خشونت پلیس آمریکا


police-thumbضرب و شتم زن دست بند زده شده توسط پلیس فدرال آمریکا با دوربین های مدار بسته به تصویر کشیده ...

دعا پيش از تكبير نماز


doa-namaz-girl-دعا-نماز-روايت شده از صفوان جمّال كه ديدم حضرت صادق عليه السلام رو به قبله كرد پيش از تكبير و گفت ...

دعا هنگام برخاستن براى نماز برای همجواری با رسول


namaz-نمازاز حضرت صادق عليه السلام منقول است كه حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام فرمود هر كه بگويد اين دعا را ...

ادعیه امامان به هنگام خروج از خانه


at the door-روبروی در ورودیاز حضرت صادق عليه السلام منقول است كه آدمى هرگاه خواست از منزل خود بيرون رود بگويد سه مرتبه در وقتى ...

دعا هنگام بيدار شدن در شب


sleeping-خواباز حضرت  امام صادق عليه السلام مروى است كه فرمود هرگاه يكى از شما برخواست در شب از خواب بگويد: سُبْحانَ ...

دعا به جهت بيدار شدن براى نماز شب


doa-namaz-girl-دعا-نماز-از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه حضرت رسول صلى الله عليه و آله فرمود كسى كه بخواهد برخيزد ...

از آثار و برکات صلوات بر محمد و آل محمد


hazrate-mohammadیکی از سنت های اصیل و ارزشمند الله، صلوات بر پیامبر وآل او(صلی الله علیه و اله)است . صلوات بهترین ...

مراقبات ادعیه و اعمال برای افزایش حافظه به سفارش بزرگان


memory-حافظه- پس از نماز صبح و نماز عشاء هفت مرتبه دعای ذیل را بخواند و به مدت سه یا هفت ...

در خبر از آثار خواندن زیارت عاشورا


ashora-tumbدر خبر از آثار خواندن زیارت عاشورا امام صادق علیه‌السلام :زیارت امام حسین علیه‌السلام را فرو نگذار که خدا عمرت را ...

برای ظهور سرورمان امام زمان (عج) چقدر آماده ایم؟


Imam-mahdi-امام-زمان-امام-مهدیعنوان : برای ظهور سرورمان امام زمان (عج) چقدر آماده ایم؟ گردآورنده:  سارا پارسا ایمیل:  s_parsa_1986@yahoo.com سخن گردآورنده : پژوهش حاضر با هدف ...

ادعیه و تعویض در هنگام خواب


sleeping-خواباول از حضرت صادق عليه السلام مروى است كه كسى كه بگويد سه مرتبه در وقتى كه در خوابگاه خود ...

دعاى مخزون هنگام صبح و شام از امام صادق ع


toloe khorshid thumb- sunrise thumbاز حضرت صادق عليه السلام منقول است كه به داود رِقّى فرمود كه ترك مكن اين دعا را سه مرتبه ...

دعای امام باقر ع در وقت طلوع فجر


toloe khorshid thumb- sunrise thumbاز حضرت امام محمّد باقرعليه السلام روايت است كه هركس بگويد در وقت طلوع فجر: لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَحْدَهُ لا ...

ادعیه امامان در هنگام داخل شدن در صبح و شام


toloe khorshid thumb- sunrise thumbاول از حضرت صادق عليه السلام روايت است كه حضرت علىّ بن الحسين عليه السلام چون داخل صبح مى شد ...

کتاب نماز چیست از آثار سید محمد حسین بهشتی


Beheshti-بهشتی-thumbنماز چیست سید محمد حسین بهشتی نيايش و پرستش در آن لحظه كه آدمى به كمال و شكوه بى نهايت آفريدگار جهان مى ...

مناجات خمس عشرة  از مولانا علىّ بن الحسين عليه السلام علامه مجلسى رَحَمهُ اللّهُ در بحار فرموده كه من يافتم اين مناجات را مروىّ از آن حضرت در كتب بعض اصحاب رضوانُ اللّهِ عَلَيْهِم.

 اول : مناجات توبه كنندگان

 به نام خداى بخشاينده مهربان

الهى اَلْبَسَتْنِى الْخَطايا ثَوْبَ مَذَلَّتى وَجَلَّلَنِى التَّباعُدُ مِنْكَ لِباسَ مَسْكَنَتى وَاَماتَ قَلْبى عَظيمُ جِنايَتى فَاَحْيِهِ بِتَوْبَةٍ مِنْكَ يا اَمَلى

خدايا خطاها و گناهان لباس خوارى بر تنم كرده و دورى از تو جامه بيچارگى بر تنم افكنده و برزگ جنايتم دلم را ميرانده پس تو زنده اش كن به بازگشت خودت (بسوى من ) اى آرزو

وَبُغْيَتى وَيا سُؤْلى وَمُنْيَتى فَوَ عِزَّتِكَ ما اَجِدُ لِذُنوُبى سِواكَ غافِراً وَلا اَرى لِكَسْرى غَيْرَكَ جابِراً وَقَدْ خَضَعْتُ بِالاِنابَةِ اِلَيْكَ وَعَنَوْتُ

و مقصودم و اى خواسته و آرمانم به عزتت سوگند براى گناهانم جز تو آمرزنده اى نيابم و براى شكستگيم جز تو شكسته بندى نبينم و من بوسيله آه و ناله كردن بسوى تو بدرگاهت خاضع گشته و با زارى كردن

بِالاِسْتِكانَةِ لَدَيْكَ فَاِنْ طَرَدْتَنى مِنْ بابِكَ فَبِمَنْ اَلوُذُ وَاِنْ رَدَدْتَنى عَنْ جَنابِكَ فَبِمَنْ اَعُوذُ فَوا اَسَفاهُ مِنْ خَجْلَتى وَافْتِضاحى وَوا لَهْفاهُ

در برابرت خود را به خوارى كشاندم پس اگر توام از درگاه خويش برانى در آن حال به كه روآورم ؟ و اگر توام از نزد خويش بازگردانى به كه پناه برم ؟ و بس افسوس از شرمندگى و رسواييم و اى دريغ

مِنْ سُوَّءِ عَمَلى وَاجْتِراحى اَسْئَلُكَ يا غافِرَ الذَّنْبِ الْكَبيرِ وَيا جابِرَ الْعَظْمِ الْكَسيرِ اَنْ تَهَبَ لى مُوبِقاتِ الْجَراَّئِرِ وَتَسْتُرَ عَلَىَّ فاضِحاتِ

از كار بد و گناهانى كه بدست آورده ام از تو خواهم اى آمرزنده گناه بزرگ و اى شكسته بند استخوان شكسته كه ببخشى بر من گناهان نابود كننده ام را و بپوشى بر من كارهاى پنهانى

السَّراَّئِرِ وَلا تُخْلِنى فى مَشْهَدِ الْقِيامَةِ مِنْ بَرْدِ عَفْوِكَ وَغَفْرِكَ وَلاتُعْرِنى مِنْ جَميلِ صَفْحِكَ وَسَتْرِكَ اِلهى ظَلِّلْ عَلى ذُنُوبى

رسواكننده را و مرا در بازار قيامت از نسيم جان بخش عفو و آمرزشت محروم نفرمايى و از لباس زيباى گذشت و چشم پوشى خود برهنه ام نكنى خدايا سايه ابر رحمتت را بر گناهانم بينداز

غَمامَ رَحْمَتِكَ وَاَرْسِلْ عَلى عُيُوبى سَحابَ رَاْفَتِكَ اِلهى هَلْ يَرْجِعُ الْعَبْدُ الاْبِقُ اِلاّ اِلى مَوْلاهُ اَمْ هَلْ يُجيرُهُ مِنْ سَخَطِهِ اَحَدٌ سِواهُ

و ابرريزان مهربانى و راءفتت را براى شستشوى عيبهايم بفرست خدايا آيا بنده فرارى جز به درگاه مولايش به كجا بازگردد يا آيا كسى جز او هست كه وى را از خشم او پناه دهد

اِلهى اِنْ كانَ النَّدَمُ عَلَى الذَّنْبِ تَوْبَةً فَاِنّى وَعِزَّتِكَ مِنَ النّادِمينَ وَاِنْ كانَ الاِسْتِغْفارُ مِنَ الْخَطيَّئَةِ حِطَّةً فَاِنّى لَكَ مِنَ الْمُسْتَغْفِرينَ

معبودا اگر پشيمانى بر گناه توبه محسوب شود پس به عزتت سوگند كه براستى من از پشيمانانم و اگر آمرزش خواهى از خطا آنرا پاك كند پس براستى من از آمرزش خواهانم

لَكَ الْعُتْبى حَتّى تَرْضى اِلهى بِقُدْرَتِكَ عَلَىَّ تُبْ عَلَىَّ وَبِحِلْمِكَ عَنّىِ اعْفُ عَنّى وَبِعِلْمِكَ بى اِرْفَقْ بى اِلهى اَنْتَ الَّذى فَتَحْتَ

خدايا تو را سزد كه مرا مؤ اخذه كنى تا گاهى كه خوشنود شوى خدايا به همان قدرتى كه بر من دارى توبه ام بپذير و به بردباريت از من بگذر و به همان علمت كه به احوالم دارى با من مدارا كن خدايا تويى كه درى از عفو خود

لِعِبادِكَ باباً اِلى عَفْوِكَ سَمَّيْتَهُ التَّوْبَةَ فَقُلْتَ تُوبُوا اِلَى اللّهِ تَوْبَةً نَصُوحاً فَما عُذْرُ مَنْ اَغْفَلَ دُخُولَ الْبابِ بَعْدَ فَتْحِهِ اِلهى اِنْ كانَ

بسوى بندگانت باز كردى و نامش را توبه گذاردى و فرمودى “بسوى خدا بازگرديد با توبه صادقانه” پس ديگر چه عذرى دارد آن كس كه از وارد شدن در اين در باز شده غفلت ورزد خدايا اگر براستى

قَبُحَ الذَّنْبُ مِنْ عَبْدِكَ فَلْيَحْسُنِ الْعَفْوُ مِنْ عِنْدِكَ اِلهى ما اَنَا بِاَوَّلِ مَنْ عَصاكَ فَتُبْتَ عَلَيْهِ وَتَعَرَّضَ لِمَعْرُوفِكَ فَجُدْتَ عَلَيْهِ يا مُجيبَ

سرزدن گناه از بنده ات زشت است ولى گذشت نيز از نزد تو نيكو است معبودا من نخستين كسى نيستم كه نافرمانيت كرده و توبه پذيرش گشته اى و خواستار احسانت گشته و تو بر او احسان

الْمُضْطَرِّ يا كاشِفَ الضُّرِّ يا عَظيمَ الْبِرِّ يا عَليماً بِما فِى السِّرِّ يا جَميلَ السِّتْرِ اِسْتَشْفَعْتُ بِجُودِكَ وَكَرَمِكَ اِلَيْكَ وَتَوَسَّلْتُ بِجَنابِكَ

كرده اى ، اى پذيرنده بيچاره اى غمزدا اى بزرگ احسان اى داناى اسرار نهان اى نيكو پرده پوش شفيع گردانم نزد تو جود و كرمت را و توسل جستم به حضرتت و به مهربانيت

(بِجَنانِكَ) وَتَرَحُّمِكَ لَدَيْكَ فَاسْتَجِبْ دُعاَّئى وَلا تُخَيِّبْ فيكَ رَجاَّئى وَتَقَبَّلْ تَوْبَتى وَكَفِّرْ خَطيَّئَتى بِمَنِّكَ وَرَحْمَتِكَ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ

در پيش تو پس دعايم مستجاب كن و اميدم را درباره خودت به نوميدى مبدل مكن و توبه ام را بپذير و گناهم را به كرم و مهربانى خود ناديده گير اى مهربانترين مهربانان

.

 دوم : مناجات شكوه كنندگان

به نام خداى بخشنده مهربان

اِلهى اِلَيْكَ اَشْكُو نَفْساً بِالسُّوَّءِ اَمّارَةً وَاِلىَ الْخَطيئَةِ مُبادِرَةً وَبِمَعاصيكَ مُولَعَةً وَلِسَخَطِكَ مُتَعَرِّضَةً تَسْلُكُ بى مَسالِكَ

خدايا به سوى تو شكايت آورم از نفسى كه مرا همواره به بدى وادارد و به سوى گناه شتاب دارد و به نافرمانيهايت حريص است و به موجبات خشمت دست درازى كند مرا به راههايى كه

الْمَهالِكِ وَتَجْعَلُنى عِنْدَكَ اَهْوَنَ هالِكٍ كَثيرَةَ الْعِلَلِ طَويلَةَ الاْمَلِ اِنْ مَسَّهَا الشَّرُّ تَجْزَعُ وَاِنْ مَسَّهَا الْخَيْرُ تَمْنَعُ مَيّالَةً اِلَى اللَّعِبِ وَاللَّهْوِ

منجر به هلاكت مى شود مى كشاند و بصورت پست ترين نابودشدگان درم آورد بيماريهايش بسيار و آرزويش دراز است اگر شرى به او رسد بى تاب شود و اگر خيرى نصيبش گردد سركشى كند به اسباب بازى و سرگرميهاى بيهوده

مَمْلُوَّةً بِالْغَفْلَةِ وَالسَّهْوِ تُسْرِعُ بى اِلىَ الْحَوْبَةِ وَتُسَوِّفُنى بِالتَّوْبَةِ اِلهى اَشْكُو اِلَيْكَ عَدُوّاً يُضِلُّنى وَشَيْطاناً يُغْوينى قَدْ مَلاَ

بسيار متمايل و از بى خبرى و فراموشى انباشته است مرا به سوى گناه شتاب دهد و به نوبت توبه به امروز و فردايم كند خدايا به تو شكايت آورم از دشمنى كه گمراهم كند و شيطانى كه مرا از راه بدر برد سينه ام را پر از

بِالْوَسْواسِ صَدْرى وَاَحاطَتْ هَواجِسُهُ بِقَلْبى يُعاضِدُ لِىَ الْهَوى وَيُزَيِّنُ لى حُبَّ الدُّنْيا وَيَحُولُ بَيْنى وَبَيْنَ الطّاعَةِ وَالزُّلْفى اِلهى

وسوسه كرده و تحريكات زهرآگينش قلبم را احاطه كرده به هوا و هواسم كمك كند و دوستى دنيا را پيش چشمم آرايش دهد ميان من و فرمانبردارى و تقرب به درگاهت حائل گردد خدايا

اِلَيْكَ اَشْكُو قَلْباً قاسِياً مَعَ الْوَسْواسِ مُتَقَلِّباً وَبِالرَّيْنِ وَالطَّبْعِ مُتَلَبِّساً وَعَيْناً عَنِ الْبُكاَّءِ مِنْ خَوْفِكَ جامِدَةً وِ اِلى ما تَسُرُّها طامِحَةً اِلهى

پيش تو شكوه آرم از دلى كه سخت شده و بدست وسوسه ها بگردد و به زنگ (خودبينى ) و خوى زشت پوشيده شده ، و از ديده اى كه به هنگام گريه كردن از خوف تو خشك است ولى براى نگريستن به مناظر خوش آيندش خيره و حريص است خدايا

لا حَوْلَ لى وَلا قُوَّةَ اِلاّ بِقُدْرَتِكَ وَلا نَجاةَ لى مِنْ مَكارِهِ الدُّنْيا اِلاّ بِعِصْمَتِكَ فَاَسْئَلُكَ بِبَلاغَةِ حِكْمَتِكَ وَنَفاذِ مَشِيَّتِكَ اَنْ لا تَجْعَلَنى

جنبش و نيرويى براى من نيست جز به نيروى تو و راه نجاتى از گرفتاريهاى دنيا ندارم جز نگهدارى تو پس از تو مى خواهم به حكمت رسايت و به مشيت جارى و گذرايت كه مرا تنها در معرض

لِغَيْرِ جُوْدِكَ مُتَعَرِّضاً وَلا تُصَيِّرَنى لِلْفِتَنِ غَرَضاً وَكُنْ لى عَلَى الاْعْداَّءِ ناصِراً وَعَلَى الْمَخازى وَالْعُيُوبِ ساتِراً وَمِنَ الْبَلاَّءِ و اقِياً

جود و بخشش خود درآورى و هدف تيرهاى بلا و آزمايش قرارم ندهى و مرا در پيروزى بر دشمنان يارى كنى و رسوائيها و عيوبم را بپوشانى و از بلا محافظتم كنى

وَعَنِ الْمَعاصى عاصِماً بِرَاءْفَتِكَ وَرَحْمَتِكَ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ

و از گناهان نگاهم دارى به مهر و رحمتت اى مهربانترين مهربانان

.

سوم : مناجات خائفان

 به نام خداى بخشاينده مهربان

اِلهى اَتَراكَ بَعْدَ الاْيمانِ بِكَ تُعَذِّبُنى اَمْ بَعْدَ حُبّى اِيّاكَ تُبَعِّدُنى اَمْ مَعَ رَجاَّئى لِرَحْمَتِكَ وَصَفْحِكَ تَحْرِمُنى اَمْ مَعَ اسْتِجارَتى بِعَفْوِكَ

خدايا آيا چنان مى بينى كه پس از ايمان آوردنم به تو مرا عذاب كنى يا پس از دوستيم به تو مرا از خود دور كنى يا با اميدى كه به رحمت و چشم پوشيت دارم محرومم سازى يا با پناه آوردنم به عفو و گذشتت

تُسْلِمُنى حاشا لِوَجْهِكَ الْكَريمِ اَنْ تُخَيِّبَنى لَيْتَ شِعْرى اَلِلشَّقاَّءِ وَلَدَتْنى اُمّى اَمْ لِلْعَناَّءِ رَبَّتْنى فَلَيْتَها لَمْ تَلِدْنى وَلَمْ تُرَبِّنى وَلَيْتَنى

مرا بدست دوزخ سپارى ؟ هرگز! از ذات بزرگوار تو دور است كه محرومم كنى ، اى كاش مى دانستم كه آيا مادرم مرا براى بدبختى زائيده يا براى رنج و مشقت مرا پروريده ؟ كاش مرا نزائيده و بزرگ نكرده بود

عَلِمْتُ اَمِنْ اَهْلِ السَّعادَةِ جَعَلْتَنى وَبِقُرْبِكَ وَجِوارِكَ خَصَصْتَنى فَتَقَرَّ بِذلِكَ عَيْنى وَتَطْمَئِنَّ لَهُ نَفْسى اِلهى هَلْ تُسَوِّدُ وُجُوهاً خَرَّتْ

و كاش مى دانستم اى خدا كه آيا مرا از اهل سعادت قرارم داده و به مقام قرب و جوار خويش مخصوصم گردانده اى تا چشمم بدين سبب روشن گشته و دلم مطمئن گردد خدايا آيا براستى سياه كنى چهره هايى را كه در

ساجِدةً لِعَظَمَتِكَ اَوْ تُخْرِسُ اَلْسِنَةً نَطَقَتْ بِالثَّناَّءِ عَلى مَجْدِكَ وَجَلالَتِكَ اَوْ تَطْبَعُ عَلى قُلُوبٍ انْطَوَتْ عَلى مَحَبَّتِكَ اَوْ تُصِمُّ

برابر عظمتت به خاك افتاده يا لال كنى زبانهايى را كه به ثناگويى درباره مجد و شوكتت گويا شده يا مُهر زنى بر دلهايى كه دوستى تو را در بردارد يا كَر كنى

اَسْماعاً تَلَذَّذَتْ بِسَماعِ ذِكْرِكَ فى اِرادَتِكَ اَوْ تَغُلُّ اَكُفّا رَفَعَتْهَا الاْمالُ اِلَيْكَ رَجاَّءَ رَاْفَتِكَ اَوْ تُعاقِبُ اَبْداناً عَمِلَتْ بِطاعَتِكَ حَتّى

گوشهايى را كه به شنيدن ذكرت در ارادت ورزى به تو لذت برند يا ببندى به زنجير كيفر دستهايى را كه آمال و آرزوها به اميد مِهرت آنها را به سوى تو بلند كرده يا كيفر كنى بدنهايى را كه در طاعتت كار كرده تا

نَحِلَتْ فى مُجاهَدَتِكَ اَوْ تُعَذِّبُ اَرْجُلاً سَعَتْ فى عِبادَتِكَ اِلهى لا تُغْلِقْ عَلى مُوَحِّديكَ اَبْوابَ رَحْمَتِكَ وَلا تَحْجُبْ مُشْتاقيكَ عَنِ

به جايى كه در راه كوشش براى تو نزار گشته يا شكنجه دهى پاهايى را كه در پرستشت راه يافته خدايا درهاى رحمتت را به روى يكتا پرستانت مبند و مشتاقانت را از

النَّظَرِ اِلى جَميلِ رُؤْيَتِكَ اِلهى نَفْسٌ اَعْزَزْتَها بِتَوْحيدِكَ كَيْفَ تُذِلُّها بِمَهانَةِ هِجْرانِكَ وَضَميرٌ انْعَقَدَ عَلى مَوَدَّتِكَ كَيْفَ تُحْرِقُهُ

مشاهده جمال ديدارت محروم مكن خدايا نفسى را كه به وسيله توحيد و يگانه پرستيت عزيز داشته اى چگونه به خوارى هجرانت پست كنى و نهادى را كه با دوستى تو پيوند شده چگونه به

بِحَرارَةِ نيرانِكَ اِلهى اَجِرْنى مِنْ اَليمِ غَضَبِكَ وَعَظيمِ سَخَطِكَ يا حَنّانُ يا مَنّانُ يا رَحيمُ يا رَحْمنُ يا جَبّارُ يا قَهّارُ يا غَفّارُ يا سَتّارُ

حرارت آتشت بسوزانى خدايا پناهم ده از خشم دردناك و غضب بزرگت اى مِهرورز اى پربخشش اى مهربان اى بخشاينده اى داراى بزرگى و عظمت اى به قهر گيرنده اى پرده پوش

نَجِّنى بِرَحْمَتِكَ مَنْ عَذابِ النّارِ وَفَضيحَةِ الْعارِ اِذَاامْتازَ الاْخْيارُ مِنَ الاْشْرارِ وَحالَتِ الاْحْوالُ وَهالَتِ الاْهْوالُ وَقَرُبَ الْمُحْسِنُونَ

نجاتم ده به رحمت خود از عذاب دوزخ و رسوايى ننگ (يا برهنگى ) در آن هنگام كه نيكان از بدان جدا گردند و احوال دگرگون شود و هراسها مردم را فراگيرد و نزديك و مقرب شوند نيكوكاران

وَبَعُدَ الْمُسيَّئُونَ وَوُفّيَتْ كُلُّ نَفْسٍ ما كَسَبَتْ وَهُمْ لا يُظْلَمُونَ

و دور گردند بدكاران و به هر كس هر چه كرده است داده شود و ستم به ايشان نشود

.

چهارم : مناجات اميدواران

 به نام خداى بخشاينده مهربان

يا مَنْ اِذا سَئَلَهُ عَبْدٌ اَعْطاهُ وَاِذا اَمَّلَ ما عِنْدَهُ بَلَّغَهُ مُناهُ وَاِذا اَقْبَلَ عَلَيْهِ قَرَّبَهُ وَاَدْناهُ وَاِذا جاهَرَهُ بِالْعِصْيانِ سَتَرَ عَلى ذَنْبِهِ وَغَطّاهُ وَاِذا

اى كه هرگاه بنده اى از او درخواست كند دهدش و هرگاه چيزى را كه نزد او است آرزو كند بدان آرزو رساندش و چون بدو رو كند به مقام قرب و نزديكى خويشش ببرد و چون به آشكارى گناهش كند پرده بر گناهش كشد و آن را بپوشاند و چون بر

تَوَكَّلَ عَلَيْهِ اَحْسَبَهُ وَكَفاهُ اِلهى مَنِ الَّذى نَزَلَ بِكَ مُلْتَمِساً قِراكَ فَما قَرَيْتَهُ وَمَنِ الَّذى اَناخَ بِبابِكَ مُرْتَجِياً نَداكَ فَما اَوْلَيْتَهُ اَيَحْسُنُ

او توكل كند كفايتش كند و بسش باشد خدايا كيست كه بر درگاه تو بار اندازد و ميهمان نوازيت خواهد و تو پذيرائيش نكنى و كيست كه مركب نياز خود به دربارت خواباند و اميد بخششت داشته باشد و تو احسانش

اَنْ اَرْجِعَ عَنْ بابِكَ بِالْخَيْبَةِ مَصْرُوفاً وَلَسْتُ اَعْرِفُ سِواكَ مَوْلىً بِالاِحْسانِ مَوْصُوفاً كَيْفَ اَرْجُو غَيْرَكَ وَالْخَيْرُ كُلُّهُ بِيَدِكَ وَكَيْفَ

نكنى آيا خوبست كه من نااميد از درگاهت باز گردم با اينكه جز تو مولايى را كه به احسان نامور باشد نشناسم چگونه به جز تو اميد داشته باشم با اينكه هر چه خير است بدست تو است و چگونه

اُؤَمِّلُ سِواكَ وَالْخَلْقُ وَالاْمْرُ لَكَ اءَ اَقْطَعُ رَجاَّئى مِنْكَ وَقَدْ اَوْلَيْتَنى ما لَمْ اَسْئَلْهُ مِنْ فَضْلِكَ اَمْ تُفْقِرُنى اِلى مِثْلى وَاَنَا اَعْتَصِمُ بِحَبْلِكَ يا

به جز تو آرزومند باشم با اينكه خلقت و فرمان از آن تو است آيا براستى اميدم را از تو قطع كنم با اينكه تو از فضل خويش به من عطا كردى چيزى را كه من درخواست نكرده بودم يا مرا بمانند خودم نيازمند سازى با اينكه من به رشته تو

مَنْ سَعَدَ بِرَحْمَتِهِ الْقاصِدُونَ وَلَمْ يَشْقَ بِنَقْمَتِهِ الْمُسْتَغْفِرُونَ كَيْفَ اَنْسيكَ وَلَمْ تَزَلْ ذاكِرى وَكَيْفَ اَلْهُو عَنْكَ وَاَنْتَ مُراقِبى اِلهى

چنگ زدم اى كه به رحمتش سعادتمند گردند قاصدان او و دچار بدبختى و عذاب و كيفرش نشوند آمرزش خواهانش چگونه فراموشت كنم با اينكه تو هميشه به ياد منى و چگونه از ياد تو بيرون روم با اينكه تو هميشه مراقب من هستى خدايا

بِذَيْلِ كَرَمِكَ اَعْلَقْتُ يَدى وَلِنَيْلِ عَطاياكَ بَسَطْتُ اَمَلى فَاَخْلِصْنى بِخالِصَةِ تَوْحيدِكَ وَاجْعَلْنى مِنْ صَفْوَةِ عَبيدِكَ يا مَنْ كُلُّ هارِبٍ اِلَيْهِ

من به ذيل كرمت دست انداختم و براى دريافت عطاهايت دامن آرزويم را گسترده ام پس مرا بوسيله يگانگى خالص خود خالص گردان و از زمره بندگان برگزيده ات قرارم ده اى كه هر گريخته اى به او

يَلْتَجِئُ وَكُلُّ طالِبٍ اِيّاهُ يَرْتَجى يا خَيْرَ مَرْجُوٍّ وَيا اَكْرَمَ مَدْعُوٍّ وَيا مَنْ لا يَرُدُّ ساَّئِلُهُ وَلا يُخَيَِّبُ امِلُهُ يا مَنْ بابُهُ مَفْتُوحٌ لِداعيهِ وَحِجابُهُ

پناه برد و هر جوينده اى به او اميد دارد اى بهترين مايه اميد و اى بزرگوارترين خوانده شده و اى كسى كه خواهنده اش را دست خالى باز نگرداند و آرزومندش را نوميد نسازد اى كه درگاه او به روى خوانندگانش باز و پرده اش

مَرْفُوعٌ لِراجيهِ اَسْئَلُكَ بِكَرَمِكَ اَنْ تَمُنَّ عَلَىَّ مِنْ عَطاَّئِكَ بِما تَقِرُّ بِهِ عَيْنى وَمِنْ رَجاَّئِكَ بِما تَطْمَئِنُّ بِهِ نَفْسى وَمِنَ الْيَقينِ بِما تُهَوِّنُ بِهِ

براى اميدوار به او بالا زده است از تو خواهم به بزرگواريت كه بر من بخشى از عطاى خويش به حدى كه ديده ام بدان روشن گردد و از اميدت بدان مقدار كه خاطرم اطمينان يابد و از يقين بدان اندازه كه پيش آمدهاى

عَلَىَّ مُصيباتِ الدُّنْيا وَتَجْلُو بِهِ عَنْ بَصيرَتى غَشَواتِ الْعَمى بِرَحْمَتِكَ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ

ناگوار دنيا بر من آسان گردد و بوسيله آن پرده هاى سياه كوردلى از ديده دل دور شود به رحمتت اى مهربانترين مهربانان

.

پنجم : مناجات مشتاقان

 به نام خداى بخشاينده مهربان

اِلهى اِنْ كانَ قَلَّ زادى فِى الْمَسيرِ اِلَيْكَ فَلَقَدْ حَسُنَ ظَنّى بِالتَّوَكُّلِ عَلَيْكَ وَاِنْ كانَ جُرْمى قَدْ اَخافَنى مِنْ عُقُوبَتِكَ فَاِنَّ رَجاَّئى قَدْ

خدايا اگر توشه ام براى پيمودن راه بسوى تو اندك است ولى گمانم به توكل و اعتماد بر تو نيكوست و اگر جرم و گناهم مرا از كيفر تو ترسناك كرده ولى اميدم به من

اَشْعَرَنى بِالاْمْنِ مِنْ نِقْمَتِكَ وَاِنْ كانَ ذَنْبى قَدْ عَرَضَنى لِعِقابِكَ فَقَدْ اذَنَنى حُسْنُ ثِقَتى بِثَوابِكَ وَاِنْ اَنا مَتْنِى الْغَفْلَةُ عَنِ الاِسْتِعْدادِ

نويد ايمنى از انتقامت را مى دهد و اگر گناهم مرا در سر راه كيفرت قرار داده ولى اعتماد خوبى كه به تو دارم مرا به پاداش نيكت آگاه كرده و اگر غفلت و بى خبرى مرا از آمادگى

لِلِقاَّئِكَ فَقَدْ نَبَّهَتْنِى الْمَعْرِفَةُ بِكَرَمِكَ وَ الاَّئِكَ وَاِنْ اَوْحَشَ ما بَيْنى وَبَيْنَكَ فَرْطُ الْعِصْيانِ وَالطُّغْيانِ فَقَدْ انَسَنى بُشْرَى الْغُفْرانِ

براى شرفيابى درگاهت به خواب عميقى فرو برده ولى معرفت و آگاهى از كرم و بخششهايت مرا بيدار كرده و اگر زياده روى در نافرمانى و سركشى ميان من و تو را تيره ساخته ولى مژده آمرزش و خوشنود شدنت مرا به همدمى و انس با

وَالرِّضْوانِ اَسْئَلُكَ بِسُبُحاتِ وَجْهِكَ وَبِاَنْوارِ قُدْسِكَ وَاَبْتَهِلُ اِلَيْكَ بِعَواطِفِ رَحْمَتِكَ وَلَطاَّئِفِ بِرِّكَ اَنْ تُحَقِّقَ ظَنّى بِما اُؤَمِّلُهُ مِنْ

تو كشانده از تو خواهم به تابشهاى جمالت و به انوار ذات مقدست و زارى كنم به درگاهت براى جلب عواطف مِهرت و دقائق احسانت كه حقيقت بخشى به گمانم در آنچه از تو آرزومندم از

جَزيلِ اِكْرامِكَ وَجَميلِ اِنْعامِكَ فِى الْقُرْبى مِنْكَ وَالزُّلْفى لَدَيْكَ وَالتَّمَتُّعِ بِالنَّظَرِ اِلَيْكَ وَها اَنَا مُتَعَرِّضٌ لِنَفَحاتِ رَوْحِكَ وَعَطْفِكَ

بخشش فراوان و احسان نيكو در مورد تقرب به تو و نزديكى به حضرتت و بهره مند شدن از تماشاى جمالت و اينك من خود را در معرض نسيم جانبخش لطف و توجهت درآورده

وَمُنْتَجِعٌ غَيْثَ جُودِكَ وَلُطْفِكَ فاَّرُّ مِنْ سَخَطِكَ اِلى رِضاكَ هارِبٌ مِنْكَ اِلَيْكَ راجٍ اَحْسَنَ ما لَدَيْكَ مُعَوِّلٌ عَلى مَواهِبِكَ مُفْتَقِرٌ اِلى

و خواهان باران جود و احسانت هستم و از خشمت به سوى خوشنوديت گريخته و از خودت بدرگاه خودت فرار كرده ام و اميد بهترين چيزى را كه نزد تو است دارم و بر بخششهاى تو اعتماد و توكل كرده ام و نيازمند به سرپرستى

رِعايَتِكَ اِلهى ما بَدَاْتَ بِهِ مِنْ فَضْلِكَ فَتَمِّمْهُ وَما وَهَبْتَ لى مِنْ كَرَمِكَ فَلا تَسْلُبْهُ وَما سَتَرْتَهُ عَلَىَّ بِحِلْمِكَ فَلا تَهْتِكْهُ وَما عَلِمْتَهُ

و نگهدارى توام خدايا بدانچه از فضل خود درباره من دست زدى به پايانش رسان و آنچه از كرمت بر من بخشيدى آن را از من مگير و آنچه را به بردبارى خويش بر من پوشانده اى آشكارش مكن و كارهاى

مِنْ قَبيحِ فِعْلى فَاغْفِرْهُ اِلهى اِسْتَشْفَعْتُ بِكَ اِلَيْكَ وَاسْتَجَرْتُ بِكَ مِنْكَ اَتَيْتُكَ طامِعاً فى اِحْسانِكَ راغِباً فِى امْتِنانِكَ مُسْتَسْقِياً وابِلَ

زشتى را كه من انجام داده ام برايم بيامرز خدايا خودت را به درگاهت شفيع آورم و از تو به خودت پناه برم به درگاهت آمده ام در حالى كه آزمندم به احسانت مشتاقم به دريافت بخششت تشنه ام به باران رحمتت

طَوْلِكَ مُسْتَمْطِراً غَمامَ فَضْلِكَ طالِباً مَرْضاتَكَ قاصِداً جَنابَكَ وارِداً شَريعَةَ رِفْدِكَ مُلْتَمِساً سَنِىَّ الْخَيْراتِ مِنْ عِنْدِكَ وافِداً اِلى

باران جويم از ابر فضل و احسانت جوياى اسباب خشنوديت هستم و عازم تشرف به آستانت گشته ام در جويبار عطايت وارد گشته و خواهشمند بهترين نيكيهاى تو هستم بار نياز به درگاه

حَضْرَةِ جَمالِكَ مُريداً وَجْهَكَ طارِقاً بابَكَ مُسْتَكيناً لِعَظَمَتِكَ وَجَلالِكَ فَافْعَلْ بى ما اَنْتَ اَهْلُهُ مِنَ الْمَغْفِرَةِ وَالرَّحْمَةِ وَلا تَفْعَلْ بى

حضرت تو فرود آورده و ذات تو را خواهانم كوبنده ام در رحمتت را و خوارم در برابر عظمت و جلالت پس انجام ده در باره ام آنچه را تو شايسته آنى از آمرزش و مهربانى و انجام مده درباره ام

 ما اَنَا اَهْلُهُ مِنْ الْعَذابِ وَالنِّقْمَةِ بِرَحْمَتِكَ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ

آنچه را من سزاوار آنم از عذاب و انتقام به مهربانيت اى مهربانترين مهربانان

.

 ششم : مناجات سپاسگزاران

به نام خداى بخشاينده مهربان

اِلهى اَذْهَلَنى عَنْ اِقامَةِ شُكْرِكَ تَتابُعُ طَوْلِكَ وَاَعْجَزَنى عَنْ اِحْصاَّءِ ثَناَّئِكَ فَيْضُ فَضْلِكَ وَشَغَلَنى عَنْ ذِكْرِ مَحامِدِكَ تَرادُفُ

خدايا بخشش پى در پى تو انجام دادن سپاسگزاريت را از ياد من برد و ريزش فضل و احسانت مرا از شمردن ثنا و ستايشت عاجز كرد و پشت سر هم آمدن نيكيهايت مرا از ذكر ستودنيهايت بازداشت و پياپى

عَواَّئِدِكَ وَاَعْيانى عَنْ نَشْرِ عَوارِفِكَ تَوالى اَياديكَ وَهذا مَقامُ مَنِ اعْتَرَفَ بِسُبُوغِ النَّعْماَّءِ وَقابَلَها بِالتَّقْصيرِ وَشَهِدَ عَلى نَفْسِهِ

رسيدن نعمتهايت مرا از نشر دادن نيكوئيهايت درمانده كرد و اينجا كه من هستم جاى كسى است كه اعتراف به وفور نعمتهاى تو و در مقابل آنها به كوتاهى كردن خود دارد و به اهمال كارى و تلف كردن

بِالاِهْمالِ وَالتَّضْييعِ وَاَنْتَ الرَّؤُفُ الرَّحيمُ الْبَّرُ الْكَريمُ الَّذى لا يُخَيِّبُ قاصِديهِ وَلا يَطْرُدُ عَنْ فِناَّئِهِ امِليهِ بِساحَتِكَ تَحُطُّ رِحالُ

عمر خويش گواهى دهد و تو اى خداى با عطوفت و مهربان و نيكوكار و بزرگوارى كه روآورندگان بسويت را نوميدنسازى و آرزومندات را از درگاهت نرانى ، اميدواران به آستانه تو بار اميد خود را بيندازند

الرّاجينَ وَبِعَرْصَتِكَ تَقِفُ امالُ الْمُسْتَرْفِدينَ فَلا تُقابِلْ امالَنا بِالتَّخْييبِ وَالاْياسِ وَلا تُلْبِسْنا سِرْبالَ الْقُنُوطِ وَالاِبْلاسِ اِلهى

و آرزوهاى عطاخواهان به ميدان وسيع كرم تو توقف كنند پس اى خدا تو آرزوهاى ما رابا نوميدى و ياس روبرو مگردان و جامه نااميدى و دل شكستگى بر ما مپوشان خدايا

تَصاغَرَ عِنْدَ تَعاظُمِ الاَّئِكَ شُكْرى وَتَض اَّئَلَ فى جَنْبِ اِكْر امِكَ اِيّ اىَ ثَناَّئى وَنَشْرى جَلَّلَتْنى نِعَمُكَ مِنْ اَنْوارِ الاْيمانِ حُلَلاً وَضَرَبَتْ

در برابر نعمتهاى بزرگت سپاسگزارى من كوچك است و در جنب اكرام و بزرگوارى تو ثنا و ستايش من خُرد و ناقابل است نعمتهاى تو زيورهايى از انوار ايمان بر من پوشانده و ريزه كاريهاى

عَلَىَّ لَطاَّئِفُ بِرّكَ مِنَ الْعِزِّ كِلَلاً وَقَلَّدَتْنى مِنَنُكَ قَلاَّئِدَ لا تُحَلُّ وَطَوَّقَتْنى اَطْواقاً لا تُفَلُّ فَاَّلاَّئُكَ جَمَّةٌ ضَعُفَ لِسانى عَنْ اِحْصاَّئِها

نيكيت خيمه هايى از عزت برسرم زده و احسانهايت گردن بنده هايى به گردنم انداخته كه باز نشودو طوقهايى بدان آويخته كه نگسلد، نعمتهاى بسيار تو زبان مرا از شمردنش ناتوان كرده

وَنَعْماَّؤُكَ كَثيرَةٌ قَصُرَ فَهْمى عَنْ اِدْراكِها فَضْلاً عَنِ اسْتِقْصاَّئِها فَكَيْفَ لى بِتَحْصيلِ الشُّكْرِ وَشُكْرى اِيّاكَ يَفْتَقِرُ اِلى شُكْرٍ فَكُلَّما

و بخششهاى فراوانت خِرد و فهم مر از ادراكش كوتاه كرده تا چه رسد به پى بردن به پايانش و با اين ترتيب من چگونه مى توانم تو را سپاسگزارى كنم و همان سپاسگزارى من تازه احتياج به سپاسگزارى ديگرى دارد و هرگاه

قُلْتُ لَكَ الْحَمْدُ وَجَبَ عَلَىَّ لِذلِكَ اَنْ اَقُولَ لَكَ الْحَمْدُ اِلهى فَكَما غَذَّيْتَنا بِلُطْفِكَ وَرَبَّيْتَنا بِصُنْعِكَ فَتَمِّمْ عَلَيْنا سَوابِغَ النِّعَمِ وَادْفَعْ عَنّا

بگويم ستايش مخصوص تو است براى همين جمله لازم است دوباره بگويم ستايش مخصوص تو است خدايا چنانچه به لطف خويش ما را خوراك دادى و به پرورش خود پروريدى پس نعمتهاى فراوانت را بر ما كامل كن و ناگواريهاى

مَكارِهَ النِّقَمِ وَآتِنا مِنْ حُظُوظِ الدّارَيْنِ اَرْفَعَها وَاَجَلَّها عاجِلاً وَآجِلاً وَلَكَ الْحَمْدُ عَلى حُسْنِ بَلاَّئِكَ وَسُبُوغِ نَعْم اَّئِكَ حَمْداً يُوافِقُ

سخت و بد را از ما دور كن و عطا كن به ما از بهره هاى دو جهان برترو بهترش را چه اكنون و چه در آينده و ستايش تو را است براى آزمايش نيكويت و نعمتهاى فراوانت ستايشى كه برابر

رِضاكَ وَيَمْتَرِى الْعَظيمَ مِنْ بِرِّكَ وَنَداكَ يا عَظيمُ يا كَريمُ بِرَحْمَتِكَ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ

خوشنوديت باشد و احسان و بخشش بزرگ تو را به سوى ما جلب كند اى بزرگ و اى بزرگوار به رحمتت اى مهربانترين مهربانان

.

هفتم : مناجات فرمانبرداران خدا

به نام خداى بخشاينده مهربان

اَللّهُمَّ اَلْهِمْنا طاعَتَكَ وَجَنِّبْنا مَعْصِيَتَكَ وَيَسِّرْ لَنا بُلُوغَ ما نَتَمَنّى مِنْ اِبْتِغاَّءِ رِضْوانِكَ وَاَحْلِلْنا بُحْبُوحَةَ جِنانِكَ وَاقْشَعْ عَنْ بَصاَّئِرِنا

خدايا طاعتت را بر ما الهام كن و از نافرمانيت ما را دور كن و آسان كن بر ما راه رسيدن بدانچه آرزومنديم از تحصيل آنچه موجب خوشنودى تو است و ما را در وسط بهشتهايت جاى ده و پراكنده ساز از پيش ديدگان ما

سَحابَ الاِرْتِيابِ وَاكْشِفْ عَنْ قُلُوبِنا اَغْشِيَةَ الْمِرْيَةِ وَالْحِجابِ وَاَزْهِقِ الْباطِلَ عَنْ ضَماَّئِرِنا وَاَثْبِتِ الْحَقَّ فى سَراَّئِرِنا فَاِنَّ

ابرهاى شك و شبهه را و بردار از دلهاى ما پرده هاى ترديد و تاريكى را و دور كن باطل را از نهاد ما و پابرجا كن حق را در درون ما زيرا اين

الشُّكوُكَ وَالظُّنُونَ لَواقِحُ الْفِتَنِ وَمُكَدِّرَةٌ لِصَفْوِ الْمَنايِحِ وَالْمِنَنِ اَللّهُمَّ احْمِلْنا فى سُفُنِ نَجاتِكَ وَمَتِّعْنا بِلَذيذِ مُناجاتِكَ وَاَوْرِدْنا

شك و ترديدها و گمانها فتنه انگيز و تيره كننده عطاها و بخششهاى زلال و صافى است خدايا خدايا ما را در كشتى هاى نجاتت جاى ده و از لذت مناجاتت بهره مند ساز و ما را بر لب درياچه هاى

حِياضَ حُبِّكَ وَاَذِقْنا حَلاوَةَ وُدِّكَ وَ قُرْبِكَ وَاجْعَلْ جِهادَنا فيكَ و هَمَّنا فى طاعَتِكَ وَاَخْلِصْ نِيّاتِنا فى مُعامَلَتِكَ فَاِنّا بِكَ وَلَكَ وَلا

محبتت وارد كن و شيرينى دوستى و مقام قربت را به ما بچشان و جهد و كوشش ما را در راه خودت و همت مان را در طاعت خودت قرار ده و نيتهاى ما را در مورد كارهايى كه برايت انجام دهيم خالص گردان زيرا ما با تو و

وَسيلَةَ لَنا اِلَيْكَ اِلاّ اَنْتَ اِلهى اِجْعَلْنى مِنَ الْمُصْطَفَيْنَ الاْخْيارِ وَاَلْحِقْنى بِالصّالِحينَ الاْبْرارِ السّابِقينَ اِلىَ الْمَكْرُماتِ الْمُسارِعينَ

از آن توئيم و وسيله اى به درگاهت نداريم جز خودت خدايا مرا از برگزيدگان نيكوكار قرارم ده و به شايستگان نيك رفتارم ملحق كن آنان كه به كارهاى نيك پيشى جسته و به سوى خيرات

اِلىَ الْخَيْراتِ الْعامِلينَ لِلْباقِياتِ الصّالِحاتِ السّاعينَ اِلى رَفيعِ الدَّرَجاتِ اِنَّكَ عَلى كُلِّشَىْءٍ قَديرٌ وَبِالاِجابَةِ جَديرٌ بِرَحْمَتِكَ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ

شتابان بوده و براى باقيات صالحات كار مى كنند و به رسيدن به درجات عالى و بلند كوشايند كه براستى تو بر هر چيز توانايى و به اجابت خواسته ام سزاوار به رحمتت اى مهربانترين مهربانان

.

هشتم : مناجات اهل ارادت

به نام خداى بخشاينده مهربان

سُبْحانَكَ ما اَضْيَقَ الْطُّرُقَ عَلى مَنْ لَمْ تَكُنْ دَليلَهُ وَما اَوْضَحَ الْحَقَّ عِنْدَ مَنْ هَدَيْتَهُ سَبيلَهُ اِلهى فَاسْلُكْ بِنا سُبُلَ الْوُصُولِ اِلَيْكَ وَسَيِّرْنا

منزهى تو! چه اندازه تنگ است راهها بر كسى كه تواءش رهنمون نباشى و چه اندازه حقيقت روشن است براى كسيكه تو راهش را نشانش داده اى خدايا پس ما را به راههاى رسيدن به درگاهت بدار و از

فى اَقْرَبِ الطُّرُقِ لِلْوُفُودِ عَلَيْكَ قَرِّبْ عَلَيْنَا الْبَعيدَ وَسَهِّلْ عَلَيْنَا الْعَسيرَ الشَّديدَ وَاَلْحِقْنا بِعِبادِكَ الَّذينَ هُمْ بِالْبِدارِ اِلَيْكَ يُسارِعوُنَ

نزديكترين راهى كه به تو رسند ما را ببَر دور را بر ما نزديك گردان و راههاى سخت و دشوار را بر ما آسان و هموار ساز و ملحقمان دار به آن بندگانت كه در پيشى گرفتن به سويت شتاب كنند

وَبابَكَ عَلَى الدَّوامِ يَطْرُقُونَ وَاِيّاكَ فِى اللَّيْلِ وَالنَّهارِ يَعْبُدُونَ وَهُمْ مِنْ هَيْبَتِكَ مُشْفِقُونَ الَّذينَ صَفَّيْتَ لَهُمُ الْمَشارِبَ وَبَلَّغْتَهُمُ

و يكسره بطور مداوم در خانه ات را مى كوبند و در شب و روز تو را پرستش كنند و آنها از هيبتت ترسانند آنانكه آبخورشان را پاك كردى و بخواسته هايشان رسانيدى

الرَّغاَّئِبَ وَاَنْجَحْتَ لَهُمُ الْمَطالِبَ وَقَضَيْتَ لَهُمْ مِنْ فَضْلِكَ الْمَاءرِبَ وَمَلاَْتَ لَهُمْ ضَماَّئِرَهُمْ مِنْ حُبِّكَ وَرَوَّيْتَهُمْ مِنْ صافى شِرْبِكَ فَبِكَ

و به دادن آنچه جويايش بودند كامرواشان ساختى و حاجتهاشان را از فضل خويش برآوردى و دلهاشان را سرشار از دوستى خويش كردى و از آب زلال معرفتت سيرابشان كردى پس بوسيله

اِلى لَذيذِ مُناجاتِكَ وَصَلُوا وَمِنْكَ اَقْصى مَقاصِدِهِمْ حَصَّلُوا فَيا مَنْ هُوَ عَلَى الْمُقْبِلينَ عَلَيْهِ مُقْبِلٌ وَبِالْعَطْفِ عَلَيْهِمْ عاَّئِدٌ مُفْضِلٌ

تو به لذت مناجاتت نائل گشتند و از ناحيه تو بالاترين مقاصدشان را بدست آوردند پس اى كسى كه بر آنانكه به سويش رو كنند رو آورى و با توجه بدانها مهرورزى و نعمت بخشى و اى آنكه نسبت به

وَبِالْغافِلينَ عَنْ ذِكْرِهِ رَحيمٌ رَؤُفٌ وَبِجَذْبِهِمْ اِلى بابِهِ وَدُودٌ عَطُوفٌ اَسْئَلُكَ اَنْ تَجْعَلَنى مِنْ اَوْفَرِهِمْ مِنْكَ حَظّاً وَاَعْلاهُمْ عِنْدَكَ مَنْزِلاً

بى خبران و غافلان از ذكر خود رحيم و مهربانى و با جلب آنان به درگاهت دوستدار و مهرورزى از تو خواهم از كسانى قرارم دهى كه بهره بيشترى از تو دريافت داشته و مرتبه والاترى را حائز گشته

وَاَجْزَلِهِمْ مِنْ وُدِّكَ قِسْماً وَاَفْضَلِهِمْ فى مَعْرِفَتِكَ نَصيباً فَقَدِ انْقَطَعَتْ اِلَيْكَ هِمَّتى وَانْصَرَفَتْ نَحْوَكَ رَغْبَتى فَاَنْتَ لا غَيْرُكَ مُرادى وَلَكَ

و از دوستيت نصيب بيشترى عايدش شده و در معرفتت سهم زيادترى بهره اش داده اند زيرا كه توجه من از همه جا بسوى تو منقطع شده و اراده و آرزويم به جانب تو گشته است پس مراد من تنها تويى نه ديگرى

لا لِسِواكَ سَهَرى وَسُهادى وَلِقاَّؤُكَ قُرَّةُ عَيْنى وَوَصْلُكَ مُنى نَفْسى وَاِلَيْكَ شَوْقى وَفى مَحَبَّتِكَ وَلَهى وَاِلى هَواكَ صَبابَتى

و شب زنده دارى و بى خوابيم فقط بخاطر تو است نه غير تو و ديدارت نور چشم من است و وصل تو آرزوى جان من و بسوى تو است اشتياقم و در وادى محبت تو سرگشته ام ، و در هواى تو است دلدادگيم

وَرِضاكَ بُغْيَتى وَ رُؤْيَتُكَ حاجَتى وَجِوارُكَ طَلَبى وَقُرْبُكَ غايَةُ سُؤْلى وَفى مُناجاتِكَ رَوْحى وَراحَتى وَعِنْدَكَ دَواَّءُ عِلَّتى وَشِفاَّءُ

و خوشنودى تو است مقصودم و ديدار تو است حاجت من و نعمت جوارت مطلوب من است نزديكى و قرب به تو منتهاى خواسته من است و در مناجات با تو است خوشى و راحتيم و پيش تو است داروى دردم و شفاى

غُلَّتى وَبَرْدُ لَوْعَتى وَكَشْفُ كُرْبَتى فَكُنْ اَنيسى فى وَحْشَتى وَمُقيلَ عَثْرَتى وَغافِرَ زَلَّتى وَقابِلَ تَوْبَتى وَمُجيبَ دَعْوَتى وَوَلِىَّ

جگر سوخته ام و تسكين حرارت دلم و برطرف شدن دشواريم پس اى خدا بوده باش تو انيس و همدمم در حال وحشتم و گذرنده از لغزشم و آمرزنده گناهم و پذيرنده توبه ام و اجابت كننده دعايم و سرپرست

عِصْمَتى وَمُغْنِىَ فاقَتى وَلا تَقْطَعْنى عَنْكَ وَلا تُبْعِدْنى مِنْكَ يا نَعيمى وَجَنَّتى وَيا دُنْياىَ وَآخِرَتى يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ

نگهداريم و توانگرى ده از نداريم و مرا از خويش جدايم مكن و از درگاهت دورم منما اى تو نعيم و جنت من و اى دنيا و آخرتم اى مهربانترين مهربانان

.

نهم : مناجات دوستان

به نام خداى بخشاينده مهربان

اِلهى مَنْ ذَاالَّذى ذاقَ حَلاوَةَ مَحَبَّتِكَ فَرامَ مِنْكَ بَدَلاً وَمَنْ ذَاالَّذى اَنِسَ بِقُرْبِكَ فَابْتَغى عَنْكَ حِوَلاً اِلهى فَاجْعَلْنا مِمَّنِ اصْطَفَيْتَهُ

خدايا نيست كه شيرينى محبت تو را چشيده باشد و جز تو آهنگ ديگرى را بكند و كيست كه به مقام قرب تو انس گرفته باشد و درصدد روگرداندن از تو باشد خدايا قرار ده ما را از زمره كسانى كه

لِقُرْبِكَ وَوِلايَتِكَ وَاَخْلَصْتَهُ لِوُدِّكَ وَمَحَبَّتِكَ وَشَوَّقْتَهُ اِلى لِقاَّئِكَ وَرَضَّيْتَهُ بِقَضاَّئِكَ وَمَنَحْتَهُ بِالنَّظَرِ اِلى وَجْهِكَ وَحَبَوْتَهُ بِرِضاكَ

براى قرب و دوستيت برگزيده اى و براى عشق و محبتت خالصش گردانده و به ديدارت شائقش كرده و به قضا و قدرت راضيش ساخته و به ديدن رويت به او نعمت بخشيده و به خوشنودى خويش مخصوصش گردانده

وَاَعَذْتَهُ مِنْ هَجْرِكَ وَقِلاكَ وَبَوَّاْتَهُ مَقْعَدَالصِّدْقِ فى جِوارِكَ وَخَصَصْتَهُ بِمَعْرِفَتِكَ وَاَهَّلْتَهُ لِعِبادَتِكَ وَهَيَّمْتَ قَلْبَهُ لاِرادَتِكَ

و از غم هجران و فراقت پناهش داده و در جايگاه راستى در جوار خويش جايش داده و به معرفت خويش مخصوصش كرده و براى پرستش و عبادتت او را لايق كردى و در ارادت خويش دل شيدايش كردى

وَاجْتَبَيْتَهُ لِمُشاهَدَتِكَ وَاَخْلَيْتَ وَجْهَهُ لَكَ وَفَرَّغْتَ فُؤادَهُ لِحُبِّكَ وَرَغَّبْتَهُ فيما عِنْدَكَ وَاَلْهَمْتَهُ ذِكْرَكَ وَاَوْزَعْتَهُ شُكْرَكَ وَشَغَلْتَهُ

و براى مشاهده جمالت انتخابش كردى و رويش را براى خودت از اغيار خالى كردى و دلش را براى محبت خويش فارغ كردى و تنها بدانچه نزد تو است راغبش كردى و ذكر خويش را بدو الهام كردى و سپاسگزاريت را بدون نصيب كردى

بِطاعَتِكَ وَصَيَّرْتَهُ مِنْ صالِحى بَرِيَّتِكَ وَاخْتَرْتَهُ لِمُناجاتِكَ وَقَطَعْتَ عَنْهُ كُلَّشَىْءٍ يَقْطَعُهُ عَنْكَ اَللّهُمَّ اجْعَلْنا مِمَّنْ دَاءْبُهُمُ

و به طاعت خود سرگرمش ساختى و او را از بندگان شايسته ات گرداندى و براى مناجات خويش انتخابش كردى و بريدى از او هر چه را كه موجب بريدنش از تو گردد خدايا قرار ده ما را از كسانى كه شيوه شان در زندگى

الاِرْتِياحُ اِلَيْكَ وَالْحَنينُ وَدَهْرُهُمُ الزَّفْرَةُ وَالاْنينُ جِباهُهُمْ ساجِدَةٌ لِعَظَمَتِكَ وَعُيُونُهُمْ ساهِرَةٌ فى خِدْمَتِكَ وَدُمُوعُهُمْ ساَّئِلَةٌ مِنْ

شادمانى با تو و زارى به درگاه تو است و روزگارشان آه و ناله است پيشانيهاشان در برابر عظمتت به خاك افتاده و از ديدگانشان در خدمتت يكسره بيدار است و سرشكشان از

خَشْيَتِكَ وَقُلُوبُهُمْ مُتَعَلِّقَةٌ بِمَحَبَّتِكَ وَاَفْئِدَتُهُمْ مُنْخَلِعَةٌ مِنْ مَهابَتِكَ يا مَنْ اَنْوارُ قُدْسِهِ لاِبْصارِ مُحِبّيهِ راَّئِقَةٌ وَسُبُحاتُ وَجْهِهِ لِقُلُوبِ

ترس تو ريزان و دلهاشان به محبتت آويزان و قلبهاشان از هيبتت از جا كنده شده است اى كه انوار قدسش براى ديدگان دوستانش در كمال درخشندگى است و پرتوافكنيهاى جمالش براى قلوب

عارِفيهِ شاَّئِفَةٌ يا مُنى قُلُوبِ الْمُشْتاقينَ وَيا غايَةَ امالِ الْمُحِبّينَ اَسْئَلُكَ حُبَّكَ وَحُبَّ مَنْ يُحِبُّكَ وَحُبَّ كُلِّ عَمَلٍ يُوصِلُنى اِلى قُرْبِكَ

عارفان زداينده (چركيها) است اى آرمان دل مشتاقان و اى منتهاى آرزوى دوستان از تو خواهم دوستى خودت و دوستى دوستدارانت و دوستى هر عملى كه مرا به قرب تو واصل گرداند

وَاَنْ تَجْعَلَكَ اَحَبَّ اِلَىَّ مِمّا سِواكَ وَاَنْ تَجْعَلَ حُبّى اِيّاكَ قاَّئِداً اِلى رِضْوانِكَ وَشَوْقى اِلَيْكَ ذائِداً عَنْ عِصْيانِكَ وَامْنُنْ بِالنَّظَرِ اِلَيْكَ

و تو را در پيش من محبوبتر از ماسواى تو قرار دهد و از تو خواهم كه دوستيم را نسبت به تو جلودارم قرار دهى تا مرا به رضوانت بكشاند و اشتياقم را به سويت چنان كنى كه بازدارنده از نافرمانيت باشد و بر من منت نِه به اينكه بر من توجهى

عَلَىَّ وَانْظُرْ بِعَيْنِ الْوُدِّ وَالْعَطْفِ اِلَىَّ وَلا تَصْرِفْ عَنّى وَجْهَكَ وَاجْعَلْنى مِنْ اَهْلِ الاِسْعادِ وَالْحِظْوَةِ عِنْدَكَ يامُجيبُ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ

فرمايى و با ديده دوستى و عطوفت بر من بنگرى و رو از من مگردانى و مرا از جمله سعادتمندان و بهره مندان نزد خود قرار دهى اى پاسخ دهنده اى مهربانترين مهربانان

 .

دهم : مناجات توسل جويان

به نام خداى بخشاينده مهربان

اِلهى لَيْسَ لى وَسيلَةٌ اِلَيْكَ اِلاّ عَواطِفُ رَاْفَتِكَ وَلا لى ذَريعَةٌ اِلَيْكَ اِلاّ عَوارِفُ رَحْمَتِكَ وَشَفاعَةُ نَبِيِّكَ نَبِىِّ الرَّحْمَةِ وَمُنْقِذِ الاُمَّةِ

خدايا وسيله اى به درگاهت ندارم جز عواطف مهرت و به سويت دست آويزى ندارم جز آنچه معروف است از رحمتت و شفاعت پيامبرت پيامبر رحمت و نجات ده امت

مِنَ الْغُمَّةِ فَاجْعَلْهُما لى سَبَباً اِلى نَيْلِ غُفْرانِكَ وَصَيِّرْهُما لى وُصْلَةً اِلىَ الْفَوْزِ بِرِضْوانِكَ وَقَدْ حَلَّ رَجاَّئى بِحَرَمِ كَرَمِكَ وَحَطَّ طَمَعى

از غم و اندوه پس اى خدا همان دو را وسيله رسيدنم به آمرزشت قرار ده و سببى براى رسيدنم به سعادت خوشنوديت گردان زيرا كه بار اميدم در حريم كرمت فرود آمده و مركب طمعم به

بِفِناَّءِ جُودِكَ فَحَقِّقْ فيكَ اَمَلى وَاخْتِمْ بِالْخَيْرِ عَمَلى وَاجْعَلْنى مِنْ صَفْوَتِكَ الَّذينَ اَحْلَلْتَهُمْ بُحْبُوحَةَ جنَّتِكَ وَبوَّاءْتَهُمْ دارَ كَرامَتِكَ

آستانه جود تو زانو زده پس اى خدا به آرزوى من جامه عمل پوشان و پايان كارم را بخير گردان و در زمره آن دسته از برگزيدگانت قرارم ده كه در وسط بهشتت فرودشان آوردى و در خانه بزرگوارى خويش جاشان دادى

وَاَقْرَرْتَ اَعْيُنَهُمْ بِالنَّظَرِ اِلَيْكَ يَوْمَ لِقاَّئِكَ وَاَوْرَثْتَهُمْ مَنازِلَ الصِّدْقِ فى جِوارِكَ يا مَنْ لا يَفِدُ الْوافِدُونَ عَلى اَكْرَمَ مِنْهُ وَلا يَجِدُ

و ديده آنها را در روز ديدار به همان نظر كردنشان بسويت روشن كردى و جايگاههاى راستى را در جوار خويش بديشان سپردى اى كه واردين بر كريمتر از او وارد نشوند و قاصدان

الْقاصِدُونَ اَرْحَمَ مِنْهُ يا خَيْرَ مَنْ خَلا بِهِ وَحيدٌ وَيا اَعْطَفَ مَنْ اَوى اِلَيْهِ طَريدٌ اِلى سَعَةِ عَفْوِكَ مَدَدْتُ يَدى وَبِذَيْلِ كَرَمِكَ اَعْلَقْتُ كَفّى

مهربانتر از او نيابند اى بهترين كسى كه شخص در تنهايى با او خلوت كند و اى مهربانترين كسى كه شخص آواره به درگاهش جا و مسكن گيرد به سوى عفو وسيعت دست (نياز) دراز كرده و به ذيل كرم تو چنگ (حاجت ) انداخته ام

فَلا تُولِنِى الْحِرْمانَ وَلا تُبْلِنى بِالْخَيْبَةِ وَالْخُسْرانِ يا سَميعَ الدُّعاَّءِ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ

پس مرا محروم برمگردان و به زيان و خسران دچارم مساز اى شنواى دعا اى مهربانترين مهربانان

 .

يازدهم : مناجات نيازمندان

به نام خداى بخشاينده مهربان

اِلهى كَسْرى لا يَجْبُرُهُ اِلاّ لُطْفُكَ وَحَنانُكَ وَفَقْرى لايُغْنيهِ اِلاّ عَطْفُكَ وَاِحْسانُكَ وَرَوْعَتى لا يُسَكِّنُها اِلاّ اَمانُكَ وَذِلَّتى لا يُعِزُّهاَّ

خدايا شكست مرا جز لطف و مهر تو چيزى جبران نكند و نداريم را جز توجه و احسان تو برطرف نسازد و هراس و وحشتم را جز امان تو آرام نكند و خواريم را جز

اِلاّ سُلْطانُكَ وَاُمْنِيَّتى لا يُبَلِّغُنيهاَّ اِلاّ فَضْلُكَ وَخَلَّتى لا يَسُدُّها اِلاّ طَوْلُكَ وَحاجَتى لا يَقْضيها غَيْرُكَ وَكَرْبى لا يُفَرِّجُهُ سِوى رَحْمَتِكَ

سلطنت تو به عزت مبدل نسازد و جز فضل تو چيزى مرا به آرزويم نرساند و فقر و احتياجم را جز احسان تو پر نكند و حاجتم را جز تو برنياورد و گره از گرفتاريم جز رحمت تو نگشايد و درماندگيم را

وَضُرّى لا يَكْشِفُهُ غَيْرُ رَاْفَتِكَ وَغُلَّتى لا يُبَرِّدُها اِلاّ وَصْلُكَ وَلَوْعَتى لا يُطْفيها اِلاّ لِقاَّؤُكَ وَشَوْقى اِلَيْكَ لا يَبُلُّهُ اِلا النَّظَرُ اِلى

جز مهر تو برطرف نكند و سوز دلم را جز وصل تو فرو ننشاند و شعله درونم را جز لقاء تو خاموش نسازد و بر آتش اشتياقم جز نظر به جلوه ات چيزى آب

وَجْهِكَ وَقَرارى لا يَقِّرُّدُونَ دُنُوّى مِنْكَ وَلَهْفَتى لا يَرُدُّها اِلاّ رَوْحُكَ وَسُقْمى لا يَشْفيهِ اِلاّ طِبُّكَ وَغَمّى لا يُزيلُهُ اِلاّ قُرْبُكَ

نريزد و قرارى ندارم جز در نزديكى تو و حسرت و افسوسم را جز نسيم جانبخش رحمتت باز مگرداند و دردم را جز طبابت تو درمان نكند و اندوهم را جز قرب تو نزدايد

وَجُرْحى لا يُبْرِئُهُ اِلاّ صَفْحُكَ وَرَيْنُ قَلْبى لا يَجْلُوهُ اِلاّ عَفْوُكَ وَوَسْواسُ صَدْرى لا يُزيحُهُ اِلاّ اَمْرُكَ فَيا مُنْتَهى اَمَلِ الاْمِلينَ وَيا

و زخمم را جز گذشت تو التيام نبخشد و زنگ دلم را جز عفو تو پاك نكند و انديشه هاى باطل درونم را جز فرمان تو برطرف نكند پس اى منتها آرزوى آرزومندان و اى سرحد

غايَةَ سُؤْلِ السّاَّئِلينَ وَيا اَقْصى طَلِبَةِ الطّالِبينَ وَيا اَعْلى رَغْبَةِ الرّاغِبينَ وَيا وَلِىَّ الصّالِحينَ وَيا اَمانَ الْخاَّئِفينَ وَيا مُجيبَ دَعْوَةِ

نهايى خواسته درخواست كنندگان و اى آخرين مرحله مطلوب طلب كنندگان و اى بالاترين خواهش خواهشمندان و اى سرپرست شايستگان و اى امان بخش ترسناكان و اى اجابت كننده دعاى

الْمُضْطَرّينَ وَيا ذُخْرَ الْمُعْدِمينَ وَيا كَنْزَ الْباَّئِسينَ وَيا غِياثَ الْمُسْتَغيثينَ وَيا قاضِىَ حَواَّئِجِ الْفُقَراَّءِ وَالْمَساكينَ وَيا اَكرَمَ

درماندگان و اى ذخيره نداران و اى گنج مستمندان و اى فريادرس فريادخواهان و اى برآرنده حاجات فقيران و بيچارگان و اى بزرگوارترين

الاْكْرَمينَ وَيا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ لَكَ تَخَضُّعى وَسُؤالى وَاِلَيْكَ تَضَرُّعى وَابْتِهالى اَسْئَلُكَ اَنْ تُنيلَنى مِنْ رَوْحِ رِضْوانِكَ وَتُديمَ

بزرگواران و اى مهربانترين مهربانان به درگاه تو است فروتنى و خواسته ام و به سوى تو است زارى و ناله ام از تو خواهم كه مرا به نسيم جانبخش خوشنوديت برسانى و نعمتهايى را كه

عَلَىَّ نِعَمَ امْتِنانِكَ وَها اَنَا بِبابِ كَرَمِكَ واقِفٌ وَلِنَفَحاتِ بِرِّكَ مُتَعَرِّضٌ وَبِحَبْلِكَ الشَّديدِ مُعْتَصِمٌ وَبِعُرْوَتِكَ الْوُثْقى مُتَمَسِّكٌ

از روى امتنان به من دادى ادامه دهى و من هم اكنون به در خانه كرمت ايستاده و خود را در معرض وزش نسيمهاى رحمتت قرار داده و به رشته محكمت چسبيده و به دستاويز محكمت چنگ زده ام

اِلهى اِرْحَمْ عَبْدَكَ الذَّليلَ ذَاالّلِسانِ الْكَليلِ وَالْعَمَلِ الْقَليلِ وَامْنُنْ عَلَيْهِ بِطَوْلِكَ الْجَزيلِ وَاكْنُفْهُ تَحْتَ ظِلِّكَ الظَّليلِ يا كَريمُ يا جَميلُ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ

خدايا ترحم كن به اين بنده ذليلت كه زبانش كُند و عملش اندك است و بر او بوسيله احسان فراوانت منت بنه و او را در زير سايه پايدارت بِبَر اى بزرگوار اى زيبابخش اى مهربانترين مهربانان

 .

دوازدهم : مناجات عارفان

به نام خداى بخشاينده مهربان

اِلهى قَصُرَتِ الاْلْسُنُ عَنْ بُلُوغِ ثَناَّئِكَ كَما يَليقُ بِجَلالِكَ وَعَجَزَتِ الْعُقُولُ عَنْ اِدْراكِ كُنْهِ جَمالِكَ وَانْحَسَرَتِ الاْبْصارُدُونَ النَّظَرِ اِلى

خدايا زبانها قاصر است از رسيدن به ثناى تو آنطور كه شايسته جلال تو است و عقلها عاجز است از ادراك كنه جمالت و ديده ها تار و بى فروغ ماند از نظر كردن به سوى انوار

سُبُحاتِ وَجْهِكَ وَلَمْ تَجْعَلْ لِلْخَلْقِ طَريقاً اِلى مَعْرِفَتِكَ اِلاّ بِالْعَجْزِ عَنْ مَعْرِفَتِكَ اِلهى فَاجْعَلْنا مِنَ الَّذينَ تَرَسَّخَتْ اَشْجارُ الشَّوْقِ

ذاتت و قرار ندادى براى خلق خود راهى به سوى شناسائيت جز به اظهار عجز از شناسائيت خدايا پس ما را از كسانى قرار ده كه درختهاى شوق

اِلَيْكَ فى حَداَّئِقِ صُدُورِهِمْ وَاَخَذَتْ لَوْعَةُ مَحَبَّتِكَ بِمَجامِعِ قُلُوبِهِمْ فَهُمْ اِلى اَوْكارِ الاْفْكارِ يَاْوُونَ وَفى رِياضِ الْقُرْبِ وَالْمُكاشَفَةِ

بسوى تو در بوستانهاى سينه شان ريشه محكم كرده و سوز محبتت سراسر دلشان را فراگرفته پس آنها به آشيانه هاى انديشه ها جاى گيرند و در چمنزارهاى قرب به تو و مكاشفه

يَرْتَعُونَ وَمِنْ حِياضِ الْمَحَبَّةِ بِكَاْسِ الْمُلاطَفَةِ يَكْرَعُونَ وَشَرايِعَ الْمُصافاتِ يَرِدُونَ قَدْ كُشِفَ الْغِطاَّءُ عَنْ اَبْصارِهِمْ وَانْجَلَتْ ظُلْمَةُ

مى چرند و از حوضهاى محبت به جام ملاطفت (آب حيات ) بنوشند و در كنار نهرهاى صفا وارد گشته اند در حالى كه پرده از پيش ديدگانشان برداشته شده و تاريكى شبهه و

الرَّيْبِ عَنْ عَقاَّئِدِهِمْ وَضَماَّئِرِهِمْ وَانْتَفَتْ مُخالَجَةُ الشَّكِّ عَنْ قُلُوبِهِمْ وَسَراَّئِرِهِمْ وَانْشَرَحَتْ بِتَحْقيقِ الْمَعْرِفَةِ صُدُورُهُمْ وَعَلَتْ

ترديد از صفحه عقايد و نهادشان زائل گشته و يكسره خلجان شك و ريب از دلها و درونشان بيرون رفته و دريچه هاى سينه شان بواسطه استوار شدن معرفت بازگشته و همتهاشان

لِسَبْقِ السَّعادَةِ فِى الزَّهادَةِ هِمَمُهُمْ وَعَذُبَ فى مَعينِ الْمُعامَلَةِ شِرْبُهُمْ وَطابَ فى مَجْلِسِ الاُنْسِ سِرُّهُمْ وَاَمِنَ فى مَوْطِنِ الْمَخافَةِ

براى پيشى گرفتن در خوشبختى در اثر پارسايى بلند گرديده و نوشيدنيهاشان در چشمه كردار شيرين و گوارا شده و درونشان در محفل انس با تو پاكيزه گشته و راهشان در جاهاى هولناك

سِرْبُهُمْ وَاطْمَاَنَّتْ بِالرُّجُوعِ اِلى رَبِّ الاْرْبابِ اَنْفُسُهُمْ وَتَيَقَّنَتْ بِالْفَوْزِ وَالْفَلاحِ اَرْواحُهُمْ وَقَرَّتْ بِالنَّظَرِ اِلى مَحْبُوبِهِمْ اَعْيُنُهُمْ

امن گشته و جانهاى ايشان در بازگشت بسوى رب الارباب مطمئن گرديده و روانشان به فيروزى و رستگارى يقين پيدا كرده و ديدگانشان به واسطه ديدار محبوب روشن گشته

وَاسْتَقَرَّ بِاِدْراكِ السُّؤْلِ وَنَيْلِ الْمَاءْمُولِ قَرارُهُمْ وَرَبِحَتْ فى بَيْعِ الدُّنْيا بِالاْخِرَةِ تِجارَتُهُمْ اِلهى ما اَلَذَّ خَواطِرَ الاِلْهامِ بِذِكْرِكَ عَلَى

و به واسطه رسيدن به مقصود و نائل شدن به آرزوهاى خويش قرارى يافته و سوداگرى ايشان بواسطه فروختن دنيا به آخرت كاملاً سودمند گشته است خدايا چه اندازه لذيذ است ياد تو در دلها كه بوسيله الهام خطور كند

الْقُلُوبِ وَما اَحْلَى الْمَسيرَ اِلَيْكَ بِالاْوْهامِ فى مَسالِكِ الْغُيُوبِ وَما اَطْيَبَ طَعْمَ حُبِّكَ وَما اَعْذَبَ شِرْبَ قُرْبِكَ فَاَعِذْنا مِنْ طَرْدِكَ

و چقدر شيرين است سير بسوى تو با مركب انديشه ها كه در راههاى غيب صورت مى گيرد و چقدر گوارا است طعم دوستى تو و چه شيرين است شربت قرب تو پس اى خدا ما را از راندن

وَاِبْعادِكَ وَاجْعَلْنا مِنْ اَخَصِّ عارِفيكَ وَاَصْلَحِ عِبادِكَ وَاَصْدَقِ طاَّئِعيكَ وَاَخْلَصِ عُبّادِكَ يا عَظيمُ يا جَليلُ يا كَريمُ يا مُنيلُ بِرَحْمَتِكَ وَمَنِّكَ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ

و دور كردنت پناه ده و قرارمان ده از مخصوص ترين عارفانت و از شايسته ترين بندگانت و راستگوترين فرمانبردارانت و خالص ترين پرستش كنندگانت اى عظيم اى با جلالت اى بزرگوار اى عطابخش به رحمت و احسانت اى مهربانترين مهربانان

 .

سيزدهم : مناجات ياد كنندگان حق

به نام خداى بخشاينده مهربان

اِلهى لَوْ لاَ الْواجِبُ مِنْ قَبُولِ اَمْرِكَ لَنَزَّهْتُكَ مِنْ ذِكْرى اِيّاكَ عَلى اَنَّ ذِكْرى لَكَ بِقَدْرى لا بِقَدْرِكَ وَما عَسى اَنْ يَبْلُغَ مِقْدارى حَتّى

خدايا اگر پذيرفتن فرمانت واجب نبود تو را پاكتر از آن مى دانستم كه من نام تو را به زبان آرم گذشته از اينكه ذكرى كه من از تو كنم به اندازه فهم من است نه به مقدار مقام تو و تازه مگر چه اندازه اميد است

اُجْعَلَ مَحَلاًّ لِتَقْديسِكَ وَمِنْ اَعْظَمِ النِّعَمِ عَلَيْنا جَرَيانُ ذِكْرِكَ عَلى اَلْسِنَتِنا وَاِذْنُكَ لَنا بِدُعاَّئِكَ وَتَنْزيهِكَ وَتَسْبيحِكَ اِلهى فَاَلْهِمْنا

قدرم بالا رود كه محل تقديس (و به پاكى ستودن ) تو قرار گيرم و از بزرگترين نعمتهاى تو بر ما همان جريان داشتن ذكر تو بر زبان ما است و همان اجازه اى است كه براى دعا كردن و به پاكى ستودنت به ما دادى خدايا پس ذكر

ذِكْرَكَ فِى الْخَلاَّءِ وَالْمَلاَّءِ وَاللَّيْلِ وَالنَّهارِ وَالاِعْلا نِ وَالاِْسْرارِ وَفِى السَّرّاَّءِ وَالضَّرّاَّءِ وَآنِسْنا بِالذِّكْرِ الْخَفِىِّ وَاسْتَعْمِلْنا بِالْعَمَلِ الزَّكِىِّ

خويش را به ما الهام كن در خلوت و جلوت و شب و روز و آشكار و نهان و در خوشى و ناخوشى و ما را به ذكر خفى و پنهانت مانوس كن و به كار پاكيزه و كوشش خداپسند

وَالسَّعْىِ الْمَرْضِىِّ وَجازِنا بِالْميزانِ الْوَفِىِّ اِلهى بِكَ هامَتِ الْقُلُوبُ الْوالِهَةُ وَعَلى مَعْرِفَتِكَ جُمِعَتِ الْعُقُولُ الْمُتَبايِنَةُ فَلا

وادار و پاداش ما را به سنگ تمام بده خدايا دلهاى شيدا همه سرگشته و تشنه تواءند و خِرَدهاى متفرق و جدا همه در مورد شناسايى و معرفت تو متفق گشته اند و از اينرو

تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ اِلاّ بِذِكْراكَ وَلا تَسْكُنُ النُّفُوسُ اِلاّ عِنْدَ رُؤْياكَ اَنْتَ الْمُسَبَّحُ فى كُلِّ مَكانٍ وَالْمَعْبُودُ فى كُلِّ زَمانٍ وَالْمَوْجُودُ فى كُلِّ

دلها جز به ياد تو آرام نگيرند و جانها جز به مشاهده جمالت تسكين نيابند تويى كه در هر جا تسبيحت گويند و در هر زمانى پرستش كنند و در هر آن موجود بوده اى و به هر

اَوانٍ وَالْمَدْعُوُّ بِكُلِّ لِسانٍ وَالْمُعَظَّمُ فى كُلِّ جَنانٍ وَاَسْتَغْفِرُكَ مِنْ كُلِّ لَذَّةٍ بِغَيْرِ ذِكْرِكَ وَمِنْ كُلِّ راحَةٍ بِغَيْرِ اُنْسِكَ وَمِنْ كُلِّ سُرُورٍ بِغَيْرِ

زبان تو را خوانند و در هر دلى تو را به بزرگى ياد كنند و از تو آمرزش خواهم از هر لذتى جز لذت تو و از هر آسايشى جز انس با تو و از هر شادمانى بجز

قُرْبِكَ وَمِنْ كُلِّ شُغْلٍ بِغَيْرِ طاعَتِكَ اِلهى اَنْتَ قُلْتَ وَقَوْلُكَ الْحَقُّ يا اَيُّهَا الَّذينَ امَنُوا اذْكُرُوا اللّهَ ذِكْراً كَثيراً وَسَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَاَصيلاً

قرب تو و از هر سرگرمى به جز فرمانبرداريت خدايا تو فرمودى و گفته ات حق است “اى كسانى كه ايمان آورده ايد خدا را ياد كنيد ياد كردن بسيار و تسبيح او گوئيد در بامداد و پسين “

وَقُلْتَ وَقَوْلُكَ الْحَقُّ فَاذْكُرُونى اَذْكُرْكُمْ فَاَمَرْتَنا بِذِكْرِكَ وَوَعَدْ تَنا عَلَيْهِ اَنْتَذْكُرَنا تَشْريفاً لَنا وَتَفْخيماً وَاِعْظاماً وَها نَحْنُ ذاكِرُوكَ كَما

ونيز فرمودى وگفته ات حق است “مرا ياد كنيد تا من هم شما را ياد كنم ” پس تو ما را به ياد كردنت دستور فرمودى وبه ما وعده دادى كه براى شرافت و عزت و عظمت بخشى به ما تو هم ما را ياد كنى و ما هم اكنون مطابق فرمانت تو را

اَمَرْتَنا فَاَنْجِزْ لَنا ما وَعَدْتَنا يا ذاكِرَ الذّاكِرينَ وَيا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ

ياد كنيم پس تو هم به وعده خويش وفا كن اى كه از يادكنندگانت ياد كنى و اى مهربانترين مهربانان

 .

چهاردهم : مناجات معتصمان

به نام خداى بخشاينده مهربان

اَللّهُمَّ يا مَلاذَ اللاَّئِذينَ وَيا مَعاذَ الْعاَّئِذينَ وَيا مُنْجِىَ الْهالِكينَ وَيا عاصِمَ الْباَّئِسينَ وَيا راحِمَ الْمَساكينِ وَيا مُجيبَ الْمُضْطَرّينَ

خدايا اى پناه پناه جويان و اى پناه ده پناهندگان و اى نجات دهنده هلاك شدگان و اى نگهدار بيچارگان و اى مهرورز مسكينان و اى اجابت كننده درماندگان

وَيا كَنْزَ الْمُفْتَقِرينَ وَيا جابِرَ الْمُنْكَسِرينَ وَيا مَاءوَى الْمُنْقَطِعينَ وَيا ناصِرَ الْمُسْتَضْعَفينَ وَيا مُجيرَ الْخاَّئِفينَ وَيا مُغيثَ الْمَكْرُوبينَ وَيا

و اى گنج فقيران و اى جبران كننده دل شكستگان و اى جاى ده دور از وطنان و اى ياور آنانكه ناتوانشان شمرده اند و اى پناه ده ترسناكان و اى فريادرس غمديدگان و اى

حِصْنَ اللاّجينَ اِنْ لَمْ اَعُذْ بِعِزَّتِكَ فَبِمَنْ اَعُوذُ وَاِنْ لَمْ اَلُذْ بِقُدْرَتِكَ فَبِمَنْ اَلوُذُ وَقَدْ اَلْجَاَتْنِى الذُّنُوبُ اِلىَ التَّشَبُّثِ بِاَذْيالِ عَفْوِكَ

قلعه محكم پناهندگان اگر من به عزت تو پناه نياورم پس به كه پناه برم و اگر به قدرت تو دست پناهندگى دراز نكنم پس به كه پناهنده شوم (خدايا) گناهان مرا ناچار كرده كه به دامان عفوت چنگ زنم

وَاَحْوَجَتْنِى الْخَطايا اِلىَ اسْتِفْتاحِ اَبْوابِ صَفْحِكَ وَدَعَتْنِى الاِساَّئَةُ اِلَى الاِناخَةِ بِفِناَّءِ عِزِّكَ وَحَمَلَتْنِى الْمَخافَةُ مِنْ نِقْمَتِكَ عَلَى الْتَّمَسُّكِ

و خطاها مرا نيازمند كرده كه از تو بخواهم درهاى چشم پوشيت را به رويم بگشايى و بديها مرا بدينجا كشانده كه به آستان عزت تو بار اندازم و ترس از انتقام مرا واداشته كه

بِعُرْوَةِ عَطْفِكَ وَما حَقُّ مَنِ اعْتَصَمَ بِحَبْلِكَ اَنْ يُخْذَلَ وَلا يَليقُ بِمَنِ اسْتَجارَ بِعِزِّكَ اَنْ يُسْلَمَ اَوْ يُهْمَلَ اِلهى فَلا تُخْلِنا مِنْ حِمايَتِكَ وَلا

به رشته محكم مهر تو چنگ زنم و براستى آنكس كه به ريسمان تو چنگ زند سزاوار خوارى نيست و آنكس كه به عزت تو پناهنده شود تسليم كردنش و يا واگذاردنش شايسته نيست پس اى خدا ما را از حمايت خويش وامگذار و

تُعْرِنا مِنْ رِعايَتِكَ وَذُدْنا عَنْ مَوارِدِ الْهَلَكَةِ فَاِنّا بِعَيْنِكَ وَفى كَنَفِكَ وَلَكَ اَسْئَلُكَ بِاَهْلِ خاَّصَّتِكَ مِنْ مَلاَّئِكَتِكَ وَالصّ الِحينَ مِنْ بَرِيَّتِكَ

از رعايت خود باز مدار و از پرتگاههاى هلاكت بازدار زيرا ما در تحت توجه تو و در كنف حمايت تو و از آن توئيم از تو خواهم به حق خاصان درگاهت از فرشتگان و شايستگان از بندگانت

اَنْ تَجْعَلَ عَلَيْنا واقِيَةً تُنْجينا مِنَ الْهَلَكاتِ وَتُجَنِّبُنا مِنَ الاْفاتِ وَتُكِنُّنا مِنْ دَواهِى الْمُصيباتِ وَاَنْ تُنْزِلَ عَلَيْنا مِنْ سَكينَتِكَ وَاَنْ

كه براى ما سپرى قرار دهى كه ما را از مهالك نجات دهد و خودت ما را از آفات دور كنى و از مصيبتهاى بزرگ ما را محفوظ دارى و از آرامش خود بر ما فرود آرى و

تُغَشِّىَ وُجُوهَنا بِاَنْوارِ مَحَبَّتِكَ وَاَنْ تُؤْوِيَنا اِلى شَديدِ رُكْنِكَ وَاَنْ تَحْوِيَنا فى اَكْنافِ عِصْمَتِكَ بِرَاْفَتِكَ وَرَحْمَتِكَ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ

چهره هاى ما را به انوار محبت خويش بپوشانى و در پايگاه محكمت ما را جاى دهى و ما را در كرانه هاى عصمت خويش بدارى به حق عطوفت و مهرت اى مهربانترين مهربانان

 .

پانزدهم : مناجات پارسايان

به نام خداى بخشاينده مهربان

 اِلهى اَسْكَنْتَنا داراً حَفَرَتْ لَنا حُفَرَ مَكْرِها وَعَلَّقَتْنا بِاَيْدِى الْمَنايا فى حَباَّئِلِ غَدْرِها فَاِلَيْكَ نَلْتَجِىءُ مِنْ مَكاَّئِدِ خُدَعِها وَبِكَ نَعْتَصِمُ

خدايا ما را در خانه اى جا داده اى كه سر راه ما گودالهاى نيرنگ را كَنده و در دامهاى فريب خود ما را به چنگالهاى مرگ آويخته پس به سوى تو پناه آوريم از دامهاى فريبش و به تو نگهدارى جوئيم

مِنَ الاِغْتِرارِ بِزَخارِفِ زينَتِها فَاِنَّهَا الْمُهْلِكَةُ طُلاّبَهَا الْمُتْلِفَةُ حُلاّلَهَا الْمَحْشُوَّةُ بِالاْفاتِ الْمَشْحُونَةُ بِالنَّكَباتِ اِلهى فَزَهِّدْنا فيها

از مغرور شدن به زر و زيور آراسته اش زيرا كه دنيا جويندگانش را به هلاكت اندازد و واردين خود را نابود كند آكنده است از بلا و زيان و پر است از رنج و سختى خدايا پس ما را در دنيا پارسا كن

وَسَلِّمْنا مِنْها بِتَوْفيقِكَ وَعِصْمَتِكَ وَانْزَعْ عَنّا جَلابيبَ مُخالَفَتِكَ وَتَوَلَّ اُمُورَنا بِحُسْنِ كِفايَتِكَ وَاَوْفِرْ مَزيدَنا مِنْ سَعَةِ رَحْمَتِكَ

و به وسيله توفيق و نگهدارى خود ما را از شرورش سالم بدار و بيرون آر از بر ما جامه هاى مخالفت و نافرمانيت را و با حسن كفايت خود امور ما را سرپرستى فرما و از رحمت وسيع خود سهميه عطاى ما را افزون گردان

وَاَجْمِلْ صِلاتِنا مِنْ فَيْضِ مَواهِبِكَ وَاغْرِسْ فى اَفْئِدَتِنا اَشْجارَ مَحَبَّتِكَ وَاَتْمِمْ لَنا اَنْوارَ مَعْرِفَتِكَ وَاَذِقْنا حَلاوَةَ عَفْوِكَ وَلَذَّةَ

و جايزه هاى ما را از سرچشمه پرفيض مواهبت نيكو گردان و بنشان در دلهاى ما درختهاى محبتت را و كامل گردان بر ما انوار درخشنده معرفتت را و بچشان به ما شيرينى عفو و لذت

مَغْفِرَتِكَ وَاَقْرِرْ اَعْيُنَنا يَوْمَ لِقاَّئِكَ بِرُؤْيَتِكَ وَاَخْرِجْ حُبَّ الدُّنْيا مِنْ قُلُوبِنا كَما فَعَلْتَ بِالصّالِحينَ مِنْ صَفْوَتِكَ وَالاْبْرارِ مِنْ خاَّصَّتِكَ

آمرزشت را و ديدگانمان را در روز قيامت به مشاهده جمالت روشن كن و دوستى دنيا را از دلهاى ما بيرون كن چنانچه درباره برگزيدگانت و نيكان از خواص درگاهت چنين كردى

بِرَحْمَتِكَ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ وَيا اَكْرَمَ الاْكْرَمينَ

به رحمتت اى مهربانترين مهربانان و اى كريم ترين كريمان

موضوعات مطلب : تگ های مطلب :

نظرات

  • ramadan mobarak
  • ارسال شده در 17 Sep 2013

    Log In