الْحَقُّ وَسَفِهَ الْمُنْكَرُ وَاعْتَرَفُوا بِالزَّلَلِ وَالْجَوْرِ عَنِ الْقَصْدِ اخْتَلَفُوا مِنْ بَعْدِهِ

و از كردار ايشان بسوى خدا بيزارى جستى و كار را به ايشان واگذاشتى و چون پرده از روى حق برداشته شد و بى رويه گى منكر روشن شد و به خطاى خويش و عدول از حق اعتراف كردند پس از آن اختلاف كرده و تو

وَاَلْزَمُوكَ عَلى سَفَهِ التَّحْكيمَ الَّذى اَبَيْتَهُ وَاَحَبُّوهُ وَحَظَرْتَهُ وَاَباحُوا ذَنْبَهُمُ الَّذِى اقْتَرَفُوهُ وَاَنْتَ عَلى نَهْجِ بَصيرَةٍ وَهُدىً وَهُمْ عَلى سُنَنِ

را مجبور به پذيرفتن حَكميّت سفيهانه كردند آن حكميّتى كه توحاضر به پذيرفتنش نبودى وآنان مى خواستند وتوممنوعش ساخته وآنها مباح دانستند، گناهى بود كه خودشان دست زدند و تو بر طريق بينائى و هدايت بودى و ايشان بر روش

ضَلالَةٍ وَعَمىً فَما زالُوا عَلَى النِّفاقِ مُصِرّينَ وَفِى الْغَىِّ مُتَرَدِّدينَ حَتىّ اَذاقَهُمُ اللَّهُ وَبالَ اَمْرِهِمْ فَاَماتَ بِسَيْفِكَ مَنْ عانَدَكَ فَشَقِىَ

گمراهى و كورى پس همواره بر نفاق اصرار داشتند و در گمراهى سرگردان بودند تا بالاخره چشانيد به ايشان خداوند وبال كارشان را و مى راند بوسيله شمشيرت دشمنت را و بدبخت و نگونسار

وَهَوى وَاَحْيى بِحُجَّتِكَ مَنْ سَعَدَ فَهُدِىَ صَلَواتُ اللَّهِ عَلَيْكَ غادِيَةً وَرآئِحَةً وَعاكِفَةً وَذاهِبَةً فَما يُحيطُ الْمادِحُ وَصْفَكَ وَلا يُحْبِطُ

گرديد و زنده گردانيد بوسيله حجت تو هر كه سعادتمند و هدايت شد درودهاى خدا بر تو باد بامدادان و شامگاهان و در هنگام اقامت و در سفر كه شخص وصف كننده ات احاطه به وصفت نكند و شخص بدخواه

موضوعات مطلب : تگ های مطلب :

نظرات

  • ramadan mobarak
  • ارسال شده در 18 Oct 2013

    Log In