پندهای پیغمبر اکرم به ابوذر – پند اول


2018-03-30 13.19.40ای ابوذر خدا را چنان ستایش کن که گویا او را می بینی، زیرا که اگر تو اورا نمی بینی ...

خشونت پلیس آمریکا


police-thumbضرب و شتم زن دست بند زده شده توسط پلیس فدرال آمریکا با دوربین های مدار بسته به تصویر کشیده ...

دعا پيش از تكبير نماز


doa-namaz-girl-دعا-نماز-روايت شده از صفوان جمّال كه ديدم حضرت صادق عليه السلام رو به قبله كرد پيش از تكبير و گفت ...

دعا هنگام برخاستن براى نماز برای همجواری با رسول


namaz-نمازاز حضرت صادق عليه السلام منقول است كه حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام فرمود هر كه بگويد اين دعا را ...

ادعیه امامان به هنگام خروج از خانه


at the door-روبروی در ورودیاز حضرت صادق عليه السلام منقول است كه آدمى هرگاه خواست از منزل خود بيرون رود بگويد سه مرتبه در وقتى ...

دعا هنگام بيدار شدن در شب


sleeping-خواباز حضرت  امام صادق عليه السلام مروى است كه فرمود هرگاه يكى از شما برخواست در شب از خواب بگويد: سُبْحانَ ...

دعا به جهت بيدار شدن براى نماز شب


doa-namaz-girl-دعا-نماز-از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه حضرت رسول صلى الله عليه و آله فرمود كسى كه بخواهد برخيزد ...

از آثار و برکات صلوات بر محمد و آل محمد


hazrate-mohammadیکی از سنت های اصیل و ارزشمند الله، صلوات بر پیامبر وآل او(صلی الله علیه و اله)است . صلوات بهترین ...

مراقبات ادعیه و اعمال برای افزایش حافظه به سفارش بزرگان


memory-حافظه- پس از نماز صبح و نماز عشاء هفت مرتبه دعای ذیل را بخواند و به مدت سه یا هفت ...

در خبر از آثار خواندن زیارت عاشورا


ashora-tumbدر خبر از آثار خواندن زیارت عاشورا امام صادق علیه‌السلام :زیارت امام حسین علیه‌السلام را فرو نگذار که خدا عمرت را ...

برای ظهور سرورمان امام زمان (عج) چقدر آماده ایم؟


Imam-mahdi-امام-زمان-امام-مهدیعنوان : برای ظهور سرورمان امام زمان (عج) چقدر آماده ایم؟ گردآورنده:  سارا پارسا ایمیل:  s_parsa_1986@yahoo.com سخن گردآورنده : پژوهش حاضر با هدف ...

ادعیه و تعویض در هنگام خواب


sleeping-خواباول از حضرت صادق عليه السلام مروى است كه كسى كه بگويد سه مرتبه در وقتى كه در خوابگاه خود ...

دعاى مخزون هنگام صبح و شام از امام صادق ع


toloe khorshid thumb- sunrise thumbاز حضرت صادق عليه السلام منقول است كه به داود رِقّى فرمود كه ترك مكن اين دعا را سه مرتبه ...

دعای امام باقر ع در وقت طلوع فجر


toloe khorshid thumb- sunrise thumbاز حضرت امام محمّد باقرعليه السلام روايت است كه هركس بگويد در وقت طلوع فجر: لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَحْدَهُ لا ...

ادعیه امامان در هنگام داخل شدن در صبح و شام


toloe khorshid thumb- sunrise thumbاول از حضرت صادق عليه السلام روايت است كه حضرت علىّ بن الحسين عليه السلام چون داخل صبح مى شد ...

سُوۡرَةُ البَقَرَة

.

بِسۡمِ ٱللهِ ٱلرَّحۡمَـٰنِ ٱلرَّحِيمِ
به نام خداوند بخشنده مهربان

الم (١)

الف. لام. ميم. (1)

ذَلِكَ الْكِتَابُ لا رَيْبَ فِيهِ هُدًى لِلْمُتَّقِينَ (٢)

اين است همان كتابى كه در آن هيچ شكى نيست. پرهيزگاران را راهنماست: (2)

الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَيُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنْفِقُونَ (٣)

آنان كه به غيب ايمان مى‏آورند و نماز مى گزارند، و از آنچه روزيشان داده‏ايم انفاق مى كنند، (3)

وَالَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِمَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ وَمَا أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِكَ وَبِالآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ (٤)

و آنان كه به آنچه بر تو و بر پيامبران پيش از تو نازل شده است ايمان مى‏آورند و به آخرت يقين دارند. (4)

أُولَئِكَ عَلَى هُدًى مِنْ رَبِّهِمْ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ (٥)

ايشان از سوى پروردگارشان قرين هدايتند، و خود رستگارانند. (5)

إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا سَوَاءٌ عَلَيْهِمْ ءَأَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لا يُؤْمِنُونَ (٦)

كافران را خواه بترسانى يا نترسانى تفاوتشان نكند، ايمان نمى آورند. (6)

خَتَمَ اللَّهُ عَلَى قُلُوبِهِمْ وَعَلَى سَمْعِهِمْ وَعَلَى أَبْصَارِهِمْ غِشَاوَةٌ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ (٧)

خدا بر دلهايشان و بر گوششان مهر نهاده و بر روى چشمانشان پرده‏اى است، و برايشان عذابى است بزرگ. (7)

وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَقُولُ آمَنَّا بِاللَّهِ وَبِالْيَوْمِ الآخِرِ وَمَا هُمْ بِمُؤْمِنِينَ (٨)

پاره‏اى از مردم مى‏گويند: به خدا و روز قيامت ايمان آورده‏ايم. حال آنكه ايمان نياورده‏اند. (8)

يُخَادِعُونَ اللَّهَ وَالَّذِينَ آمَنُوا وَمَا يَخْدَعُونَ إِلا أَنْفُسَهُمْ وَمَا يَشْعُرُونَ (٩)

اينان خدا و مؤمنان را مى‏فريبند، و نمى‏دانند كه تنها خود را فريب مى‏دهند. (9)

فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزَادَهُمُ اللَّهُ مَرَضًا وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ بِمَا كَانُوا يَكْذِبُونَ (١٠)

در دلهاشان مرضى است و خدا نيز بر مرضشان بيفزوده است و به كيفر دروغى كه گفته‏اند برايشان عذابى است دردآور. (10)

وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ لا تُفْسِدُوا فِي الأرْضِ قَالُوا إِنَّمَا نَحْنُ مُصْلِحُونَ (١١)

چون به آنان گفته شود كه در زمين فساد مكنيد، مى‏گويند: ما مصلحانيم. (11)

أَلا إِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ وَلَكِنْ لا يَشْعُرُونَ (١٢)

آگاه باشيد كه اينان خود تبهكارانند و نمى‏دانند. (12)

وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ آمِنُوا كَمَا آمَنَ النَّاسُ قَالُوا أَنُؤْمِنُ كَمَا آمَنَ السُّفَهَاءُ أَلا إِنَّهُمْ هُمُ السُّفَهَاءُ وَلَكِنْ لا يَعْلَمُونَ (١٣)

و چون به آنان گفته شود كه شما نيز همانند ديگر مردمان ايمان بياوريد، مى‏گويند: آيا ما نيز همانند بيخردان ايمان بياوريم؟ آگاه باشيد، كه آنان خود بيخردانند و نمى‏دانند. (13)

وَإِذَا لَقُوا الَّذِينَ آمَنُوا قَالُوا آمَنَّا وَإِذَا خَلَوْا إِلَى شَيَاطِينِهِمْ قَالُوا إِنَّا مَعَكُمْ إِنَّمَا نَحْنُ مُسْتَهْزِئُونَ (١٤)

و چون به مؤمنان مى‏رسند، مى‏گويند: ايمان آورده‏ايم. و چون با شيطانهاى خويش خلوت مى‏كنند، مى‏گويند: ما با شما هستيم، ما استهزايشان مى‏كنيم. (14)

اللَّهُ يَسْتَهْزِئُ بِهِمْ وَيَمُدُّهُمْ فِي طُغْيَانِهِمْ يَعْمَهُونَ (١٥)

خداست كه آنها را استهزا مى‏كند و وامى‏گذاردشان تا هم چنان در طغيان خويش سرگردان بمانند. (15)

أُولَئِكَ الَّذِينَ اشْتَرَوُا الضَّلالَةَ بِالْهُدَى فَمَا رَبِحَتْ تِجَارَتُهُمْ وَمَا كَانُوا مُهْتَدِينَ (١٦)

اينان گمراهى را به هدايت خريدند، پس تجارتشان سود نكرد و در شمار هدايت يافتگان درنيامدند. (16)

مَثَلُهُمْ كَمَثَلِ الَّذِي اسْتَوْقَدَ نَارًا فَلَمَّا أَضَاءَتْ مَا حَوْلَهُ ذَهَبَ اللَّهُ بِنُورِهِمْ وَتَرَكَهُمْ فِي ظُلُمَاتٍ لا يُبْصِرُونَ (١٧)

مثلشان، مثل آن كسى است كه آتشى افروخت، چون پيرامونش را روشن ساخت، خدا روشنايى از آنان بازگرفت و نابينا در تاريكى رهايشان كرد. (17)

صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لا يَرْجِعُونَ (١٨)

كرانند، لالانند، كورانند، و بازنمى‏گردند. (18)

أَوْ كَصَيِّبٍ مِنَ السَّمَاءِ فِيهِ ظُلُمَاتٌ وَرَعْدٌ وَبَرْقٌ يَجْعَلُونَ أَصَابِعَهُمْ فِي آذَانِهِمْ مِنَ الصَّوَاعِقِ حَذَرَ الْمَوْتِ وَاللَّهُ مُحِيطٌ بِالْكَافِرِينَ (١٩)

يا چون بارانى سخت در ظلمت همراه با رعد و برق از آسمان فرود آيد، تا مباد كه از بانگ صاعقه بميرند، انگشتان خويش در گوشها كنند. و خدا بر كافران احاطه دارد. (19)

يَكَادُ الْبَرْقُ يَخْطَفُ أَبْصَارَهُمْ كُلَّمَا أَضَاءَ لَهُمْ مَشَوْا فِيهِ وَإِذَا أَظْلَمَ عَلَيْهِمْ قَامُوا وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ لَذَهَبَ بِسَمْعِهِمْ وَأَبْصَارِهِمْ إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ (٢٠)

نزديك باشد كه برق ديدگانشان را نابينا سازد، هر گاه كه بردَمد چند گامى برمى‏دارند، و چون خاموش شود، از رفتن بازايستند. اگر خدا مى‏خواست، گوشهاشان را كر و چشمانشان را كور مى‏ساخت، كه او بر هر كارى تواناست. (20)

يَا أَيُّهَا النَّاسُ اعْبُدُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ وَالَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ (٢١)

اى مردم، بپرستيد خدايى را كه آفريننده شما و پيشينيان شماست، باشد كه پارسا و منزّه شويد. (21)

الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الأرْضَ فِرَاشًا وَالسَّمَاءَ بِنَاءً وَأَنْزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَخْرَجَ بِهِ مِنَ الثَّمَرَاتِ رِزْقًا لَكُمْ فَلا تَجْعَلُوا لِلَّهِ أَنْدَادًا وَأَنْتُمْ تَعْلَمُونَ (٢٢)

آن خدايى كه براى شما زمين را گسترد و آسمان را برافراشت و فرو باريد از آسمان آبى كه به سبب آن بيرون آورد ميوه‏هاى گوناگون براى روزى شما، پس كسى را مثل و مانند او قرار ندهيد در حالى كه مى‏دانيد (كه بى‏مانند است). (22)

وَإِنْ كُنْتُمْ فِي رَيْبٍ مِمَّا نَزَّلْنَا عَلَى عَبْدِنَا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ وَادْعُوا شُهَدَاءَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ (٢٣)

و اگر شما را شكّى است در قرآنى كه بر بنده خود (محمد صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم) فرستاديم، پس بياوريد يك سوره مانند آن، و گواهان خود را بخوانيد به جز خدا، اگر راست مى‏گوييد. (23)

فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا وَلَنْ تَفْعَلُوا فَاتَّقُوا النَّارَ الَّتِي وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ أُعِدَّتْ لِلْكَافِرِينَ (٢٤)

و اگر اين كار را نكرديد و هرگز نتوانيد كرد پس بپرهيزيد از آتشى كه هيزم آن مردم بدكار و سنگهاى خارا است كه (از قهر خدا) براى كافران مهيا شده است. (24)

وَبَشِّرِ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الأنْهَارُ كُلَّمَا رُزِقُوا مِنْهَا مِنْ ثَمَرَةٍ رِزْقًا قَالُوا هَذَا الَّذِي رُزِقْنَا مِنْ قَبْلُ وَأُتُوا بِهِ مُتَشَابِهًا وَلَهُمْ فِيهَا أَزْوَاجٌ مُطَهَّرَةٌ وَهُمْ فِيهَا خَالِدُونَ (٢٥)

و مژده ده كسانى را كه ايمان آوردند و نيكوكارى پيشه كردند كه جايگاه آنان باغهايى است كه نهرها در آن جارى است، و چون از ميوه‏هاى گوناگون آن بهره‏مند شوند گويند: اين مانند همان ميوه‏هايى است كه پيش از اين در دنيا ما را نصيب بود، و از نعمتهايى مانند يكديگر بر آنان آورند، و آنها را در آن جايگاههاى خوش، جفتهايى پاك و پاكيزه است و در آن بهشت، جاويد خواهند زيست. (25)

إِنَّ اللَّهَ لا يَسْتَحْيِي أَنْ يَضْرِبَ مَثَلا مَا بَعُوضَةً فَمَا فَوْقَهَا فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا فَيَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ وَأَمَّا الَّذِينَ كَفَرُوا فَيَقُولُونَ مَاذَا أَرَادَ اللَّهُ بِهَذَا مَثَلا يُضِلُّ بِهِ كَثِيرًا وَيَهْدِي بِهِ كَثِيرًا وَمَا يُضِلُّ بِهِ إِلا الْفَاسِقِينَ (٢٦)

و خدا را شرم و ملاحظه از آن نيست كه به پشه و چيزى بزرگتر از آن مثل زند، پس آنهايى كه به خدا ايمان آورده‏اند مى‏دانند كه آن مثل حق است از جانب او، و اما آنهايى كه كافرند مى‏گويند: خدا را از اين مثل چه مقصود است؟ گمراه مى‏كند به آن مثل بسيارى را و هدايت مى‏كند بسيارى را! و گمراه نمى‏كند به آن مگر فاسقان را. (26)

الَّذِينَ يَنْقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِنْ بَعْدِ مِيثَاقِهِ وَيَقْطَعُونَ مَا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ وَيُفْسِدُونَ فِي الأرْضِ أُولَئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ (٢٧)

كسانى كه عهد خدا را پس از محكم بستن مى‏شكنند و رشته‏اى را كه خدا امر به پيوند آن كرده مى‏گسلند و در ميان اهل زمين فساد مى‏كنند، ايشان به حقيقت زيانكارند. (27)

كَيْفَ تَكْفُرُونَ بِاللَّهِ وَكُنْتُمْ أَمْوَاتًا فَأَحْيَاكُمْ ثُمَّ يُمِيتُكُمْ ثُمَّ يُحْيِيكُمْ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ (٢٨)

چگونه كافر مى‏شويد به خدا و حال آنكه مرده بوديد و خدا شما را زنده كرد و ديگر بار بميراند و باز زنده كند و عاقبت به سوى او باز گردانده مى‏شويد؟! (28)

هُوَ الَّذِي خَلَقَ لَكُمْ مَا فِي الأرْضِ جَمِيعًا ثُمَّ اسْتَوَى إِلَى السَّمَاءِ فَسَوَّاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ وَهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ (٢٩)

او خدايى است كه همه موجودات زمين را براى شما خلق كرد، و پس از آن به خلقت آسمانها نظر گماشت و هفت آسمان را بر فراز يكديگر برافراشت و او به همه چيز داناست. (29)

وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الأرْضِ خَلِيفَةً قَالُوا أَتَجْعَلُ فِيهَا مَنْ يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ الدِّمَاءَ وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ قَالَ إِنِّي أَعْلَمُ مَا لا تَعْلَمُونَ (٣٠)

و (به ياد آر) وقتى كه پروردگارت فرشتگان را فرمود كه من در زمين خليفه‏اى خواهم گماشت، گفتند: آيا كسانى در زمين خواهى گماشت كه در آن فساد كنند و خونها بريزند و حال آنكه ما خود تو را تسبيح و تقديس مى‏كنيم؟! خداوند فرمود: من چيزى (از اسرار خلقت بشر) مى‏دانم كه شما نمى‏دانيد. (30

وَعَلَّمَ آدَمَ الأسْمَاءَ كُلَّهَا ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلائِكَةِ فَقَالَ أَنْبِئُونِي بِأَسْمَاءِ هَؤُلاءِ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ (٣١)

و خدا همه اسماء را به آدم ياد داد، آن گاه حقايق آن اسماء را در نظر فرشتگان پديد آورد و فرمود: اسماء اينان را بيان كنيد اگر شما در دعوى خود صادقيد. (31)

قَالُوا سُبْحَانَكَ لا عِلْمَ لَنَا إِلا مَا عَلَّمْتَنَا إِنَّكَ أَنْتَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ (٣٢)

گفتند: منزهى تو، ما نمى‏دانيم جز آنچه تو خود به ما تعليم فرمودى، كه تويى دانا و حكيم. (32)

قَالَ يَا آدَمُ أَنْبِئْهُمْ بِأَسْمَائِهِمْ فَلَمَّا أَنْبَأَهُمْ بِأَسْمَائِهِمْ قَالَ أَلَمْ أَقُلْ لَكُمْ إِنِّي أَعْلَمُ غَيْبَ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ وَأَعْلَمُ مَا تُبْدُونَ وَمَا كُنْتُمْ تَكْتُمُونَ (٣٣)

فرمود: اى آدم، ملائكه را به اسماء اين حقايق آگاه ساز. چون آگاه ساخت، خدا فرمود: آيا شما را نگفتم كه من بر غيب آسمانها و زمين دانا و بر آنچه آشكار و پنهان داريد آگاهم؟ (33)

وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لآدَمَ فَسَجَدُوا إِلا إِبْلِيسَ أَبَى وَاسْتَكْبَرَ وَكَانَ مِنَ الْكَافِرِينَ (٣٤)

و چون فرشتگان را فرمان داديم كه بر آدم سجده كنيد، همه سجده كردند مگر شيطان كه ابا و تكبّر ورزيد و از فرقه كافران گرديد. (34)

وَقُلْنَا يَا آدَمُ اسْكُنْ أَنْتَ وَزَوْجُكَ الْجَنَّةَ وَكُلا مِنْهَا رَغَدًا حَيْثُ شِئْتُمَا وَلا تَقْرَبَا هَذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونَا مِنَ الظَّالِمِينَ (٣٥)

و گفتيم: اى آدم تو با جفت خود در بهشت جاى گزين و در آنجا از هر نعمت كه بخواهيد فراوان برخوردار شويد، ولى به اين درخت نزديك نشويد كه از ستمكاران خواهيد بود. (35)

فَأَزَلَّهُمَا الشَّيْطَانُ عَنْهَا فَأَخْرَجَهُمَا مِمَّا كَانَا فِيهِ وَقُلْنَا اهْبِطُوا بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ وَلَكُمْ فِي الأرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَمَتَاعٌ إِلَى حِينٍ (٣٦)

پس شيطان آنها را به لغزش افكند (تا از آن درخت خوردند) و (بدين عصيان) آنان را از آن مقام بيرون آورد، و گفتيم كه (از بهشت) فرود آييد كه برخى از شما برخى را دشمنيد، و شما را در زمين تا روز مرگ قرارگاه و بهره خواهد بود. (36)

فَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ كَلِمَاتٍ فَتَابَ عَلَيْهِ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ (٣٧)

پس آدم از خداى خود كلماتى آموخت و خداوند توبه او را پذيرفت، زيرا خدا بسيار توبه‏پذير و مهربان است. (37)

قُلْنَا اهْبِطُوا مِنْهَا جَمِيعًا فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُمْ مِنِّي هُدًى فَمَنْ تَبِعَ هُدَايَ فَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلا هُمْ يَحْزَنُونَ (٣٨)

گفتيم: همه از بهشت فرود آييد، تا آن گاه كه از جانب من راهنمايى براى شما آيد، آنان كه پيروى او كنند هرگز بيمناك و اندوهگين نخواهند شد. (38)

وَالَّذِينَ كَفَرُوا وَكَذَّبُوا بِآيَاتِنَا أُولَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ (٣٩)

و آنان كه كافر شدند و تكذيب آيات ما كردند اهل دوزخند و در آتش آن هميشه معذب خواهند بود. (39)

يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ اذْكُرُوا نِعْمَتِيَ الَّتِي أَنْعَمْتُ عَلَيْكُمْ وَأَوْفُوا بِعَهْدِي أُوفِ بِعَهْدِكُمْ وَإِيَّايَ فَارْهَبُونِ (٤٠)

اى بنى اسرائيل، به ياد آريد نعمتهايى كه به شما عطا كردم، و به عهد من وفا كنيد تا به عهد شما وفا كنم، و تنها از من بر حذر باشيد. (40)

وَآمِنُوا بِمَا أَنْزَلْتُ مُصَدِّقًا لِمَا مَعَكُمْ وَلا تَكُونُوا أَوَّلَ كَافِرٍ بِهِ وَلا تَشْتَرُوا بِآيَاتِي ثَمَنًا قَلِيلا وَإِيَّايَ فَاتَّقُونِ (٤١)

و به قرآنى كه فرستادم ايمان آوريد كه تورات شما را تصديق مى‏كند، و اوّل كافر به آن نباشيد، و آيات مرا به بهاى اندك نفروشيد، و تنها از قهر من بپرهيزيد. (41)

وَلا تَلْبِسُوا الْحَقَّ بِالْبَاطِلِ وَتَكْتُمُوا الْحَقَّ وَأَنْتُمْ تَعْلَمُونَ (٤٢)

و حق را به باطل مپوشانيد و حقيقت را پنهان نسازيد و حال آنكه (به حقّانيّت آن) واقفيد. (42)

وَأَقِيمُوا الصَّلاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ وَارْكَعُوا مَعَ الرَّاكِعِينَ (٤٣)

و نماز به پا داريد و زكات بدهيد و با خدا پرستان حق را پرستش كنيد. (43)

أَتَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَتَنْسَوْنَ أَنْفُسَكُمْ وَأَنْتُمْ تَتْلُونَ الْكِتَابَ أَفَلا تَعْقِلُونَ (٤٤)

چگونه شما مردم را به نيكوكارى دستور مى‏دهيد و خود را فراموش مى‏كنيد و حال آنكه كتاب خدا را مى‏خوانيد، چرا انديشه نمى‏كنيد؟ (44)

وَاسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلاةِ وَإِنَّهَا لَكَبِيرَةٌ إِلا عَلَى الْخَاشِعِينَ (٤٥)

و يارى جوييد از خدا به صبر و نماز، كه نماز (با حضور قلب) امرى بسيار بزرگ و دشوار است مگر بر خداپرستان فروتن. (45

الَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُمْ مُلاقُو رَبِّهِمْ وَأَنَّهُمْ إِلَيْهِ رَاجِعُونَ (٤٦)

آنان كه مى‏دانند به پيشگاه خدا حاضر خواهند شد و بازگشتشان به سوى او خواهد بود. (46)

يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ اذْكُرُوا نِعْمَتِيَ الَّتِي أَنْعَمْتُ عَلَيْكُمْ وَأَنِّي فَضَّلْتُكُمْ عَلَى الْعَالَمِينَ (٤٧)

اى بنى اسرائيل، ياد كنيد از نعمتهايى كه به شما عطا كردم و (به نعمت كتاب و رسول) شما را بر عالميان برترى دادم. (47)

وَاتَّقُوا يَوْمًا لا تَجْزِي نَفْسٌ عَنْ نَفْسٍ شَيْئًا وَلا يُقْبَلُ مِنْهَا شَفَاعَةٌ وَلا يُؤْخَذُ مِنْهَا عَدْلٌ وَلا هُمْ يُنْصَرُونَ (٤٨)

و حذر كنيد از آن روزى كه هيچ كس به كار ديگرى نيايد، و شفاعت هيچ كس پذيرفته نشود، و فدا و عوض از كسى قبول نكنند، و هيچ يارى كننده و فرياد رسى نخواهند داشت. (48)

وَإِذْ نَجَّيْنَاكُمْ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ يَسُومُونَكُمْ سُوءَ الْعَذَابِ يُذَبِّحُونَ أَبْنَاءَكُمْ وَيَسْتَحْيُونَ نِسَاءَكُمْ وَفِي ذَلِكُمْ بَلاءٌ مِنْ رَبِّكُمْ عَظِيمٌ (٤٩)

و (به ياد آريد) هنگامى كه شما را از ستم فرعونيان نجات داديم كه از آنها سخت در شكنجه بوديد، (به حدّى كه) پسران شما را كشته و زنانتان را زنده نگاه مى‏داشتند، و آن بلا و امتحانى بزرگ بود كه خدا شما را بدان مى‏آزمود. (49)

وَإِذْ فَرَقْنَا بِكُمُ الْبَحْرَ فَأَنْجَيْنَاكُمْ وَأَغْرَقْنَا آلَ فِرْعَوْنَ وَأَنْتُمْ تَنْظُرُونَ (٥٠)

و (ياد كنيد) هنگامى كه دريا را شكافتيم و شما را نجات داديم و فرعونيان را غرق كرديم و شما مشاهده مى‏كرديد. (50)

وَإِذْ وَاعَدْنَا مُوسَى أَرْبَعِينَ لَيْلَةً ثُمَّ اتَّخَذْتُمُ الْعِجْلَ مِنْ بَعْدِهِ وَأَنْتُمْ ظَالِمُونَ (٥١)

و (ياد آوريد) موقعى كه با موسى چهل شب وعده نهاديم، پس شما (در غيبت او) گوساله پرستى اختيار كرده ستمكار و بيدادگر شديد. (51)

ثُمَّ عَفَوْنَا عَنْكُمْ مِنْ بَعْدِ ذَلِكَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ (٥٢)

آن گاه شما را پس از چنين كار زشت بخشيديم، شايد سپاسگزار شويد. (52)

وَإِذْ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ وَالْفُرْقَانَ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ (٥٣)

و (به ياد آوريد) وقتى كه به موسى كتاب و فرقان عطا كرديم، باشد كه به راه حق هدايت يابيد. (53)

وَإِذْ قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ يَا قَوْمِ إِنَّكُمْ ظَلَمْتُمْ أَنْفُسَكُمْ بِاتِّخَاذِكُمُ الْعِجْلَ فَتُوبُوا إِلَى بَارِئِكُمْ فَاقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ عِنْدَ بَارِئِكُمْ فَتَابَ عَلَيْكُمْ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ (٥٤)

و (ياد كنيد) وقتى كه موسى به قوم خود گفت: اى قوم، شما به نفس خود ستم كرديد كه (به جهالت) گوساله پرست شديد، اكنون به سوى آفريدگارتان باز گرديد و (به كيفر جهالت خود) به كشتن يكديگر تيغ بركشيد، اين براى شما در پيشگاه آفريدگارتان بهترين (كفّاره عمل) است. آن گاه از شما در گذشت كه او بسيار توبه‏پذير و مهربان است. (54)

وَإِذْ قُلْتُمْ يَا مُوسَى لَنْ نُؤْمِنَ لَكَ حَتَّى نَرَى اللَّهَ جَهْرَةً فَأَخَذَتْكُمُ الصَّاعِقَةُ وَأَنْتُمْ تَنْظُرُونَ (٥٥)

و (ياد آريد) وقتى كه گفتيد: اى موسى ما به تو ايمان نمى‏آوريم تا آنكه خدا را آشكار ببينيم، پس صاعقه سوزان بر شما فرود آمد و آن را مشاهده مى‏كرديد. (55)

ثُمَّ بَعَثْنَاكُمْ مِنْ بَعْدِ مَوْتِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ (٥٦)

سپس شما را بعد از مرگ برانگيختيم شايد خدا را شكر گزاريد. (56)

وَظَلَّلْنَا عَلَيْكُمُ الْغَمَامَ وَأَنْزَلْنَا عَلَيْكُمُ الْمَنَّ وَالسَّلْوَى كُلُوا مِنْ طَيِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاكُمْ وَمَا ظَلَمُونَا وَلَكِنْ كَانُوا أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ (٥٧)

و ابر را سايبان شما ساختيم و مرغ بريان و ترانگبين را بر شما فرستاديم (و گفتيم) از اين روزيهاى پاك كه به شما داديم تناول كنيد، ولى (شكر اين نعمت را به جا نياوردند) نه به ما بلكه به خود ستم كردند. (57)

وَإِذْ قُلْنَا ادْخُلُوا هَذِهِ الْقَرْيَةَ فَكُلُوا مِنْهَا حَيْثُ شِئْتُمْ رَغَدًا وَادْخُلُوا الْبَابَ سُجَّدًا وَقُولُوا حِطَّةٌ نَغْفِرْ لَكُمْ خَطَايَاكُمْ وَسَنَزِيدُ الْمُحْسِنِينَ (٥٨)

و (به ياد آريد) وقتى كه گفتيم: وارد اين قريه (بيت المقدس) شويد و از نعمتهاى آن فراوان تناول كنيد و از آن در، سجده‏كنان داخل شويد و بگوييد: (خدايا) گناهان ما فرو ريز، تا از خطاى شما درگذريم و بر ثواب نيكوكاران خواهيم افزود. (58)

فَبَدَّلَ الَّذِينَ ظَلَمُوا قَوْلا غَيْرَ الَّذِي قِيلَ لَهُمْ فَأَنْزَلْنَا عَلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا رِجْزًا مِنَ السَّمَاءِ بِمَا كَانُوا يَفْسُقُونَ (٥٩)

پس از آن، ستمكاران حكم خدا را به غير آن كه به آنها گفته بودند تبديل نمودند، و ما بر آن ستمكاران به كيفر بدكارى و نافرمانى آنها عذابى سخت از آسمان نازل كرديم. (59)

وَإِذِ اسْتَسْقَى مُوسَى لِقَوْمِهِ فَقُلْنَا اضْرِبْ بِعَصَاكَ الْحَجَرَ فَانْفَجَرَتْ مِنْهُ اثْنَتَا عَشْرَةَ عَيْنًا قَدْ عَلِمَ كُلُّ أُنَاسٍ مَشْرَبَهُمْ كُلُوا وَاشْرَبُوا مِنْ رِزْقِ اللَّهِ وَلا تَعْثَوْا فِي الأرْضِ مُفْسِدِينَ (٦٠)

و (به ياد آريد) وقتى كه موسى براى قوم خود طلب آب كرد، به او گفتيم: عصاى خود را بر سنگ زن، پس دوازده چشمه آب از آن سنگ جوشيد و هر سبطى آبشخور خود را دانست (و گفتيم) از آنچه خدا روزى شما ساخته بخوريد و بياشاميد و در زمين به فتنه‏انگيزى و فساد نپردازيد. (60

وَإِذْ قُلْتُمْ يَا مُوسَى لَنْ نَصْبِرَ عَلَى طَعَامٍ وَاحِدٍ فَادْعُ لَنَا رَبَّكَ يُخْرِجْ لَنَا مِمَّا تُنْبِتُ الأرْضُ مِنْ بَقْلِهَا وَقِثَّائِهَا وَفُومِهَا وَعَدَسِهَا وَبَصَلِهَا قَالَ أَتَسْتَبْدِلُونَ الَّذِي هُوَ أَدْنَى بِالَّذِي هُوَ خَيْرٌ اهْبِطُوا مِصْرًا فَإِنَّ لَكُمْ مَا سَأَلْتُمْ وَضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الذِّلَّةُ وَالْمَسْكَنَةُ وَبَاءُوا بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ كَانُوا يَكْفُرُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ وَيَقْتُلُونَ النَّبِيِّينَ بِغَيْرِ الْحَقِّ ذَلِكَ بِمَا عَصَوْا وَكَانُوا يَعْتَدُونَ (٦١)

و (به ياد آريد) وقتى كه به موسى اعتراض كرديد كه ما بر يك نوع طعام صبر نخواهيم كرد، از خداى خود بخواه تا براى ما از زمين نباتاتى برآورد مانند سبزى و خيار و سير و عدس و پياز. موسى گفت: آيا مى‏خواهيد غذاى بهترى را كه داريد به پست‏تر از آن تبديل كنيد؟ (حال كه تقاضاى شما اين است) به شهر مصر فرود آييد كه در آنجا آنچه درخواست كرديد مهيّاست. و بر آنها ذلّت و خوارى مقدّر گرديد، و چون دست از ستمكارى و عصيان برنداشته و به آيات خدا كافر مى‏گشتند و انبيا را به ناحق كشتند ديگر بار به خشم و قهر خدا گرفتار شدند. (61)

إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَالَّذِينَ هَادُوا وَالنَّصَارَى وَالصَّابِئِينَ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَعَمِلَ صَالِحًا فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلا هُمْ يَحْزَنُونَ (٦٢)

هر يك از مسلمانان و يهود و نصارى و صابئان (پيروان حضرت يحيى) كه از روى حقيقت به خدا و روز قيامت ايمان آورد و نيكوكارى پيشه كند، البته آنها از خدا پاداش نيك يابند و هيچ گاه بيمناك و اندوهگين نخواهند بود. (62)

وَإِذْ أَخَذْنَا مِيثَاقَكُمْ وَرَفَعْنَا فَوْقَكُمُ الطُّورَ خُذُوا مَا آتَيْنَاكُمْ بِقُوَّةٍ وَاذْكُرُوا مَا فِيهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ (٦٣)

و (اى بنى اسرائيل ياد آريد) وقتى كه از شما پيمان گرفتيم و كوه طور را بالاى سر شما برافراشتيم، (و دستور داديم كه) احكام تورات را با عقيده محكم پيروى كنيد و پيوسته آن را در نظر گيريد، باشد كه پرهيزگار شويد. (63)

ثُمَّ تَوَلَّيْتُمْ مِنْ بَعْدِ ذَلِكَ فَلَوْلا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ لَكُنْتُمْ مِنَ الْخَاسِرِينَ (٦٤)

بعد از آن همه عهد و پيمان (از خدا) روى گردانيديد و اگر فضل و رحمت خدا شامل حال شما نمى‏شد البته در شمار زيانكاران بوديد. (64)

وَلَقَدْ عَلِمْتُمُ الَّذِينَ اعْتَدَوْا مِنْكُمْ فِي السَّبْتِ فَقُلْنَا لَهُمْ كُونُوا قِرَدَةً خَاسِئِينَ (٦٥)

و محققا دانسته‏ايد جماعتى از شما را كه عصيان ورزيده حرمت شنبه را نگاه نداشتند، گفتيم: بوزينه شويد و راندگانى (دور از قرب حق). (65)

فَجَعَلْنَاهَا نَكَالا لِمَا بَيْنَ يَدَيْهَا وَمَا خَلْفَهَا وَمَوْعِظَةً لِلْمُتَّقِينَ (٦٦)

و اين عقوبت مسخ را كيفر آنها و عبرت اخلاف آنها و پند پرهيزكاران گردانيديم. (66)

وَإِذْ قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تَذْبَحُوا بَقَرَةً قَالُوا أَتَتَّخِذُنَا هُزُوًا قَالَ أَعُوذُ بِاللَّهِ أَنْ أَكُونَ مِنَ الْجَاهِلِينَ (٦٧)

و (به ياد آريد) وقتى كه موسى به قوم خود فرمود كه به امر خدا گاوى را ذبح كنيد، گفتند: ما را به تمسخر گرفته‏اى؟ موسى گفت: پناه مى‏برم به خدا از آنكه (سخن به تمسخر گويم و) از مردم نادان باشم. (67)

 

قَالُوا ادْعُ لَنَا رَبَّكَ يُبَيِّنْ لَنَا مَا هِيَ قَالَ إِنَّهُ يَقُولُ إِنَّهَا بَقَرَةٌ لا فَارِضٌ وَلا بِكْرٌ عَوَانٌ بَيْنَ ذَلِكَ فَافْعَلُوا مَا تُؤْمَرُونَ (٦٨)

گفتند: از خدايت بخواه كه خصوصيت گاو را براى ما معيّن كند. موسى گفت: خدا مى‏فرمايد: گاوى نه پير از كار افتاده و نه جوان كار نكرده، بلكه ميانه اين دو حال باشد، حال انجام دهيد آنچه مأموريد. (68)

قَالُوا ادْعُ لَنَا رَبَّكَ يُبَيِّنْ لَنَا مَا لَوْنُهَا قَالَ إِنَّهُ يَقُولُ إِنَّهَا بَقَرَةٌ صَفْرَاءُ فَاقِعٌ لَوْنُهَا تَسُرُّ النَّاظِرِينَ (٦٩)

گفتند: از خدايت بخواه كه رنگ آن گاو را معيّن كند. موسى گفت: خدا مى‏فرمايد گاو زرد زرّينى باشد كه بينندگان را فرح بخشد. (69)

قَالُوا ادْعُ لَنَا رَبَّكَ يُبَيِّنْ لَنَا مَا هِيَ إِنَّ الْبَقَرَ تَشَابَهَ عَلَيْنَا وَإِنَّا إِنْ شَاءَ اللَّهُ لَمُهْتَدُونَ (٧٠)

باز گفتند: از خدايت بخواه چگونگى آن گاو را كاملا براى ما روشن گرداند كه هنوز بر ما مشتبه است و (چون رفع اشتباه شود) البته به خواست خدا راه هدايت پيش گيريم. (70)

قَالَ إِنَّهُ يَقُولُ إِنَّهَا بَقَرَةٌ لا ذَلُولٌ تُثِيرُ الأرْضَ وَلا تَسْقِي الْحَرْثَ مُسَلَّمَةٌ لا شِيَةَ فِيهَا قَالُوا الآنَ جِئْتَ بِالْحَقِّ فَذَبَحُوهَا وَمَا كَادُوا يَفْعَلُونَ (٧١)

موسى گفت: خدا مى‏فرمايد آن گاو هم آن قدر به كار رام نباشد كه زمين شيار كند و آب به كشتزار دهد و هم بى‏عيب و يك رنگ باشد. گفتند: اكنون حقيقت را روشن ساختى. و گاوى بدان اوصاف كشتند، ليكن نزديك بود باز نافرمانى كنند. (71)

وَإِذْ قَتَلْتُمْ نَفْسًا فَادَّارَأْتُمْ فِيهَا وَاللَّهُ مُخْرِجٌ مَا كُنْتُمْ تَكْتُمُونَ (٧٢)

و (به ياد آريد) وقتى كه نفسى را كشتيد و يكديگر را درباره آن متهم كرده و نزاع برانگيختيد، و خداوند مى‏خواست راز پنهانى شما را آشكار كند. (72)

فَقُلْنَا اضْرِبُوهُ بِبَعْضِهَا كَذَلِكَ يُحْيِي اللَّهُ الْمَوْتَى وَيُرِيكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ (٧٣)

پس دستور داديم بعضى از اعضاء گاو را بر بدن كشته زنيد (تا زنده شود و قاتل را معرفى كند). اين گونه خداوند مردگان را زنده خواهد فرمود، و قدرت كامله خويش را به شما آشكار مى‏نمايد، باشد كه عقل خود را به كار بريد. (73)

ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُكُمْ مِنْ بَعْدِ ذَلِكَ فَهِيَ كَالْحِجَارَةِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَةً وَإِنَّ مِنَ الْحِجَارَةِ لَمَا يَتَفَجَّرُ مِنْهُ الأنْهَارُ وَإِنَّ مِنْهَا لَمَا يَشَّقَّقُ فَيَخْرُجُ مِنْهُ الْمَاءُ وَإِنَّ مِنْهَا لَمَا يَهْبِطُ مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ وَمَا اللَّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ (٧٤)

پس با اين معجزه باز چنان سخت دل شديد، كه دلهايتان چون سنگ يا سخت‏تر از آن شد، چه آنكه از پاره‏اى سنگها نهرها بجوشد و برخى ديگر از سنگها بشكافد و آب از آن بيرون آيد و پاره‏اى از ترس خدا فرود آيند. و (اى سنگدلان بترسيد كه) خدا از كردار شما غافل نيست. (74)

أَفَتَطْمَعُونَ أَنْ يُؤْمِنُوا لَكُمْ وَقَدْ كَانَ فَرِيقٌ مِنْهُمْ يَسْمَعُونَ كَلامَ اللَّهِ ثُمَّ يُحَرِّفُونَهُ مِنْ بَعْدِ مَا عَقَلُوهُ وَهُمْ يَعْلَمُونَ (٧٥)

آيا طمع داريد كه يهودان به (دين) شما بگروند در صورتى كه گروهى از آنان كلام خدا را شنيده و به دلخواه خود تحريف مى‏كنند با آنكه در كلام خود تعقل كرده و معنى آن را دريافته‏اند. (75(

وَإِذَا لَقُوا الَّذِينَ آمَنُوا قَالُوا آمَنَّا وَإِذَا خَلا بَعْضُهُمْ إِلَى بَعْضٍ قَالُوا أَتُحَدِّثُونَهُمْ بِمَا فَتَحَ اللَّهُ عَلَيْكُمْ لِيُحَاجُّوكُمْ بِهِ عِنْدَ رَبِّكُمْ أَفَلا تَعْقِلُونَ (٧٦)

و هر گاه با مؤمنان روبرو شوند گويند: ما نيز ايمان آورده‏ايم و چون با يكديگر خلوت كنند گويند: چرا درى كه خدا از علوم به روى شما گشوده به روى مسلمانان باز مى‏كنيد تا به كمك همان علوم با شما نزد خدايتان محاجّه كنند؟ چرا راه عقل و انديشه نمى‏پوييد؟ (76)

أَوَلا يَعْلَمُونَ أَنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ مَا يُسِرُّونَ وَمَا يُعْلِنُونَ (٧٧)

آيا نمى‏دانند كه خدا بر آنچه پنهان داشته و يا آشكار كنند آگاه است؟ (77)

وَمِنْهُمْ أُمِّيُّونَ لا يَعْلَمُونَ الْكِتَابَ إِلا أَمَانِيَّ وَإِنْ هُمْ إِلا يَظُنُّونَ (٧٨)

و بعضى عوام يهود كه خواندن و نوشتن هم ندانند تورات را جز آمال باطل خود نپندارند و تنها پابست خيالات خام و بيهوده خويشند. (78)

فَوَيْلٌ لِلَّذِينَ يَكْتُبُونَ الْكِتَابَ بِأَيْدِيهِمْ ثُمَّ يَقُولُونَ هَذَا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ لِيَشْتَرُوا بِهِ ثَمَنًا قَلِيلا فَوَيْلٌ لَهُمْ مِمَّا كَتَبَتْ أَيْدِيهِمْ وَوَيْلٌ لَهُمْ مِمَّا يَكْسِبُونَ (٧٩)

پس واى بر آن كسانى كه از پيش خود كتاب را نوشته و به خداى متعال نسبت دهند تا به بهاى اندك بفروشند، پس واى بر آنها از آن نوشته‏ها و آنچه از آن به دست آرند. (79)

وَقَالُوا لَنْ تَمَسَّنَا النَّارُ إِلا أَيَّامًا مَعْدُودَةً قُلْ أَتَّخَذْتُمْ عِنْدَ اللَّهِ عَهْدًا فَلَنْ يُخْلِفَ اللَّهُ عَهْدَهُ أَمْ تَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ مَا لا تَعْلَمُونَ (٨٠)

و يهود گفتند كه هيچ وقت آتش عذاب به ما نرسد مگر چند روزى معدود. به آنان بگو: آيا بر آنچه دعوى مى‏كنيد عهد و پيمانى از خدا گرفته‏ايد كه خدا هم از آن عهد هرگز تخلف نكند يا چيزى به خيال جاهلانه خود به خدا نسبت مى‏دهيد؟ (80)

بَلَى مَنْ كَسَبَ سَيِّئَةً وَأَحَاطَتْ بِهِ خَطِيئَتُهُ فَأُولَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ (٨١)

آرى، هر كس اعمالى زشت اندوخت و كردار بدش به او احاطه نمود چنين كسانى اهل دوزخ‏اند و در آن آتش پيوسته معذّب خواهند بود. (81)

وَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ أُولَئِكَ أَصْحَابُ الْجَنَّةِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ (٨٢)

و كسانى كه ايمان آوردند و كارهاى شايسته كردند آنان اهل بهشتند و پيوسته در بهشت جاويد متنعم خواهند بود. (82)

وَإِذْ أَخَذْنَا مِيثَاقَ بَنِي إِسْرَائِيلَ لا تَعْبُدُونَ إِلا اللَّهَ وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا وَذِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينِ وَقُولُوا لِلنَّاسِ حُسْنًا وَأَقِيمُوا الصَّلاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ ثُمَّ تَوَلَّيْتُمْ إِلا قَلِيلا مِنْكُمْ وَأَنْتُمْ مُعْرِضُونَ (٨٣)

و (ياد آريد) هنگامى كه از بنى اسرائيل عهد گرفتيم كه جز خداى را نپرستيد و نيكى كنيد درباره پدر و مادر و خويشان و يتيمان و فقيران، و به زبان خوش با مردم تكلّم كنيد و نماز به پاى داريد و زكات (مال خود) بدهيد، پس شما عهد شكسته و روى گردانيديد جز چند نفرى، و شماييد كه از حكم خدا برگشتيد. (83)

وَإِذْ أَخَذْنَا مِيثَاقَكُمْ لا تَسْفِكُونَ دِمَاءَكُمْ وَلا تُخْرِجُونَ أَنْفُسَكُمْ مِنْ دِيَارِكُمْ ثُمَّ أَقْرَرْتُمْ وَأَنْتُمْ تَشْهَدُونَ (٨٤)

و (به ياد آريد) هنگامى كه از شما عهد گرفتيم كه خون يكديگر را نريزيد و يكديگر را از خانه و ديار خود نرانيد، پس بر آن عهد اقرار كرده و خود شما بر آن گواه مى‏باشيد. (84)

ثُمَّ أَنْتُمْ هَؤُلاءِ تَقْتُلُونَ أَنْفُسَكُمْ وَتُخْرِجُونَ فَرِيقًا مِنْكُمْ مِنْ دِيَارِهِمْ تَظَاهَرُونَ عَلَيْهِمْ بِالإثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَإِنْ يَأْتُوكُمْ أُسَارَى تُفَادُوهُمْ وَهُوَ مُحَرَّمٌ عَلَيْكُمْ إِخْرَاجُهُمْ أَفَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْكِتَابِ وَتَكْفُرُونَ بِبَعْضٍ فَمَا جَزَاءُ مَنْ يَفْعَلُ ذَلِكَ مِنْكُمْ إِلا خِزْيٌ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ يُرَدُّونَ إِلَى أَشَدِّ الْعَذَابِ وَمَا اللَّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ (٨٥)

(با اين عهد و اقرار) باز شما (به همان خوى زشت) خون يكديگر مى‏ريزيد و گروهى از خودتان را از ديارشان مى‏رانيد و در بدكردارى و ستم بر ضعيفان همدست و پشتيبان يكديگريد، و چون اسير شوند براى آزادى آنها فديه مى‏دهيد، در صورتى كه به حكم تورات، اخراج كردن آنها بر شما حرام شده است! چرا به برخى از احكام ايمان آورده و به بعضى كافر مى‏شويد؟ پس جزاى چنين مردم بدكردار چيست به جز ذلّت و خوارى در زندگانى اين جهان و بازگشتن به سخت‏ترين عذاب در روز قيامت؟ و خدا غافل از كردار شما نيست. (85)

أُولَئِكَ الَّذِينَ اشْتَرَوُا الْحَيَاةَ الدُّنْيَا بِالآخِرَةِ فَلا يُخَفَّفُ عَنْهُمُ الْعَذَابُ وَلا هُمْ يُنْصَرُونَ (٨٦)

اينان همان كسانند كه (متاع دو روزه) دنيا را خريده و ملك ابدى آخرت را فروختند، پس (در آخرت) عذاب آنها تخفيف نيابد و هيچ ياورى نخواهند داشت. (86)

وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ وَقَفَّيْنَا مِنْ بَعْدِهِ بِالرُّسُلِ وَآتَيْنَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ الْبَيِّنَاتِ وَأَيَّدْنَاهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ أَفَكُلَّمَا جَاءَكُمْ رَسُولٌ بِمَا لا تَهْوَى أَنْفُسُكُمُ اسْتَكْبَرْتُمْ فَفَرِيقًا كَذَّبْتُمْ وَفَرِيقًا تَقْتُلُونَ (٨٧)

و ما به موسى كتاب تورات عطا كرديم و از پى او پيغمبران فرستاديم و عيسى پسر مريم را به معجزات و ادلّه روشن، حجتها داديم و او را به واسطه روح القدس توانايى بخشيديم. آيا هر پيغمبرى كه از جانب خدا اوامرى بر خلاف هواى نفس شما آرد گردنفرازى و سرپيچى نموده و (از راه حسد) گروهى را تكذيب كرده و جمعى را به قتل مى‏رسانيد؟! (87)

وَقَالُوا قُلُوبُنَا غُلْفٌ بَلْ لَعَنَهُمُ اللَّهُ بِكُفْرِهِمْ فَقَلِيلا مَا يُؤْمِنُونَ (٨٨)

و (آن گروه به پيغمبران) گفتند: دلهاى ما در حجاب (غفلت) است (چيزى از سخنان شما در نمى‏يابد). (چنين نيست كه گفتند) بلكه خدا بر آنها لعن فرمود، زيرا كافر شدند و ميانشان اهل ايمان كم بود. (88)

وَلَمَّا جَاءَهُمْ كِتَابٌ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مُصَدِّقٌ لِمَا مَعَهُمْ وَكَانُوا مِنْ قَبْلُ يَسْتَفْتِحُونَ عَلَى الَّذِينَ كَفَرُوا فَلَمَّا جَاءَهُمْ مَا عَرَفُوا كَفَرُوا بِهِ فَلَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الْكَافِرِينَ (٨٩)

و چون كتاب آسمانى قرآن از نزد خدا براى هدايت آنها آمد با وجودى كه كتاب (تورات) آنان را تصديق مى‏كرد و با آنكه خود آنها پيش از بعثت (پيامبر اسلام) انتظار غلبه بر كافران داشتند، آن گاه كه آمد و شناختند (كه همان پيغمبر موعود است) باز به او كافر شدند (و از نعمت وجود او ناسپاسى كردند)، پس خشم خدا بر كافران باد. (89)

بِئْسَمَا اشْتَرَوْا بِهِ أَنْفُسَهُمْ أَنْ يَكْفُرُوا بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ بَغْيًا أَنْ يُنَزِّلَ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ عَلَى مَنْ يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ فَبَاءُوا بِغَضَبٍ عَلَى غَضَبٍ وَلِلْكَافِرِينَ عَذَابٌ مُهِينٌ (٩٠)

بد معامله‏اى با خود كردند كه به نعمت قرآن كه خداوند بر آنها نازل كرد كافر شدند از روى حسد و ستمگرى كه چرا خدا فضل خود را مخصوص بعضى از بندگان گرداند (چرا پيامبرى از غير بنى اسرائيل برانگيخته)؟! و به واسطه اين حسد باز خشم ديگرى از خداى براى خود گرفتند، و براى كافران عذاب خوارى مهيّاست. (90(

وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ آمِنُوا بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ قَالُوا نُؤْمِنُ بِمَا أُنْزِلَ عَلَيْنَا وَيَكْفُرُونَ بِمَا وَرَاءَهُ وَهُوَ الْحَقُّ مُصَدِّقًا لِمَا مَعَهُمْ قُلْ فَلِمَ تَقْتُلُونَ أَنْبِيَاءَ اللَّهِ مِنْ قَبْلُ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ (٩١)

و چون به يهود گويند: به قرآن كه خدا فرستاده ايمان آريد، پاسخ دهند كه تنها به تورات كه بر ما نازل شده ايمان آوريم، و به غير تورات كافر مى‏شوند، در صورتى كه قرآن كتاب حق است و كتاب آنها را تصديق مى‏كند. بگو: اگر شما در دعوى ايمان به تورات راستگوييد پس چرا پيغمبران پيشين را مى‏كشتيد؟ (91)

وَلَقَدْ جَاءَكُمْ مُوسَى بِالْبَيِّنَاتِ ثُمَّ اتَّخَذْتُمُ الْعِجْلَ مِنْ بَعْدِهِ وَأَنْتُمْ ظَالِمُونَ (٩٢)

و با آن همه آيات و معجزات روشن كه موسى براى شما آشكار نمود باز گوساله پرستى اختيار كرديد، و شما مردمى سخت ظالم و ستمكاريد. (92)

وَإِذْ أَخَذْنَا مِيثَاقَكُمْ وَرَفَعْنَا فَوْقَكُمُ الطُّورَ خُذُوا مَا آتَيْنَاكُمْ بِقُوَّةٍ وَاسْمَعُوا قَالُوا سَمِعْنَا وَعَصَيْنَا وَأُشْرِبُوا فِي قُلُوبِهِمُ الْعِجْلَ بِكُفْرِهِمْ قُلْ بِئْسَمَا يَأْمُرُكُمْ بِهِ إِيمَانُكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ (٩٣)

و (به ياد آريد) وقتى كه از شما پيمان گرفتيم و كوه طور را بر فراز شما بداشتيم كه بايد آنچه را به شما فرستاديم با ايمان محكم بپذيريد و (سخن حق) بشنويد، شما گفتيد: خواهيم شنيد و (در نيّت گرفتيد كه در عمل) عصيان خواهيم كرد. و دلهاى آنان از عشق به گوساله پر شد از آن رو كه به خدا كافر بودند. بگو: ايمان شما سخت شما را به كار بد و كردار زشت مى‏گمارد، اگر ايمان داشته باشيد. (93)

قُلْ إِنْ كَانَتْ لَكُمُ الدَّارُ الآخِرَةُ عِنْدَ اللَّهِ خَالِصَةً مِنْ دُونِ النَّاسِ فَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ (٩٤)

بگو: اگر سراى آخرت را (با آن همه نعمت) خدا به شما اختصاص داده دون ساير مردم، بايستى هميشه به مرگ آرزومند باشيد اگر راست مى‏گوييد. (94)

وَلَنْ يَتَمَنَّوْهُ أَبَدًا بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ وَاللَّهُ عَلِيمٌ بِالظَّالِمِينَ (٩٥)

و هرگز آرزوى مرگ نخواهند كرد، (زيرا عذاب سخت) به واسطه كردار بد خود (براى خود در آخرت مهيا كرده‏اند)، و خدا آگاه به ستمكاران است. (95)

وَلَتَجِدَنَّهُمْ أَحْرَصَ النَّاسِ عَلَى حَيَاةٍ وَمِنَ الَّذِينَ أَشْرَكُوا يَوَدُّ أَحَدُهُمْ لَوْ يُعَمَّرُ أَلْفَ سَنَةٍ وَمَا هُوَ بِمُزَحْزِحِهِ مِنَ الْعَذَابِ أَنْ يُعَمَّرَ وَاللَّهُ بَصِيرٌ بِمَا يَعْمَلُونَ (٩٦)

و بر تو (و بر همه) پيداست كه يهود به حيات مادى حريص‏تر از همه خلق‏اند، حتى از مشركان، و از اين رو هر يهودى آرزوى هزار سال عمر مى‏كند، ولى عمر هزار سال هم او را از عذاب خدا نرهاند، و خدا به كردار ناپسند آنان بيناست. (96)

قُلْ مَنْ كَانَ عَدُوًّا لِجِبْرِيلَ فَإِنَّهُ نَزَّلَهُ عَلَى قَلْبِكَ بِإِذْنِ اللَّهِ مُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيْهِ وَهُدًى وَبُشْرَى لِلْمُؤْمِنِينَ (٩٧)

بگو: هر كس با جبرئيل دشمن است، او به فرمان خدا قرآن را به قلب تو رسانيد در حالى كه تصديق ساير كتب آسمانى مى‏كند و براى اهل ايمان هدايت و بشارت است. (97)

مَنْ كَانَ عَدُوًّا لِلَّهِ وَمَلائِكَتِهِ وَرُسُلِهِ وَجِبْرِيلَ وَمِيكَالَ فَإِنَّ اللَّهَ عَدُوٌّ لِلْكَافِرِينَ (٩٨)

هر كس با خدا و فرشتگان و رسولان او و جبرئيل و ميكائيل دشمن است (محققا كافر است و) خدا هم دشمن كافران است. (98)

وَلَقَدْ أَنْزَلْنَا إِلَيْكَ آيَاتٍ بَيِّنَاتٍ وَمَا يَكْفُرُ بِهَا إِلا الْفَاسِقُونَ (٩٩)

و ما (براى اثبات پيغمبرى تو) آيات و دلايل روشن به تو فرستاديم، و بجز فاسقان (و اهل عناد) كسى انكار آن نخواهد كرد. (99)

أَوَكُلَّمَا عَاهَدُوا عَهْدًا نَبَذَهُ فَرِيقٌ مِنْهُمْ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لا يُؤْمِنُونَ (١٠٠)

براى چه هر عهد و پيمان كه بستند گروهى آن را مى‏شكنند؟ (نه اينان) بلكه اكثر آنها اصلا ايمان نخواهند آورد. (100)

وَلَمَّا جَاءَهُمْ رَسُولٌ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مُصَدِّقٌ لِمَا مَعَهُمْ نَبَذَ فَرِيقٌ مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ كِتَابَ اللَّهِ وَرَاءَ ظُهُورِهِمْ كَأَنَّهُمْ لا يَعْلَمُونَ (١٠١)

و چون پيغمبرى از جانب خدا بر آنان آمد كه به راستى كتب آسمانى آنها گواهى مى‏داد، گروهى از اهل كتاب، كتاب خدا را پشت سر انداختند (و به حكم آن كتاب كه امر به ايمان آوردن به قرآن مى‏كرد رفتار نكردند) گويى (از آن كتاب) هيچ نمى‏دانند. (101)

وَاتَّبَعُوا مَا تَتْلُو الشَّيَاطِينُ عَلَى مُلْكِ سُلَيْمَانَ وَمَا كَفَرَ سُلَيْمَانُ وَلَكِنَّ الشَّيَاطِينَ كَفَرُوا يُعَلِّمُونَ النَّاسَ السِّحْرَ وَمَا أُنْزِلَ عَلَى الْمَلَكَيْنِ بِبَابِلَ هَارُوتَ وَمَارُوتَ وَمَا يُعَلِّمَانِ مِنْ أَحَدٍ حَتَّى يَقُولا إِنَّمَا نَحْنُ فِتْنَةٌ فَلا تَكْفُرْ فَيَتَعَلَّمُونَ مِنْهُمَا مَا يُفَرِّقُونَ بِهِ بَيْنَ الْمَرْءِ وَزَوْجِهِ وَمَا هُمْ بِضَارِّينَ بِهِ مِنْ أَحَدٍ إِلا بِإِذْنِ اللَّهِ وَيَتَعَلَّمُونَ مَا يَضُرُّهُمْ وَلا يَنْفَعُهُمْ وَلَقَدْ عَلِمُوا لَمَنِ اشْتَرَاهُ مَا لَهُ فِي الآخِرَةِ مِنْ خَلاقٍ وَلَبِئْسَ مَا شَرَوْا بِهِ أَنْفُسَهُمْ لَوْ كَانُوا يَعْلَمُونَ (١٠٢)

و پيروى كردند سخنانى را كه (ديوان و) شياطين در ملك سليمان (به افسون و جادوگرى) مى‏خواندند، و هرگز سليمان (با به كار بردن سحر به خدا) كافر نگشت و لكن شياطين كافر شدند كه سحر به مردم مى‏آموختند. و آنچه را كه بر دو فرشته هاروت و ماروت در بابل نازل شده بود پيروى كردند، در صورتى كه آن دو ملك به هيچ كس چيزى نمى‏آموختند مگر آنكه بدو مى‏گفتند كه كار ما فتنه و امتحان است، مبادا كافر شوى! اما مردم از آن دو ملك چيزى را كه ما بين زن و شوهر جدايى افكند مى‏آموختند، البته به كسى زيان نمى‏رسانيدند مگر آنكه خدا بخواهد، و چيزى كه مى‏آموختند به خلق زيان مى‏رسانيد و سود نمى‏بخشيد، و محققا مى‏دانستند كه هر كه چنين كند در عالم آخرت هرگز بهره‏اى نخواهد يافت، و آنان به بهاى بدى خود را فروختند، اگر مى‏دانستند. (102)

وَلَوْ أَنَّهُمْ آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَمَثُوبَةٌ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ خَيْرٌ لَوْ كَانُوا يَعْلَمُونَ (١٠٣)

و محققا اگر ايمان آورده و پرهيزكار مى‏شدند بهره‏اى كه از خدا نصيب آنها مى‏شد بهتر از هر چيز بود، چنانچه مى‏دانستند. (103)

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَقُولُوا رَاعِنَا وَقُولُوا انْظُرْنَا وَاسْمَعُوا وَلِلْكَافِرِينَ عَذَابٌ أَلِيمٌ (١٠٤)

اى اهل ايمان (هنگام تكلم با رسول) به كلمه راعنا (ما را رعايت كن) تعبير مكنيد، بلكه بگوييد: انظرنا (ناظر احوال ما باش) و (سخن خدا را) بشنويد و (بدانيد كه) براى كافران عذاب دردناك مهيا است. (104)

مَا يَوَدُّ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ وَلا الْمُشْرِكِينَ أَنْ يُنَزَّلَ عَلَيْكُمْ مِنْ خَيْرٍ مِنْ رَبِّكُمْ وَاللَّهُ يَخْتَصُّ بِرَحْمَتِهِ مَنْ يَشَاءُ وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ (١٠٥)

هرگز كافران اهل كتاب و مشركان مايل نيستند كه بر شما (مسلمين) خيرى از جانب خدايتان نازل شود، ليكن خدا هر كه را بخواهد به فضل و رحمت خويش مخصوص گرداند، و خدا صاحب فضل عظيم است. (105(

مَا نَنْسَخْ مِنْ آيَةٍ أَوْ نُنْسِهَا نَأْتِ بِخَيْرٍ مِنْهَا أَوْ مِثْلِهَا أَلَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ (١٠٦)

هر چه از آيات قرآن را نسخ كنيم يا حكم آن را از خاطرها بريم (و متروك سازيم) بهتر از آن يا مانند آن بياوريم. آيا نمى‏دانى كه خدا بر هر چيز قادر است؟ (106)

أَلَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ وَمَا لَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ وَلِيٍّ وَلا نَصِيرٍ (١٠٧)

آيا نمى‏دانى كه پادشاهى آسمانها و زمين مختصّ خداوند است و شما را به جز خدا يار و ياورى نخواهد بود؟ (107)

أَمْ تُرِيدُونَ أَنْ تَسْأَلُوا رَسُولَكُمْ كَمَا سُئِلَ مُوسَى مِنْ قَبْلُ وَمَنْ يَتَبَدَّلِ الْكُفْرَ بِالإيمَانِ فَقَدْ ضَلَّ سَوَاءَ السَّبِيلِ (١٠٨)

آيا اراده آن داريد كه شما نيز از پيغمبر خود در خواست كنيد آنچه را كه يهود در زمان گذشته از موسى خواستند؟ و هر كه ايمان را مبدّل به كفر گرداند، بى‏شك راه راست را گم كرده است. (108)

وَدَّ كَثِيرٌ مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ لَوْ يَرُدُّونَكُمْ مِنْ بَعْدِ إِيمَانِكُمْ كُفَّارًا حَسَدًا مِنْ عِنْدِ أَنْفُسِهِمْ مِنْ بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمُ الْحَقُّ فَاعْفُوا وَاصْفَحُوا حَتَّى يَأْتِيَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ (١٠٩)

بسيارى از اهل كتاب آرزو دارند كه شما را از ايمان به كفر برگردانند به سبب رشك و حسدى كه در نفس خود بر ايمان شما برند بعد از آنكه حق بر آنها آشكار گرديد، پس (اگر ستمى از آنها به شما رسيد) در گذريد (و مدارا كنيد) تا هنگامى كه فرمان خدا برسد، كه البته خدا بر هر چيز قادر و تواناست. (109)

وَأَقِيمُوا الصَّلاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ وَمَا تُقَدِّمُوا لأنْفُسِكُمْ مِنْ خَيْرٍ تَجِدُوهُ عِنْدَ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ (١١٠)

و نماز به پا داريد و زكات بدهيد و بدانيد كه هر چه از اطاعت حق و كار نيكو براى خود پيش مى‏فرستيد آن را در نزد خدا خواهيد يافت، كه محققا خداوند به هر كار شما بيناست. (110)

وَقَالُوا لَنْ يَدْخُلَ الْجَنَّةَ إِلا مَنْ كَانَ هُودًا أَوْ نَصَارَى تِلْكَ أَمَانِيُّهُمْ قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ (١١١)

و يهود گفتند: هرگز به بهشت نرود جز طايفه يهود، و نصارى گفتند: جز طايفه نصارى. اين تنها آرزوى باطل آنهاست، بگو: بر اين دعوى برهان آوريد اگر راست مى‏گوييد. (111)

بَلَى مَنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلَّهِ وَهُوَ مُحْسِنٌ فَلَهُ أَجْرُهُ عِنْدَ رَبِّهِ وَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلا هُمْ يَحْزَنُونَ (١١٢)

آرى، هر كه تسليم حكم خدا گرديد و نيكوكار گشت مسلّم اجرش نزد خدا خواهد بود و آنان را هيچ خوف و انديشه و هيچ اندوهى نخواهد بود. (112)

وَقَالَتِ الْيَهُودُ لَيْسَتِ النَّصَارَى عَلَى شَيْءٍ وَقَالَتِ النَّصَارَى لَيْسَتِ الْيَهُودُ عَلَى شَيْءٍ وَهُمْ يَتْلُونَ الْكِتَابَ كَذَلِكَ قَالَ الَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ مِثْلَ قَوْلِهِمْ فَاللَّهُ يَحْكُمُ بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فِيمَا كَانُوا فِيهِ يَخْتَلِفُونَ (١١٣)

يهود بر اين دعويند كه نصارى را از حق چيزى در دست نيست، و نصارى بر اين دعوى كه يهود را از حق چيزى در دست نيست، در صورتى كه هر دو گروه در خواندن كتاب آسمانى يكسانند. اين گونه دعويها نظير گفتار و مجادلات مردمى است كه از كتاب آسمانى بى‏بهره‏اند. و خداوند در اين اختلافات روز قيامت ميان آنها حكم خواهد فرمود. (113)

وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ مَنَعَ مَسَاجِدَ اللَّهِ أَنْ يُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ وَسَعَى فِي خَرَابِهَا أُولَئِكَ مَا كَانَ لَهُمْ أَنْ يَدْخُلُوهَا إِلا خَائِفِينَ لَهُمْ فِي الدُّنْيَا خِزْيٌ وَلَهُمْ فِي الآخِرَةِ عَذَابٌ عَظِيمٌ (١١٤)

و كيست ستمكارتر از آن كه مردم را از ذكر نام خدا در مساجد منع كند و در خرابى آن اهتمام و كوشش نمايد؟ چنين گروه را نشايد كه در مساجد مسلمين در آيند جز آنكه (بر خود) ترسان باشند. اين گروه را در دنيا ذلت و خوارى نصيب است و در آخرت عذابى بزرگ. (114)

وَلِلَّهِ الْمَشْرِقُ وَالْمَغْرِبُ فَأَيْنَمَا تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ وَاسِعٌ عَلِيمٌ (١١٥)

مشرق و مغرب هر دو ملك خداست، پس به هر طرف روى كنيد به سوى خدا روى آورده‏ايد، كه خدا (به همه جا) محيط و (به هر چيز) داناست. (115)

وَقَالُوا اتَّخَذَ اللَّهُ وَلَدًا سُبْحَانَهُ بَلْ لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ كُلٌّ لَهُ قَانِتُونَ (١١٦)

گروهى گفتند: خدا داراى فرزند است. او پاك و منزه از آن است، بلكه هر چه در آسمانها و زمين است ملك اوست و همه فرمانبردار اويند. (116)

بَدِيعُ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ وَإِذَا قَضَى أَمْرًا فَإِنَّمَا يَقُولُ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ (١١٧)

او آفريننده آسمانها و زمين است و چون اراده آفريدن چيزى كند، به محض آنكه گويد: موجود باش، موجود خواهد شد. (117)

وَقَالَ الَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ لَوْلا يُكَلِّمُنَا اللَّهُ أَوْ تَأْتِينَا آيَةٌ كَذَلِكَ قَالَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ مِثْلَ قَوْلِهِمْ تَشَابَهَتْ قُلُوبُهُمْ قَدْ بَيَّنَّا الآيَاتِ لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ (١١٨)

مردم نادان اعتراض كردند كه چرا خداوند با ما سخن نگويد، يا معجزه‏اى (و كتابى مطابق ميل ما) بر ما نمى‏آيد؟ پيشينيان هم به مانند اينان (به نادانى) چنين سخنان مى‏گفتند دلهاشان (در نافهمى) به هم شبيه است. ما ادلّه رسالت را براى اهل يقين روشن گردانيديم. (118)

إِنَّا أَرْسَلْنَاكَ بِالْحَقِّ بَشِيرًا وَنَذِيرًا وَلا تُسْأَلُ عَنْ أَصْحَابِ الْجَحِيمِ (١١٩)

(اى پيغمبر) ما تو را به حق فرستاديم كه مردم را (به نعمت بهشت) مژده دهى و (از عذاب جهنم) بترسانى، و تو مسئول كافران كه به راه جهنم رفتند نيستى. (119)

وَلَنْ تَرْضَى عَنْكَ الْيَهُودُ وَلا النَّصَارَى حَتَّى تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ قُلْ إِنَّ هُدَى اللَّهِ هُوَ الْهُدَى وَلَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوَاءَهُمْ بَعْدَ الَّذِي جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ مَا لَكَ مِنَ اللَّهِ مِنْ وَلِيٍّ وَلا نَصِيرٍ (١٢٠)

هرگز يهود و نصارى از تو راضى نخواهند شد مگر آنكه پيروى از آيين آنها كنى. بگو: راهى كه خدا بنمايد به يقين راه حق تنها همان است و البته اگر از ميل و خواهش آنها پيروى كنى بعد از آنكه طريق حق را دريافتى، ديگر از سوى خدا يار و ياورى نخواهى داشت. (120(

الَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ يَتْلُونَهُ حَقَّ تِلاوَتِهِ أُولَئِكَ يُؤْمِنُونَ بِهِ وَمَنْ يَكْفُرْ بِهِ فَأُولَئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ (١٢١)

كسانى كه كتاب بر آنها فرستاديم آن را خوانده و حق خواندن آن را (در مقام عمل نيز) بجا آورند، آنان اهل ايمانند و آنها كه به كتاب خدا كافر شوند (و حق شناسى نكنند) آن گروه زيانكاران عالمند. (121)

يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ اذْكُرُوا نِعْمَتِيَ الَّتِي أَنْعَمْتُ عَلَيْكُمْ وَأَنِّي فَضَّلْتُكُمْ عَلَى الْعَالَمِينَ (١٢٢)

اى بنى اسرائيل، به ياد آريد نعمتى را كه به شما عطا كردم و اينكه شما را بر همه مردم فضيلت و برترى دادم. (122)

وَاتَّقُوا يَوْمًا لا تَجْزِي نَفْسٌ عَنْ نَفْسٍ شَيْئًا وَلا يُقْبَلُ مِنْهَا عَدْلٌ وَلا تَنْفَعُهَا شَفَاعَةٌ وَلا هُمْ يُنْصَرُونَ (١٢٣)

و بترسيد از روزى كه هيچ كس اندكى به كار ديگرى نيايد و به حال او سودى نبخشد و از هيچ كس فدايى پذيرفته نشود و شفاعت كسى او را سودمند نبود و آنان را ياورى نباشد. (123)

وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَمِنْ ذُرِّيَّتِي قَالَ لا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ (١٢٤)

و (به ياد آر) هنگامى كه خدا ابراهيم را به امورى امتحان فرمود و او همه را به جاى آورد، خدا به او گفت: من تو را به پيشوايى خلق برگزينم، ابراهيم عرض كرد: به فرزندان من چه؟ فرمود: (اگر شايسته باشند مى‏دهم، زيرا) عهد من به مردم ستمكار نخواهد رسيد. (124)

وَإِذْ جَعَلْنَا الْبَيْتَ مَثَابَةً لِلنَّاسِ وَأَمْنًا وَاتَّخِذُوا مِنْ مَقَامِ إِبْرَاهِيمَ مُصَلًّى وَعَهِدْنَا إِلَى إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ أَنْ طَهِّرَا بَيْتِيَ لِلطَّائِفِينَ وَالْعَاكِفِينَ وَالرُّكَّعِ السُّجُودِ (١٢٥)

و (به ياد آر) هنگامى كه ما خانه كعبه را مرجع امر دين خلق و مقام امن مقرّر داشتيم و (دستور داده شد كه) مقام ابراهيم را جايگاه پرستش خدا قرار دهيد و به ابراهيم و اسماعيل سفارش كرديم كه حرم مرا (از بت) بپردازيد و پاكيزه داريد براى اهل ايمان كه به طواف و اعتكاف حرم آيند و در آن نماز و طاعت خدا به جاى آرند. (125)

وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّ اجْعَلْ هَذَا بَلَدًا آمِنًا وَارْزُقْ أَهْلَهُ مِنَ الثَّمَرَاتِ مَنْ آمَنَ مِنْهُمْ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ قَالَ وَمَنْ كَفَرَ فَأُمَتِّعُهُ قَلِيلا ثُمَّ أَضْطَرُّهُ إِلَى عَذَابِ النَّارِ وَبِئْسَ الْمَصِيرُ (١٢٦)

و (به ياد آر) هنگامى كه ابراهيم عرض كرد: پروردگارا، اين شهر را محل امن و آسايش قرار ده و اهلش را كه ايمان به خدا و روز قيامت آورده‏اند از انواع روزيها بهره‏مند ساز، خدا فرمود: و هر كه (با وجود اين نعمت) سپاس نگزارد و راه كفر پيمايد گر چه در دنيا او را اندكى بهره‏مند كنم، ليكن در آخرت ناچار معذب به آتش دوزخ گردانم كه بد منزلگاهى است. (126)

وَإِذْ يَرْفَعُ إِبْرَاهِيمُ الْقَوَاعِدَ مِنَ الْبَيْتِ وَإِسْمَاعِيلُ رَبَّنَا تَقَبَّلْ مِنَّا إِنَّكَ أَنْتَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ (١٢٧)

و (ياد آر) وقتى كه ابراهيم و اسماعيل ديوارهاى خانه كعبه را بر مى‏افراشتند عرض كردند: پروردگارا (اين خدمت) از ما قبول فرما، كه تويى كه (دعاى خلق را) شنوا و (به اسرار همه) دانايى. (127)

رَبَّنَا وَاجْعَلْنَا مُسْلِمَيْنِ لَكَ وَمِنْ ذُرِّيَّتِنَا أُمَّةً مُسْلِمَةً لَكَ وَأَرِنَا مَنَاسِكَنَا وَتُبْ عَلَيْنَا إِنَّكَ أَنْتَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ (١٢٨)

پروردگارا، دل ما را تسليم فرمان خود گردان و فرزندان ما را نيز امتى تسليم و رضاى خود بدار، و راه پرستش و طاعت را به ما بنما و بر ما (وظيفه بندگى را) سهل و آسان‏گير، كه تويى توبه‏پذير و مهربان. (128)

رَبَّنَا وَابْعَثْ فِيهِمْ رَسُولا مِنْهُمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِكَ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَيُزَكِّيهِمْ إِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ (١٢٩)

پروردگارا، در ميان آنان رسولى از خودشان برانگيز كه بر آنان تلاوت آيات تو كند و آنان را علم كتاب و حكمت بياموزد و روانشان را (از هر زشتى) پاك و منزه سازد، كه تو بر هر كار كه خواهى قدرت و علم كامل دارى. (129)

وَمَنْ يَرْغَبُ عَنْ مِلَّةِ إِبْرَاهِيمَ إِلا مَنْ سَفِهَ نَفْسَهُ وَلَقَدِ اصْطَفَيْنَاهُ فِي الدُّنْيَا وَإِنَّهُ فِي الآخِرَةِ لَمِنَ الصَّالِحِينَ (١٣٠)

و چه كس از آيين پاك ابراهيم روى گرداند به جز مردم بيخرد؟! زيرا ما ابراهيم را در دنيا (به شرف رسالت) برگزيديم و البته در آخرت هم از شايستگان است. (130)

إِذْ قَالَ لَهُ رَبُّهُ أَسْلِمْ قَالَ أَسْلَمْتُ لِرَبِّ الْعَالَمِينَ (١٣١)

آن گاه (برگزيده شد) كه خدا به او فرمود: اى ابراهيم سر به فرمان خدا فرود آر، عرض كرد: پروردگار عالميان را مطيع فرمانم. (131)

وَوَصَّى بِهَا إِبْرَاهِيمُ بَنِيهِ وَيَعْقُوبُ يَا بَنِيَّ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَى لَكُمُ الدِّينَ فَلا تَمُوتُنَّ إِلا وَأَنْتُمْ مُسْلِمُونَ (١٣٢)

و ابراهيم و يعقوب بدين گونه به فرزندان خود سفارش و توصيه نمودند كه اى فرزندان من، خدا براى شما آيين پاك برگزيد، پس (پيروى كنيد و) تا گاه جان سپردن الّا تسليم رضاى خدا نباشيد. (132)

أَمْ كُنْتُمْ شُهَدَاءَ إِذْ حَضَرَ يَعْقُوبَ الْمَوْتُ إِذْ قَالَ لِبَنِيهِ مَا تَعْبُدُونَ مِنْ بَعْدِي قَالُوا نَعْبُدُ إِلَهَكَ وَإِلَهَ آبَائِكَ إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ إِلَهًا وَاحِدًا وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ (١٣٣)

شما كى و كجا حاضر بوديد هنگامى كه مرگ يعقوب در رسيد و به فرزندان خود گفت كه شما پس از مرگ من كه را مى‏پرستيد؟ گفتند: خداى تو را و خداى پدران تو ابراهيم و اسماعيل و اسحاق را كه معبود يگانه است و ما مطيع فرمان اوييم. (133)

تِلْكَ أُمَّةٌ قَدْ خَلَتْ لَهَا مَا كَسَبَتْ وَلَكُمْ مَا كَسَبْتُمْ وَلا تُسْأَلُونَ عَمَّا كَانُوا يَعْمَلُونَ (١٣٤)

آنها گروهى بودند كه درگذشتند، هر كار نيك و بد كردند براى خود كردند و شما هم هر چه كنيد براى خويش خواهيد كرد و شما مسئول كار آنها نخواهيد بود. (134)

وَقَالُوا كُونُوا هُودًا أَوْ نَصَارَى تَهْتَدُوا قُلْ بَلْ مِلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ (١٣٥)

يهود و نصارى گفتند كه به آيين ما درآييد تا راه راست يافته و طريق حق پوييد. (اى پيغمبر در جواب آنها) بگو: بلكه ما آيين ابراهيم را پيروى مى‏كنيم كه به راه راست توحيد بود و از مشركان نبود. (135

قُولُوا آمَنَّا بِاللَّهِ وَمَا أُنْزِلَ إِلَيْنَا وَمَا أُنْزِلَ إِلَى إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ وَالأسْبَاطِ وَمَا أُوتِيَ مُوسَى وَعِيسَى وَمَا أُوتِيَ النَّبِيُّونَ مِنْ رَبِّهِمْ لا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِنْهُمْ وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ (١٣٦)

بگوييد كه ما (مسلمين) ايمان به خدا آورده‏ايم و به آن كتابى كه بر پيغمبر ما فرستادند و به آنچه بر ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب و فرزندان او نازل شده و به آنچه به موسى و عيسى داده شده و هم به آنچه به پيغمبران از جانب خدا داده شده، به همه عقيده‏منديم و ميان هيچ يك از آنان فرق نگذاريم و تسليم فرمان او هستيم. (136)

فَإِنْ آمَنُوا بِمِثْلِ مَا آمَنْتُمْ بِهِ فَقَدِ اهْتَدَوْا وَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّمَا هُمْ فِي شِقَاقٍ فَسَيَكْفِيكَهُمُ اللَّهُ وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ (١٣٧)

پس اگر به آنچه شما ايمان آورديد يهود و نصارى نيز ايمان آوردند، راه حق يافته‏اند و اگر (از حق) روى بگردانند شك نيست كه آنها در ستيز با حق خواهند بود و خداوند تو را از شر و آسيب آنها نگه مى‏دارد و خدا شنوا و داناست. (137)

صِبْغَةَ اللَّهِ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ صِبْغَةً وَنَحْنُ لَهُ عَابِدُونَ (١٣٨)

رنگ خداست (كه به ما رنگ ايمان و سيرت توحيد بخشيده) و چه رنگى بهتر از رنگ (ايمان به) خدا؟ و ما او را پرستش مى‏كنيم. (138)

قُلْ أَتُحَاجُّونَنَا فِي اللَّهِ وَهُوَ رَبُّنَا وَرَبُّكُمْ وَلَنَا أَعْمَالُنَا وَلَكُمْ أَعْمَالُكُمْ وَنَحْنُ لَهُ مُخْلِصُونَ (١٣٩)

(اى پيغمبر به اهل كتاب) بگو: در مورد خدا شما را با ما چه جاى بحث و جدال است؟ در صورتى كه او پروردگار ما و شماست و ما مسئول كار خود و شما مسئول كردار خويش هستيد، و ماييم كه او را از روى خلوص پرستش مى‏كنيم. (139)

أَمْ تَقُولُونَ إِنَّ إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ وَالأسْبَاطَ كَانُوا هُودًا أَوْ نَصَارَى قُلْ أَأَنْتُمْ أَعْلَمُ أَمِ اللَّهُ وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ كَتَمَ شَهَادَةً عِنْدَهُ مِنَ اللَّهِ وَمَا اللَّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ (١٤٠)

يا آنكه گوييد كه ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب و فرزندان او بر آيين يهوديت يا نصرانيّت بودند؟ (خدا مرا فرمايد كه در پاسخ) بگو: شما بهتر مى‏دانيد يا خدا؟ و كيست ستمكارتر از آن كه شهادت خدا را (درباره اين انبيا) كتمان كند؟ و خدا از آنچه مى‏كنيد غافل نيست. (140)

تِلْكَ أُمَّةٌ قَدْ خَلَتْ لَهَا مَا كَسَبَتْ وَلَكُمْ مَا كَسَبْتُمْ وَلا تُسْأَلُونَ عَمَّا كَانُوا يَعْمَلُونَ (١٤١)

آن گروه پيشين همه درگذشتند، هر چه كردند براى خود كردند و شما نيز هر چه كنيد به سود خويش كنيد و شما مسئول كار آنان نخواهيد بود. (141)

سَيَقُولُ السُّفَهَاءُ مِنَ النَّاسِ مَا وَلاهُمْ عَنْ قِبْلَتِهِمُ الَّتِي كَانُوا عَلَيْهَا قُلْ لِلَّهِ الْمَشْرِقُ وَالْمَغْرِبُ يَهْدِي مَنْ يَشَاءُ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ (١٤٢)

مردم بى‏خرد خواهند گفت: چه موجب شد كه مسلمين از قبله‏اى كه بر آن بودند (از بيت المقدس) روى به كعبه آوردند؟ بگو: مشرق و مغرب براى خداست و هر كه را خواهد به راه راست هدايت مى‏كند. (142)

وَكَذَلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطًا لِتَكُونُوا شُهَدَاءَ عَلَى النَّاسِ وَيَكُونَ الرَّسُولُ عَلَيْكُمْ شَهِيدًا وَمَا جَعَلْنَا الْقِبْلَةَ الَّتِي كُنْتَ عَلَيْهَا إِلا لِنَعْلَمَ مَنْ يَتَّبِعُ الرَّسُولَ مِمَّنْ يَنْقَلِبُ عَلَى عَقِبَيْهِ وَإِنْ كَانَتْ لَكَبِيرَةً إِلا عَلَى الَّذِينَ هَدَى اللَّهُ وَمَا كَانَ اللَّهُ لِيُضِيعَ إِيمَانَكُمْ إِنَّ اللَّهَ بِالنَّاسِ لَرَءُوفٌ رَحِيمٌ (١٤٣)

و ما هم چنان شما (مسلمين) را به آيين اسلام هدايت كرديم و به سيرت نيكو بياراستيم تا گواه مردم باشيد و پيغمبر نيز گواه شما باشد (تا شما از وى بياموزيد). و (اى پيغمبر) ما قبله‏اى را كه بر آن بودى تغيير نداديم مگر براى اينكه بيازماييم و جدا سازيم گروهى را كه از پيغمبر خدا پيروى مى‏كنند از آنان كه عقبگرد كنند و (به مخالفت او برخيزند)، و اين تغيير قبله بسى بزرگ نمود جز در نظر هدايت يافتگان خدا. و خداوند اجر پايدارى شما را در راه ايمان تباه نگرداند كه خدا به خلق مشفق و مهربان است. (143)

قَدْ نَرَى تَقَلُّبَ وَجْهِكَ فِي السَّمَاءِ فَلَنُوَلِّيَنَّكَ قِبْلَةً تَرْضَاهَا فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَحَيْثُمَا كُنْتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَكُمْ شَطْرَهُ وَإِنَّ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ لَيَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ وَمَا اللَّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا يَعْمَلُونَ (١٤٤)

ما توجه تو را بر آسمان (به انتظار وحى و تغيير قبله) بنگريم و البته روى تو را به قبله‏اى كه به آن خشنود شوى گردانيم، پس روى كن به طرف مسجد الحرام و شما (مسلمين) نيز هر كجا باشيد (در نماز) روى بدان جانب كنيد. و گروه اهل كتاب به خوبى مى‏دانند كه اين تغيير قبله به حق و راستى از جانب خداست (نه به دلخواه كس) و خدا از كردار آنها غافل نيست. (144)

وَلَئِنْ أَتَيْتَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ بِكُلِّ آيَةٍ مَا تَبِعُوا قِبْلَتَكَ وَمَا أَنْتَ بِتَابِعٍ قِبْلَتَهُمْ وَمَا بَعْضُهُمْ بِتَابِعٍ قِبْلَةَ بَعْضٍ وَلَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوَاءَهُمْ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ إِنَّكَ إِذًا لَمِنَ الظَّالِمِينَ (١٤٥)

و تو (اى پيغمبر) اگر هر قسم معجزه براى اهل كتاب بياورى پيرو قبله تو نشوند و تو نيز تبعيت از قبله آنان نخواهى كرد و بعضى ملل تابع قبله برخى ديگر نشوند، و اگر تو تابع دلخواه و هوسهاى جاهلانه آنها شوى بعد از آنكه از جانب خدا علم يافتى، در اين صورت البته از گروه ستمكاران خواهى بود. (145)

الَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ يَعْرِفُونَهُ كَمَا يَعْرِفُونَ أَبْنَاءَهُمْ وَإِنَّ فَرِيقًا مِنْهُمْ لَيَكْتُمُونَ الْحَقَّ وَهُمْ يَعْلَمُونَ (١٤٦)

گروهى كه ما بر آنها كتاب فرستاديم، (محمد صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم و حقّانيّت) او را به خوبى مى‏شناسند همان گونه كه فرزندان خود را، و لكن گروهى از آنان (از راه عناد) حق را كتمان مى‏كنند در صورتى كه علم به آن دارند. (146)

الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ فَلا تَكُونَنَّ مِنَ الْمُمْتَرِينَ (١٤٧)

حق همان است كه از طرف خدا به سوى تو آمد، پس هيچ شبهه به دل راه مده. (147)

وَلِكُلٍّ وِجْهَةٌ هُوَ مُوَلِّيهَا فَاسْتَبِقُوا الْخَيْرَاتِ أَيْنَمَا تَكُونُوا يَأْتِ بِكُمُ اللَّهُ جَمِيعًا إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ (١٤٨)

هر كسى را راهى است به سوى حق كه بدان راه يابد (يا قبله‏اى است كه به آن روى آورد) پس بشتابيد به خيرات كه هر كجا باشيد همه شما را خداوند (به عرصه محشر) خواهد آورد و محققا خدا بر همه چيز تواناست. (148)

وَمِنْ حَيْثُ خَرَجْتَ فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَإِنَّهُ لَلْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ وَمَا اللَّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ (١٤٩)

و از هر كجا و به سوى هر ديار بيرون شدى (در نماز) روى به طرف كعبه آور، و اين دستور قبله بر وجه صواب و به امر خداست و خدا از كار شما غافل نيست. (149)

وَمِنْ حَيْثُ خَرَجْتَ فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَحَيْثُمَا كُنْتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَكُمْ شَطْرَهُ لِئَلا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَيْكُمْ حُجَّةٌ إِلا الَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْهُمْ فَلا تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِي وَلأتِمَّ نِعْمَتِي عَلَيْكُمْ وَلَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ (١٥٠)

و از هر جا و به هر ديار بيرون شدى روى به جانب كعبه كن و شما مسلمين هم به هر كجا بوديد روى بدان جانب كنيد تا مردم به حجّت و مجادله بر شما زبان نگشايند- جز گروه ستمكار (معاند) كه از (جدل و گفتگوى) آنان هم نينديشيد و از (نافرمانى) من بترسيد- و تا نعمت و رحمتم را براى شما به حد كمال رسانم، و باشد كه (به طريق صواب) راه يابيد. (150(

كَمَا أَرْسَلْنَا فِيكُمْ رَسُولا مِنْكُمْ يَتْلُو عَلَيْكُمْ آيَاتِنَا وَيُزَكِّيكُمْ وَيُعَلِّمُكُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَيُعَلِّمُكُمْ مَا لَمْ تَكُونُوا تَعْلَمُونَ (١٥١)

همان طور كه در ميان شما فرستاده‏اى از خودتان روانه كرديم [كه] آيات ما را بر شما مى‏خواند و شما را پاك مى‏گرداند و به شما كتاب و حكمت مى‏آموزد و آنچه را نمى‏دانستيد به شما ياد مى‏دهد (۱۵۱)

فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ وَاشْكُرُوا لِي وَلا تَكْفُرُونِ (١٥٢)

پس مرا ياد كنيد تا شما را ياد كنم و شكر نعمت من به جاى آريد و كفران نعمت من نكنيد. (152)

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلاةِ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ (١٥٣)

اى اهل ايمان، (در پيشرفت كار خود) از صبر و مقاومت كمك گيريد و به ذكر خدا و نماز توسّل جوييد كه خدا با صابران است. (153)

وَلا تَقُولُوا لِمَنْ يُقْتَلُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتٌ بَلْ أَحْيَاءٌ وَلَكِنْ لا تَشْعُرُونَ (١٥٤)

و به آنان كه در راه خدا كشته شوند مرده نگوييد، بلكه زنده ابدى هستند و ليكن همه شما اين حقيقت را درنخواهيد يافت. (154)

وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِنَ الأمْوَالِ وَالأنْفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ (١٥٥)

و البته شما را به پاره‏اى از سختى‏ها چون ترس و گرسنگى و نقصان اموال و نفوس و آفات زراعت بيازماييم، و صابران را بشارت و مژده بده. (155)

الَّذِينَ إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ (١٥٦)

آنان كه چون به حادثه سخت و ناگوارى دچار شوند (صبورى پيش گرفته و) گويند: ما به فرمان خدا آمده‏ايم و به سوى او رجوع خواهيم كرد. (156)

أُولَئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَوَاتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَرَحْمَةٌ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ (١٥٧)

آن گروهند كه مخصوص به درود و الطاف الهى و رحمت خاص خدايند و آنها خود هدايت يافتگانند. (157)

إِنَّ الصَّفَا وَالْمَرْوَةَ مِنْ شَعَائِرِ اللَّهِ فَمَنْ حَجَّ الْبَيْتَ أَوِ اعْتَمَرَ فَلا جُنَاحَ عَلَيْهِ أَنْ يَطَّوَّفَ بِهِمَا وَمَنْ تَطَوَّعَ خَيْرًا فَإِنَّ اللَّهَ شَاكِرٌ عَلِيمٌ (١٥٨)

سعى صفا و مروه از شعائر دين خداست، پس هر كس حجّ خانه كعبه يا اعمال مخصوص عمره به جاى آورد باكى بر او نيست كه سعى صفا و مروه نيز به جاى آرد، و هر كس به راه خير و نيكى شتابد (خدا پاداش وى خواهد داد كه) خدا قدردان و (به همه امور خلق) عالم است. (158)

إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ مَا أَنْزَلْنَا مِنَ الْبَيِّنَاتِ وَالْهُدَى مِنْ بَعْدِ مَا بَيَّنَّاهُ لِلنَّاسِ فِي الْكِتَابِ أُولَئِكَ يَلْعَنُهُمُ اللَّهُ وَيَلْعَنُهُمُ اللاعِنُونَ (١٥٩)

آن گروه (از علماى اهل كتاب) كه آيات واضحه و هدايتى را كه فرستاديم كتمان نمايند بعد از آنكه آن را براى (هدايت) مردم در كتاب آسمانى بيان كرديم، آنها را خدا و تمام لعن كنندگان (از جن و انس و ملك) نيز لعن مى‏كنند. (159)

إِلا الَّذِينَ تَابُوا وَأَصْلَحُوا وَبَيَّنُوا فَأُولَئِكَ أَتُوبُ عَلَيْهِمْ وَأَنَا التَّوَّابُ الرَّحِيمُ (١٦٠)

مگر آنهايى كه توبه كردند و به اصلاح مفاسد اعمال خود پرداختند و بيان كردند (آنچه را كه كتمان كردند)، پس توبه اينان را مى‏پذيرم كه منم توبه پذير و مهربان. (160)

إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَمَاتُوا وَهُمْ كُفَّارٌ أُولَئِكَ عَلَيْهِمْ لَعْنَةُ اللَّهِ وَالْمَلائِكَةِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِينَ (١٦١)

آنان كه كافر شده و به عقيده كفر مردند البته بر آن گروه، خدا و فرشتگان و مردمان همه لعن مى‏فرستند. (161)

خَالِدِينَ فِيهَا لا يُخَفَّفُ عَنْهُمُ الْعَذَابُ وَلا هُمْ يُنْظَرُونَ (١٦٢)

هميشه در جهنم (به عذاب و شكنجه) باشند، نه بر آنان تخفيف عذاب دهند و نه به نظر رحمت بنگرند. (162)

وَإِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ لا إِلَهَ إِلا هُوَ الرَّحْمَنُ الرَّحِيمُ (١٦٣)

و خداى شما، خداى يكتاست، نيست خدايى مگر او كه بخشاينده و مهربان است. (163)

إِنَّ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ وَاخْتِلافِ اللَّيْلِ وَالنَّهَارِ وَالْفُلْكِ الَّتِي تَجْرِي فِي الْبَحْرِ بِمَا يَنْفَعُ النَّاسَ وَمَا أَنْزَلَ اللَّهُ مِنَ السَّمَاءِ مِنْ مَاءٍ فَأَحْيَا بِهِ الأرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا وَبَثَّ فِيهَا مِنْ كُلِّ دَابَّةٍ وَتَصْرِيفِ الرِّيَاحِ وَالسَّحَابِ الْمُسَخَّرِ بَيْنَ السَّمَاءِ وَالأرْضِ لآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ (١٦٤)

محققا در خلقت آسمانها و زمين و رفت و آمد شب و روز، و كشتى‏ها كه بر روى آب براى انتفاع خلق در حركت است، و بارانى كه خدا از بالا فرو فرستاد تا به آن آب، زمين را بعد از مردن زنده كرد و سبز و خرّم گردانيد، و در پراكندن انواع حيوانات در زمين، و گردانيدن بادها (به هر طرف) و در خلقت ابر كه ميان زمين و آسمان مسخّر است، در همه اين امور ادلّه‏اى واضح براى عاقلان است. (164)

وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَتَّخِذُ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَنْدَادًا يُحِبُّونَهُمْ كَحُبِّ اللَّهِ وَالَّذِينَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلَّهِ وَلَوْ يَرَى الَّذِينَ ظَلَمُوا إِذْ يَرَوْنَ الْعَذَابَ أَنَّ الْقُوَّةَ لِلَّهِ جَمِيعًا وَأَنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعَذَابِ (١٦٥)

برخى از مردم (نادان) غير خدا را همانند خدا گيرند و چنان كه خدا را بايست دوست داشت با آنها دوستى ورزند، ليكن آنها كه اهل ايمانند كمال محبّت و دوستى را فقط به خدا مخصوص دارند. و اگر فرقه مشركين ستمكار وقتى كه عذاب خدا را مشاهده كنند ببينند كه قدرت خاص خدا است و عذاب خدا بسيار سخت است (از شرك خود سخت پشيمان شوند). (165

إِذْ تَبَرَّأَ الَّذِينَ اتُّبِعُوا مِنَ الَّذِينَ اتَّبَعُوا وَرَأَوُا الْعَذَابَ وَتَقَطَّعَتْ بِهِمُ الأسْبَابُ (١٦٦)

هنگامى كه بيزارى جويند رؤسا و پيشوايان (باطل) از پيروان خود و عذاب خدا را مشاهده كنند و هر گونه وسيله و اسباب از آنها قطع شود (و روابط باطل به جا نماند). (166)

وَقَالَ الَّذِينَ اتَّبَعُوا لَوْ أَنَّ لَنَا كَرَّةً فَنَتَبَرَّأَ مِنْهُمْ كَمَا تَبَرَّءُوا مِنَّا كَذَلِكَ يُرِيهِمُ اللَّهُ أَعْمَالَهُمْ حَسَرَاتٍ عَلَيْهِمْ وَمَا هُمْ بِخَارِجِينَ مِنَ النَّارِ (١٦٧)

و آن پيروان گويند: كاش ديگر بار به دنيا باز مى‏گشتيم و از (اطاعت) اينان بيزارى مى‏جستيم چنان كه اينها (گرهى از كار ما نگشودند و) از ما بيزارى جستند! اين گونه خدا، كردار (زشت جاهلانه) آنها را مايه حسرت و پشيمانى آنان كند و آنها از عذاب آتش جهنّم بيرون شدنى نباشند. (167)

يَا أَيُّهَا النَّاسُ كُلُوا مِمَّا فِي الأرْضِ حَلالا طَيِّبًا وَلا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ (١٦٨)

اى مردم، از آنچه در زمين است حلال و پاكيزه را تناول كنيد و پيروى نكنيد وساوس شيطان را، محققا شيطان از براى شما دشمنى آشكار است. (168)

إِنَّمَا يَأْمُرُكُمْ بِالسُّوءِ وَالْفَحْشَاءِ وَأَنْ تَقُولُوا عَلَى اللَّهِ مَا لا تَعْلَمُونَ (١٦٩)

اين دشمن است كه به شما دستور زشتى و بدكارى مى‏دهد و بر آن مى‏گمارد كه سخنانى از روى جهل و نادانى به خدا نسبت دهيد. (169)

وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا مَا أَنْزَلَ اللَّهُ قَالُوا بَلْ نَتَّبِعُ مَا أَلْفَيْنَا عَلَيْهِ آبَاءَنَا أَوَلَوْ كَانَ آبَاؤُهُمْ لا يَعْقِلُونَ شَيْئًا وَلا يَهْتَدُونَ (١٧٠)

و چون كفار را گويند: پيروى از شريعت و كتابى كه خدا فرستاده كنيد، پاسخ دهند كه ما پيرو كيش پدران خود خواهيم بود. آيا بايست آنها تابع پدران باشند گر چه آن پدران بى‏عقل و نادان بوده و هرگز به حق و راستى راه نيافته باشند؟ (170)

وَمَثَلُ الَّذِينَ كَفَرُوا كَمَثَلِ الَّذِي يَنْعِقُ بِمَا لا يَسْمَعُ إِلا دُعَاءً وَنِدَاءً صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لا يَعْقِلُونَ (١٧١)

و مثل كافران (در شنيدن سخن انبياء و درك نكردن معناى آن) چون حيوانى است كه آوازش كنند و او از آن آواز (معنايى درك نكرده و) جز صدايى نشنود، كفّار هم (از شنيدن و ديدن حق) كر و گنگ و كورند، زيرا تعقل نمى‏كنند. (171)

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُلُوا مِنْ طَيِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاكُمْ وَاشْكُرُوا لِلَّهِ إِنْ كُنْتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ (١٧٢)

اى اهل ايمان، روزى حلال و پاكيزه‏اى كه ما نصيب شما كرده‏ايم بخوريد و شكر خدا به جاى آريد اگر شما خالص خدا را مى‏پرستيد. (172)

إِنَّمَا حَرَّمَ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةَ وَالدَّمَ وَلَحْمَ الْخِنْزِيرِ وَمَا أُهِلَّ بِهِ لِغَيْرِ اللَّهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ بَاغٍ وَلا عَادٍ فَلا إِثْمَ عَلَيْهِ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ (١٧٣)

به تحقيق، خدا حرام گردانيد بر شما مردار و خون و گوشت خوك را و آنچه را كه به اسم غير خدا كشته باشند، پس هر كس كه به خوردن آنها محتاج و مضطر شود در صورتى كه به آن تمايل نداشته و (از اندازه رمق) تجاوز نكند گناهى بر او نخواهد بود (كه به قدر احتياج صرف كند كه) محققا خدا آمرزنده و مهربان است. (173)

إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ مِنَ الْكِتَابِ وَيَشْتَرُونَ بِهِ ثَمَنًا قَلِيلا أُولَئِكَ مَا يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ إِلا النَّارَ وَلا يُكَلِّمُهُمُ اللَّهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَلا يُزَكِّيهِمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ (١٧٤)

آنان كه پنهان دارند آياتى از كتاب آسمانى را كه خدا فرستاده بود و آن را به بهاى اندك فروشند، جز آتش جهنّم در شكم نمى‏برند و در قيامت خدا با آنها سخن نگويد و (از پليدى عصيان) پاكشان نگرداند، و هم آنان را در قيامت عذابى دردناك خواهد بود. (174)

أُولَئِكَ الَّذِينَ اشْتَرَوُا الضَّلالَةَ بِالْهُدَى بِالْمَغْفِرَةِ فَمَا أَصْبَرَهُمْ عَلَى النَّارِ (١٧٥)

آنها همان گروهند كه اختيار كردند گمراهى را به جاى هدايت، و عذاب را به جاى آمرزش، پس چقدر بر آتش جهنم سخت جان و پرطاقتند! (175)

ذَلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ نَزَّلَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ وَإِنَّ الَّذِينَ اخْتَلَفُوا فِي الْكِتَابِ لَفِي شِقَاقٍ بَعِيدٍ (١٧٦)

اين عذاب از آن روست كه خدا كتاب آسمانى را به راستى فرستاد و گروهى كه در آن اختلاف و مكابره كردند در اختلافى دور (از حق) خواهند بود. (176)

لَيْسَ الْبِرَّ أَنْ تُوَلُّوا وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَالْمَلائِكَةِ وَالْكِتَابِ وَالنَّبِيِّينَ وَآتَى الْمَالَ عَلَى حُبِّهِ ذَوِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ وَالسَّائِلِينَ وَفِي الرِّقَابِ وَأَقَامَ الصَّلاةَ وَآتَى الزَّكَاةَ وَالْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذَا عَاهَدُوا وَالصَّابِرِينَ فِي الْبَأْسَاءِ وَالضَّرَّاءِ وَحِينَ الْبَأْسِ أُولَئِكَ الَّذِينَ صَدَقُوا وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ (١٧٧)

نيكوكارى آن نيست كه روى به جانب مشرق يا مغرب كنيد (چه اين چيز بى‏اثرى است) ليكن نيكوكارى آن است كه كسى به خداى عالم و روز قيامت و فرشتگان و كتاب آسمانى و پيغمبران ايمان آرد و دارايى خود را در راه دوستى خدا به خويشان و يتيمان و فقيران و در راه ماندگان و گدايان بدهد و در آزاد كردن بندگان صرف كند، و نماز به پا دارد و زكات مال (به مستحق) بدهد، و نيز نيكوكار آنانند كه با هر كه عهد بسته‏اند به موقع خود وفا كنند و در حال تنگدستى و سختى و هنگام كارزار صبور و شكيبا باشند. (كسانى كه بدين اوصاف آراسته‏اند) آنها به حقيقت راستگويان و آنها به حقيقت پرهيزكارانند. (177)

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِصَاصُ فِي الْقَتْلَى الْحُرُّ بِالْحُرِّ وَالْعَبْدُ بِالْعَبْدِ وَالأنْثَى بِالأنْثَى فَمَنْ عُفِيَ لَهُ مِنْ أَخِيهِ شَيْءٌ فَاتِّبَاعٌ بِالْمَعْرُوفِ وَأَدَاءٌ إِلَيْهِ بِإِحْسَانٍ ذَلِكَ تَخْفِيفٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَرَحْمَةٌ فَمَنِ اعْتَدَى بَعْدَ ذَلِكَ فَلَهُ عَذَابٌ أَلِيمٌ (١٧٨)

اى اهل ايمان بر شما حكم قصاص كشتگان چنين معين گشت كه مرد آزاد در مقابل مرد آزاد، و بنده را به جاى بنده، و زن را به جاى زن قصاص توانيد كرد. و چون صاحب خون از قاتل كه برادر دينى اوست بخواهد درگذرد كارى است نيكو، پس قاتل ديه را در كمال خشنودى ادا كند. در اين حكم، تخفيف (امر قصاص) و رحمت خداوندى است، و پس از اين دستور، هر كه تجاوز كند او را عذابى سخت خواهد بود. (178)

وَلَكُمْ فِي الْقِصَاصِ حَيَاةٌ يَا أُولِي الألْبَابِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ (١٧٩)

اى عاقلان، حكم قصاص براى حفظ حيات شماست تا مگر (از قتل يكديگر) بپرهيزيد. (179)

كُتِبَ عَلَيْكُمْ إِذَا حَضَرَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ إِنْ تَرَكَ خَيْرًا الْوَصِيَّةُ لِلْوَالِدَيْنِ وَالأقْرَبِينَ بِالْمَعْرُوفِ حَقًّا عَلَى الْمُتَّقِينَ (١٨٠)

دستور داده شد كه چون مرگ يكى از شما فرا رسد اگر داراى متاع دنياست وصيت كند براى پدر و مادر و خويشان به چيزى شايسته عدل و به قدر متعارف. اين كار سزاوار مقام پرهيزكاران است.(180(

فَمَنْ بَدَّلَهُ بَعْدَمَا سَمِعَهُ فَإِنَّمَا إِثْمُهُ عَلَى الَّذِينَ يُبَدِّلُونَهُ إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ (١٨١)

پس هر گاه كسى بعد از شنيدن وصيت، آن را تغيير دهد و (بر خلاف وصيت رفتار كند) گناه اين كار بر آنهاست كه عمل به خلاف وصيت كنند، و خدا (به گفتار و كردار خلق) شنوا و داناست. (181)

فَمَنْ خَافَ مِنْ مُوصٍ جَنَفًا أَوْ إِثْمًا فَأَصْلَحَ بَيْنَهُمْ فَلا إِثْمَ عَلَيْهِ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ (١٨٢)

و هر كس بيم دارد كه از وصيت موصى (به وارث او) جفا و ستمى رفته باشد و به اصلاح ميان آنان پردازد بر او گناهى نيست و محققا خدا آمرزنده و مهربان است. (182)

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيَامُ كَمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ (١٨٣)

اى اهل ايمان، بر شما هم روزه واجب گرديد چنان كه امم گذشته را فرض شده بود، و اين دستور براى آن است كه پاك و پرهيزكار شويد. (183)

أَيَّامًا مَعْدُودَاتٍ فَمَنْ كَانَ مِنْكُمْ مَرِيضًا أَوْ عَلَى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِنْ أَيَّامٍ أُخَرَ وَعَلَى الَّذِينَ يُطِيقُونَهُ فِدْيَةٌ طَعَامُ مِسْكِينٍ فَمَنْ تَطَوَّعَ خَيْرًا فَهُوَ خَيْرٌ لَهُ وَأَنْ تَصُومُوا خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ (١٨٤)

روزهايى به شماره معيّن روزه داريد (تمام ماه رمضان)، و هر كسى از شما مريض باشد يا مسافر، به شماره آن از روزهاى غير ماه رمضان روزه دارد، و كسانى كه روزه را به زحمت توانند داشت عوض هر روز فدا دهند آن قدر كه فقير گرسنه‏اى سير شود، و هر كس بر نيكى بيفزايد آن براى او بهتر است. و (بى‏تعلّل) روزه داشتن براى شما بهتر خواهد بود اگر (فوايد آن را) بدانيد. (184)

شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِي أُنْزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ هُدًى لِلنَّاسِ وَبَيِّنَاتٍ مِنَ الْهُدَى وَالْفُرْقَانِ فَمَنْ شَهِدَ مِنْكُمُ الشَّهْرَ فَلْيَصُمْهُ وَمَنْ كَانَ مَرِيضًا أَوْ عَلَى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِنْ أَيَّامٍ أُخَرَ يُرِيدُ اللَّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَلا يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ وَلِتُكْمِلُوا الْعِدَّةَ وَلِتُكَبِّرُوا اللَّهَ عَلَى مَا هَدَاكُمْ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ (١٨٥)

ماه رمضان ماهى است كه قرآن در آن نازل شده براى هدايت بشر و براى راهنمايى و امتياز حق از باطل، پس هر كه دريابد ماه رمضان را بايد آن را روزه بدارد، و هر كه ناخوش يا در سفر باشد (به شماره آنچه روزه خورده است) از ماهاى ديگر روزه دارد، كه خداوند براى شما حكم را آسان خواسته و تكليف را مشكل نگرفته، و خواسته تا اينكه عدد روزه را تكميل كرده و خدا را به عظمت ياد كنيد كه شما را هدايت فرمود، باشد كه (از اين نعمت بزرگ) سپاسگزار شويد. (185)

وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلْيَسْتَجِيبُوا لِي وَلْيُؤْمِنُوا بِي لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ (١٨٦)

و چون بندگان من (از دورى و نزديكى) من از تو پرسند، (بدانند كه) من به آنها نزديكم، هر گاه كسى مرا خواند دعاى او را اجابت كنم. پس بايد دعوت مرا (و پيغمبران مرا) بپذيرند و به من بگروند، باشد كه (به سعادت) راه يابند. (186)

أُحِلَّ لَكُمْ لَيْلَةَ الصِّيَامِ الرَّفَثُ إِلَى نِسَائِكُمْ هُنَّ لِبَاسٌ لَكُمْ وَأَنْتُمْ لِبَاسٌ لَهُنَّ عَلِمَ اللَّهُ أَنَّكُمْ كُنْتُمْ تَخْتَانُونَ أَنْفُسَكُمْ فَتَابَ عَلَيْكُمْ وَعَفَا عَنْكُمْ فَالآنَ بَاشِرُوهُنَّ وَابْتَغُوا مَا كَتَبَ اللَّهُ لَكُمْ وَكُلُوا وَاشْرَبُوا حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَكُمُ الْخَيْطُ الأبْيَضُ مِنَ الْخَيْطِ الأسْوَدِ مِنَ الْفَجْرِ ثُمَّ أَتِمُّوا الصِّيَامَ إِلَى اللَّيْلِ وَلا تُبَاشِرُوهُنَّ وَأَنْتُمْ عَاكِفُونَ فِي الْمَسَاجِدِ تِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ فَلا تَقْرَبُوهَا كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ آيَاتِهِ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ (١٨٧)

براى شما در شبهاى ماه رمضان مباشرت با زنان خود حلال شد، كه آنها جامه عفاف شما و شما نيز لباس عفّت آنها هستيد. و خدا دانست كه شما (در كار مباشرت زنان به نافرمانى و اطاعت شهوت نفس) خود را به ورطه گناه مى‏افكنيد لذا از حكم حرمت درگذشت و گناه شما را بخشيد، از اكنون (در شب رمضان) رواست كه با زنهاى خود (به حلال) مباشرت كنيد و از خدا آنچه مقدّر فرموده بخواهيد. و بخوريد و بياشاميد تا خط سفيدى روز از سياهى شب در سپيده دم پديدار گردد، پس از آن روزه را به پايان برسانيد تا اول شب. و با زنان هنگام اعتكاف در مساجد مباشرت نكنيد. اين احكام، حدود دين خداست، زنهار در آن راه مخالفت مپوييد! خداوند اين گونه آيات خود را براى مردم بيان فرمايد، باشد كه پرهيزكار شوند. (187)

وَلا تَأْكُلُوا أَمْوَالَكُمْ بَيْنَكُمْ بِالْبَاطِلِ وَتُدْلُوا بِهَا إِلَى الْحُكَّامِ لِتَأْكُلُوا فَرِيقًا مِنْ أَمْوَالِ النَّاسِ بِالإثْمِ وَأَنْتُمْ تَعْلَمُونَ (١٨٨)

و مال يكديگر را به ناحق مخوريد و آن را به نزد قاضيان نيفكنيد كه (به وسيله رشوه و زور) پاره‏اى از اموال مردم را بخوريد با آنكه (شما بطلان دعوى خود را) مى‏دانيد. (188)

يَسْأَلُونَكَ عَنِ الأهِلَّةِ قُلْ هِيَ مَوَاقِيتُ لِلنَّاسِ وَالْحَجِّ وَلَيْسَ الْبِرُّ بِأَنْ تَأْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ ظُهُورِهَا وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنِ اتَّقَى وَأْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ أَبْوَابِهَا وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ (١٨٩)

(اى پيغمبر) از تو سؤال كنند كه سبب بدر و هلال ماه چيست؟ جواب ده كه در آن تعيين اوقات عبادات حج و معاملات مردم است. و نيكوكارى بدان نيست كه از پشت ديوار به خانه درآييد (چه اين كارى ناشايسته است) ولى نيكويى آن است كه پارسا باشيد و به خانه‏ها (و به هر كار) از راه آن داخل شويد، و تقوا پيشه كنيد، باشد كه رستگار شويد. (189)

وَقَاتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ الَّذِينَ يُقَاتِلُونَكُمْ وَلا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ (١٩٠)

و در راه خدا با آنان كه به جنگ و دشمنى شما برخيزند جهاد كنيد، لكن از حد تجاوز نكنيد كه خدا متجاوزان را دوست ندارد. (190)

وَاقْتُلُوهُمْ حَيْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ وَأَخْرِجُوهُمْ مِنْ حَيْثُ أَخْرَجُوكُمْ وَالْفِتْنَةُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْلِ وَلا تُقَاتِلُوهُمْ عِنْدَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ حَتَّى يُقَاتِلُوكُمْ فِيهِ فَإِنْ قَاتَلُوكُمْ فَاقْتُلُوهُمْ كَذَلِكَ جَزَاءُ الْكَافِرِينَ (١٩١)

و هر كجا مشركان را يافتيد به قتل رسانيد و آنان را از همان وطن كه شما را آواره كردند برانيد، و فتنه‏گرى (آنان) سخت‏تر و فسادش بيشتر از جنگ و كشتار است، و در مسجد الحرام با آنها جنگ مكنيد مگر آنكه پيشدستى كنند، در اين صورت رواست كه در حرم آنها را به قتل برسانيد، چنين است كيفر كافران. (191)

فَإِنِ انْتَهَوْا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ (١٩٢)

پس اگر دست (از شرك و ستم) بدارند (از آنها درگذريد كه) خدا آمرزنده و مهربان است. (192)

وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّى لا تَكُونَ فِتْنَةٌ وَيَكُونَ الدِّينُ لِلَّهِ فَإِنِ انْتَهَوْا فَلا عُدْوَانَ إِلا عَلَى الظَّالِمِينَ (١٩٣)

و با كفار جهاد كنيد تا فتنه و فساد از روى زمين برطرف شود و دين خدا حاكم باشد و بس، و اگر (از فتنه) دست كشيدند (با آنها عدالت كنيد كه) تجاوز جز بر ستمكاران روا نيست. (193)

الشَّهْرُ الْحَرَامُ بِالشَّهْرِ الْحَرَامِ وَالْحُرُمَاتُ قِصَاصٌ فَمَنِ اعْتَدَى عَلَيْكُمْ فَاعْتَدُوا عَلَيْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدَى عَلَيْكُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ (١٩٤)

ماه‏هاى حرام را در مقابل ماه‏هاى حرام قرار دهيد، كه اگر حرمت آن را نگاه نداشته و با شما قتال كنند شما نيز قصاص كنيد. هر كه به ستم بر شما دست دراز كند او را از پاى در آوريد به قدر ستمى كه به شما رسانده است، و از خدا پروا كنيد و بدانيد كه خدا با پرهيزكاران است. (194)

وَأَنْفِقُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلا تُلْقُوا بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ وَأَحْسِنُوا إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ (١٩٥)

و (از مال خود) در راه خدا انفاق كنيد (ليكن نه به حد اسراف)، و خود را به مهلكه و خطر در نيفكنيد، و نيكويى كنيد كه خدا نيكوكاران را دوست مى‏دارد. (195)

وَأَتِمُّوا الْحَجَّ وَالْعُمْرَةَ لِلَّهِ فَإِنْ أُحْصِرْتُمْ فَمَا اسْتَيْسَرَ مِنَ الْهَدْيِ وَلا تَحْلِقُوا رُءُوسَكُمْ حَتَّى يَبْلُغَ الْهَدْيُ مَحِلَّهُ فَمَنْ كَانَ مِنْكُمْ مَرِيضًا أَوْ بِهِ أَذًى مِنْ رَأْسِهِ فَفِدْيَةٌ مِنْ صِيَامٍ أَوْ صَدَقَةٍ أَوْ نُسُكٍ فَإِذَا أَمِنْتُمْ فَمَنْ تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَةِ إِلَى الْحَجِّ فَمَا اسْتَيْسَرَ مِنَ الْهَدْيِ فَمَنْ لَمْ يَجِدْ فَصِيَامُ ثَلاثَةِ أَيَّامٍ فِي الْحَجِّ وَسَبْعَةٍ إِذَا رَجَعْتُمْ تِلْكَ عَشَرَةٌ كَامِلَةٌ ذَلِكَ لِمَنْ لَمْ يَكُنْ أَهْلُهُ حَاضِرِي الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ (١٩٦)

و همه اعمال حج و عمره را براى خدا به پايان رسانيد، و اگر ترس و منعى پيش آيد قربانى كنيد به آنچه مقدور و ميسر است، و سر متراشيد تا آن گاه كه قربانى شما به محل ذبح برسد. و هر كس بيمار باشد يا سردرد بر او عارض شود (سر بتراشد و) از آن فدا دهد به روزه داشتن يا صدقه دادن يا كشتن گوسفند، و پس از آنكه ترس و منع بر طرف شود هر كس از عمره تمتّع به حج باز آيد هر چه ميسر و مقدور است قربانى كند و هر كس به قربانى تمكّن نيافت سه روز در ايام حجّ روزه بدارد و هفت روز هنگام مراجعت، كه ده روز تمام شود. اين عمل بر آن كس است كه اهل شهر مكّه نباشد. (به اين احكام عمل كنيد) و از نافرمانى خدا پروا كنيد و بدانيد كه عذاب خدا سخت است. (196)

الْحَجُّ أَشْهُرٌ مَعْلُومَاتٌ فَمَنْ فَرَضَ فِيهِنَّ الْحَجَّ فَلا رَفَثَ وَلا فُسُوقَ وَلا جِدَالَ فِي الْحَجِّ وَمَا تَفْعَلُوا مِنْ خَيْرٍ يَعْلَمْهُ اللَّهُ وَتَزَوَّدُوا فَإِنَّ خَيْرَ الزَّادِ التَّقْوَى وَاتَّقُونِ يَا أُولِي الألْبَابِ (١٩٧)

حجّ (واجب) در ماههايى معيّن است، پس هر كه در اين ماهها حج مى‏گزارد بايست آنچه ميان زن و شوهر رواست ترك كند و كار ناروا (مانند دروغ و بدگويى) را ترك كند و مجادله نكند، و شما هر كار نيك كنيد خدا بر آن آگاه است و توشه (تقوا براى راه آخرت) برگيريد كه بهترين توشه اين راه تقواست و از من پروا كنيد اى صاحبان عقل. (197)

لَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَنْ تَبْتَغُوا فَضْلا مِنْ رَبِّكُمْ فَإِذَا أَفَضْتُمْ مِنْ عَرَفَاتٍ فَاذْكُرُوا اللَّهَ عِنْدَ الْمَشْعَرِ الْحَرَامِ وَاذْكُرُوهُ كَمَا هَدَاكُمْ وَإِنْ كُنْتُمْ مِنْ قَبْلِهِ لَمِنَ الضَّالِّينَ (١٩٨)

باكى نيست كه در هنگام حجّ كسب معاش كرده و از فضل خدا روزى طلبيد، پس آن گاه كه از عرفات بازگشتيد در مشعر ذكر خدا كنيد و به ياد خدا باشيد كه شما را پس از آنكه به ضلالت (كفر) بوديد به راه هدايت آورد. (198)

ثُمَّ أَفِيضُوا مِنْ حَيْثُ أَفَاضَ النَّاسُ وَاسْتَغْفِرُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ (١٩٩)

بعد از آن به طريقى كه همه مسلمين باز مى‏گردند رجوع كنيد و از خدا طلب آمرزش كنيد كه خدا آمرزنده و مهربان است. (199)

فَإِذَا قَضَيْتُمْ مَنَاسِكَكُمْ فَاذْكُرُوا اللَّهَ كَذِكْرِكُمْ آبَاءَكُمْ أَوْ أَشَدَّ ذِكْرًا فَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَقُولُ رَبَّنَا آتِنَا فِي الدُّنْيَا وَمَا لَهُ فِي الآخِرَةِ مِنْ خَلاقٍ (٢٠٠)

پس آن گاه كه اعمال حجّ را به جا آورديد، همان گونه كه پدران خود را ياد مى‏كنيد بلكه بيش از آن خدا را ياد كنيد (و هر حاجت دنيا و آخرت را از خدا بخواهيد) بعضى مردم (كوتاه نظر از خدا تمنّاى متاع دنيوى تنها كنند و) گويند: پروردگارا، ما را از نعمتهاى دنيا بهره‏مند ساز و آنان را از نعمت آخرت نصيبى نيست. (200(

وَمِنْهُمْ مَنْ يَقُولُ رَبَّنَا آتِنَا فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَفِي الآخِرَةِ حَسَنَةً وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ (٢٠١)

و بعضى ديگر گويند: خدايا ما را از نعمتهاى دنيا و آخرت هر دو بهره‏مند گردان و از عذاب آتش دوزخ نگاه دار. (201)

أُولَئِكَ لَهُمْ نَصِيبٌ مِمَّا كَسَبُوا وَاللَّهُ سَرِيعُ الْحِسَابِ (٢٠٢)

هر يك از اين دو فرقه از نتيجه اعمال خود بهره‏مند خواهند گشت و خدا به حساب همه زود رسيدگى كند. (202)

وَاذْكُرُوا اللَّهَ فِي أَيَّامٍ مَعْدُودَاتٍ فَمَنْ تَعَجَّلَ فِي يَوْمَيْنِ فَلا إِثْمَ عَلَيْهِ وَمَنْ تَأَخَّرَ فَلا إِثْمَ عَلَيْهِ لِمَنِ اتَّقَى وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّكُمْ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ (٢٠٣)

و خدا را ياد كنيد (به ذكر تكبير) در چند روزى معيّن (ايّام تشريق) پس هر كه شتاب كند و اعمال را در دو روز انجام دهد گناه نكرده، و هر كه تأخير كند نيز گناه نكرده. اين حكم براى كسى است كه (از هر گناه يا از محرمات احرام) پرهيزكار بوده است، و از خدا بترسيد و بدانيد كه به سوى خدا باز خواهيد گشت. (203)

وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يُعْجِبُكَ قَوْلُهُ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَيُشْهِدُ اللَّهَ عَلَى مَا فِي قَلْبِهِ وَهُوَ أَلَدُّ الْخِصَامِ (٢٠٤)

و از مردم كس هست كه تو را از گفتار دلفريب خود به شگفت آرد (تا از دروغ به متاع دنيا رسد) و خدا را به راستى نيّت خود گواه گيرد حال آنكه اين كس بدترين دشمن (اسلام) است. (204)

وَإِذَا تَوَلَّى سَعَى فِي الأرْضِ لِيُفْسِدَ فِيهَا وَيُهْلِكَ الْحَرْثَ وَالنَّسْلَ وَاللَّهُ لا يُحِبُّ الْفَسَادَ (٢٠٥)

و چون از حضور تو دور شود كارش فتنه و فساد در زمين است و بكوشد تا حاصل خلق به باد فنا دهد و نسل (بشر) را قطع كند و خدا فساد را دوست ندارد. (205)

وَإِذَا قِيلَ لَهُ اتَّقِ اللَّهَ أَخَذَتْهُ الْعِزَّةُ بِالإثْمِ فَحَسْبُهُ جَهَنَّمُ وَلَبِئْسَ الْمِهَادُ (٢٠٦)

و چون او را (به نصيحت) گويند: از خدا بترس، خود پسندى او را به بدكارى برانگيزد (و پند نشنود). جهنّم او را كفايت كند كه آرامگاه بدى است. (206)

وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاةِ اللَّهِ وَاللَّهُ رَءُوفٌ بِالْعِبَادِ (٢٠٧)

و بعضى از مردم از جان خود در راه رضاى خدا درگذرند و خدا با چنين بندگان رئوف و مهربان است. (207)

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ادْخُلُوا فِي السِّلْمِ كَافَّةً وَلا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ (٢٠٨)

اى اهل ايمان، همه متّفقا در مقام تسليم خدا در آييد و از وساوس شيطان پيروى مكنيد كه او همانا شما را دشمنى آشكار است. (208)

فَإِنْ زَلَلْتُمْ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَتْكُمُ الْبَيِّنَاتُ فَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ (٢٠٩)

پس اگر باز به راه خطا رفتيد با وجود آنكه ادلّه روشن از جانب خدا براى شما آمد، در اين صورت بدانيد كه خدا (بر انتقام خطا كاران) توانا و دانا است. (209)

هَلْ يَنْظُرُونَ إِلا أَنْ يَأْتِيَهُمُ اللَّهُ فِي ظُلَلٍ مِنَ الْغَمَامِ وَالْمَلائِكَةُ وَقُضِيَ الأمْرُ وَإِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الأمُورُ (٢١٠)

آيا كافران جز اين انتظار دارند كه خدا با ملائكه در پرده‏هاى ابر بر آنها در آيد و حكم (قهر خدا به كيفر كافران) فرا رسد؟ و كارها همه به سوى خدا باز گردد. (210)

سَلْ بَنِي إِسْرَائِيلَ كَمْ آتَيْنَاهُمْ مِنْ آيَةٍ بَيِّنَةٍ وَمَنْ يُبَدِّلْ نِعْمَةَ اللَّهِ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَتْهُ فَإِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ (٢١١)

(اى پيغمبر) از بنى اسرائيل سؤال كن كه ما چقدر آيات و ادلّه روشن بر آنها آورديم! و هر كس پس از آنكه نعمت و هدايتى كه خدا به او داد آن را به كفر مبدّل كند (بداند كه) عقاب خدا بر كافران بسيار سخت است. (211)

زُيِّنَ لِلَّذِينَ كَفَرُوا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا وَيَسْخَرُونَ مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا وَالَّذِينَ اتَّقَوْا فَوْقَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَاللَّهُ يَرْزُقُ مَنْ يَشَاءُ بِغَيْرِ حِسَابٍ (٢١٢)

حيات (عاريت و متاع) دنيوى براى كافران جلوه نمود و آنها اهل ايمان را فسوس و مسخره مى‏كنند ولى مقام تقوا پيشگان روز قيامت برتر از كافران است، و خدا به هر كه خواهد روزى بى‏حساب بخشد. (212)

كَانَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِيِّينَ مُبَشِّرِينَ وَمُنْذِرِينَ وَأَنْزَلَ مَعَهُمُ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ لِيَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ فِيمَا اخْتَلَفُوا فِيهِ وَمَا اخْتَلَفَ فِيهِ إِلا الَّذِينَ أُوتُوهُ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَتْهُمُ الْبَيِّنَاتُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ فَهَدَى اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا لِمَا اخْتَلَفُوا فِيهِ مِنَ الْحَقِّ بِإِذْنِهِ وَاللَّهُ يَهْدِي مَنْ يَشَاءُ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ (٢١٣)

مردم يك گروه بودند، خدا رسولان را فرستاد كه (نيكوكاران را) بشارت دهند و (بدان را) بترسانند، و با آنها كتاب به راستى فرستاد تا در موارد نزاع مردم تنها دين خدا به عدالت حكمفرما باشد و در كتاب حق، اختلاف و شبهه نيفكندند مگر همان گروه كه بر آنان كتاب آسمانى آمد، براى تعدى به حقوق يكديگر، پس خداوند به لطف خود اهل ايمان را از آن ظلمت شبهات و اختلافات به نور حق هدايت فرمود، و خدا هر كه را خواهد راه راست بنمايد. (213)

أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ وَلَمَّا يَأْتِكُمْ مَثَلُ الَّذِينَ خَلَوْا مِنْ قَبْلِكُمْ مَسَّتْهُمُ الْبَأْسَاءُ وَالضَّرَّاءُ وَزُلْزِلُوا حَتَّى يَقُولَ الرَّسُولُ وَالَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ مَتَى نَصْرُ اللَّهِ أَلا إِنَّ نَصْرَ اللَّهِ قَرِيبٌ (٢١٤)

آيا گمان كرده‏ايد كه به بهشت داخل شويد بدون امتحاناتى كه پيش از شما بر گذشتگان آمد؟ كه بر آنان رنج و سختيها رسيد و همواره پريشان خاطر و هراسان بودند تا آن گاه كه رسول و گروندگان با او (از خدا مدد خواستند و) گفتند: بار خدايا، كى ما را يارى كنى؟ (در آن حال خطاب شد: بشارت دهد كه) هان! همانا يارى خدا نزديك است. (214)

يَسْأَلُونَكَ مَاذَا يُنْفِقُونَ قُلْ مَا أَنْفَقْتُمْ مِنْ خَيْرٍ فَلِلْوَالِدَيْنِ وَالأقْرَبِينَ وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينِ وَابْنِ السَّبِيلِ وَمَا تَفْعَلُوا مِنْ خَيْرٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِيمٌ (٢١٥)

از تو سؤال كنند كه چه انفاق كنند؟ بگو: هر چه از مال خود انفاق كنيد درباره پدر و مادر و خويشان و يتيمان و فقيران و در راه ماندگان رواست، و آنچه نيكويى كنيد خداوند بر آن آگاه است. (215(

كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتَالُ وَهُوَ كُرْهٌ لَكُمْ وَعَسَى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئًا وَهُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَعَسَى أَنْ تُحِبُّوا شَيْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَكُمْ وَاللَّهُ يَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ (٢١٦)

حكم جهاد بر شما مقرّر گرديد و حال آنكه بر شما ناگوار و مكروه است، لكن چه بسيار شود كه چيزى را مكروه شماريد ولى به حقيقت خير و صلاح شما در آن بوده، و چه بسيار شود چيزى را دوست داريد و در واقع شرّ و فساد شما در آن است، و خدا (به مصالح امور) داناست و شما نادانيد. (216)

يَسْأَلُونَكَ عَنِ الشَّهْرِ الْحَرَامِ قِتَالٍ فِيهِ قُلْ قِتَالٌ فِيهِ كَبِيرٌ وَصَدٌّ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ وَكُفْرٌ بِهِ وَالْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَإِخْرَاجُ أَهْلِهِ مِنْهُ أَكْبَرُ عِنْدَ اللَّهِ وَالْفِتْنَةُ أَكْبَرُ مِنَ الْقَتْلِ وَلا يَزَالُونَ يُقَاتِلُونَكُمْ حَتَّى يَرُدُّوكُمْ عَنْ دِينِكُمْ إِنِ اسْتَطَاعُوا وَمَنْ يَرْتَدِدْ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ فَيَمُتْ وَهُوَ كَافِرٌ فَأُولَئِكَ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فِي الدُّنْيَا وَالآخِرَةِ وَأُولَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ (٢١٧)

(اى پيغمبر) از تو راجع به جنگ در ماه حرام سؤال كنند، بگو: گناهى است بزرگ، ولى بازداشتن خلق از راه خدا و كفر به خدا و پايمال كردن حرمت حرم خدا و بيرون كردن اهل حرم از آن (كه مشركان مرتكب شدند) نزد خدا بسيار گناه بزرگترى است و فتنه‏گرى، فساد انگيزتر از قتل است. و كافران پيوسته با شما مسلمين كارزار كنند تا آنكه اگر بتوانند شما را از دين خود برگردانند، و هر كس از شما از دين خود برگردد و به حال كفر باشد تا بميرد چنين اشخاص اعمالشان در دنيا و آخرت ضايع و باطل گرديده، و آنان اهل جهنّمند و در آن هميشه (معذّب) خواهند بود. (217)

إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَالَّذِينَ هَاجَرُوا وَجَاهَدُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أُولَئِكَ يَرْجُونَ رَحْمَةَ اللَّهِ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ (٢١٨)

آنان كه به دين اسلام گرويدند و از وطن خود هجرت نموده در راه خدا جهاد كردند اينان اميدوار و منتظر رحمت خدا باشند، كه خدا بخشاينده و مهربان است. (218)

يَسْأَلُونَكَ عَنِ الْخَمْرِ وَالْمَيْسِرِ قُلْ فِيهِمَا إِثْمٌ كَبِيرٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَإِثْمُهُمَا أَكْبَرُ مِنْ نَفْعِهِمَا وَيَسْأَلُونَكَ مَاذَا يُنْفِقُونَ قُلِ الْعَفْوَ كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمُ الآيَاتِ لَعَلَّكُمْ تَتَفَكَّرُونَ (٢١٩)

(اى پيغمبر) از تو از حكم شراب و قمار مى‏پرسند، بگو: در اين دو كار گناه بزرگى است و سودهايى براى مردم، ولى زيان گناه آن دو بيش از منفعت آنهاست. و نيز سؤال كنند تو را كه چه در راه خدا انفاق كنند؟ جواب ده: آنچه زائد (بر ضرورى زندگانى) است. خداوند بدين روشنى آيات خود را براى شما بيان كند، باشد كه تفكر نموده و عقل خود به كار بنديد، (219)

فِي الدُّنْيَا وَالآخِرَةِ وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الْيَتَامَى قُلْ إِصْلاحٌ لَهُمْ خَيْرٌ وَإِنْ تُخَالِطُوهُمْ فَإِخْوَانُكُمْ وَاللَّهُ يَعْلَمُ الْمُفْسِدَ مِنَ الْمُصْلِحِ وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ لأعْنَتَكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ (٢٢٠)

در كار دنيا و آخرت (تا از دنيا براى آخرت توشه برداريد). و سؤال كنند تو را كه با يتيمان چگونه رفتار كنند؟ بگو: به اصلاح (حال و مصلحت مآل) آنها كوشيد بهتر است (تا آنها را بى‏سرپرست گذاريد) و اگر با آنها آميزش كنيد رواست كه برادر دينى شما هستند، و خدا آگاه است از آن كس كه (در كار آنان) نادرستى كند و آن كه اصلاح و درستى نمايد. و اگر خدا مى‏خواست كار را بر شما سخت مى‏كرد چه آنكه خدا توانا و دانا است. (220)

وَلا تَنْكِحُوا الْمُشْرِكَاتِ حَتَّى يُؤْمِنَّ وَلأمَةٌ مُؤْمِنَةٌ خَيْرٌ مِنْ مُشْرِكَةٍ وَلَوْ أَعْجَبَتْكُمْ وَلا تُنْكِحُوا الْمُشْرِكِينَ حَتَّى يُؤْمِنُوا وَلَعَبْدٌ مُؤْمِنٌ خَيْرٌ مِنْ مُشْرِكٍ وَلَوْ أَعْجَبَكُمْ أُولَئِكَ يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ وَاللَّهُ يَدْعُو إِلَى الْجَنَّةِ وَالْمَغْفِرَةِ بِإِذْنِهِ وَيُبَيِّنُ آيَاتِهِ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ (٢٢١)

و با زنان مشرك ازدواج مكنيد مگر آنكه ايمان آرند و همانا كنيزكى با ايمان بهتر از زن آزاد مشرك است هر چند از (حسن و جمال) او به شگفت آييد، و زن به مشركان مدهيد مگر آنكه ايمان آرند و همانا بنده مؤمن بسى بهتر از آزاد مشرك است هر چند از (مال و حسن) او به شگفت آييد. مشركان (شما را از راه جهل) به آتش خوانند و خدا از راه لطف و مرحمت به بهشت و مغفرت دعوت كند و خداوند براى مردم آيات خويش بيان فرمايد، باشد كه هشيار و متذكر گردند. (221)

وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الْمَحِيضِ قُلْ هُوَ أَذًى فَاعْتَزِلُوا النِّسَاءَ فِي الْمَحِيضِ وَلا تَقْرَبُوهُنَّ حَتَّى يَطْهُرْنَ فَإِذَا تَطَهَّرْنَ فَأْتُوهُنَّ مِنْ حَيْثُ أَمَرَكُمُ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ وَيُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِينَ (٢٢٢)

و سؤال كنند تو را از عادت شدن زنان، بگو: آن رنجى است (براى زنان) در آن حال از مباشرت آنان دورى كنيد و با آنان نزديكى نكنيد تا آنكه پاك شوند، چون خود را پاك كردند از آنجا كه خدا دستور داده به آنها نزديك شويد، كه همانا خدا آنان را كه پيوسته به درگاهش توبه كنند و هم پاكيزگان دور از هر آلايش را دوست مى‏دارد. (222)

نِسَاؤُكُمْ حَرْثٌ لَكُمْ فَأْتُوا حَرْثَكُمْ أَنَّى شِئْتُمْ وَقَدِّمُوا لأنْفُسِكُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّكُمْ مُلاقُوهُ وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ (٢٢٣)

زنان شما كشتزار شمايند، پس (براى كشت فرزند صالح) بدانها نزديك شويد هر گاه (مباشرت آنان) خواهيد، و چيزى براى خود پيش فرستيد و خدا ترس باشيد و بدانيد كه محققا نزد خدا خواهيد رفت. و (اى رسول) اهل ايمان را بشارت ده. (223)

وَلا تَجْعَلُوا اللَّهَ عُرْضَةً لأيْمَانِكُمْ أَنْ تَبَرُّوا وَتَتَّقُوا وَتُصْلِحُوا بَيْنَ النَّاسِ وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ (٢٢٤)

و زنهار نام خدا را هدف سوگندهاى خود مكنيد تا (با اين سوگندهاى راست و دروغ) از حقوقى كه مردم را بر شماست برائت جوييد و خود را نيكوكار و پرهيزكار قلمداد كنيد و مصلح ميان مردم جلوه دهيد و خدا (راست و دروغ و نيك و بد را) شنوا و داناست. (224)

لا يُؤَاخِذُكُمُ اللَّهُ بِاللَّغْوِ فِي أَيْمَانِكُمْ وَلَكِنْ يُؤَاخِذُكُمْ بِمَا كَسَبَتْ قُلُوبُكُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ حَلِيمٌ (٢٢٥)

خدا شما را به سوگندهاى لغو مؤاخذه نكند و ليكن به آنچه در دل داريد مؤاخذه خواهد كرد و خدا بسيار آمرزنده و بردبار است. (225)

لِلَّذِينَ يُؤْلُونَ مِنْ نِسَائِهِمْ تَرَبُّصُ أَرْبَعَةِ أَشْهُرٍ فَإِنْ فَاءُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ (٢٢٦)

آنان كه با زنان خود ايلاء كنند (بر ترك مباشرت آنها قسم بخورند) چهار ماه انتظار كشند، اگر (از قسم خود) بازگشتند خداوند آمرزنده و مهربان است. (226)

وَإِنْ عَزَمُوا الطَّلاقَ فَإِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ (٢٢٧)

و اگر عزم طلاق نمودند خدا (به گفتار و كردارشان) شنوا و داناست. (227)

وَالْمُطَلَّقَاتُ يَتَرَبَّصْنَ بِأَنْفُسِهِنَّ ثَلاثَةَ قُرُوءٍ وَلا يَحِلُّ لَهُنَّ أَنْ يَكْتُمْنَ مَا خَلَقَ اللَّهُ فِي أَرْحَامِهِنَّ إِنْ كُنَّ يُؤْمِنَّ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَبُعُولَتُهُنَّ أَحَقُّ بِرَدِّهِنَّ فِي ذَلِكَ إِنْ أَرَادُوا إِصْلاحًا وَلَهُنَّ مِثْلُ الَّذِي عَلَيْهِنَّ بِالْمَعْرُوفِ وَلِلرِّجَالِ عَلَيْهِنَّ دَرَجَةٌ وَاللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ (٢٢٨)

و زنهايى كه طلاق داده شدند از شوهر نمودن خوددارى كنند تا سه پاكى بر آنان بگذرد و آنچه را (حيض يا حملى) كه خدا در رحم آنها آفريده كتمان نكنند اگر به خدا و روز قيامت ايمان دارند. و شوهران آنها در زمان عدّه سزاوارترند كه آنها را به زنى خود رجوع دهند اگر نيّت سازش دارند، و زنان را بر شوهران حق مشروعى است چنانچه شوهران را بر زنان، ليكن مردان را بر زنان افزونى است، و خدا (بر هر چيز) توانا و داناست. (228)

الطَّلاقُ مَرَّتَانِ فَإِمْسَاكٌ بِمَعْرُوفٍ أَوْ تَسْرِيحٌ بِإِحْسَانٍ وَلا يَحِلُّ لَكُمْ أَنْ تَأْخُذُوا مِمَّا آتَيْتُمُوهُنَّ شَيْئًا إِلا أَنْ يَخَافَا أَلا يُقِيمَا حُدُودَ اللَّهِ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلا يُقِيمَا حُدُودَ اللَّهِ فَلا جُنَاحَ عَلَيْهِمَا فِيمَا افْتَدَتْ بِهِ تِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ فَلا تَعْتَدُوهَا وَمَنْ يَتَعَدَّ حُدُودَ اللَّهِ فَأُولَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ (٢٢٩)

طلاق (طلاقى كه شوهر در آن رجوع تواند كرد) دو مرتبه است، پس چون طلاق داد يا رجوع كند به سازگارى و يا رها كند به نيكى، و حلال نيست كه چيزى از مهر آنان به جور بگيريد، مگر آنكه بترسيد حدود دين خدا را راجع به احكام ازدواج نگاه ندارند، در چنين صورت زن هر چه از مهر خود به شوهر (براى طلاق) ببخشد بر آنان روا باشد. اين احكام، حدود دين خداست، از آن سركشى مكنيد و كسانى كه از احكام خدا سرپيچند آنها به حقيقت ستمكارند. (229)

فَإِنْ طَلَّقَهَا فَلا تَحِلُّ لَهُ مِنْ بَعْدُ حَتَّى تَنْكِحَ زَوْجًا غَيْرَهُ فَإِنْ طَلَّقَهَا فَلا جُنَاحَ عَلَيْهِمَا أَنْ يَتَرَاجَعَا إِنْ ظَنَّا أَنْ يُقِيمَا حُدُودَ اللَّهِ وَتِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ يُبَيِّنُهَا لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ (٢٣٠)

پس اگر زن را طلاق (سوم) داد ديگر آن زن بر او حلال نيست تا اينكه زن به ديگرى شوهر كند، اگر آن شوهر دوم زن را طلاق داد زن با شوهر اوّل (كه سه طلاق داده) توانند به زوجيّت بازگردند اگر گمان برند كه احكام خدا را (راجع به امر ازدواج) نگاه خواهند داشت. اين است احكام خدا كه براى مردم دانا بيان مى‏كند. (230(

وَإِذَا طَلَّقْتُمُ النِّسَاءَ فَبَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَأَمْسِكُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ أَوْ سَرِّحُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ وَلا تُمْسِكُوهُنَّ ضِرَارًا لِتَعْتَدُوا وَمَنْ يَفْعَلْ ذَلِكَ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ وَلا تَتَّخِذُوا آيَاتِ اللَّهِ هُزُوًا وَاذْكُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَمَا أَنْزَلَ عَلَيْكُمْ مِنَ الْكِتَابِ وَالْحِكْمَةِ يَعِظُكُمْ بِهِ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ (٢٣١)

و هر گاه زنان را طلاق داديد بايستى تا نزديك پايان زمان عدّه يا آنها را به سازگارى (در خانه) نگاه داريد و يا به نيكى رها كنيد، و روا نيست آنان را به آزار نگاه داشته تا بر آنها ستم كنيد. هر كس چنين كند همانا بر خود ظلم كرده است. و آيات خدا را به مسخره نگيريد و به ياد آريد نعمت خدا را كه به شما لطف فرمود و (به خصوص نعمت بزرگ) كتاب آسمانى و حكمت الهى را كه به شما فرستاد و شما را به اندرز آن بهره‏مند گرداند، و از خدا پروا كنيد و بدانيد كه خدا به همه چيز آگاه است. (231)

وَإِذَا طَلَّقْتُمُ النِّسَاءَ فَبَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَلا تَعْضُلُوهُنَّ أَنْ يَنْكِحْنَ أَزْوَاجَهُنَّ إِذَا تَرَاضَوْا بَيْنَهُمْ بِالْمَعْرُوفِ ذَلِكَ يُوعَظُ بِهِ مَنْ كَانَ مِنْكُمْ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ ذَلِكُمْ أَزْكَى لَكُمْ وَأَطْهَرُ وَاللَّهُ يَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ (٢٣٢)

و چون زنان را طلاق داديد و زمان عده آنها به پايان رسيد، نبايد آنها را از شوهر كردن منع كنيد هر گاه به طريق مشروع به ازدواج با مردى تراضى كنند. بدين سخن پند داده شود هر كس به خدا و روز بازپسين ايمان آورده. اين دستور براى تزكيه نفوس شما بهتر است و خدا (به مصلحت شما) داناست و شما (خير و صلاح خود) نمى‏دانيد. (232)

وَالْوَالِدَاتُ يُرْضِعْنَ أَوْلادَهُنَّ حَوْلَيْنِ كَامِلَيْنِ لِمَنْ أَرَادَ أَنْ يُتِمَّ الرَّضَاعَةَ وَعَلَى الْمَوْلُودِ لَهُ رِزْقُهُنَّ وَكِسْوَتُهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ لا تُكَلَّفُ نَفْسٌ إِلا وُسْعَهَا لا تُضَارَّ وَالِدَةٌ بِوَلَدِهَا وَلا مَوْلُودٌ لَهُ بِوَلَدِهِ وَعَلَى الْوَارِثِ مِثْلُ ذَلِكَ فَإِنْ أَرَادَا فِصَالا عَنْ تَرَاضٍ مِنْهُمَا وَتَشَاوُرٍ فَلا جُنَاحَ عَلَيْهِمَا وَإِنْ أَرَدْتُمْ أَنْ تَسْتَرْضِعُوا أَوْلادَكُمْ فَلا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ إِذَا سَلَّمْتُمْ مَا آتَيْتُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ (٢٣٣)

و مادران بايستى دو سال كامل فرزندان خود را شير دهند، البته آن كسى كه خواهد فرزند را شير تمام دهد و به عهده صاحب فرزند است (يعنى پدر) كه خوراك و لباس مادر را به حد متعارف بدهد، هيچ كس را تكليف جز به اندازه طاقت نكنند، نه مادر بايد در نگهبانى فرزند به زحمت و زيان افتد و نه پدر بيش از حدّ متعارف براى كودك متضرر شود. و اگر كودك را پدر نبود وارث بايد در نگهدارى او به حد متعارف قيام كند. و اگر پدر و مادر به رضايت و مصلحت ديد يكديگر بخواهند فرزند را از شير بگيرند هر دو را رواست، و اگر خواهيد كه براى فرزندان دايه بگيريد آن هم روا باشد در صورتى كه دايه را حقوقى به متعارف بدهيد. و از خدا پروا كنيد و بدانيد كه خداوند به كردار شما بيناست. (233)

وَالَّذِينَ يُتَوَفَّوْنَ مِنْكُمْ وَيَذَرُونَ أَزْوَاجًا يَتَرَبَّصْنَ بِأَنْفُسِهِنَّ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ وَعَشْرًا فَإِذَا بَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَلا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا فَعَلْنَ فِي أَنْفُسِهِنَّ بِالْمَعْرُوفِ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ (٢٣٤)

و مردانى كه بميرند و زنانشان زنده مانند، آن زنان بايد از شوهر كردن خوددارى كنند تا مدّت چهار ماه و ده روز بگذرد، پس از انقضاء اين مدت بر شما گناهى نيست كه آنان در حق خويش كارى شايسته كنند (از زينت كردن و شوهر نمودن)، و خداوند از كردارتان آگاه است. (234)

وَلا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا عَرَّضْتُمْ بِهِ مِنْ خِطْبَةِ النِّسَاءِ أَوْ أَكْنَنْتُمْ فِي أَنْفُسِكُمْ عَلِمَ اللَّهُ أَنَّكُمْ سَتَذْكُرُونَهُنَّ وَلَكِنْ لا تُوَاعِدُوهُنَّ سِرًّا إِلا أَنْ تَقُولُوا قَوْلا مَعْرُوفًا وَلا تَعْزِمُوا عُقْدَةَ النِّكَاحِ حَتَّى يَبْلُغَ الْكِتَابُ أَجَلَهُ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ مَا فِي أَنْفُسِكُمْ فَاحْذَرُوهُ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ غَفُورٌ حَلِيمٌ (٢٣٥)

و باكى بر شما نيست كه به فكر خواستگارى آن زنان برآييد يا نيّت ازدواج را در دل داشته بدون اظهار، تنها خدا داند كه از اين پس از دل به زبان خواهيد آورد، و ليكن (در عدّه) با آنها پنهانى قرار و پيمانى نگذاريد مگر آنكه سخنى به ميزان شرع گوييد، ولى عزم عقد و ازدواج مكنيد تا زمان عدّه آنها منقضى شود، و بدانيد كه خداوند از نيّات درونى شما آگاه است، پس از او بترسيد و بدانيد كه خدا بسيار آمرزنده و بردبار است. (235)

لا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ إِنْ طَلَّقْتُمُ النِّسَاءَ مَا لَمْ تَمَسُّوهُنَّ أَوْ تَفْرِضُوا لَهُنَّ فَرِيضَةً وَمَتِّعُوهُنَّ عَلَى الْمُوسِعِ قَدَرُهُ وَعَلَى الْمُقْتِرِ قَدَرُهُ مَتَاعًا بِالْمَعْرُوفِ حَقًّا عَلَى الْمُحْسِنِينَ (٢٣٦)

باكى بر شما نيست اگر طلاق دهيد زنانى را كه با آنان مباشرت نكرده و مهرى مقرّر نداشته‏ايد ولى آنها را به چيزى بهره‏مند سازيد، دارا به قدر خود و نادر به قدر خويش به بهره‏اى شايسته او، كه اين سزاوار مقام نيكوكاران است. (236)

وَإِنْ طَلَّقْتُمُوهُنَّ مِنْ قَبْلِ أَنْ تَمَسُّوهُنَّ وَقَدْ فَرَضْتُمْ لَهُنَّ فَرِيضَةً فَنِصْفُ مَا فَرَضْتُمْ إِلا أَنْ يَعْفُونَ أَوْ يَعْفُوَ الَّذِي بِيَدِهِ عُقْدَةُ النِّكَاحِ وَأَنْ تَعْفُوا أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى وَلا تَنْسَوُا الْفَضْلَ بَيْنَكُمْ إِنَّ اللَّهَ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ (٢٣٧)

و اگر زنها را قبل از مباشرت با آنها طلاق دهيد، در صورتى كه بر آنان مهر مقرّر داشته‏ايد بايستى نصف مهرى را كه تعيين شده به آنها بدهيد مگر آنها خود گذشت كنند يا كسى كه امر نكاح به دست اوست (مثل پدر يا جدّ) از آن حق در گذرند، و گذشت كردن به تقوا و خدا پرستى نزديكتر است، و فضيلتهايى كه در نيكويى به يكديگر است فراموش مكنيد، (و بدانيد) كه خداوند به هر كار (نيك و بد) شما بيناست. (237)

حَافِظُوا عَلَى الصَّلَوَاتِ وَالصَّلاةِ الْوُسْطَى وَقُومُوا لِلَّهِ قَانِتِينَ (٢٣٨)

بر نمازها مواظبت و توجه كامل داشته باشيد و به خصوص نماز وسطى (صبح) و به طاعت خدا قيام كنيد. (238)

فَإِنْ خِفْتُمْ فَرِجَالا أَوْ رُكْبَانًا فَإِذَا أَمِنْتُمْ فَاذْكُرُوا اللَّهَ كَمَا عَلَّمَكُمْ مَا لَمْ تَكُونُوا تَعْلَمُونَ (٢٣٩)

پس اگر شما را بيم خطرى از دشمن باشد به هر حال كه ميسّر است، پياده يا سواره نماز به جاى آريد و آن گاه كه ايمنى يافتيد خدا را ياد كنيد كه او شما را به آنچه نمى‏دانستيد دانا گردانيد. (239)

وَالَّذِينَ يُتَوَفَّوْنَ مِنْكُمْ وَيَذَرُونَ أَزْوَاجًا وَصِيَّةً لأزْوَاجِهِمْ مَتَاعًا إِلَى الْحَوْلِ غَيْرَ إِخْرَاجٍ فَإِنْ خَرَجْنَ فَلا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِي مَا فَعَلْنَ فِي أَنْفُسِهِنَّ مِنْ مَعْرُوفٍ وَاللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ (٢٤٠)

مردانى كه بميرند و زنانشان زنده مانند بايد وصيّت كنند كه آنها را تا يك سال نفقه دهند و از خانه شوهر بيرون نكنند، پس اگر زنها خود خارج شوند شما را گناهى نيست از آنچه آنها درباره خود در حدود شرع بگزينند، و خدا توانا و داناست. (240)

وَلِلْمُطَلَّقَاتِ مَتَاعٌ بِالْمَعْرُوفِ حَقًّا عَلَى الْمُتَّقِينَ (٢٤١)

مردان، زنانى را كه طلاق دهند به چيزى بهره‏مند كنند، كه اين كار سزاوار مردم پرهيزكار است. (241)

كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ (٢٤٢)

خدا آيات خود را براى شما اين گونه روشن بيان مى‏كند، شايد خردمندى كنيد. (242)

أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ خَرَجُوا مِنْ دِيَارِهِمْ وَهُمْ أُلُوفٌ حَذَرَ الْمَوْتِ فَقَالَ لَهُمُ اللَّهُ مُوتُوا ثُمَّ أَحْيَاهُمْ إِنَّ اللَّهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَى النَّاسِ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَشْكُرُونَ (٢٤٣)

آيا نديديد آنهايى را كه از ترس مرگ از ديار خود بيرون رفتند كه هزارها تن بودند، خدا فرمود كه تمام بميريد (همه مردند) سپس آنها را زنده كرد، زيرا خدا را در حق بندگان فضل و كرم بسيار است، و ليكن بيشتر مردم سپاسگزار نيستند. (243)

وَقَاتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ (٢٤٤)

جهاد كنيد در راه خدا و بدانيد كه خدا (به گفتار و كردار خلق) شنوا و دانا است. (244)

مَنْ ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا فَيُضَاعِفَهُ لَهُ أَضْعَافًا كَثِيرَةً وَاللَّهُ يَقْبِضُ وَيَبْسُطُ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ (٢٤٥)

كيست كه خدا را قرض الحسنه دهد تا خدا بر او به چندين برابر بيفزايد؟ و خداست كه مى‏گيرد و مى‏دهد، و همه به سوى او باز گردانده مى‏شويد. (245(

أَلَمْ تَرَ إِلَى الْمَلإ مِنْ بَنِي إِسْرَائِيلَ مِنْ بَعْدِ مُوسَى إِذْ قَالُوا لِنَبِيٍّ لَهُمُ ابْعَثْ لَنَا مَلِكًا نُقَاتِلْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ قَالَ هَلْ عَسَيْتُمْ إِنْ كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتَالُ أَلا تُقَاتِلُوا قَالُوا وَمَا لَنَا أَلا نُقَاتِلَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَقَدْ أُخْرِجْنَا مِنْ دِيَارِنَا وَأَبْنَائِنَا فَلَمَّا كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقِتَالُ تَوَلَّوْا إِلا قَلِيلا مِنْهُمْ وَاللَّهُ عَلِيمٌ بِالظَّالِمِينَ (٢٤٦)

آيا نديدى آن گروه بنى اسرائيل را كه پس از وفات موسى از پيغمبر وقت خود تقاضا كردند كه پادشاهى براى ما برانگيز تا (به سركردگى او) در راه خدا جهاد كنيم پيغمبر آنها گفت: اگر جهاد فرض شود مبادا به جنگ قيام نكرده، نافرمانى كنيد! گفتند: چگونه شود كه ما به جنگ نرويم در صورتى كه (دشمنان ما) ما و فرزندان ما را (به ستم) از ديارمان بيرون كردند؟! پس چون (با درخواست آنها) جهاد مقرّر گرديد به جز اندكى همه روى گردانيدند، و خدا از كردار ستمكاران آگاه است. (246)

وَقَالَ لَهُمْ نَبِيُّهُمْ إِنَّ اللَّهَ قَدْ بَعَثَ لَكُمْ طَالُوتَ مَلِكًا قَالُوا أَنَّى يَكُونُ لَهُ الْمُلْكُ عَلَيْنَا وَنَحْنُ أَحَقُّ بِالْمُلْكِ مِنْهُ وَلَمْ يُؤْتَ سَعَةً مِنَ الْمَالِ قَالَ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَاهُ عَلَيْكُمْ وَزَادَهُ بَسْطَةً فِي الْعِلْمِ وَالْجِسْمِ وَاللَّهُ يُؤْتِي مُلْكَهُ مَنْ يَشَاءُ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ (٢٤٧)

پيغمبرشان به آنها گفت: خداوند طالوت را به پادشاهى شما برانگيخت. گفتند كه از كجا او را بر ما بزرگى و شاهى رواست در صورتى كه ما به پادشاهى شايسته‏تر از اوييم و او را مال فراوان نيست. رسول گفت: خداوند او را برگزيده و در دانش و توانايى و قوت جسم فزونى بخشيده، و خدا ملك خود را به هر كه خواهد بخشد، كه خدا به حقيقت توانگر و داناست. (247)

وَقَالَ لَهُمْ نَبِيُّهُمْ إِنَّ آيَةَ مُلْكِهِ أَنْ يَأْتِيَكُمُ التَّابُوتُ فِيهِ سَكِينَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَبَقِيَّةٌ مِمَّا تَرَكَ آلُ مُوسَى وَآلُ هَارُونَ تَحْمِلُهُ الْمَلائِكَةُ إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَةً لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ (٢٤٨)

پيغمبرشان به آنها گفت كه نشانه پادشاهى او اين است كه تابوتى كه در آن سكينه خدا و الواح بازمانده از خانواده موسى و هارون است و فرشتگانش به دوش برند براى شما مى‏آيد، كه در آن براى شما حجتى است روشن اگر اهل ايمان باشيد. (248)

فَلَمَّا فَصَلَ طَالُوتُ بِالْجُنُودِ قَالَ إِنَّ اللَّهَ مُبْتَلِيكُمْ بِنَهَرٍ فَمَنْ شَرِبَ مِنْهُ فَلَيْسَ مِنِّي وَمَنْ لَمْ يَطْعَمْهُ فَإِنَّهُ مِنِّي إِلا مَنِ اغْتَرَفَ غُرْفَةً بِيَدِهِ فَشَرِبُوا مِنْهُ إِلا قَلِيلا مِنْهُمْ فَلَمَّا جَاوَزَهُ هُوَ وَالَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ قَالُوا لا طَاقَةَ لَنَا الْيَوْمَ بِجَالُوتَ وَجُنُودِهِ قَالَ الَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُمْ مُلاقُو اللَّهِ كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ وَاللَّهُ مَعَ الصَّابِرِينَ (٢٤٩)

پس هنگامى كه طالوت لشكر كشيد، سپاه خود را گفت: خدا شما را به نهر آبى آزمايش كند، هر كه از آن بياشامد از من و هم آيين من نيست، و هر كه هيچ نياشامد يا كفى بيش برنگيرد از من و هم آيين من خواهد بود. پس همه سپاهش آشاميدند به جز عده قليلى از آنها. و چون طالوت و سپاه مؤمنش از نهر گذشتند (و مواجه با دشمن شدند لشكر بيمناك گشته) گفتند: ما را تاب مقاومت جالوت و سپاه او نخواهد بود. آنان كه به لقاء رحمت خدا و ثواب آخرت معتقد بودند (ثابت قدم مانده) گفتند: چه بسيار شده كه گروهى اندك به يارى خدا بر سپاهى بسيار غالب آمده، و خدا با صابران است. (249)

وَلَمَّا بَرَزُوا لِجَالُوتَ وَجُنُودِهِ قَالُوا رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَيْنَا صَبْرًا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانْصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ (٢٥٠)

و چون آنها در ميدان مبارزه جالوت و لشكريان او آمدند گفتند: پروردگارا، به ما صبر و استوارى بخش و ما را ثابت قدم دار و بر شكست كافران يارى فرما. (250)

فَهَزَمُوهُمْ بِإِذْنِ اللَّهِ وَقَتَلَ دَاوُدُ جَالُوتَ وَآتَاهُ اللَّهُ الْمُلْكَ وَالْحِكْمَةَ وَعَلَّمَهُ مِمَّا يَشَاءُ وَلَوْلا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَفَسَدَتِ الأرْضُ وَلَكِنَّ اللَّهَ ذُو فَضْلٍ عَلَى الْعَالَمِينَ (٢٥١)

پس به يارى خدا كافران را شكست دادند و داود (عليه السّلام) امير آنها جالوت را كشت و خدايش پادشاهى و فرزانگى عطا فرمود و از آنچه مى‏خواست بدو بياموخت. و اگر خدا برخى مردم را در مقابل بعضى ديگر بر نمى‏انگيخت فساد روى زمين را فرا مى‏گرفت، و ليكن خدا، خداوند فضل و كرم بر همه اهل عالم است. (251)

تِلْكَ آيَاتُ اللَّهِ نَتْلُوهَا عَلَيْكَ بِالْحَقِّ وَإِنَّكَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ (٢٥٢)

اين آيات خداست كه به راستى بر تو مى‏خوانيم و همانا تو از جمله پيغمبران مرسل هستى. (252)

تِلْكَ الرُّسُلُ فَضَّلْنَا بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ مِنْهُمْ مَنْ كَلَّمَ اللَّهُ وَرَفَعَ بَعْضَهُمْ دَرَجَاتٍ وَآتَيْنَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ الْبَيِّنَاتِ وَأَيَّدْنَاهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ مَا اقْتَتَلَ الَّذِينَ مِنْ بَعْدِهِمْ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَتْهُمُ الْبَيِّنَاتُ وَلَكِنِ اخْتَلَفُوا فَمِنْهُمْ مَنْ آمَنَ وَمِنْهُمْ مَنْ كَفَرَ وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ مَا اقْتَتَلُوا وَلَكِنَّ اللَّهَ يَفْعَلُ مَا يُرِيدُ (٢٥٣)

اين پيغمبران را برخى بر بعضى برترى و فضيلت داديم، بعضى را خدا با او سخن گفته و بعضى را رفعت مقام داده، و عيسى پسر مريم را معجزات آشكار داديم و او را به روح القدس نيرو بخشيديم، و اگر خدا مى‏خواست پس از فرستادن پيامبران و معجزات آشكار، مردم با يكديگر در مقام خصومت و قتال بر نمى‏آمدند، و ليكن آنان بر خلاف و دشمنى با هم برخاستند، برخى ايمان آورده و بعضى كافر شدند، و اگر خدا مى‏خواست با هم بر سر جنگ نبودند، و ليكن خدا هر چه مشيّتش قرار گيرد خواهد كرد. (253)

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَنْفِقُوا مِمَّا رَزَقْنَاكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَ يَوْمٌ لا بَيْعٌ فِيهِ وَلا خُلَّةٌ وَلا شَفَاعَةٌ وَالْكَافِرُونَ هُمُ الظَّالِمُونَ (٢٥٤)

اى اهل ايمان، از آنچه روزى شما كرديم انفاق كنيد پيش از آنكه بيايد روزى كه نه كسى (براى آسايش خود) چيزى تواند خريد و نه دوستى و شفاعتى به كار آيد، و كافران (دريابند كه) خود ستمكار بوده‏اند. (254)

اللَّهُ لا إِلَهَ إِلا هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ لا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلا نَوْمٌ لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأرْضِ مَنْ ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلا بِإِذْنِهِ يَعْلَمُ مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَلا يُحِيطُونَ بِشَيْءٍ مِنْ عِلْمِهِ إِلا بِمَا شَاءَ وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضَ وَلا يَئُودُهُ حِفْظُهُمَا وَهُوَ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ (٢٥٥)

خداى يكتاست كه جز او خدايى نيست، زنده و پاينده است، هرگز او را كسالت خواب فرا نگيرد تا چه رسد كه به خواب رود، اوست مالك آنچه در آسمانها و زمين است، كه را اين جرأت است كه در پيشگاه او به شفاعت برخيزد مگر به فرمان او؟ علم او محيط است به آنچه پيش نظر خلق آمده و آنچه سپس خواهد آمد و خلق به هيچ مرتبه از علم او احاطه نتوانند كرد مگر به آنچه او خواهد، قلمرو علمش از آسمانها و زمين فراتر، و نگهبانى زمين و آسمان بر او آسان و بى‏زحمت است، و او والا مرتبه و با عظمت است. (255)

لا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِنْ بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَى لا انْفِصَامَ لَهَا وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ (٢٥٦)

كار دين به اجبار نيست، تحقيقا راه هدايت و ضلالت بر همه كس روشن گرديده، پس هر كه از راه كفر و سركشى ديو رهزن برگردد و به راه ايمان به خدا گرايد بى‏گمان به رشته محكم و استوارى چنگ زده كه هرگز نخواهد گسست، و خداوند (به هر چه خلق گويند و كنند) شنوا و داناست. (256)

اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَالَّذِينَ كَفَرُوا أَوْلِيَاؤُهُمُ الطَّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمَاتِ أُولَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ (٢٥٧)

خدا يار اهل ايمان است كه آنان را از تاريكيهاى جهل بيرون آرد و به عالم نور برد، و آنان كه راه كفر گزيدند يار ايشان شياطين و ديوهايند كه آنها را از عالم نور به تاريكيهاى گمراهى در افكنند، اين گروه اهل دوزخند و در آن هميشه خواهند بود. (257)

أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِي حَاجَّ إِبْرَاهِيمَ فِي رَبِّهِ أَنْ آتَاهُ اللَّهُ الْمُلْكَ إِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّيَ الَّذِي يُحْيِي وَيُمِيتُ قَالَ أَنَا أُحْيِي وَأُمِيتُ قَالَ إِبْرَاهِيمُ فَإِنَّ اللَّهَ يَأْتِي بِالشَّمْسِ مِنَ الْمَشْرِقِ فَأْتِ بِهَا مِنَ الْمَغْرِبِ فَبُهِتَ الَّذِي كَفَرَ وَاللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ (٢٥٨)

آيا نديدى كه پادشاه زمان ابراهيم (عليه السّلام) به دليل حكومتى كه خدا به او داده بود درباره (يكتايى) خدا با ابراهيم به جدل برخاست؟ چون ابراهيم گفت: خداى من آن است كه زنده گرداند و بميراند، او گفت: من نيز زنده مى‏كنم و مى‏ميرانم. ابراهيم گفت كه خداوند خورشيد را از طرف مشرق برآورد، تو اگر توانى از مغرب بيرون آر آن نادان كافر در جواب عاجز ماند و خدا راهنماى ستمكاران نخواهد بود. (258)

أَوْ كَالَّذِي مَرَّ عَلَى قَرْيَةٍ وَهِيَ خَاوِيَةٌ عَلَى عُرُوشِهَا قَالَ أَنَّى يُحْيِي هَذِهِ اللَّهُ بَعْدَ مَوْتِهَا فَأَمَاتَهُ اللَّهُ مِائَةَ عَامٍ ثُمَّ بَعَثَهُ قَالَ كَمْ لَبِثْتَ قَالَ لَبِثْتُ يَوْمًا أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ قَالَ بَلْ لَبِثْتَ مِائَةَ عَامٍ فَانْظُرْ إِلَى طَعَامِكَ وَشَرَابِكَ لَمْ يَتَسَنَّهْ وَانْظُرْ إِلَى حِمَارِكَ وَلِنَجْعَلَكَ آيَةً لِلنَّاسِ وَانْظُرْ إِلَى الْعِظَامِ كَيْفَ نُنْشِزُهَا ثُمَّ نَكْسُوهَا لَحْمًا فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَهُ قَالَ أَعْلَمُ أَنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ (٢٥٩)

يا به مانند آن كس (عزير) كه به دهكده‏اى گذر كرد كه خراب و ويران شده بود، گفت: (به حيرتم كه) خدا چگونه باز اين مردگان را زنده خواهد كرد! پس خداوند او را صد سال ميراند سپس زنده كرد و برانگيخت و بدو فرمود كه چند مدّت درنگ نمودى؟ جواب داد: يك روز يا پاره‏اى از يك روز درنگ نمودم، خداوند فرمود (نه چنين است) بلكه صد سال است كه به خواب مرگ افتاده‏اى، نظر در طعام و شراب خود بنما كه هنوز تغيير ننموده، و الاغ خود را بنگر (كه اكنون زنده‏اش كنيم تا احوال بر تو معلوم شود) و تا تو را حجت و نشانه‏اى براى خلق قرار دهيم (كه امر بعثت را انكار نكنند) و بنگر در استخوانهاى آن كه چگونه درهمش پيوسته و گوشت بر آن پوشانيم. چون اين كار بر او روشن گرديد، گفت: به يقين مى‏دانم كه خدا بر هر چيز قادر است. (259)

وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّ أَرِنِي كَيْفَ تُحْيِ الْمَوْتَى قَالَ أَوَلَمْ تُؤْمِنْ قَالَ بَلَى وَلَكِنْ لِيَطْمَئِنَّ قَلْبِي قَالَ فَخُذْ أَرْبَعَةً مِنَ الطَّيْرِ فَصُرْهُنَّ إِلَيْكَ ثُمَّ اجْعَلْ عَلَى كُلِّ جَبَلٍ مِنْهُنَّ جُزْءًا ثُمَّ ادْعُهُنَّ يَأْتِينَكَ سَعْيًا وَاعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ (٢٦٠)

و چون ابراهيم گفت: بار پروردگارا، به من بنما كه چگونه مردگان را زنده خواهى كرد؟ خدا فرمود: باور ندارى؟ گفت: آرى باور دارم، ليكن خواهم (به مشاهده آن) دلم آرام گيرد. خدا فرمود: چهار مرغ بگير و گوشت آنها را به هم درآميز نزد خود، آن گاه هر قسمتى را بر سر كوهى بگذار، سپس آن مرغان را بخوان، كه به سوى تو شتابان پرواز كنند و بدان كه خدا (بر همه چيز) توانا و داناست. (260(

مَثَلُ الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ كَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنَابِلَ فِي كُلِّ سُنْبُلَةٍ مِائَةُ حَبَّةٍ وَاللَّهُ يُضَاعِفُ لِمَنْ يَشَاءُ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ (٢٦١)

مثل آنان كه مالشان را در راه خدا انفاق مى‏كنند به مانند دانه‏اى است كه از آن هفت خوشه برويد و در هر خوشه صد دانه باشد، و خداوند از اين مقدار نيز براى هر كه خواهد بيفزايد، و خدا را رحمت بى‏منتهاست و (به همه چيز) داناست. (261)

الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ ثُمَّ لا يُتْبِعُونَ مَا أَنْفَقُوا مَنًّا وَلا أَذًى لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلا هُمْ يَحْزَنُونَ (٢٦٢)

آنان كه مالشان را در راه خدا انفاق كنند و در پى انفاق منّتى نگذارده و آزارى نكنند، آنها را پاداش نيكو نزد خدا خواهد بود و از هيچ پيشامدى بيمناك نباشند و هرگز اندوهناك نخواهند بود. (262)

قَوْلٌ مَعْرُوفٌ وَمَغْفِرَةٌ خَيْرٌ مِنْ صَدَقَةٍ يَتْبَعُهَا أَذًى وَاللَّهُ غَنِيٌّ حَلِيمٌ (٢٦٣)

(فقير سائل را به) زبان خوش و طلب آمرزش (رد كردن) بهتر است از صدقه‏اى كه پى آن آزار كنند، و خداوند بى‏نياز و بردبار است. (263)

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تُبْطِلُوا صَدَقَاتِكُمْ بِالْمَنِّ وَالأذَى كَالَّذِي يُنْفِقُ مَالَهُ رِئَاءَ النَّاسِ وَلا يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ صَفْوَانٍ عَلَيْهِ تُرَابٌ فَأَصَابَهُ وَابِلٌ فَتَرَكَهُ صَلْدًا لا يَقْدِرُونَ عَلَى شَيْءٍ مِمَّا كَسَبُوا وَاللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ (٢٦٤)

اى اهل ايمان، صدقات خود را به سبب منّت و آزار تباه نسازيد مانند آن كه مال خود را از روى ريا (براى جلب توجه ديگران) انفاق كند و ايمان به خدا و روز قيامت ندارد مثل اين رياكاران بدان ماند كه دانه را (به جاى آنكه در زمين قابلى افشانند) بر روى سنگ صاف غبار گرفته‏اى ريزند و تند بارانى غبار آن بشويد و آن سنگ را همان طور صاف و بى‏گياه به جاى گذارد، كه نتوانند هيچ حاصلى از آن به دست آورند. و خداوند گروه كافران را راه (سعادت) ننمايد. (264)

وَمَثَلُ الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوَالَهُمُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاةِ اللَّهِ وَتَثْبِيتًا مِنْ أَنْفُسِهِمْ كَمَثَلِ جَنَّةٍ بِرَبْوَةٍ أَصَابَهَا وَابِلٌ فَآتَتْ أُكُلَهَا ضِعْفَيْنِ فَإِنْ لَمْ يُصِبْهَا وَابِلٌ فَطَلٌّ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ (٢٦٥)

و مثل آنان كه مالشان را در راه خشنودى خدا انفاق كنند و با كمال اطمينان خاطر، دل به لطف خدا شاد دارند مثل بوستانى است كه در زمين بلندى باشد و بر آن باران زيادى به موقع ببارد و حاصلى دو چندان (كه منتظرند) دهد، و اگر باران زياد نيايد، اندك بارد (تا باز به ثمر رسد)، و خدا (به كار شما) بيناست. (265)

أَيَوَدُّ أَحَدُكُمْ أَنْ تَكُونَ لَهُ جَنَّةٌ مِنْ نَخِيلٍ وَأَعْنَابٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الأنْهَارُ لَهُ فِيهَا مِنْ كُلِّ الثَّمَرَاتِ وَأَصَابَهُ الْكِبَرُ وَلَهُ ذُرِّيَّةٌ ضُعَفَاءُ فَأَصَابَهَا إِعْصَارٌ فِيهِ نَارٌ فَاحْتَرَقَتْ كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمُ الآيَاتِ لَعَلَّكُمْ تَتَفَكَّرُونَ (٢٦٦)

آيا هيچ يك از شما خواهد كه او را باغى باشد از درخت خرما و انگور و زير آن درختان جويهاى روان، و در آن هر گونه ميوه موجود باشد، آن گاه ضعف و پيرى بدو فرا رسد و او را فرزندان خرد و ناتوان باشد، پس در باغ او بادى آتشبار افتد و همه بسوزد؟ (حال كسى كه به ريا انفاق كند بدين ماند). خداوند آيات خود را براى شما اين چنين روشن بيان كند، باشد كه (در مآل كارها و حقيقت احوال) فكر كنيد. (266)

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَنْفِقُوا مِنْ طَيِّبَاتِ مَا كَسَبْتُمْ وَمِمَّا أَخْرَجْنَا لَكُمْ مِنَ الأرْضِ وَلا تَيَمَّمُوا الْخَبِيثَ مِنْهُ تُنْفِقُونَ وَلَسْتُمْ بِآخِذِيهِ إِلا أَنْ تُغْمِضُوا فِيهِ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ حَمِيدٌ (٢٦٧)

اى اهل ايمان، انفاق كنيد از بهترين آنچه اندوخته‏ايد، و از آنچه براى شما از زمين مى‏رويانيم، و بدها را براى انفاق در نظر نگيريد، در صورتى كه خود شما جنس بد را نستانيد مگر آنكه از بدى آن چشم پوشى كنيد و بدانيد كه خدا بى‏نياز و ستوده صفات است. (267)

الشَّيْطَانُ يَعِدُكُمُ الْفَقْرَ وَيَأْمُرُكُمْ بِالْفَحْشَاءِ وَاللَّهُ يَعِدُكُمْ مَغْفِرَةً مِنْهُ وَفَضْلا وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ (٢٦٨)

شيطان شما را وعده فقر و بى‏چيزى دهد و به كارهاى زشت و بخل وادار كند، و خدا به شما وعده آمرزش و احسان دهد، و خدا را رحمت بى‏منتهاست و (به همه امور جهان) داناست. (268)

يُؤْتِي الْحِكْمَةَ مَنْ يَشَاءُ وَمَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْرًا كَثِيرًا وَمَا يَذَّكَّرُ إِلا أُولُو الألْبَابِ (٢٦٩)

خدا فيض حكمت را به هر كه خواهد عطا كند، و هر كه را به حكمت و دانش رسانند در باره او مرحمت و عنايت بسيار كرده‏اند، و اين حقيقت را جز خردمندان متذكر نشوند. (269)

وَمَا أَنْفَقْتُمْ مِنْ نَفَقَةٍ أَوْ نَذَرْتُمْ مِنْ نَذْرٍ فَإِنَّ اللَّهَ يَعْلَمُهُ وَمَا لِلظَّالِمِينَ مِنْ أَنْصَارٍ (٢٧٠)

هر چه انفاق كنيد و يا به نذر (و صدقه) دهيد همانا خدا مى‏داند، و (اگر در حق مسكينان ستم كنيد) براى ستمكاران در دو جهان يار و معينى نخواهد بود. (270)

إِنْ تُبْدُوا الصَّدَقَاتِ فَنِعِمَّا هِيَ وَإِنْ تُخْفُوهَا وَتُؤْتُوهَا الْفُقَرَاءَ فَهُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَيُكَفِّرُ عَنْكُمْ مِنْ سَيِّئَاتِكُمْ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ (٢٧١)

اگر (به مستحقان) آشكارا صدقه دهيد كارى نيكوست، ليكن اگر در پنهانى به فقيران (آبرومند) رسانيد براى شما نيكوتر است و خدا (به پاداش آن) برخى از گناهان شما را محو و مستور دارد، و خداوند از (آشكارا و نهان) آنچه مى‏كنيد آگاه است. (271)

لَيْسَ عَلَيْكَ هُدَاهُمْ وَلَكِنَّ اللَّهَ يَهْدِي مَنْ يَشَاءُ وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ خَيْرٍ فَلأنْفُسِكُمْ وَمَا تُنْفِقُونَ إِلا ابْتِغَاءَ وَجْهِ اللَّهِ وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ خَيْرٍ يُوَفَّ إِلَيْكُمْ وَأَنْتُمْ لا تُظْلَمُونَ (٢٧٢)

(اى رسول بر تو دعوت خلق است و) هدايت خلق بر تو نيست، خدا هر كه را خواهد هدايت كند. و هر قسم انفاق و احسان كنيد درباره خويش كرده‏ايد، و نبايست انفاق كنيد جز در راه رضاى خدا، و هر انفاق و احسانى كنيد از خدا پاداش تمام به شما رسد و به هرگز به شما ستم نخواهد رسيد. (272)

لِلْفُقَرَاءِ الَّذِينَ أُحْصِرُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ لا يَسْتَطِيعُونَ ضَرْبًا فِي الأرْضِ يَحْسَبُهُمُ الْجَاهِلُ أَغْنِيَاءَ مِنَ التَّعَفُّفِ تَعْرِفُهُمْ بِسِيمَاهُمْ لا يَسْأَلُونَ النَّاسَ إِلْحَافًا وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ خَيْرٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِيمٌ (٢٧٣)

صدقات مخصوص فقيرانى است كه در راه خدا بازمانده و ناتوان شده‏اند و توانايى آنكه در زمين بگردند (و كارى پيش گيرند) ندارند و از فرط عفاف چنانند كه هر كس از حال آنها آگاه نباشد پندارد غنى و بى‏نيازند، به (فقر) آنها از سيمايشان پى مى‏برى، هرگز چيزى از كسى درخواست نكنند. و هر مالى انفاق كنيد خدا به آن آگاه است. (273)

الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ بِاللَّيْلِ وَالنَّهَارِ سِرًّا وَعَلانِيَةً فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلا هُمْ يَحْزَنُونَ (٢٧٤)

كسانى كه مال خود را در شب و روز انفاق كنند نهان و آشكارا، آنان را نزد پروردگارشان پاداش نيكو خواهد بود و هرگز (از حادثه آينده) بيمناك و (از امور گذشته) اندوهگين نخواهند گشت. (274)

الَّذِينَ يَأْكُلُونَ الرِّبَا لا يَقُومُونَ إِلا كَمَا يَقُومُ الَّذِي يَتَخَبَّطُهُ الشَّيْطَانُ مِنَ الْمَسِّ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَالُوا إِنَّمَا الْبَيْعُ مِثْلُ الرِّبَا وَأَحَلَّ اللَّهُ الْبَيْعَ وَحَرَّمَ الرِّبَا فَمَنْ جَاءَهُ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّهِ فَانْتَهَى فَلَهُ مَا سَلَفَ وَأَمْرُهُ إِلَى اللَّهِ وَمَنْ عَادَ فَأُولَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ (٢٧٥)

آن كسانى كه ربا خورند (از قبر در قيامت) برنخيزند جز به مانند آن كه به وسوسه شيطان مخبّط و ديوانه شده. و آنان بدين سبب در اين عمل زشت افتند كه گويند فرقى بين تجارت و ربا نيست حال آنكه خدا تجارت را حلال و ربا را حرام كرده. پس هر كس كه اندرز (كتاب) خدا بدو رسد و از اين عمل دست كشد خدا از گذشته او در گذرد و عاقبت كارش با خدا باشد، و كسانى كه دست نكشند اهل جهنّمند و در آن جاويد معذّب خواهند بود. (275(

يَمْحَقُ اللَّهُ الرِّبَا وَيُرْبِي الصَّدَقَاتِ وَاللَّهُ لا يُحِبُّ كُلَّ كَفَّارٍ أَثِيمٍ (٢٧٦)

خدا سود ربا را نابود گرداند و صدقات را افزونى بخشد، و خدا مردم بى‏ايمان گنه پيشه را دوست ندارد. (276)

إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَأَقَامُوا الصَّلاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلا هُمْ يَحْزَنُونَ (٢٧٧)

آنان كه اهل ايمان و نيكوكارند و نماز به پا دارند و زكات بدهند آنان را نزد پروردگارشان پاداش نيكو خواهد بود و هرگز ترس (از آينده) و اندوه (از گذشته) نخواهند داشت. (277)

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَذَرُوا مَا بَقِيَ مِنَ الرِّبَا إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ (٢٧٨)

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، از خدا بترسيد و زيادى ربا را رها كنيد اگر به راستى اهل ايمانيد. (278)

فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا فَأْذَنُوا بِحَرْبٍ مِنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ وَإِنْ تُبْتُمْ فَلَكُمْ رُءُوسُ أَمْوَالِكُمْ لا تَظْلِمُونَ وَلا تُظْلَمُونَ (٢٧٩)

پس اگر ترك ربا نكرديد آگاه باشيد كه به جنگ خدا و رسول او برخاسته‏ايد. و اگر از اين كار پشيمان گشتيد اصل مال شما براى شماست، كه در اين صورت به كسى ستم نكرده‏ايد و از كسى ستم نكشيده‏ايد. (279)

وَإِنْ كَانَ ذُو عُسْرَةٍ فَنَظِرَةٌ إِلَى مَيْسَرَةٍ وَأَنْ تَصَدَّقُوا خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ (٢٨٠)

و اگر (كسى كه از او طلبكار هستيد) تنگدست شود به او مهلت دهيد تا توانگر گردد، و بخشيدن آن (به هنگام تنگدستى وى) به رسم صدقه، براى شما بهتر است اگر (به مصلحت خود) داناييد. (280)

وَاتَّقُوا يَوْمًا تُرْجَعُونَ فِيهِ إِلَى اللَّهِ ثُمَّ تُوَفَّى كُلُّ نَفْسٍ مَا كَسَبَتْ وَهُمْ لا يُظْلَمُونَ (٢٨١)

و بترسيد از روزى كه شما را به سوى خدا باز گردانند، پس هر كس پاداش عمل خويش خواهد يافت و به هيچ كس ستمى نكنند. (281)

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا تَدَايَنْتُمْ بِدَيْنٍ إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى فَاكْتُبُوهُ وَلْيَكْتُبْ بَيْنَكُمْ كَاتِبٌ بِالْعَدْلِ وَلا يَأْبَ كَاتِبٌ أَنْ يَكْتُبَ كَمَا عَلَّمَهُ اللَّهُ فَلْيَكْتُبْ وَلْيُمْلِلِ الَّذِي عَلَيْهِ الْحَقُّ وَلْيَتَّقِ اللَّهَ رَبَّهُ وَلا يَبْخَسْ مِنْهُ شَيْئًا فَإِنْ كَانَ الَّذِي عَلَيْهِ الْحَقُّ سَفِيهًا أَوْ ضَعِيفًا أَوْ لا يَسْتَطِيعُ أَنْ يُمِلَّ هُوَ فَلْيُمْلِلْ وَلِيُّهُ بِالْعَدْلِ وَاسْتَشْهِدُوا شَهِيدَيْنِ مِنْ رِجَالِكُمْ فَإِنْ لَمْ يَكُونَا رَجُلَيْنِ فَرَجُلٌ وَامْرَأَتَانِ مِمَّنْ تَرْضَوْنَ مِنَ الشُّهَدَاءِ أَنْ تَضِلَّ إِحْدَاهُمَا فَتُذَكِّرَ إِحْدَاهُمَا الأخْرَى وَلا يَأْبَ الشُّهَدَاءُ إِذَا مَا دُعُوا وَلا تَسْأَمُوا أَنْ تَكْتُبُوهُ صَغِيرًا أَوْ كَبِيرًا إِلَى أَجَلِهِ ذَلِكُمْ أَقْسَطُ عِنْدَ اللَّهِ وَأَقْوَمُ لِلشَّهَادَةِ وَأَدْنَى أَلا تَرْتَابُوا إِلا أَنْ تَكُونَ تِجَارَةً حَاضِرَةً تُدِيرُونَهَا بَيْنَكُمْ فَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَلا تَكْتُبُوهَا وَأَشْهِدُوا إِذَا تَبَايَعْتُمْ وَلا يُضَارَّ كَاتِبٌ وَلا شَهِيدٌ وَإِنْ تَفْعَلُوا فَإِنَّهُ فُسُوقٌ بِكُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَيُعَلِّمُكُمُ اللَّهُ وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ (٢٨٢)

اى اهل ايمان، چون به قرض و نسيه معامله كنيد تا زمانى معيّن، سند و نوشته در ميان باشد، و بايست نويسنده درستكارى معامله ميان شما را بنويسد، و نبايد كاتب از نوشتن خوددارى كند، كه خدا به وى نوشتن آموخته پس بايد بنويسد، و مديون بايد مطالب را املاء كند، و از خدا بترسد و از آنچه مقرّر شده چيزى نكاهد، و اگر مديون سفيه يا ناتوان (صغير) است و صلاحيّت املا ندارد ولىّ او به عدل و درستى املا كند و دو تن از مردان خود (از مسلمانان عادل) گواه آريد، و اگر دو مرد نيابيد يك مرد و دو زن، از هر كه (به عدالت) قبول داريد گواه گيريد تا اگر يك نفر از آن دو زن فراموش كند ديگرى به خاطرش آورد، و هر گاه شهود را (به محكمه) بخوانند امتناع از رفتن نكنند، و در نوشتن آن تا تاريخ معيّن مسامحه نكنيد چه معامله كوچك و چه بزرگ باشد. اين عادلانه‏تر است نزد خدا و محكمتر براى شهادت و نزديكتر به اينكه شكّ و ريبى در معامله پيش نيايد (كه موجب نزاع شود) مگر آنكه معامله نقد حاضر باشد كه دست به دست ميان شما برود، در اين صورت باكى نيست كه ننويسيد، و گواه گيريد هر گاه معامله كنيد، و نبايست به نويسنده و گواه ضررى رسد (و بى‏اجر مانند)، و اگر چنين كنيد نافرمانى كرده‏ايد. و از خدا بترسيد و خداوند هم به شما تعليم مصالح امور مى‏كند و خدا به همه چيز داناست. (282)

وَإِنْ كُنْتُمْ عَلَى سَفَرٍ وَلَمْ تَجِدُوا كَاتِبًا فَرِهَانٌ مَقْبُوضَةٌ فَإِنْ أَمِنَ بَعْضُكُمْ بَعْضًا فَلْيُؤَدِّ الَّذِي اؤْتُمِنَ أَمَانَتَهُ وَلْيَتَّقِ اللَّهَ رَبَّهُ وَلا تَكْتُمُوا الشَّهَادَةَ وَمَنْ يَكْتُمْهَا فَإِنَّهُ آثِمٌ قَلْبُهُ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ عَلِيمٌ (٢٨٣)

و اگر در سفر باشيد و نويسنده‏اى نيابيد براى وثيقه دين گروى گرفته شود. و اگر برخى بعضى را امين داند (و به او امانت بسپارد) پس بايد ادا كند آن امين آنچه را كه به امانت گرفته است و از خداى خود بترسد (و به امانت خيانت نكند)، و كتمان شهادت ننماييد، كه هر كس كتمان كند البته به دل گناهكار است و خدا از همه كار شما آگاه است. (283)

لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأرْضِ وَإِنْ تُبْدُوا مَا فِي أَنْفُسِكُمْ أَوْ تُخْفُوهُ يُحَاسِبْكُمْ بِهِ اللَّهُ فَيَغْفِرُ لِمَنْ يَشَاءُ وَيُعَذِّبُ مَنْ يَشَاءُ وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ (٢٨٤)

آنچه در آسمانها و زمين است همه ملك خداست و اگر آنچه در دل داريد آشكار و يا مخفى كنيد همه را خدا در محاسبه شما خواهد آورد، آن گاه هر كه را خواهد ببخشد و هر كه را خواهد عذاب كند، و خدا بر هر چيز تواناست. (284)

آمَنَ الرَّسُولُ بِمَا أُنْزِلَ إِلَيْهِ مِنْ رَبِّهِ وَالْمُؤْمِنُونَ كُلٌّ آمَنَ بِاللَّهِ وَمَلائِكَتِهِ وَكُتُبِهِ وَرُسُلِهِ لا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِنْ رُسُلِهِ وَقَالُوا سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا غُفْرَانَكَ رَبَّنَا وَإِلَيْكَ الْمَصِيرُ (٢٨٥)

اين رسول به آنچه خدا بر او نازل كرده ايمان آورده و مؤمنان نيز همه به خدا و فرشتگان خدا و كتب و پيغمبران خدا ايمان آوردند (و گفتند) ما ميان هيچ يك از پيغمبران خدا فرق نگذاريم، و (همه يك زبان و يك دل) اظهار كردند كه ما (فرمان خدا را) شنيده و اطاعت كرديم، پروردگارا، ما آمرزش تو را خواهيم و (مى‏دانيم) بازگشت همه به سوى توست. (285)

لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْسًا إِلا وُسْعَهَا لَهَا مَا كَسَبَتْ وَعَلَيْهَا مَا اكْتَسَبَتْ رَبَّنَا لا تُؤَاخِذْنَا إِنْ نَسِينَا أَوْ أَخْطَأْنَا رَبَّنَا وَلا تَحْمِلْ عَلَيْنَا إِصْرًا كَمَا حَمَلْتَهُ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِنَا رَبَّنَا وَلا تُحَمِّلْنَا مَا لا طَاقَةَ لَنَا بِهِ وَاعْفُ عَنَّا وَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا أَنْتَ مَوْلانَا فَانْصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ (٢٨٦)

خدا هيچ كس را تكليف نكند مگر به قدر توانايى او، نيكيهاى هر كس به سود او و بديهايش نيز به زيان خود اوست. پروردگارا، ما را بر آنچه به فراموشى يا به خطا كرده‏ايم مؤاخذه مكن. بار پروردگارا، تكليف گران و طاقت فرسا كه بر پيشينيان ما نهاده‏اى بر ما مگذار. پروردگارا، بار تكليفى فوق طاقت ما بر دوش ما منه، و بيامرز و ببخش گناه ما را، و بر ما رحمت فرما، تنها آقاى ما و ياور ما تويى، پس ما را بر گروه كافران يارى فرما. (286(

مطالب مرتبط :
موضوعات مطلب : تگ های مطلب :
3 نظر برای “سوره البقره”
  1. ebrahim says:

    تشانه مومنان

    الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ وَیُقِیمُونَ الصَّلاةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ یُنْفِقُونَ (٣)

    وَالَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِمَا أُنْزِلَ إِلَیْکَ وَمَا أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِکَ وَبِالآخِرَةِ هُمْ یُوقِنُونَ (۴)

    Thumb up 1 Thumb down 0

  2. زنجیر عزا says:

    مفسدان همیشه اینگونه اند

    وَإِذَا قِیلَ لَهُمْ لا تُفْسِدُوا فِی الأرْضِ قَالُوا إِنَّمَا نَحْنُ مُصْلِحُونَ (١١)
    چون به آنان گفته شود که در زمین فساد مکنید، مى‏گویند: ما مصلحانیم. (۱۱)
    أَلا إِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ وَلَکِنْ لا یَشْعُرُونَ (١٢)
    آگاه باشید که اینان خود تبهکارانند و نمى‏دانند. (۱۲)

    Thumb up 1 Thumb down 0

  3. فاطمه says:

    جدا جای تامل داره……1400 سال با هر وسیله ای که داشتند به جان اسلام افتادند. امروز هم همینطوره. اما با وجود این همه عالم و دانای غربی و عرب یک سوره مانند قران نیاوردند!!!!! وَلَنْ تَفْعَلُوا و هرگز هم نمی توانند.

    پس چرا ایمان نمیارید و تسلیم خدا نمی شید؟؟؟؟؟

    اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

    بسم الله الرحمن الرحیم.

    وَإِنْ کُنْتُمْ فِی رَیْبٍ مِمَّا نَزَّلْنَا عَلَى عَبْدِنَا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ وَادْعُوا شُهَدَاءَکُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ کُنْتُمْ صَادِقِینَ (٢٣)

    و اگر شما را شکّى است در قرآنى که بر بنده خود (محمد صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم) فرستادیم، پس بیاورید یک سوره مانند آن، و گواهان خود را بخوانید به جز خدا، اگر راست مى‏گویید. (۲۳)

    فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا وَلَنْ تَفْعَلُوا فَاتَّقُوا النَّارَ الَّتِی وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ أُعِدَّتْ لِلْکَافِرِینَ (٢۴)

    و اگر این کار را نکردید و هرگز نتوانید کرد پس بپرهیزید از آتشى که هیزم آن مردم بدکار و سنگهاى خارا است که (از قهر خدا) براى کافران مهیا شده است. (۲۴) –

    Thumb up 1 Thumb down 0

نظرات

  • ارسال شده در 12 Nov 2013

    Log In